رهبری و مشکلات اقتصادی ۱۳۹۸/۰۴/۲۲ - ۶۷ بازدید

اکثرا در توجیه مشکلات اقتصادی بیان می‌فرمایید که«رفع مشکلات با دستور مستقیم رهبری ممکن نیست وشروع به بیان وظایف ایشان در قانون اساسی میکنید»،بله،فرمایش شما از جهاتی درسته.ولی مردم در صدر انقلاب به دنبال امام،ره،حرکت کردند تا مشکلاتشان به دست فقیهی الهی حل شود و چنین شخصی حاکم بر کشورشان گردد.پس الان راه حل مشکل توده مستضعف چیه؟اگه قرار بود زمام به دست دولت و مجلس
باشه،که نیاز به انقلاب نبود.وقتی قراره ما انقلابمون رو صادر کنیم،باید در همه عرصه ها از جمله اقتصاد،به دنیا بگیم با تکیه بر روش اسلامی حکومت،بهترین راه حلها ارایه میشه.یا اقا از اختیاراتشون استفاده نمیکنه ،که این محاله.یا اختیاراتشون کافی نیست که یعنی ضعف قانون.
واقعا تکلیف مردم چیه؟

۱.اینکه مردم انقلاب کردند تا فقیهی الهی بر کشور حاکم شود ، در جای خود درست است ، اما حاکمیت فقیه به این معنا نیست که خود مستقیماً تمام امور تقنینی ، اجرایی و قضایی کشور را به دست گیرد ، چنین امری گذشته از آنکه با توجه به گستردگی امور کشور ، امکان پذیر نیست ، با جمهوریت نظام و نقش مردم نیز منافات دارد . نظام اسلامی ، نظامی است که نه استبدادی است و نه دموکراسی غربی بلکه برای مردم در چارچوب احکام اسلامی احترام قائل است از این رو نظام اسلامی با رأی مردم بر اساس« جمهوری اسلامی» شکل گرفت. مردم در این نظام ، مسئولان را بر می گزینند و مشکلات و مسائل مختلف کشور باید به دست خود مردم و نمایندگان آنان برطرف گردد .ضمن آنکه نباید تصور نمود اصلاح جامعه و برطرف شدن مشکلات آن تنها با داشتن رهبر شایسته امکان پذیر است ، بلکه در کنار رهبری صالح نیازمند همراهی کارگزاران حکومتی و مردم می باشد .اصلاح و بر طرف شدن مشکلات با صرف دستور و بخشنامه ایجاد نمی شود ، بلکه باید همه مسئولان کشور و مردم با همدلی و همراهی در عمل در مسیر برطرف نمودن مشکلات و پیمودن راه پیشرفت گام بردارند . خداوند متعال یکی از فلسفه بعثت انبیا را این گونه بیان می فرماید : « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط » « ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند .»( سوره حدید ، آیه ۲۵) در این آیه شریفه تعبیر « لیقومَ الناسُ بالقسطِ» به کار برده شده که سخن از خود جوشی مردم است . نمى فرماید: هدف این بوده که انبیاء انسانها را وادار به اقامه قسط کنند، بلکه مى گوید: هدف این بوده که مردم مجرى قسط و عدل باشند آرى مهم این است که مردم چنان ساخته شوند که خود مجرى عدالت گردند، و این راه را با پاى خویش بپویند. (مکارم شیرازی , ناصر ، تفسیر نمونه ، تهران: دار الکتب الاسلامیه ، ۱۳۷۴، ج۲۳، ص ۳۷۲)از این رو صرف وجود رهبری برای برطرف نمودن مشکلات کشور کافی نبوده و در کنار آن باید عوامل و زمینه های بروز مشکلات و کاستیها برطرف گردد و افراد نیز در مسیر برطرف نمودن مشکلات گام بردارند . در غیر این صورت رهبر حتی اگر امام معصوم علیه السلام باشد ، بدون همراهی مردم قادر نخواهد بود جامعه را به پیش ببرد و مشکلات را برطرف نماید .
