زنا ۱۳۹۲/۰۵/۰۱ - ۴۷۲۱ بازدید

با سلام
لطفا کمکم کنید من یه مشکلی دارم
ببینید من اهل نماز و روزه هستم و روزی یک جزء قران می خونم و ...
اما وقتی می بینم بعضی دختر و پسرها با هم رابطه جنسی دارن من خیلی اذیت میشم و با توجه به اینکه قیافه خوبی هم دارم مدام تحریک می شم و می گم ای کاش من با یک دختر رابطه داشتم ولی از طرفی یاد حرف حضرت عیسی می افتم که فرموده بودند:
برادرم موسی گفت زنا نکنید من عیسی بن مریم می گم فکر زنا هم نکنید !
که به نظر خودم زیباترین جمله درباره زنا است
این حدیث همیشه توی ذهنم هست
اما چه کنم هی می گم اونا از هم لذت می برن و بعد هم توبه می کنن بخشیده میشن خوب منم این کار رو کنم
خواهش می کنم به سوالاتم پاسخ دهید :
۱-ایا واقعا بین کسی که از زنا توبه کرده و کسی که زنا نکرده فرقی هست؟
۲- یه چیزی به من بگید آروم بشید
۳- بعد در اروپا و امریکا زان بی حجاب هستن ایا در دین مسحیت زنان باید حجاب داشته باشن ایا انا حاکمه می شن؟

برادرعزیز!
  اولا: چنین نیست که هرکس مرتکب زنا شد توانسته باشد توبه کند ، بسیاری از زناکاران هستند که نه تنها توبه نکرده اند بلکه براین عمل شنیع حریص تر شده اند.

 
ثانیا : از اینکه تا کنون به این عمل ناپاک ، آلوده نشده اید واقعا از خدا تشکر کنید وحسرت این گناه زشت را نداشته باشید ، برخلاف آنچه که بعضی فکر می کنند ، لذت زنا آنقدر ناپایدار است که نگرانی واضطراب وعوارض گوناگون بعد از آن ، شخص منصف را صدها بار از کرده خود پشیمان می کند.آری آن کسی که فرمان خدا ورسولش را زیر پا گذاشت واز نفسش پیروی کرد، خیلی زود پشیمان خواهد شد!

به مطالب زیر توجه کنید
۱- وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلاً «الإسراء : ۳۲ » و به زنا نزدیک مشوید، چرا که آن همواره زشت و بد راهى است.
۲- وَ الَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَاهًا ءَاخَرَ وَ لَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ ِ وَ لَا یَزْنُونَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ یَلْقَ أَثَامًا(۶۸) یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ یخَْلُدْ فِیهِ مُهَانًا(۶۹)إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیَِّاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(۷۰)وَ مَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلىَ اللَّهِ مَتَابًا(۷۱)«سوره فرقان»
و کسانى اند که با خدا معبودى دیگر نمى خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى کُشند، و زنا نمى کنند، و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد. (۶۸)براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى شود و پیوسته در آن خوار مى ماند. (۶۹)مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است. (۷۰)و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، در حقیقت به سوى خدا بازمى گردد. (۷۱)
۳- آنچه از روایات در رابطه با اثرات دنیوی و اخروی این عمل ذکر شده است بدین قرار است:
الف ) آثار دنیوی:
-در پی داشتن خشم وغضب پروردگار. « فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ »
- صفا و نورانیت و نیز آبرو را از انسان مىبرد.« فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ »
- دین را از بین می برد .« یُبْطِلُ الدِّینَ »
- روزى را قطع و حبس مى کند، فقر می آورد،خیر وبرکت روزی را می برد. « یُورِثُ الْفَقْرَ یَمْحَقُ الرِّزْقَ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا»
- شیوع و آشکار شدن آن باعث ظهور زلزله می شود.« إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ»
-عمر را کم می کند و باعث تسریع در مرگ و مرگ ناگهانی می شود.« یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ»
ب ) آثار اخروی:
- در پی داشتن خشم وغضب پروردگار.« فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ »
- سختى حساب و تشدید عذاب . « سُوءُ الْحِسَابِ »
- دخول یا خلود در آتش دوزخ .« وَ الْخُلُودُ فِی النَّارِ وَ یُخَلِّدُ فِی النَّارِ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ »
- عدم عنایت و توجه خداوند به او. « لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ »
۴- ونیز مشکلات روحی و روانی که این عمل در مراحل بعدی زندگی به دنبال خواهد داشت و پیداش بیماری های خطرناک و غیر قابل درمان و ایجاد بی بند و باری و هرج و مرج در نظام خانواده که به دنبال آن مشکلات و بزه های اجتماعی نیز وجود دارد و ... را می توان از آثار این عمل شنیع دانست.
۵- روایات دیگر مرتبط با این مطالب :
- ....عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ لِلزَّانِی سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ أَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودُ فِی النَّارِ - زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنیا سه اثر در آخرت، اما آثار دنیوی زنا، آبرو را می‌برد، رزق را کم می‌کند و مرگ و نیستی را نزدیک می‌نماید اما آثار اخروی آن، پس غضب پروردگار و سختی حساب ودخول در آتش و جاودان ماندن آن را ایجاب می‌نماید
- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ وَجَدْنَا فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا کَثُرَ الزِّنَا مِنْ بَعْدِی کَثُرَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ هرگاه پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد  

 
ثالثا؛ درپاسخ به سه سؤال آخری که داشتید:
۱-   آیا واقعا بین کسی که از زنا توبه کرده و کسی که زنا نکرده فرقی هست؟
بله که فرق است ! اولاچنین نیست که هر کسی بتواند توبه کند وثانیا اگر توبه کرد، حتما وفورا بخشیده هم بشود ! اگر کسی واقعا توبه کند انشاالله بخشیده می شود ولی چه زمانی؟ آیا فوری است یا پس از مدتی که عذاب کشید ؟ وآیا همه اثر گناه زنا کار برداشته می شود ویا آنکه اثر وضعی آن باقی می ماند؟ برادر جان ،اثر وضعی گناه که قابل توبه نیست! اثر وضعی گناه مانند تر شدن زمین، در اثر ریخته شدن آب است ، هر چند که شخص از ریختن آب پشیمان شود، وتوبه کند، آب ریخته شده زمین را خیس می کند، وزنای انجام شده اثرات وضعیش را بر دین ودنیای فرد دارد هرچند که براثر توبه ممکن است عذاب آنش برداشته شود!
