روش مراقبه و محاسبه نفس ۱۳۹۳/۱۰/۲۸ - ۹۰۸ بازدید

منظور از مراقبه چیست؟ آدم باید از چه مراقبت کند؟

رابطه با خود یا گام های عملی به سوی خودسازی و یا به تعبیر علمای اخلاق مرابطه با نفس دارای چندین مرحله است:الف. مشارطه:
مشارطه به معنای شرط کردن و قرار گذاشتن است. بر سالک است که هر روز بعد از نماز صبح مقداری با خود خلوت کند و با یاد آورى سوره شریفه - وَ الْعَصْرِ اِنَّ الاْنْسانَ لَفى خُسْر- نفس خویش را مورد خطاب قرار دهد و بگوید: ارزنده ترین سرمایه من، عمر من است که تنها سرمایه رسیدن به حیات ابدی و سعادت جاوید است، ضایع کردن و صرف کردن آن در نافرمانی خدا و ارتکاب جرم و گناه مرا دچار خسارتی بزرگ خواهد کرد.
مگر این که کالایى از آن گران بهاتر به دست آورم، کالایى که در همان سوره در ادامه آیات آمده است: اِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الْصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ، مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبائى و استقامت توصیه نموده اند! نکند خسارت دیده و حسرت زده با پیک مرگ رو به رو شوم و در آخرت از زیان کاران باشم.
خوب است به خود بگوید: فکر کن عمر تو پایان یافته، و از مشاهده حوادث بعد از مرگ و دیدن حقایق تلخ و ناگوارى که با کنار رفتن حجاب ها آشکار مى شود، سخت پشیمان شده اى و فریاد بر آورده اى رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى اَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ، اى (فرشتگان) پـروردگار، شما را به خـدا مرا باز گردانید تا در برابر کوتاهی هایى که کردم! عمل صالـح انجام دهم (سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰)
در هنگام مشارطه سالک با اعضای خود مانند چشم، زبان، گوش، دست و پا، دهان، شکم، فکر و دل ، یکی یکی شرط می کند که مطیع فرمان خدا باشند، رضایت او را در نظر بگیرند، از حدود الاهی تجاوز نکنند، آنچه را که خدا دوست دارد، دوست بدارند و از آنچه نمی پسندد، پرهیز کنند، نعمت های خداوند را شکر گذارند و نیروهای خود را در راهی مصرف کنند که باعث رشد و شکوفایی خود و قرب الهی باشد.
ب. مراقبه:
«مراقبه» از ماده «رَقَبَه» به معنى «گردن»، گرفته شده و از آنجا که انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چیزى گردن مى کشد، و اوضاع را زیر نظر مى گیرد، این واژه بر معنى نظارت، مواظبت و زیر نظر گرفتن نفس خویش، به کار گرفته شده است.
این مرحله محوری ترین و مؤثرترین گام در بندگی خدا و تهذیب اخلاق به حساب می آید.
مراقبه، یعنی انسان پس از عهد و پیمان و شرط بستن با اعضا و جوارح خود در کمین آنها بنشیند و کاملا مراقب باشد که بر عهد خود بمانند و از صراط مستقیم هدایت گمراه نشوند.
حال انسان مراقب مانند کسی است که تمام سرمایه او گوهر گران بهایی است که در اختیار دارد و مراقب است تا دزدان و شیادان سرمایه او را به غارت نبرند. سرمایه انسان عمر او است، قلب، ایمان و نورانیت او است، انسانی که در محاصره هواهای درونی و شیطان های بیرونی قرار دارد، سرمایه ایمان و تقوای او در معرض هجوم و حمله دشمنان درونی و بیرونی است، اگر از خویش مراقبت نکند و اخلاق و کردار و افکارش را تحت کنترل و نظارت کامل قرار ندهد، شک نداشته باشد که سعادت ابدی او بر باد می رود و با دست خالی به عالم دیگر انتقال می یابد.
قرآن کریم می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (حشر، ۱۸) ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت) با خدا بپرهیزید، هر کس باید بنگرد که چه چیزی برای فردایش فرستاده است و از (مخالفت) با خدا بپرهیزید که خداوند از آن چه انجام می دهید آگاه است.
و از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است که فرمود: یَنبَغِی أَن یَکُون الرَّجُل مُهینًا عَلَی نَفسِهِ، مُرَاقِباً قَلبَه، حَافِظاً لِسَانَهُ؛ سزاوار است انسان بر خود مسلط باشد و همواره مراقب قلب خود و نگاه دار زبانش باشد.
د. محاسبه:
امام حسن عسکری (ع ) می فرماید: لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم ان عمل خیرا، استزاد و ان عمل سوئا استغفرالله.(میزان الحکمه، ص ۶۱۸) از ما نیست کسی که در شبانه روز لااقل یک بار محاسبه نفس نداشته باشد، اگر عمل خوبی از او سرزده از خدا بخواهد که توفیق او را زیاد کند و اگر عمل بدی سر زده، از خداوند طلب بخشش نماید.