۲.انقلاب برای ایجاد تحول بنیادین در کشور در راستای حاکمیت ارزش های اسلامی بود و قرار بود با انقلاب ، امور کشور به دست دولت و مجلس شایسته و نماینده مردم باشد نه دولت و مجلس دست نشانده شاه و مردم بتوانند در همه امور کشور دخالت داشته باشند. قرار نبود که مردم از صحنه کشور همچون گذشته کنار گذاشته شوند. البته روشن است که مردم می توانند با انتخاب افراد اصلح ، روند حرکت کشور را در بخش های مختلف مناسب نمایند یا با انتخاب افراد غیر کارآمد در روند حرکت کشور ، تأثیر منفی بگذارند .
۳. مشکلات اقتصادی ناشی از فقدان نگاه و برنامه جامع و گرفتار شدن آن در نگاه حزبی و جناحی و مقطعی است . بی تردید اگر همان روحیه و عزم انقلابی و جهادی که در بخش های علمی و دفاعی کشور ، پیشرفت ها و دستاوردهای بسیار بزرگی را برای کشور را به ارمغان آورده در عرصه اقتصاد نیز به کار گرفته شود ، شاهد برطرف شدن مشکلات در این عرصه خواهیم بود . کسی منکر وجود مشکلات و کاستیها به ویژه در بخش اقتصادی در کشور نیست ، اما کدام کشور است که با مشکلات و چالش روبرو نباشد ، آیا کشورهایی که داعیه پیشرفت و توسعه دارند با مشکلات متعددی دست به گربیان نیستند بنابر این نباید به گونه ای وا نمود کرد که تنها کشور ما دارای این مشکلات است . ارزیابی منصفانه در گرو توجه به مجموعه اقدامات مثبت و نقاط ضعف در کنار هم بدون هر گونه بزرگ نمایی و سیاه نمایی در باره مشکلات و نادیده گرفتن نقاط قوت است . تحلیلی بر کارنامه انقلاب اسلامی در بخش اقتصاد براساس گزارش مراکز بین المللی نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران با همه فراز و نشیب ها، ضعف ها و کاستی ها و برخی اشکالات جدی، در مجموع کارنامه موفقی نسبت به رژیم قبل داشته است. هرچند این کارنامه اقتصادی هنوز با انتظارات مردم و اهداف ترسیم شده از انقلاب فاصله دارد .
مقام معظم رهبری فرمودند: « دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش می کند که کمبود‌های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ این نقشه‌ دشمن است. آنها می خواهند این‌جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره‌ها را باز کند؛ یک سوءاستفاده‌ این‌جوری می خواهند بکنند برای کوبیدن نظام اسلامی. این حرف ناشی از بغض و عداوت و کینه‌ آنها به نظام اسلامی است. این یک حرف خلاف واقع است، خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق‌العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن‌وقت معلوم می شود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود‌ها و ناتوانایی‌های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده‌اند؛ امّا نظام اسلامی توانایی‌هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته‌اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این سی و چند سال برای کشور انجام بدهند؛ آن‌هم درحالی‌که در این سی و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است.
من چند نمونه را عرض می کنم. البتّه اینها فقط نمونه‌هایی است که من می گویم وَالّا آن فهرست خدمات نظام جمهوری اسلامی، یک فهرست بسیار طولانی‌تر از این حرفها است. ببینید! جمعیّت کشور از اوّل انقلاب تا امروز دو برابر شده است. یعنی از حدود چهل میلیون به نزدیک به هشتاد میلیون رسیده است، امّا آنچه اتّفاق افتاده و آن کارهایی که در زمینه‌های مختلف انجام گرفته است، بحث دو برابر و سه برابر نیست، [بلکه] ارقام فوق‌العاده و بسیار چشمگیری است.
در زمینه‌های زیرساختی، کارهایی در کشور شده است که حقیقتاً از نظر معیار و مقیاسی، [که] انسان با کشورهای دیگر می‌سنجد، بسیار بزرگ و عظیم است. از باب مثال: راه‌های کشور در این مدّت، شش برابر شده است؛ ظرفیّت بنادر کشور در این مدّت، بیست برابر شده است؛ سدهای مخزنی کشور -که آب شُرب و آب کشاورزی را تأمین می کنند- سی برابر شده است؛ تولید برق کشور، چهارده برابر شده است؛ صادرات غیر نفتی کشور، ۵۷ برابر شده است -قبل از انقلاب، (یعنی)در دوران طاغوت، صادرات کشور تقریباً منحصر بود به نفت و یک مختصری اشیاء تولیدی دیگر که در جنب صادرات نفتی، تقریباً هیچ بود؛ امروز صادرات غیر نفتی ۵۷ برابر افزایش پیدا کرده است- تولید محصولات پتروشیمی سی برابر و تولید محصولات فولادی پانزده برابر [شده است]؛ اینها کارهای زیرساختی است؛ هر کشوری بخواهد تحرّک پیدا کند، پیشرفت اقتصادی پیدا کند، به این چیزها احتیاج دارد؛ این کارها در دوران انقلاب انجام گرفته است.