ثالثا مگر می شود پارچه سفیدی که به خودش تا کنون لکه سیاهی نیفتاده ، با پارچه سفید دیگری که لکه سیاهی گرفته و با موادی آن سیاهی را بر طرف کند یکی باشند! هرگز چنین نیست که شخص زناکار تائب با شخص دیگر سالم از زنا، یکی باشد!!!

۲-   یه چیزی به من بگید آروم بشم!
از نظر اسلام هر گونه لذت بردن جنسی از نامحرم و به طور کلی از غیر همسر شرعی، حرام و ممنوع است؛ اعم از این که این لذت بردن به وسیله نگاه کردن باشد یا در قالب ارتباط کلامی و دوستانه، یا ارتباطی عمیق تر مثل دست دادن و لمس بدن و یا شدیدتر از آن، یعنی رابطه جنسی برقرار کردن که به آن زنا گفته می شود که در صورت اثبات نزد حاکم شرع موجب اجرای حد خواهد شد و صرف رضایت دختر ،مجوزی برای جواز زنا نمی باشد . و براى زناکار در روز قیامت عذاب دو چندان مى شود و پیوسته در آن خوار مى ماند. وزنا :« یُورِثُ الْفَقْرَ یَمْحَقُ الرِّزْقَ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا» روزى را قطع و حبس مى کند، فقر می آورد،خیر وبرکت روزی را می برد. آیا این عقوبتها شما را از زنا باز نمی دارد؟!

۳-   در اروپا و امریکا زنان بی حجاب هستن ایا در دین مسحیت زنان باید حجاب داشته باشن ایا انا حاکمه می شن؟ بله در هردو آیین مسیحیت ویهودیت حجاب برای زن سفارش شده ولی به آن عمل نمی شود ! اصولا در بین مسیحیان ازعمل به آیینشان فقط به یکشنبه رفتن کلیسا باقی مانده !

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من گناه زنا کردم و تقریبا ۲۰بار توبه واقعی کردم اما باز هم گناهم را تکرار می کردم . آیا خداوند مرا می بخشد و اگر توبه واقعی کنم و نماز و قران بخوانم کامل مرا می بخشد؟
پرسمان
پرسگر گرامی به نکات زیر توجه نمایید : جواب مختصر توبه واقعی ( نصوح ) آن است که انسان به گناه باز نگردد ، بنابراین شما توبه واقعی انجام نداده اید ، شما دوستدار توبه و ترک گناه هستید اما زمینه ترک آن را در خود ایجاد نکرده اید ، براي ترك گناه بايد مبدا ميل را عوض كرد و به جاي محبت گناه، محبت تقوا و خداي متعال را جايگزين آن كرد و نيز فرار از گناه نياز به اراده انسان دارد. ارائه هر راهكاري براي گناه متوقف بر خواست و اراده قطعي انسان است . بهترين قوي ترين راهكارها بدون خواست واقعي انسان روي كاغذ باقي مي‌ماند. لذا مقدماتى بايد طى شود تا كمي شيرينى گناه از صفحه دل محو گردد زيرا محو كامل آن زمان مى طلبد چرا كه وقتى كاملا محو مى گردد كه محور شيرينى در دل دگرگون شود؛ يعنى، شيرينى حب الهى دل را پر كند و محبت به اهل بيت عصمت (ع) جان را فرا گيرد اگر اين شد جايى براى شيرينى گناه در دل نمى ماند. جواب تفصیلی الف ) توبه و جبران تنها راه نجات هر گناهي قابل توبه است چنانچه خداوند خود فرموده است : «ان الله يغفر الذنوب جميعا؛ خداوند همه گناهان را مي آمرزد». توبه بعد از انجام گناه واجب فوری است ، توبه در حقيقت پشيمان شدن از گناه و بازگشتن از راهي است كه انسان در گذشته بر خلاف رضاي پروردگار رفته است . توبه حقيقي نيز همان توبه نصوح است؛ يعني توبه و پشيماني بدون بازگشت. اگر كسي احساس كند كه واقعا از گذشته خود نادم و پشيمان گشته و راه خود را به سوي خداوند عوض كرده، بايد بداند كه اهل توبه واقعي است و اينچنين توبه اي هرگز رد نمي شود. پس در هيچ حالتي نبايد از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهي نااميد شد، چرا كه گناه نااميدي از خداوند حتي از قتل انسان نيز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه كند و توبه خود را بشكند و باز واقعا پشيمان شود و توبه نمايد، توبه او پذيرفتني است و نبايد از رحمت خداوند نااميد گردد. بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ اين درگه ما درگه نوميدى نيست صد بار اگر توبه شكستى بازآ امام رضا (ع) مى فرمايند: (التائب من الذنب كمن لاذنب له) توبه كننده از گناه مانند كسى است كه هيچ گناهى ندارد، (ميزان الحكمه ج، 1 باب التوبه ر، 2116). پاره ‏اى از روايات اركان توبه را چهار چيز شمرده ‏اند: 1 . ندامت قلبى 2 . . استغفار با زبان 3 . كردار نيك و كنار گذاشتن گناه 4 . عزم بر عدم بازگشت به گناه.[ ميزان الحكمه، ج 1، ص 548 ] البته هر گناهي علاوه بر شرايط عمومي توبه راهكار خاص خود را نيز مي طلبد. ب ) راهکارهای ترک گناه زنا براي ترك گناه بايد مبدا ميل را عوض كرد و به جاي محبت گناه، محبت تقوا و خداي متعال را جايگزين آن كرد و نيز فرار از گناه نياز به اراده انسان دارد. ارائه هر راهكاري براي گناه متوقف بر خواست و اراده قطعي انسان است . بهترين قوي ترين راهكارها بدون خواست واقعي انسان روي كاغذ باقي مي‌ماند. در اینجا راهکارهایی جهت ترک گناه زنا ارائه می گردد ، انشاء الله که مفید واقع شود. 1 . ازدواج اگر ازدواج نکرده اید حتما هر چه زودتر ازدواج کنید ، به دلیل آنکه بهترین راهکار برای جلوگیری از طغیان و سرکشی قوه شهوت و لجام بستن به آن ، ازدواج است . 2 . پرهيز از زمينه گناه فراهم شدن زمينه گناه باعث رغبت و ميل باطنى به سمت گناه مى شود هر تشنه اى با ديدن آب رغبت و كشش به آب را در خود به مراتب بيشتر احساس مى كند پس با پرهيز از زمينه گناه رغبت دل و ميل باطنى به گناه حداقل كم مى شود و اين خود گامى است براى كم كردن شيرينى گناه. براي از بين بردن زمينه هاي گناه مسائل زیر نیز قابل دقت است: الف .كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و هر آنچه كه شهوت‏ انگيز است، نگاه شود بنابراین تا حد امكان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نماييد . عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (سفينةالبحار ، شيخ عباسى قمى، ماده نظر) ب . كنترل گوش: بايد از شنيدنى‏ هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و... ج . اجتناب از دوستان ناباب: دوستانى كه با رفتار و گفتارشان باعث مى شوند كه انسان گناه را در دل مزمزه كند در واقع دشمن هستند و پرهيز از آنها گامى موثر در كم كردن شيرينى دل از گناه مى شود. از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه - حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،( سفينةالبحار، شيخ عباسى قمى، ماده صحب). البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلًا هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى‏كندبايد ترك شود. 3 . تفکر در عواقب زنا گناه زنا دارای آثار و عواقب زیادی دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود : امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «و به زنا نزديك مشويد كه آن فحشاست» ـ فرمود : يعنى، معصيت و نفرت انگيز است ؛ زيرا خداوند زنا را دشمن مى دارد و از آن نفرت دارد . فرمود : «و بد راهى است» عذاب زناكار از همه گنهكاران سخت تر است و زنا از بزرگترين گناهان كبيره است . امام صادق عليه السلام : سخت ترين عذاب را در روز قيامت آن مردى دارد كه نطفه خود را در رحمى كه بر وى حرام است جاى دهد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! زنا شش پيامد دارد : سه پيامد در دنيا و سه ديگر در آخرت ؛ پيامدهاى دنيايى اش اين است كه آبرو را مى برد ، مرگ را شتاب مى بخشد و روزى را مى بُرد؛ و پيامدهاى آخرتش حسابرسى سخت و دقيق ، خشم خداى رحمان، و جاودانگى در آتش است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار چيز است كه اگر يكى از آنها به هر خانه اى وارد شود آن را ويران مى كند و آباد و با بركت نمى شود : خيانت ، دزدى ، شرابخوارى و زنا . امام على عليه السلام : زنا ، فقر به بار مى آورد. امام صادق عليه السلام : [از جمله] گناهانى كه جلو روزى را مى گيرد ، زناست . اين روايات به بخشي از آثار مخرب زنا اشاره دارند. 4 . روزه گرفتن روزه گرفتن آن قواى حيوانى انسان را كه خاستگاه گناه است در هم مى شكند. عن ابى جعفر (ع): «اذا شبع البطن طغى امام باقر (ع) مى فرمايند: هرگاه شكم سير گردد طغيان مى كند»( المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150). بنابراين قواى حيوانى انسان كه خاستگاه گناه است، خود از سيرى شكم برمى خيزد. با روزه گرفتن، اين ريشه اصلى كه سيرى شكم است كنده مى شود به شرط اين كه روزه با شرايطش باشد مثل اين كه اعضاى بدن چون چشم، زبان و... هيچ يك گناه نكند. تذكر بسيار مهم اين است اولاً: روزه وقتى توصيه مى شود كه هيچگونه ضررى براى بدن نداشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: اگر براى بدن هم ضرر ندارد به هيچ وجه مخل درس، تحقيق، تعليم و تعلم و كار نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه گرفته شود ولى اگر شرايط روزه گرفتن نيست بايد مقدمه سوم كه مي آيد دوبرابر شود. خلاصه روزه چون خاستگاه گناه را تضعيف مى كند و نيروهاى طغيان گر بدنى را سست مى گرداند. شيرينى بسيارى از گناهان را در دل مى كاهد و انسان را به سمت و سوى تجرد و ملكوت مى كشاند و روح را از چشيدن طعم شيرين گناه منصرف مى سازد. 5 . ورزش ورزش به نوبه خود علاوه بر آن كه آثار بدنى دارد روح را در جهت ترك گناه تقويت مى كند دل را از توجه به گناه به سهم خود بازمى دارد مشروط بر اين كه با همين هدف و جهت خدايى انجام گيرد؛ يعنى، ورزش كند تا بتواند دل را از فكر گناه باز دارد و اين خود به مرور زمان مى تواند شيرينى گناه را در دل كم كند اگر روزه گرفتن ميسر نبود ورزش را ازجهت زمانى دو برابر كند مثلا بيست دقيقه را چهل دقيقه كند. 6 . اشتغال به برنامه شبانه‏ روزى حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند. سعي كنيد در طول شبانه روز و مخصوصاً هنگام خواب از تنهايي برهيزيد و از افكار بيهوده و تخيلات نابجا جداً خودداري كنيد. اميرالمؤمنين على (ع) مي فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم » براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند»،(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4). 7 . ياد مرگ فكركردن پيرامون مرگ به انسان هشدار مى دهد و دل را از هر شيرينى گناه مى زدايد. عن اميرالمؤمنين (ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات » ياد آوريد (مرگ را) منهدم كننده لذت ها را، تيره كننده شهوات را، خواننده جدايى ها را، ياد مرگ هم لذت ها را در دل انسان در هم مى كوبد و هم مشتهيات نفسانى و خواهش هاى بى جاى دل را از درخشش مى اندازد و هم بانگ از يكديگر جدا شدن را به صدا در مى آورد»،( غرر و درر، باب موت به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 2، ص 159) در حديثى ديگر از امام صادق (ع) نقل شده است:» ذكر الموت يميت الشهوات فى النفس؛ ياد مرگ شهوات را در نفس مى ميراند «،( المحجه البيضاء، ملامحسن فيض كاشانى، ج 8، ص 242)) يعنى خواسته هاى غريزى حيوانى دل انسان را مى كشد و آن شيرينى هاى حيوانى انسان را كه مصداق بارزش گناه است، از بين مى برد. كيفيت فكر در مرگ مى تواند گوناگون باشد هر كس هر گونه كه بيشتر منقلب مى گردد و از دنيا و شيرينى گناهان دنيا بيشتر متنفر و بى زار مى شود، همان گونه در فكر مرگ فرو رود. مهم آن است كه اين فكر اولا هر روز باشد و ثانيا سعي شود به مدت نيم ساعت در مكانى خلوت باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت قبرستان باشد تأثير بيشتري خواهد داشت. بايد فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد تا تأثير مطلوب داشته باشد. مثلًا يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزد و چشم بگريد. 