محاسبه یعنی، انسان در یکی از ساعات پایانی روز به حساب و کتاب حالات و افعال خود رسیدگی کند که امروز چکار کرده ام، چه کار می بایست انجام می دادم که انجام نداده ام و چه کار انجام داده ام که می بایست نمی کردم ؟ خدا از کدام کار من راضی است و شیطان از کدام؟
منظور از محاسبه این است که هر کس همانند تاجری دقیق که در پایان روز یا هفته و ماه و سال، حساب های تجاری خود را بررسی می کند و سود زیان خویش را مورد مطالعه قرار می دهد، به یک محاسبه الهی و معنوی دست زند و همین دقت و موشکافی را در مورد اعمال و رفتارش اعمال نماید.
اگر اعمالش نیک و خداپسند باشد خدا را شکر کند و دوام آن را از خداوند بخواهد و اگر گناه و خلافی از او سرزده از خدا طلب آمرزش کند و از استمرار آن جلوگیری کند و در جبران آن و محو آثارش بکوشد.
یکی از مراحل سخت و دشواری که همه انسان ها در روز قیامت پیش رو خواهند داشت، محاسبه اعمال و رسیدگی به رفتار و کردار آنها در دنیاست. یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً. (آل عمران، ۳۰) روزی که هر کس، هر کار نیکی را که انجام داده حاضر می بیند و آرزو می کند میان او و اعمال بدش فاصله زیادی باشد.
در حدیث معروفی از رسول گرامی اسلام (ص) آمده: حَاسِبُوا أَنفُسَکُم قَبلَ أَن تُحَاسِبُوا وَزِنُوا قَبلَ أَن تُوزَنُوا وَ تَجهَزُوا لِلعَرض الاَکبَر (بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۶۷، ص ۷۳) پیش از آن که به حساب شما برسند، خود را محاسبه کنید و قبل از آن که شما را بسنجند خویش را بسنجید.
در روایت تکان دهنده ای از حضرت امام کاظم(ع) کسی که اهل محاسبه نفس و اعمالش نباشد با مرام و مسلک و برنامه اهل بیت(ع) اجنبی بوده و از زمره شیعیان آنها به شمار نمی آید.
ر. معاتبه و معاقبه:
بعد از محاسبه نوبت به معاتبه و معاقبه می رسد. معاتبه به معنای عتاب و سرزنش کردن و معاقبه به معنای مجازات کردن و کیفر دادن خود است.
این مرحله خاص کسانی است که در مراقبت از خود خوب عمل نکرده و نتوانسته است خواسته های افراطی نفس خود را کنترل نماید و دچار خطا و نافرمانی شده است.
اگر انسان بعد از محاسبه نفس و حسابرسی رفتار و کردار خود، در مقابل تخلفات و سرکشی های نفس واکنشی نشان ندهد، جرأت و جسارت نفس برای ارتکاب گناه بیشتر می شود. همان گونه که مدیر یک شرکت و یا رئیس یک اداره کارگران و کارمندان و زیردستان خود را به دلیل تخلفاتی که از آنها سرزده و کوتاهی و قصور در انجام وظایف، مورد سرزنش و جریمه قرار می دهد و متناسب با میزان خطا و جرم آنها را گوشمالی و کیفر می دهد، همچنین کسی که در راه اصلاح و تربیت نفس قدم بر می دارد باید در برابر سرکشی و طغیان نفس بی تفاوت نباشد و به موقع عکس العمل نشان دهد وگرنه افراطی گری و سرکشی نفس مهار نخواهد شد.
البته باید توجه داشت که کیفر نفس در برابر کارهای خلافی که انجام داده، دارای مراتب فراوانی است. گاهی به گونه ای است که تنها سرزنش کافی است و بیش از آن نیاز نیست ولی گاهی نیز لازم است سخت گیری بیشتری صورت گیرد و نفس انسان از برخی لذت ها، خواهش ها و چیزهای مورد علاقه اش، مانند خواب و غذا و استراحت محروم گردد تا رام و مهار شود.
امیرمؤمنان(ع) در خطبه معروف متقین در بیان اوصاف اهل تقوا می فرماید: هر گاه نفس او در انجام وظایفی که خوش ندارد سرکشی کند، او هم از آن چه دوست دارد محرومش می سازد.
و در حدیث نورانی دیگر می فرماید: إِذَا صَعبَت عَلَیکَ نَفسَکَ فَاصعَب لَهَا تَذِلُّ لَک. (غررالحکم، ص ۴۹۷) هنگامی که نفس منقاد و رام تو نگردد و بر تو سخت بگیرد، تو هم عرصه را بر او تنگ کن تا تسلیم تو گردد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.