روزه سه روز یا سی روز ۱۳۹۸/۰۳/۰۱ - ۶۸۳ بازدید

سلام علیکم.برخی از مردم مذهبی میگویند:ما در ماه رمضان فقط اون سه روز( شب قدر را) روزه میگیریم که اگه نگیریم گناه است اما مابقی ماه رمضان را اگه شد روزه میگیریم اگر هم نشد روزه نمیگیریم فقط مهم اون سه روز است.
لطفا این سوال را به طور دقیق نقد و جواب دهید.

اگر می خواهد دستور خدارا اجرا کندکه خداونددرقرآن صریح بیان نموده که روزه ماه رمضان واجب است. «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه»آیه ۱۸۵سوره بقره،شهر رمضان الذی انزل فیه القران ،ماه رمضان ۳ روزنیست ۳۰روزاست.اگر هرروزآن یک دقیقه کم شود قضا وکفاره عمد دارد.ایام وشبهای قدر اهمیت مضاعف داردلکن هلال ماه رمضان که دیده شد روزواجب می شود تا هلال ماه شوال دیده شود .باید از علما ومراجع ومؤمنین درس گرفت نه از افراد بی اطلاع که به سلیقه خود عمل می کنند.

نظرات

میهمان
آیا پیامبران اشتباه می کنند
پرسمان
انسانها از لحاظ گستره و ظرفيّت وجودي ، در يك سطح نيستند. لذا انتظار خداوند متعال از آنها نيز يكسان نيست. خداوند متعال آن انتظاري را كه از چهارده معصوم علیهم السلام دارد از انبياء و اولياي ديگر ندارد. همچنين آن انتظاري را كه از انبياي اولوالعزم دارد از غير اولوالعزم ندارد. به همين ترتيب انتظار خدا از انبياء غير اولوالعزم خيلي بيشتر از علماي ربّاني و از علماي ربّاني بيش از علماي عادي ، و از علما بيش از غير علماست. لذا بازتاب رفتارهاي اقشار گوناگون بندگان از جانب خدا نيز متفاوت است.آن كيفيّت از يك عمل كه براي عوام كمال محسوب مي شود چه بسا براي عالم نقص شمرده شود. و آنچه براي عالم عادي كمال فرض مي شود چه بسا براي عالم ربّاني نقصان تلقّي گردد. و به همين ترتيب حسنات عالم ربّاني سيئات انبياء و حسنات انبياء سيئات اولوالعزم ، و حسنات اولوالعزم سيئات اهل بيت علیهم السلام قلمداد مي شود. همانگونه كه در نزد عرف ، اگر فردي عادي كنار خيابان ساندويچ بخورد ، كار او چندان قبيح تلقّي نمي شود در حالي كه اگر عالمي يا استاد دانشگاه معروفي چنين عملي را انجام دهد ، كارش به شدّت زشت شمرده مي شود تا آنجا كه اگر عالمي ديني چنين رفتاري از خود نشان دهد اقتداء به او در نماز جماعت مشكل است. بايد توجّه داشت كه اوّلاً گناه شأني غير از گناه شرعي و اصطلاحي است و ثانياً بين گناهكار دانستن خود و گناهكار بودن تفاوت است. توبه و استغفار انبياء يا از روي گناهكار دانستن خود بوده كه شرط اخلاص در بندگي و اعتراف به كوچكي و قصور خود در مقابل عظمت الهي است يا توبه از گناه شأني بوده نه از گناه شرعي ؛ و آنچه با عصمت لازم براي نبي ، در تقابل است گناه شرعي است نه گناه شأني ؛ چرا كه گناه شأني حقيقتاً گناه نيست بلكه كارخيري كه مناسب شأن و رتبه ي وجودي نبي نيست ؛ براي مثال اينكه كسي نجات فرزند خويش را از خدا طلب نمايد گناه نيست ولي كسي چون حضرت نوح نبايد بي اذن خاصّ خدا چنين طلبي داشته باشد لذا وقتي چنين طلبي نمود مورد مؤاخذه ي خدا قرار گرفت و طلب استغفار نمود (ر.