8 . عزم بر ترك گناه تا آخر عمر بايدهم زمان با توبه و به همراه آن در فرد وجود داشته باشد. 9 . گمان «آمرزش سريع و بي مشكل» نبايد منجر به جسارت و پررويي فرد گشته و او را مجددا به سمت گناهان پيشين و يا گناهان جديد سوق دهد. 10 . اطلاعات ديني خود را با مطالعه و يا شركت در جلسات مذهبي بالا ببريد. 11 . با افراد مومن و مطلع نشست و برخاست داشته باشيد. 12 . از حضور در مجالس و محیط های ( مجازی و واقعی ) که آلوده به گناه است اجتناب كنيد. 13. از نشست و برخاست با افراد لاابالي و غير مذهبي جداً دوري كنيد. 14 . از طريق توجه به نماز و مناجات با خداوند متعال و سجده هاي زيبا، ارتباط معنوي خود را با خداوند متعال تقويت كنيد. 15 . روش ترك گناه در فرمايشات ائمه(ع): مردى خدمت امام حسين (ع) آمد و گفت: مى‏خواهم گناه نكنم ولى نمى‏توانم. موعظه‏اى كن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام (ع) فرمود: پنج كار را بكن و آن گاه هر چه خواستى گناه كن (وگرنه دست از گناه بكش). 1 . روزى خدا را نخور و هر چه خواستى گناه كن. 2 . از ولايت و سيطره خداوند خارج شو و هر چه خواستى گناه كن. 3 . جايى پيدا كن كه خدا تو را نبيند و هر چه خواستى گناه كن. 4 . آن گاه كه ملك الموت براى قبض روح تو مى‏آيد اگر توانايى دفع او را دارى و مى‏توانى از دست وى نجات پيدا كنى، هر چه مى‏خواهى گناه كن. 5 . وقتى مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم كند اگر مى‏توانى داخل نشو و هر چه مى‏خواهى گناه كن. آيا با اين وجود كه خداوند ناظر بر اعمال و افكار ماست جايي براي گناه كردن مي ماند؟ با توسل به اهل بيت (ع) از آنها بخواهيد كه شما را در اين مسيري كه قدم برداشته ايد ياري كنند و لحظاتي از روز را حتماً به اين كار اختصاص دهيد. بعضي از كتبي كه در اين زمينه مي توان دبه شما كمك كند عبارتند از: - نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى. - سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى. - خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى.
میهمان
من به عنوان یک پسر مجرد که تا به حال شرایط گناه داشتم ولی اینکارو انجام ندادم توسط دوستانم بسیار مسخره میشم و هنوز امکان ازدواج نداشتم قبلا بخاطر شرایط مالی و حالا هم بخاطر تحصیل اینکه گفتید زنا فقط حق الله خیلی آزار دهندست چرا؟ چون من جوون وقتی میشنوم دوست و همکارم گناه کرده منم وسوسه میشم که اون گناهو انجام بدم آیا این حق نیست در واقع شرایط کشور و دنیا رو میشنوم که چقدر گناه آسون شده و انجامش نمیدم آیا این حق الناس نیست؟ در ضمن در جواب این دوستمون که پرسیده بود منی که این گناهو نکردم چه تفاوتی با کسی که این گناهو کرده داره من اصلا قانع نشدم یعنی من این موردو از بسیار از افراد اهل فقه پرسیدم ولی دستشون خالیه هیچی ندارن بگن انگار خدا دلش میخواد ما گناه بکنیم یعنی انقدر که به فکر گناه کارا هست به فکر اهل تقوا نیست خواهش میکنم یکبار برای همیشه اینو برام توضیح بدید که ارزش کارم رو بدونم که مثلا بیام دودوتا چهارتا بکنم ببینم اگر که به قول بازاریا میصرفه منم گناه بکنم بعدشم توبه کنم نگید شاید فرصت توبه بهت دست نده که احتمالش هست ولی خیلی کمه.
پرسمان
پرسشگرگرامی؛ نكته اى كه شخص توبه كننده نبايد از آن غافل باشد، اينكه بهترين راه تهذيب نفس، پيشگيرى و ترك گناه است. کسی که هرگز گناه نکرده مانند کاغذی است که هنوز روی آن نوشته نشده است و کسی که گناه کرده و توبه نموده مانند کاغذی است که یک بار روی آن نوشته و آنرا پاک کرده اند. این دو برابر نیستن در پاکی. شخصى كه خود را به انواع گناهان آلوده نكرده به يقين از گناهكارى كه توبه كند از جايگاه برترى برخوردار است. آرى! انسانى كه هنوز مزّه گناه را نچشيده و به آن عادت نكرده، راحت تر مى تواند از گناه چشم پوشى كند؛ در اين راستا امام على عليه السلام مى فرمايد: «ترك گناه آسانتر از طلب توبه است»1؛ ولى در صورت آلودگى به گناه نبايد از رحمت پروردگار متعال نااميد شود. البته با وجود بخشيده شدن گناه و پذيرش توبه از فضل و لطف الهى، بين فردى كه گناه كرده و سپس توبه نموده، با فردى كه از ابتدا مراقب بوده كه به گناه آلوده نگردد، تفاوت وجود دارد و برخى از بزرگان گفته اند: فردى كه گناه نكرده، مانند صفحه كاغذ سفيدى است كه چيزى بر آن نوشته نشده است؛ ولى فردى كه گناه كرده و سپس توبه نموده، همانند كاغذ سفيدى است كه بر آن چيزى نوشته باشند و بعد آن را پاك كنند؛ يعنى، به هر حال بين اين دو تفاوت وجود دارد.2 البته برخى پس از توبه با توجه به تجربه اى كه دارند تلاش دو چندان جهت جبران گذشته و عبرت آموزى به ديگران انجام مى دهد. به گونه اى كه در زندگى خود و اطرافيان و حتى در سطح جامعه تأثيرگذار مى شود در اين صورت توبه واقعى نه تنها گناه را مى پوشاند، بلكه آن را به «حسنه» تبديل مى كند؛ كما اينكه خداوند غفار فرمود: «إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»3؛ «مگر كسانى كه توبه كنند، و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهانشان را به حسنات تبديل مى كند.» در اين باره سرگذشت يكى از توبه كنندگان واقعى را يادآور مى شويم: «بشر حافى» يكى از اشراف زادگان بود كه شبانه روز به عياشى و فسق و فجور مشغول بود؛ خانه اش نيز مركز عيش و نوش و رقص و غنا بود و صداى آن از بيرون شنيده مى شد. روزى كنيزى براى ريختن خاكروبه از منزل خارج شد كه در اين هنگام حضرت موسى بن جعفر عليه السلام پس از شنيدن صداى ساز و آواز مى پرسد: «آيا صاحب اين خانه بنده است يا آزاد؟» كنيز جواب داد: البته كه آزاد و آقاست. كنيز وارد منزل شد در حالى كه «بشر» بر سر سفره شراب نشسته بود علت تأخيرش را جويا شد. كنيز داستان پرسش مرد ناشناس و جواب خودش را نقل كرد. پرسيد: آن مرد در نهايت چه گفت؟ جواب داد: آخرين سخن او اين بود: «راست گفتى، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده پروردگار مى دانست) از مولاى خود مى ترسيد و در معصيت اين چنين گستاخ نبود!». سخن كوتاه امام هفتم عليه السلام چنان در قلبش تأثير كرد كه سر از پا نشناخت و با پاى برهنه از منزل خارج، و خود را به حضرت عليه السلام رساند و عرض كرد: «آقاى من! از خداوند و از شما معذرت مى خواهم. آرى! من بنده خداى سبحان بوده و هستم، ليكن بندگيم را فراموش كرده بودم؛ بدين جهت چنين گستاخانه مشغول گناه بودم، ولى اكنون به بندگى خود پى بردم و از عمل هاى گذشته توبه مى كنم، آيا توبه ام قبول است؟» حضرت عليه السلام فرمود: «آرى! خداوند توبه ات را مى پذيرد» او نيز از آن روز دست از كردار زشت خود برداشته و در رديف زاهدان زمان خود به شمار مى آيد و به شكرانه اين نعمت، تا آخر عمر با پاى برهنه راه مى رفت.4 همچنين نقل شده: چون با پاى برهنه دنبال امام هفتم عليه السلام دويد و با اين حال توبه كرد، از اين رو او را حافى (پاى برهنه) لقب دادند! امير مؤمنان(عليه السلام) در جواب كسي كه در حضور امام(ع) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگريد، آيا مي داني معناي استغفار چيست؟ استغفار؛ درجه والامقامان است و داراي شش معنا مي باشد. 1. پشيماني از گذشته. 2. تصميم به عدم بازگشت به گناه. 3. پرداخت حقوق مردم، آن چنان كه خدا را پاك ديدار كني و چيزي بر عهده تو نباشد. 4. تمام واجب هاي ضايع شده را به جا آوري. 5. گوشتي را كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كني، چنان كه پوست به استخوان چسبيده، گوشت تازه برويد. 6. رنج طاعت را به تن بچشاني چنان كه شيريني گناه را به او چشانده بودي، پس آنگاه بگويي: «استغفرالله» (حكمت 417 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي). پی نوشت: 1. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج73، ص364 2. براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، ج 24، ذيل آيه شريفه 8، سوره تحريم. 3. فرقان 25، آيه 70. 4. قمى، عباس، منتهى الآمال، ج 2، ص 226.
میهمان
سلام من یکسال و سه ماه قبل وقتی مادر و پدرم مسافرت رفته بودند و من در خانه تنها بودم برای خرید شارژ از منزل خارج شده بودم انگار در ذهنم شخصی با من سخن میگفت و من را میخنداند من هم نمیتوانستم جلوی خندم رو توی خیابان بگیرم و بلند بلند میخندیدم شخصی من را در حال خنده دید و از من خواست سوار ماشینش شوم من ابتدا امتناع کرده و نپذیرفتم اما دنبالم آمد و منزلمان را پیدا کرد بعد از چند دقیقه زنگ در را زد و از من خواست دم در بیایم رفتم دم در و او از من خواست که سوار ماشینش شوم و با او دور بزنم من هم پذیرفتم و از او خواستم صبر کند کلیدم را بردارم و بیایم و سوار ماشینش شدم و او من را جایی دور از شهر برد آن موقع من از کارم توبه کرده بودم و پشیمان شده بودم من بارها و بارها در طی مسیر از او خواستم من را برگرداند اما او به حرف من گوش نداد وقتی جایی دور از شهر رسیده بودیم او من را با چاقو تهدید به قتل کرد و گفت اگر خواسته اش را برآورده نکنم من را به قتل میرساند من هم که راهی برای فرار نمیدیدم به ناچار از روی اکراه و اضطرار نه از روی میل و رضایت به خواسته او تن دادم و بعد با او برگشتم بعد همان روز از کارم توبه کردم و پشیمان شدم الان هم به شدت نسبت به این موضوع عذاب وجدان دارم اگر گناهم حق الله صرف باشد میدانم که به احتمال زیاد تا کنون با توبه و جبران آمرزیده شده به خصوص اینکه من قلبا راضی به عملم نبودم اما اگر از این جهت که من خواسته او را پذیرفتم و سوار ماشینش شدم یا از این جهت که از دست دادن جانم را به گناه نکردن او ترجیح ندادم در حق او ظلم کرده باشم چطور ؟ بالفرض اگر حق الناس باشد جبران کردن این حق الناس چطور امکان پذیر است ؟ باید او را پیدا کنم و از او حلالیت بطلبم یا او حتما باید از گناهش توبه کند و گناهانش را جبران کند تا من از گناهم پاک شوم؟ در حالی من نمیتوانم او را پیدا کنم و از او بخواهم توبه کند چون او را نمیشناسم و فقط شماره پلاک ماشینش را حفظ کرده ام و حتما ماشینش را هم عوض کرده. آیا او باید از تمام گناهان زنایی که پیش از من و پس از من کرده توبه کند و همه اش را جبران کند تا گناه من پاک شود؟ اصلا چطور ممکن است شخصی که دیگران را تهدید به قتل میکند از گناهانش توبه کند ؟ من به شدت به خاطر این کارم عذاب وجدان دارم و همش با خودم میگویم اگر گناهم حق الله صرف نبوده باشد تکلیف من در آن جهان چه میشود؟ آیا پاک شدن من از گناه مشروط به پاک شدن او از گناه است؟ در حالی که اصلا نمیدانم زنده است یا مرده؟ آیا باوجود اینکه بارها طی مسیر از او خواستم من را برگرداند نسبت به گناه او مسئولیت دارم؟ از کجا معلوم که او از گناهش توبه کرده باشد یا نه ؟ از کجا معلوم زنده است یا مرده؟ همه اش با خودم احساس میکنم اگر به جای اینکه با شخص غریبه ای با اکراه و اضطرار و نه از روی میل و رغبت این کار را کرده بودم با یکی از محارمم با میل و رغبت این کار را میکردم و میدانستم او هم توبه کرده و گناهش را جبران کرده با وجود اینکه حدم قتل بود برایم بهتر بود من آدمی بودم که اصلا با هیچ نامحرمی حتی به صورت تلفنی هم ارتباط برقرار نمیکردم همیشه هم نمازهام رو میخوندم نمیدونم چرا همچین گناهی از من سرزد و چون من اینقدر نسبت به خودم مطمئن بودم که هیچ وقت همچین کاری نمیکنم حتی دنبال تحقیق کردن عواقب این گناه هم نبودم. اصلا هم در گذشته حتی به عواقبش فکر نکرده بودم. الان هم از کارم پشیمان شدم همش از خدا میخوام اگر پاک شدن من در صورتی امکان پذیر هست که او هم توبه کند و از گناهش پاک شود او این کار را انجام دهد
