ریشه پرخاشگری ۱۳۹۰/۱۰/۱۷ - ۳۶۲ بازدید

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای راهنمایی و پاسخ گویی برگزیده اید، در راستای پاسخ به پرسش شما باید عرض نمایم که: پرخاشگری که در اصطلاح روانشناسی به آن aggression و یا aggressivity، اطلاق می شود، اصطلاحی است بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله خصومت و خشونت.
پرخاشگری رفتاری است به صورت عملی یا کلامی نسبت به فرد یا شی‌ ای خاص که با هدف وارد کردن صدمه یا خسارتی به آن فرد یا شی انجام می‌پذیرد که ممکن است به دلایل زیر برانگیخته شود:
۱- ترس و یا حرمان
۲- میل به ایجاد ترس و یا فراری دادن دیگران
۳- میل به پیش بردن نظرات غیر منطقی شخصی و یا جمعی

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای راهنمایی و پاسخ گویی برگزیده اید، در راستای پاسخ به پرسش شما باید عرض نمایم که: پرخاشگری که در اصطلاح روانشناسی به آن aggression و یا aggressivity، اطلاق می شود، اصطلاحی است بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله خصومت و خشونت.
پرخاشگری رفتاری است به صورت عملی یا کلامی نسبت به فرد یا شی‌ ای خاص که با هدف وارد کردن صدمه یا خسارتی به آن فرد یا شی انجام می‌پذیرد که ممکن است به دلایل زیر برانگیخته شود:
۱- ترس و یا حرمان
۲- میل به ایجاد ترس و یا فراری دادن دیگران
۳- میل به پیش بردن نظرات غیر منطقی شخصی و یا جمعی
۴- مورد تهاجم قرار گرفتن قلمرو و .....
پرخاشگری از دلایل مهم ارجاع کودکان و نوجوانان به مراکز مشاوره و روان درمانی است.آنچه باعث توجه محققان به رفتارهای پرخاشگرانه شده، اثر نامطلوب آن بر رفتارهای میان فردی و همچنین اثر آسیب زای آن بر حالات درونی و روانی افراد است. علل پدید آورنده رفتار پرخاشگرانه:
۱- عوامل ارثی و سرشتی: عده ای اعتقاد دارند که بسیاری از پرخاشگری های کودکان ناشی از بیماری جسمی آنهاست. عده ای از محققین معتقدند پرخاشگری نتیجه فعل و انفعالات مغز است و عده ای دیگربر نقش هورمون های جنسی تاکید میکنندو همین عامل را علت اصلی وجود پرخاشگری شدیدتر در مردان نسبت به زنان میدانند.
۲- علل اجتماعی: اولین محیطی که کودک از نظر اجتماعی تجربه می کنند محیط خانواده است و موضوع مهم در خانواده برخوردهای کلامی و غیر کلامی والدین با یکدیگر است.اختلالات خانوادگی، پاسخ ندادن به موقع و مناسب به نیاز های کودک، فرصت ندادن به او برای ابراز وجود و تنبیه اصولیف زمینه ی رفتارهای پرخاشگرانه را در وجود کودک تحریک و تقویت میکند.در بین علل خانوادگی موثر بر رفتار پرخاشگرانه کودک، ناکامی طفل از دریافت محبت مادری، واکنش های نامناسب و پاسخ ندادن مادر به نیازهای غریزی و طبیعی کودک، میتواند از عوامل عمده پرخاشگری باشد.
۳- ناکامی: پرخاشگری میتواند معلول عوامل و موقعیت های ناخوشایندی چون ناکامی باشد. ناکامی شخص در نیل به اهداف خود، احتمال بروز رفتارهای نامطلوب به ویژه پرخاشگری را در او افزایش میدهد.
۴- الگو برداری فرد پرخاشگر از پدر و مادر خواهر و برادر و افرادی که کشش خاصی بسوی آنها دارد و دوستان و همسالان، همسالان الگوهای مهم و با نفوذی هستند که هم پرخاشگری و هم رفتارهای مطلوب را به کودک می آموزند.
۵- نقش اولیای مدرسه: دانش آموزان نه تنها از معلمین خود دروس مدرسه را فرا میگیرند، بلکه تحت تاثیر رفتارها و کردارهای آنها نیز واقع میشوند و از آنها رفتارهای خشن و تهدید آمیز هم می آموزند. فشار دروس تحصیلی، تحمیل تکالیف درسی زیاد از حد، تنبیهات بدنی و تبعیض میتواند روحیه پرخاشگری را در دانش آموزان ایجاد و تشدید نماید.
نظریاتی در مورد علل و عوامل پرخاشگری:
در نظریه روان تحلیل گری فروید، تاکید بر ذاتی بودن پرخاشگری است و میل به آسیب زدن به دیگران از غریزه مرگ و تخلیه انرژی به درون و یا بیرون ناشی میشود. برخی دیگر از روانکاوان رفتار پرخاشگرانه را نوعی بازگشت به دوره های اولیه کودک میدانند.
در نظریه رفتارشناسی لورنز نیز بر غریزی و ذاتی بودن پرخاشگری تاکید شده و هدف اصلی پرخاشگری تامین فضای زیستی کافی برای بقای موجود زنده است و سائقی در جهت نگهداری و بقاء خود می باشد.
در نظریه ناکامی- پرخاشگری تمامی رفتارهای پرخاشگرانه از سائق پرخاشگری که خود برخاسته از ناکامی هستند، پنداشته میشوند.
در نظریه یادگیری اجتماعی تاکید بر نقش تقویت و الگوهای مشاهده ای در بروز و تداوم این رفتار است. در اینجا تلاش برای یافتن عوامل بیرونی رفتار پرخاشگرانه است.چه ناکامی فقط موجب پرخاشگری در افرادی می شود که فراگرفته اند در موقعیت های ناخوشایند چنین رفتارهایی داشته باشند. از این رو رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است از راه مشاهده فرا گرفته شده و به سبب پیامدهایی که به دنبال خود دارند تثبیت و تقویت شوند.
در دیدگاه زیست شناختی توجه به نظام عصبی – هورمونی و اختلالات مربوط به آن است. سیستم عصبی مرکزی به خصوص مناطقی که در عمق بخشهای گیجگاهی و دستگاه لیمبیک قرار دارند نقش مهمی در تحریک وکنترل رفتار پرخاشگرانه برعهده دارند. در باره عوامل هورمونی، هورمون های جنسی مردانه به ویژه تستسترون نقش مهمی دارند.
نویسنده:غلامرضا مهرانفر

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.