در زمینه‌ علم و فنّاوری، از اوّل انقلاب [تاکنون]، تعداد دانشجویان ۲۵ برابر شده است؛ اوّل انقلاب، همه‌ دانشجویان کشور دویست‌و‌خرده‌ای هزار نفر بود، امروز نزدیک پنج میلیون دانشجو در کشور مشغول تحصیل هستند؛ مقالات علمی شانزده برابر [شده]؛ و فعّالیّتهای علمی و فنّاوری فراوان دیگر.
در زمینه‌ توسعه‌ اجتماعی و انسانی، شاخصها بسیار بالا است. در زمینه‌ خدمات -خدمت‌رسانی- به مردم -مثل برق و گاز و تلفن و آبادی روستاها- آمارها بسیار خوب و مژده‌بخش است. در زمینه‌ فعّالیّتهای نظامی، آمارها فوق‌العاده است؛ کشوری که قبل از پیروزی انقلاب، از لحاظ نظامی وابسته‌ محض به خارج از کشور بود -آن هم به دشمنانی مثل آمریکا- امروز از لحاظ پیشرفتهای نظامی، آن‌چنان چشمگیر است که چشم دشمن را هم می زند، او را هم خشمگین و نگران و عصبانی می کند.
اینها همه‌اش هنر نظام اسلامی است؛ اینها کارهایی است که نظام اسلامی کرده است. عرض کردم که اگر این فهرست را بخواهم بگویم، یک فهرست بسیار طولانی است و کار از اینها برتر و بالاتر است. البتّه انقلاب متوقّف نمی شود، پیشرفت متوقّف نمی شود؛ کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام بگیرد و به حول و قوّه‌ الهی انجام خواهد گرفت و در سیاستهای کلّی نظام اسلامی (هم) به آن کارهایی که باید در آینده انجام بگیرد، تصریح شده است و ذکر شده است که چه کارهایی باید انجام بگیرد.
خب، ضعفهایی هم داشته‌ایم که کم نبوده؛ بنده از ضعفهای فعّالیّتهای مسئولین کشور -از جمله خودِ این حقیر- در سطح عموم ملّت ایران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهای زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریّتهای ما است، مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست. ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریّتهای ضعیف، بی‌حال، ناامید، غیرانقلابی، و بی‌تحرّک داشتیم؛ کارها یا متوقّف مانده است، یا انحراف پیدا کرده است. این مسئله‌ای است که وجود دارد؛ یک اشکالی و یک ضعفی است که وجود دارد؛ باید مدیرانمان ان‌شاءالله پُرانگیزه‌تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام بدهند، و به حول و قوّه‌ الهی همین‌جور هم خواهد شد. من به‌طور قاطع عرض میکنم که اگر مدیریّت در بخشهای مختلف کشور، متدیّن باشد، انقلابی باشد و کارآمد باشد، همه‌ مشکلات کشور حل خواهد شد؛ ما مشکل غیرقابل حلّی در کشور نداریم. »( بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی ،۹۶/۱/۱)
با وجود تحولات و دستاوردهایی که انقلاب اسلامی در زمینه اقتصادی داشته است ، اما چالش های نظری و عملی متعددی در عدم تحقق و ترسیم ساختار اقتصادی مناسب تأثیر گذار بوده است مهمترین آن عبارت است از:
ا.ضعف در ترسیم راهبرد و طراحی الگوی کلان اقتصادی
متأسفانه در عرصه اقتصادی راهبرد و الگوی کلان اقتصادی ترسیم نشده و برنامه های پنج ساله توسعه و سند چشم انداز و اقتصاد مقاومتی نیز که می توانست چالش نظری ساختار اقتصادی کشور را پاسخ داده و نقش مهمی در تحول ساختار اقتصادی کشور ایفا نماید ، در عرصه عمل و اجرا ، محقق نشد و در عمل دولت ها در عرصه اقتصادی به جای توجه به سیاست های ابلاغی بر اساس اولویت های فکری و گرایشات نظری خود عمل نموده زمانی اولویت به توسعه اقتصادی داده می شد و زمانی توسعه سیاسی اولویت داشت و در برهه ای عدالت محوریت یافت .