ك: سوره هود آيه 46 و 47) . البته گناه شأني نيز بسته به رتبه ي وجودي افراد متفاوت است لذا آنچه چهارده معصوم آن را براي خود گناه محسوب داشته از آن استغفار مي نمودند براي انبياي اولوالعزم كار خير محسوب مي شود كجا رسد براي انبياي ديگر و افراد غير معصوم. لذا همانگونه كه در روايت نبوي آمده است كه « حسنات الابرار سيئات المقرّبين » بر همان مبنا مي توان گفت: « حسنات الانبياء سيئات اهل البيت». حال بر مبناي اين مقدّمه ي كلّي به نكاتي جزئي تر نيز مي پردازيم 1ـ توبه و استغفار هميشه به معناى بازگشت از گناه نيست بلكه هر گونه بازگشت و توجّه به خدا را كه همراه با اعتراف به ناتواني خود از به جا آوردن حقّ بندگي است ، شامل مى شود. از اين رو توبه و استغفار به خودى خود، يكى از عبادت هاى بزرگ و از مصاديق بارز تعظيم خداست و هيچ دلالتي بر گناهكار بودن استغفار كنننده ندارد. بلكه دائم الاستغفار بودن از علائم اهل تقوا و ايمان و شرط بندگي است و آنكه مداومت براستغفار نداشته باشد در منطق قرآن كريم و اهل بيت علیهم السلام نه تنها نمي تواند امام يا نبي باشد بلكه حتّي مومن حقيقي هم نيست. امام صادق علیه السلام فرمودند: «الاستغفار، و قول « لا إله إلّا اللّه» خير العبادة ـــ استغفار و قول لا إله إلّا اللّه بهترين عبادت است» و رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمودند:«خير الدّعاء الاستغفار ـــ بهترين دعاها استغفار است». خداوند متعال نيز در قرآن كريم ، مؤمنان راستين را چنين توصيف مى كند:«الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ ـــ آنان شكيبايان ، راستگو ، فرمانبرداران ، انفاق كنندگان و استغفار كنندگان در سحرگاهان هستند.» ( آل عمران:17) .و در جاى ديگر مى فرمايد: «كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ــــ شبانگاه اندكى مى آرَمَند و سحرگاهان به استغفار مى پردازند» (ذاريات:17). اگر استغفار اينان از گناه بود نبايد آن را به سحرگاهان مي انداختند بلكه از پس گناه بايد استغفار مي نمودند ؛ لكن استغفار شبانه ي اينها جزء عبادتهاي دائمي آنهاست. توبه و استغفار و استغاثه دائمى پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان ـ عليهم السلام ـ در پيشگاه خدا ، نقش عملى را در تربيت امّت نيز دارد و به ديگران مى آموزد كه چگونه در پيشگاه خدا به توبه، تضرّع و انابه بپردازند و به جهت پاره اى از اعمال نيك ، مغرور نگشته و به خاطر اعمالي كه هيچ در خور خداوندي خدا نيست خود را از خدا طلبكار ندانند و همواره خود در به جا آوردن حقّ بندگي خدا قاصر و مقصّر بدانند كه اين عالي ترين اعتراف به عظمت بي منتهاي حضرت پروردگار است. آيا كسى كه ناله ها و گريه هاى اطاعت و بندگى (اميرمؤمنان (عليه السلام)) را ببيند و بشنود، با خود نمى گويد: او كه يك لحظه عمرش برتر از عبادت ثقلين است، اين چنين توبه مى كند؛ پس من حقير چگونه به خود ببالم و از خدا عذرخواهى نكنم!؟ عقل قطعی و نقل قطعی هیچ‌گاه نمی‌توانند با هم در تعارض باشند، و اگر یکی از آنها قطعی و دیگری غیر قطعی باشد، به مورد قطعی عمل خواهیم کرد، اما اگر هر دو دلیل عقل و نقلی به درجه یقین نرسیده باشند، باید قواعد تعارض را اجرا کرد.