پرسمان
پرسشگر گرامی ، در پاسخ به نکات زیر توجه نمایید : جواب مختصر گناه زنا حق الله بوده ، پشيمانى واقعي، تصميم بر عدم تكرار و طلب مغفرت از خداوند براى توبه كافى است. و برای جبران انجام کار نیک کافی است . در آيه 70 سوره فرقان بيان شده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» ( مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آوردند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات تبديل مى‏كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است. ) جواب تفصیلی الف ) عذاب وجدان و احساس افراطی نسبت به گناه تاکجا ؟ مشکل اصلی شما در حال حاضر احساس افراطی نسبت به گناه است. البته حساسیت و دل نگرانی شما در مورد اعمالی که قبلا داشته اید و چه بسا ناشایست و خطا بوده است، بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسی در شما است. این گونه نگرانی ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستی ها به ویژه در یک جوان، بیانگر لطف خداوند و عنایت او به شما است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگین بودن به خاطر آن، امری مطلوب و پسندیده است؛ ولی به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطی گناه که مانع شیطانی بر سر راه تکامل انسان است، در نیاید. معیار این مرز شکنی این است که این حالت، شما را از زندگی عادی خود باز ندارد و به زندگی شما آسیب نرساند و به صورت وسواس گونه شما را از رسیدن به اهداف متعالی باز ندارد. هدف از ندامت و پشیمانی از برنامه ها و کارهای گذشته و غصه دار بودن این است که چنین اشتباهی در آینده تکرار نگردد و خطاها و کاستی های گذشته را با عزم و اراده ای مستحکم در آینده جبران نماییم و با عبرت آموزی از گذشته و دستیابی به عوامل خطاهای گذشته، راه آینده را با استواری و صلابت بپیماییم و به سعادت حقیقی در دنیا و آخرت نائل گردیم. ولی اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آینده را در نظر ما تیره و تار سازد و پای رفتن و حرکت ما را سست نماید، این دور شدن از هدف و تسلیم دام شیطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندی که خالق و آفریننده ما است و از ضعف و ناتوانی و جهالت ما از همان ابتدای آفرینش و قبل از آن، آگاه بوده و می دانسته ما انسان های خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا می شویم و گاه گاهی در دام خدعه و فریب شیطان می افتیم، و لذا بابی به نام توبه را فرا روی ما گشوده است و ما را دعوت نموده که بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشیمانی و عذرخواهی بلند شویم و قد راست نماییم و عجز و نیاز را به پیشگاه او ببریم و رشته اتصال بین خود و خدا را که با گناه و خطا پاره کرده ا یم، دوباره گره بزنیم و با آب اشک و توبه، چهره خویش را از گناهان بزداییم و او وعده پذیرش توبه و آمرزش داده است. حال اگر انسانی دچار خطا و گناه گردید و متوجه خطای خود شد و پشیمان و نادم گردید وعذر تقصیر به پیشگاه با عظمت خداوند آورد، ولی به آمرزش و لطف حق اعتمادی نداشت و تصورش این بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده های الهی را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحیم بودن نشناخته و یا گناه خود را که با همه بزرگی محدود است، بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهی که بی حد و بی کرانه است می بیند. توجه داشته باشید که دام های شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است برای هر فردی دامی ویژه او دارد؛ برای بندگان با تقوای الهی دامی و برای بندگان فاسق دامی دیگر دارد. هدف شیطان بازداشتن از یاد خداوند و فاصله انداختن بین بندگان و خداوند به هر طریق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت های آینده و حال ما گردد و حال و آینده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپری سازیم، در واقع شاد کردن شیطان و کمک به او در پیاده کردن اغراض شوم اوست. آیا شما تصور می کنید همه بندگان خوب و لایق خداوند که به مقام قرب او رسیده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساییده اند همگی از ابتدای عمر، پاک و بی خطا و بی جرم بوده اند؟ خیر، این ویژگی تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند یعنی انبیا و اولیا (علیهم السلام) است و دیگران کم و بیش از خطا و اشتباه در برهه ای از دوران عمر خویش و به ویژه دوران نوجوانی و جوانی که دوران اوج غریزه و غلبه سستی قدرت و نیرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند. داريد . ب ) نا امیدی از رحمت خدا دام شیطان « دقت كنيد! شيطان در كمين شماست » 1 . نا امیدی دام شیطان توجه داشته باشيد كه دام هاى شيطان بسيار متنوع و رنگارنگ است. شيطان كه استاد مكر و فريب است براى هر فردى دامى ويژه او دارد براى بندگان با تقواى الهى دامى و براى بندگان فاسق دامى ديگر دارد. هدف شيطان بازداشتن از ياد خداوند و فاصله انداختن بين بندگان و خداوند به هر طريق ممكن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت هاى آينده و حال ما گردد ، یکی از دامهای شیطان نا امید کردن انسان از رحمت خداوند متعال است . 2 . دلایل نا امیدی نااميدي ازخدا ممكن است به يكي از دلايل زيرباشد: 1- 2 . توقعاتي ازخدا داشته ولي انجام نشده واين را به گونه اي مربوط به بي توجهي خدا به خودش تلقي كند كه دراين صورت حتي ممكن است كم كم شيطان (كه دشمن ديرينه خدا وبندگانش است ) برافكارشخص غلبه كرده واصل وجود خدا را زير سؤال ببرد ! 