ب.وابستگی اقتصاد به نفت ؛ شاید بتوان چالش اصلی اقتصاد ایران در ۴۰ سال گذشته را وابستگی به میراث شوم سال های قبل از انقلاب دانست. اعتیاد به نفت، میراثی بود که اقتصاد ایران نتوانست از آن رهایی یابد. اگرچه در سال های اخیر تحریم ها با همه سختی و فشارها توانست سهم نفت را از بودجه کشور کاهش دهد، اما در عمل بخش اجرایی حاکمیت تدبیر مسئولان ارشد و سیاست گذاران برای رهایی از وابستگی اقتصاد به نفت را دور زد و در دهه ۸۰ با خالی کردن حساب ذخیره ارزی و در دهه ۹۰ با تلاش برای برداشت دولتی از صندوق توسعه ملی، سازوکارهای کاهش وابستگی بودجه به نفت را کم اثر کرد. با این حال اکنون اقتصاد کشور با درآمد صادرات غیر نفتی در حد درآمد صادرات نفت مواجه است و توانسته حاکمیت نفت در اقتصاد ایران را کم رنگ کند، اگرچه بخش های دیگر نظیر پتروشیمی نیز با معضل خام فروشی مواجه است، اما پررنگ شدن سهم این بخش و برخی بخش های دیگر مثل صادرات خدمات فنی و مهندسی و افزایش سهم مالیات در بودجه، نشان می دهد که از شدت اعتیاد اقتصاد ایران به نفت کاسته شده است.
مقام معظم رهبری فرمودند: « کیفیت بنای هندسه اقتصاد کشور، از دوران رژیم وابسته پهلوی، کیفیّت غلطی بوده که تغییر دادن آن تا امروز، کار دشواری بوده است. بخصوص در دوران جنگ که فرصت سازندگی و تولید هم نبود، همان روش وابستگی به نفت، ادامه پیدا کرد؛ روزبه‌روز تشدید شد، یا لااقل همان‌طور ادامه یافت.( بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی۱/۱/۷۸)
ج.ساختار معیوب بانکداری کشور؛یکی از عواملی که موجب شده تا در عرصه تحقق ساختار اقتصادی مناسب با مشکل روبرو باشیم ، ساختار معیوب بانکداری کشور است که با وجود تحولاتی که در سیستم بانکی کشور پس از انقلاب اسلامی صورت گرفت و تلاش هایی برای تحقق بانکداری اسلامی انجام شد ، اما هنوز نظام بانکداری کشور ما با مشکلاتی روبرو است و نقش مؤثری در تولید ایفا نمی کند.
د.عدم تحقق کامل خصوصی سازی و دولتی بودن اقتصاد نیز از عوامل دیگری است که موجب شده تا تحول ساختاری مناسب در اقتصاد کشور صورت نگیرد.
۴. قانون مشکلی ندارد و مسئولیت ها در قانون به روشنی مشخص شده است . وظایف واختیارات مقام معظم رهبرى در ارتباط با مسائل کلى کشور و سیاست گذارى هاى کلان آن است و ایشان در این راستا دستورالعمل ها و رهنمودها و تذکرات لازم را ارائه و بر حسن اجراى سیاست هاى کلى نظارت دقیق و مستمر دارند و درباره مشکلات و نارسایى هاى موجود در جامعه به ویژه مفاسد به مسؤولان تذکرات و هشدارهاى لازم را مى دهند و از طریق آنان مسائل را پیگیرى مى کنند.