توضیح بیشتر آن‌که؛ از تنافى میان مدلول (معنا و فحوای) دلیل عقلى و مدلول دلیل نقلى، به تعارض دلیل عقلى و نقلى یاد می‌کنند که از اقسام تعارض ادله و به معناى تنافى دو مدلول است.[1]اگر از دو دلیل عقلی و نقلی؛ یکی قطعی و دیگری ظنی باشد، طبیعی است که قطعی را بر غیر قطعی ترجیح می‌دهیم[2] پس اگر بخواهد تنافی و تعارض بین دو دلیل عقلی و نقلی تحقق یابد، باید -به ظاهر- یکی از دو مورد زیر باشد: 1. هر دو دلیل عقلی و نقلی، ظنّی باشند. 2. هر دو دلیل عقلی و نقلی، قطعی و یقینی باشند. در قسمت اول؛ اگر بین دو حکم عقلی و نقلی تعارضی شکل گیرد قواعد باب تعارض جارى می‌شود.[3] حکم اولی در باب تعارض بین دو دلیل، تساقط است ولی بر اساس برخی از روایات یا دلائل عقلی، مرجحاتی برای تعارض بین دو دلیل ذکر شده است که قبل از تساقط باید به آنها تمسک کرد. مرحوم شیخ انصاری در مباحث پایانی بحث‌های اصولی‌اش به موضوع مرجحات باب تعارض پرداخته است و در یک تقسیم‌بندی ابتکاری، مرجحات را به مرجحات داخلی و خارجی تقسیم کرده است که برای آگاهی بیشتر می‌توان به آن رجوع کرد.[4] در قسمت دوم؛ اگر هر دو دلیل قطعی باشند، بنابر نظریه علمای اصول به خصوص شیخ انصاری، هرگز تعارضی شکل نمی‌گیرد؛ زیرا دو دلیل قطعی با همین وصف قطعیتشان نمی‌توانند متعارض باشند، چون تعارض بین آن دو بدان معنا است که معصوم(ع) حرفی خلاف قطعی و بدیهی عقل بگوید که چنین چیزی امکان ندارد و از طرف دیگر؛ اگر دلیل نقلی قطعی داشته باشیم، چگونه دلیل عقلی می‌تواند بر خلاف آن بگوید؟ بنابر این؛ دو دلیل قطعی عقلی و نقلی هیچ‌گاه با یکدیگر تنافی و تعارض پیدا نمی‌کنند.[5] نتیجه این‌که؛ دو دلیل عقلی و نقلی در صورتی که هر کدام قوی‌تر باشد، مقدم می‌شود. از طرفی بین دو دلیل قطعی هم امکان تعارض وجود ندارد و تنها در صورتی که دو دلیل عقلی و نقلی، ظنّی باشند، و نتوان به هیچ وجه بین آنها جمع کرد، تعارض پیش می‌آید که باید به قواعد باب تعارض رجوع کرد. [2]. جمعی از نویسندگان، فرهنگ نامه اصول فقه، ص 327، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، قم، چاپ اول، 1389ش. [3]. همان. [4]. شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، ج 4، ص 80، مجمع الفکر الإسلامی، قم، 1422ق؛ همچنین ر.ک: [5]. فرائد الاصول، ج1، ص 17.
میهمان
ترجمه ایه ۱۸۵ سوره بقره بر دو گونه است گروهی مرجع ضمیر ه فلیصمه را ماه رمضان تلقی کردند و ترجمه کردند که باید ماه رمضان را روزه گرفت گروهی دیگر در ترجمه نگفتند ماه رمضان را باید روزه گرفت گفتند که هر کس در ماه رمضان حاضر بود روزه بگیرد دیگر نگفتند کل ماه را روزه بگیرد.
پرسمان
آیه 185 سوره بقره : "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ" با توجه به "فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ" پس هر كس از شما كه اين ماه را دريابد، بايد روزه بگيرد، به وضوح تصریح شده که "الشهر" این ماه (کل ماه) را باید روزه گرفت. پس آیه مورد نظر در هر دو صورت این مفهوم (کل ماه) را می رساند،
میهمان
بسیارمفیدبود

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.