2- 2 . درحالي كه انتظار دارد دعاهايش مستجاب شود ، دعاهايش مستجاب نشود و شيطان اينگونه القا مي‌ كند كه« احساس كنيم رابطه ‌مان با خدا تيره شده و او نيز از ما خسته است و ما را نمی بیند .» 4- 2 . از دست دادن توكل واعتماد به خدا ! 5- 2 . گاهي آنقدر گناهان خود را بزرگ مي دانيم كه آنها را قابل بخشش نمي دانيم و از رحمت و بخشش الهي نااميد مي شويم. در حالي كه رحمت الهي بي نهايت است و جاي نااميدي هرگز نيست. 3 . راههای از بین بردن نااميدي براي از بين بردن نااميدي: 1 . 3 . بايد ظنتان را به خدا درست ومحكم كنيد واز اونااميد نشويد وشكستهاي ظاهري زندگي را مهم ندانيد بلكه آنها را پلي براي پيشرفت وموفقيتهاي آينده خود قرار دهيد وثانيا از شكست خسته نشويد وتوسلتان را به اهل بيت ادامه دهيد وبدانيد كه اصل پيروزي وموفقيت در دل همين شكستها است! حقيقت اين است كه شيطان، هنرمند توانايي است. گاهي آنقدر خوب سفسطه مي‌بافد و جاي فلسفه به ما قالب مي‌كند كه خيال مي‌كنيم بزرگترين فيلسوف عالم است. گاهي آنقدر عاطفي و دلسوز نشان ميدهد كه گويا تجلي قلب خدا در زمين است. آنقدر ماهرانه همدلي و همدردي مي‌كند كه انگار بهترين روان شناس دنياست. آنقدر عارفانه برخورد مي‌كند كه گاه او را فرشته يا پيامبري مي‌بينيم كه ما را به سوي خدا مي برد. همۀ اينها براي اين است كه نقابهاي او، خيلي شبيه اصل هستند. تمام تلاش خود را مي‌كند كه در قدمهاي اول، رفتار فرد را به حساب خود واريز كند و سلطه بر ذهن و فكر را هدف اصلي خود قرار مي‌دهد. روشهاي فراواني براي نيل به اين مقصود دارد. گاهي اشتباهي كه انجام داده‌ايم را مكرر به ياد ما مي‌آورد تا آيينه دق‌مان شود، گاهي خطاي كوچكي را آنقدر بزرگ مي‌كند كه فكر مي‌كنيم راهي جز مرگ، اين بي‌آبرويي به درگاه خدا را نخواهد شست! گاه در قدمهاي بلندتر، شبهه فكري ايجاد مي‌كند، فضا را مه‌آلود مي‌كند تا درست و غلط را جاي هم ببينيم. كار درستي انجام مي‌دهيم، آن را گناه و مستوجب عذاب نشان مي‌دهد. راه استدلال را مي‌بندد تا در مقابل انحراف ديگران، حرفي براي گفتن نداشته باشيم و ... . خوب ما آدمها هم كه يك عاشقي ديرينه از روز الست با خدا داريم، وقتي اين اتفاقات كه برايمان مي‌افتد احساس مي‌كنيم خلاف وعده‌اي كه به خدا داديم عمل كرده‌ايم (ألم أعهد أليكم يا بني آدم ألّا تعبدوا الشيطان و أن أعبدوني؟) از خودمان بدمان مي‌آيد. 2 . 3 . شيطان اينگونه القا مي‌ كند كه« احساس كنيم رابطه ‌مان با خدا تيره شده و او نيز از ما خسته است و ما را نمی بیند » اما تا حال درمحبت يك مادر به فرزند, دقت نموده ايد؟ مادري كه آغوش پر مهرش هميشه بروي فرزند گشوده است و از هيچ كمكي نسبت به او دريغ ندارد. مادر نگران اوست اما كودك غرق بازيهاي كودكانه خويش مي شود و خانه و مادر را در لذت كوچك خود فراموش مي كند. كودكي كه دستش به دستان گرم مادر گره نخورده است بارها و بارها زمين مي خورد. لباسهايش خاكي و كثيف شده است. غروب شده است اما او هنوز برنگشته است. مادر مي داند كودك از تاريكي مي ترسد، از تنهايي. مادر مي‌داند شيطانهاي كوچك و بزرگي هستند كه او را سرگرم مي كنند. هرچقدر هم اطراف او همهمه باشد، او نياز به آغوش پرمحبت مادر دارد. وسوسه‌ها، روي بازگشت به خانه را از او مي‌گيرند اما مادر آشفته و نگران بدنبال او مي آيد. محبت مادر قطره اي از درياي محبت خالق مادر هم نيست. خداي مهربان, از روي حب و عشق، انسانها را خلق كرد و از هيچ كمكي براي هدايت آنها دريغ نورزيد, فطرتي داد كه خداخواه است, عقلي كه چراغ راه است, پيامبران و اوليايي كه راهبر و راهنما هستند. او لحظات را قطره قطره مي شمارد تا ما بسوي او برگرديم و به او نزديكتر شويم. ما آدما هر كاري دوست داريم مي‌كنيم، با اينكه غرق اين نعمت بينهايتم. اما او بيخيال اينهمه خاكي رفتنهاي ما، منتظر مي ماند. شما كه خوبيد اما امثال من حتي اگر تا آخرين نفسها هم با شيطان همقدم باشيم او نااميد نخواهد شد. غروب عمر كه مي رسد، مي‌بيند ما هنوز برنگشته ايم. دل مهربانش مي‌گيرد. چند قطره باران از چشمهاي رحمتش مي بارد. آرام زمزمه مي كند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد... نيامدي. چه لطيف فرموده است: «لو عَلِمَ المُدبرون كيف اشتياقي بِهم لَماتوا شوقاً» اگر كساني كه به من پشت كرده اند بدانند چقدر مشتاق برگشت آنها هستم از شوق جان مي‌دهند. دوست عزيز، آيا مي توان لحظه اي از اين وجود سراسر محبت، نااميد شد؟ آيا لحظه اي مي توان دوري از او را تحمل كرد؟ آيا هيچ بنده‌اي براي او غريبه خواهد شد؟ آيا ... ؟ مراقب باشيد شيطان با اين توجيهات، از حلقه دوستان خدا بيرونتان نكند. عشق، ز اول سركش و خوني بود // تا گريزد، هركه بيروني بود 3 . هرگز از رحمت بي كران الهي نااميد نگرديد و مطمئن باشيد كه اگر فردي نتواند از نعمات بي شمار خداوند بهره كامل را ببرد، بايد مشكل را در وجود خودش و راه و شيوه اي كه در پيش گرفته است جستجو نمايد. همه انسانها توسط خداوند و فرستادگان او در لحظه لحظه زندگي ياري مي شوند و شما نيز اگر كمي به گذشته خود بيانديشيد، حتما خواهيد ديد كه در هر لحظه اي از زندگي كمك و ياري خداند شامل حالتان بوده است و البته انسان بسيار فراموشكار است. هرگز نبايد به اين فكر رسيد كه خداوند رحمن نگاه محبتش را از بنده اي باز خواهد گرفت و او را ياري نخواهد كرد، مگر اينكه آن بنده خودش نخواهد. همچنين گاهي اوقات انسانها از خداي خويش خواسته اي دارند( مانند رسيدن به چيزي و يا كسي و يا ...) كه نه تنها به نفعشان نيست بلكه گاهي اوقات سبب گمراهي و نابوديشان مي گردد. بنابراين شما نيز قبل از اينكه قضاوتي در باره رابطه خودتان با خداوند بكنيد بهتر است يك بازنگري در كارها و امور زندگي تان بنماييد ...