همانگونه که فرمودند: «رهبرى یک مدیریت است؛ البته مدیریتِ اجرائى نیست... مدیریت اجرائى، مشخص است. مدیریت اجرائى در بخش قوه‌ مجریه ضوابط مشخصى دارد، معلوم است، مسئولین معینى دارد؛ در قوه‌ قضائیه هم - که آن هم مدیریت اجرائى است - همین طور، هر کدام مسئولیتهائى دارند؛ قوه‌ مقننه هم که معلوم است.رهبرى، ناظر بر اینهاست. به چه معنا؟ به این معنا که از حرکت کلى نظام مراقبت کند.در واقع رهبرى، یک مدیریت کلان ارزشى است. همین طور که اشاره کردم، گاهى اوقات فشارها، مضیقه‌ها وضرورتها، مدیریت هاى گوناگون را به بعضى از انعطاف هاى غیر لازم یا غیر جائز وادارمی کند؛ رهبرى بایستى مراقب باشد، نگذارد چنین اتفاقى بیفتد. این مسئولیتِ بسیارسنگینى است... مسئولین در بخشهاى مختلف، مسئولیتهاى مشخصى دارند... در همه‌ى اینهارهبرى نه می تواند دخالت کند، نه حق دارد دخالت کند، نه قادر است دخالت کند؛ اصلاًامکان ندارد. خیلى از تصمیمهاى اقتصادى ممکن است گرفته شود، رهبرى قبول هم نداشته باشد، اما دخالت نمی کند؛ مسئولینى دارد، مسئولینش باید عمل کنند. بله، آنجایى که اتخاذ یک سیاستى منتهى خواهد شد به کج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئولیت پیدا میکند. دستگاه‌هاى گوناگون - قوه‌ى قضائیه، قوه‌ى مجریه، قوه‌ى مقننه - مثل همه‌ى دنیا، کارهاى موظف قانونى خودشان را دارند انجام میدهند، با اختیارات کاملى که در قانون اساسى معین شده؛ اما حرکت کلان و کلى نظام اسلامى به سمت آن آرمانها باید منحرف نشود؛ اگرمنحرف شد، باید گریبان رهبرى را گرفت، او را بایستى مسئول دانست؛ او مسئول است که نگذارد.( بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشگاهیان استان کرمانشاه؛ www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=۸۷۲۹))
همچنین فرمودند: « بحث عدالت اجتماعى باید تعقیب شود شکى در این نیست و بارها هم این را گفته ام منتها آن کسى که باید تعقیب بکند، بنده نیستم دستگاه هاى قضایى و دستگاه هاى دولتى هستند که بایستى دنبال بکنند. یک مقدار از این قضیه باید به برکت قوانین خوب حل بشود یک مقدار باید به برکت اجرا حل بشود. یک مقدار هم باید به برکت بازرسى دستگاه هاى برتر و بالاتر حل بشود یعنى، دستگاه هاى دولتى نسبت به بخش هاى زیر مجموعه خودشان» (بیانات در دیدار از دانشگاه صنعتى شریف، ۱ آذر ۱۳۸۷)
علاوه بر اینکه بخش مهمی از حل مشکلات و معضلات جامعه از جمله در مورد برخورد با مفاسد اقتصادی به حسن انتخاب و یا سوء انتخاب مردم باز می گردد . به عنوان مثال اگر مردم نماینده ای را انتخاب نمایند که نتواند در برابر مشکلات جامعه به ویژه در عرصه برخورد با مفاسد اقتصادی به قانونگذاری درست بپردازد و یا رئیس جمهوری را انتخاب نمایند که نه تنها به حل مشکلات جامعه از جمله مشکلات اقتصادی رغبتی نشان ندهد بلکه حتی خود زمینه برخی مشکلات اقتصادی را ایجاد نماید و نسبت به مفاسد اقتصادی و انضباط مالی دولت حساسیت لازم را نداشته باشد و عزم و اراده جدی در برخورد با این گونه مفاسد را نداشته باشد ، این خود مردم هستند که با انتخاب خود زمینه بروز این گونه مفاسد را ایجاد نموده اند و نباید همه مسئولیت را متوجه رهبری دانست هر چند رهبری در برابر انحرافات و مشکلات اساسی جامعه سکوت نکرده و با آن برخورد نموده اند .
در کنار مطالبه رهبری ، برخورد جدی و قاطع با مفاسد اقتصادی و صاحبان زر و زور باید به مطالبات جدی و پیگیر مردم از مسئولان تبدیل شود و این مطالبه در قالب یک گفتمان ملی و عمومی ظهور نماید تا کسی نتواند در برخورد با آن کوتاهی و ضعف و مسامحه نماید . نه اینکه صرفاً انتظار از رهبری داشته باشیم باید مردم به دنبال رهبری به میدان آمده و اصلاح این گونه مفاسد را به عنوان یکی از مطالبات ملی خود معرفی نمایند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.