میهمان
من دچار گناه که میشم واقعا پشیمون میشم توبه میکنم اما بعد چند سال دوباره ناخواسته دچار اون گناه میشم یعنی فقط چند سال میتونم رو توبم وایسم ولی دوباره بعد سالها دچار گناه میشم باید چیکار کنم
پرسمان
در رابطه با اين پرسش مطالب زير قابل دقت است . يكي از مهمترين اركان مشاوره مخصوصاً در زمينه توبه و ترک گناه كه باعث مي گردد نتيجه مطلوبي از آن حاصل گردد ميزان اطلاعاتي است كه شما بايد در اختيار مشاور قرار دهيد ؛ زيراهر گناهي علاوه بر شرايط عمومي توبه راهكار خاص خود را برای ترک و جبران دارد ، از طرف دیگر تفاوت هاي فردي افراد در وضعيت و شرايط خانوادگي ،محيطي ،شخصيتي ،جنسيتي و ... ايجاب مي كند كه مشاوره ها با فرد مورد نظر و شرايط وي مطابقت داشته باشد . شما در سوال خود اشتباه و گناهی که مبتلا هستید را ذکر نکردید ، بنابراین با ذکر گناه پاسخ بهتری می توانیم برای شما ارسال کنیم .
میهمان
سلام دختری هستم ۳۸ساله تمام عمر باایمان واعتقاد ودرست زندگی کردم اما مشکلات زیادی دارم ازجمله اینکه هرکسی به خواستگارام میاداطرافیان وفامیل مانع میشن(به خاطرحسادت )وخواستگاری به هم میخوره خیلی برای حل مشکلم دعا کرده ام اما نتیجه نگرفتم وبعد یک عمر تقوا وپاکدامنی احساس بدی دارم اعتقادم سست شده مدام به دخترهای اطرافم نگاه میکنم ومیبینم با تمام گناه ونا پاکی چقدر خوشبختتر ازمن هستن احساس میکنم خدامنو به حال خودم رها کرده وصدای منو نمی شنوه ازتون خواهش میکنم چیزی بهم بگید که قلبم آروم شه
پرسمان
با سلام و احترام خدمت شما خواهر محترم! درست است كه ازدواج براي همه جوانان خصوصا خانمها از اهميت خاصي برخوردار است و معمولا يك خانم دوست دارد با ازدواج و بعد مادر شدن به احساس آرامش و تكامل برسد، اما اين مسئله نبايد آنقدر بزرگ و مهم شود كه تمام زندگي ما را تحت الشعاع قرار داده و مثل يك ابر سياه و تيره بر سراسر وجود و زندگي ما سايه بيندازد. ازدواج بخشي از زندگي ما انسانهاست نه همه آن. پس ناامید نباشید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید بلکه به افرادی نظر کنید که حتی از شما نیز بزرگتر هستند ولی هنوز مجرد مانده و توفیق ازدواج را نداشته اند. نکته دیگر اینکه سعی کنید تا حد امکان اجازه دخالت به دیگران را ندهید و همچنین اجازه ندهید دیگران متوجه خواستگاران شما شوند. همه چیز را پنهانی پیش ببرید و از خانواده تان نیز در این موضوع کمک بخواهید. ما نیز دعا گوی شما هستیم و امیدواریم هر چه سریعتر زمینه ازدواجتان فراهم گردد. از توکل بر خدای متعال و توسل به معصومین ( علیهم السلام) غفلت ننماببد. موفق باشید.
میهمان
سلام من یک خانم ۲۴ساله ومتاهل هستم قبلاگناه زناداشتم وتوبه کردم ولی عذاب وجدان خیلی دارم چیکارکنم.
پرسمان
خواهر گرامی. عذاب وجدان شما بی مورد است اگر واقعا توبه کرده اید خدای متعال گناه شما را بخشید است. نگران نباشید و این افکار منفی را از خود دور کنید و سعی کنید از این به بعد بنده خوبی برای خدا و همسر خوبی برای شوهرتان باشید تا به سعادت واقعی برسید.
میهمان
سلام لطفا خاشهشا التماسا چیزی رو نگید ک ادم رو ناامید کنه کاری ک شما الان کردین ناامید کردن یه عده ای هس ک مرتکب چنین گناهی شدن شما ک جای ک نعوذ بالله ننشستید بااین حرفا اونارو ازار میدین محض اطلاع فردا باید جواب این ناامیدیرو ک تو دل بعضیا ها ایجاد کردید رو بدید یاعلی
میهمان
دلت گناه میخواد؟ هیچ وقت به شیطان دست دوستی نده از خدا میخوام همیشه پاک نگهت داره، گناه یه حالیه که یه عمر حسرت باهاشه بنظرم هر گناهی یه عمر حسرت باهاشه کوچیک و بزرگ هیچی بهتر از اطاعت از خدا نیست خدا از گناه حفظت کنه شیطان و لعنت کن، من در ارتباط با نامحرم بودم خدا بهم فرصت توبه هم داد آثار وضعی گناهم نداشتم تو دنیا همه چیز طبق میل من بود الان خیلی حسرت میخورم و خیلی خجالت زده ام، بنظرم بدترین قسمت گناه اون شرم و خجالت زدگیه که هیچ وقت ازت دور نمیشه خدا کنه همه پاک بمونن و این حال امروز من و تجربه نکنن از گناه فرار کن هیچی بجز شرم و حسرت توش نیست استغفرالله ربی و اتوب الیه

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.