زندگی نامه ابوبکر -وفات ابوبکر -علت مرگ ابوبکر ۱۳۹۱/۰۱/۱۴ - ۷۳۱۸ بازدید

چه کسى ابابکر و پسرش را مسموم کرد و کشت؟ماجرایش را کامل بیان کنید با ذکر منبع

بیشتر منابع تاریخی علت درگذشت خلیفه اول را مسمومیت نوشته اند برای مثال ابن جوزی می گوید: فی سبب موته قولان:أحدهما: أن الیهود سمته فی حریرة أکل منها هو و الحارث بن کلدة، فأخذ منها الحارث لقمة ثم قال: کف فقد أکلت طعاما مسموما سم سنة فماتا جمیعا للسنة یوم مات أبو بکر.و روى ابن سعد عن [عبد العزیز بن عبد الله الأویسی، عن اللیث بن سعد، عن عقیل،] عن ابن شهاب: أن أبا بکر و الحارث بن کلدة کانا یأکلان حریرة أهدیت لأبی بکر، فقال الحارث: ارفع یدک یا خلیفة رسول الله، و الله إن فیها لسم سنة و أنا و أنت نموت فی یوم واحد. فلم یزالا علیلین حتى ماتا فی یوم واحد عند انتهاء السنة.[1] در هر یک از این دو قول آ مده است که او به وسیله یک یهودی یا فرد ناشناسی مسموم شد و در اثر آن درگذشت. سم در داخل برنج یا نوعی آش ریخته شده بود.
مسعودی در مروج الذهب درباره درگذشت او می گوید: ابو بکر رضى الله عنه را یهودان بوسیله غذا مسموم کردند حارث بن کلده نیز با او از آن غذا بخورد و کور شد و سم پس از یک سال در ابو بکر کارگر شد وى پانزده روز پیش از وفات بیمار شد.[2] گفتنی است مسعودی در ادامه این مطلب به ناراحتی ابوبکر از حمله به خانه حضرت زهرا اشاره می کند.
در این بین ابن اثیر مورخ سرشناس اهل سنت می گوید: کانت وفاة أبی بکر، رضی الله عنه، لثمانی لیال بقین من جمادى الآخرة لیلة الثلاثاء و هو ابن ثلاث و ستّین سنة، و هو الصحیح، و قیل غیر ذلک، و کان قد سمّه الیهود فی أرز، و قیل فی حریرة، و هی الحسو، فأکل هو و الحارث بن کلدة، فکفّ الحارث و قال لأبی بکر: أکلنا طعاما مسموما سمّ سنة، فماتا بعد سنة. و قیل: إنّه اغتسل و کان یوما باردا فحمّ خمسة عشر یوما لا یخرج إلى صلاة فأمر عمر أن یصلّی بالنّاس. و لما مرض قال له النّاس: ألا ندعو الطبیب؟ قال: قد أتانی و قال لی أنا فاعل ما أرید، فعلموا مراده و سکتوا عنه، ثمّ مات.[3] او بوسیله یهودیانی که در غذایش سم ریخته بودند مسموم شد. برخی هم گفته اند او روزی غسل کرد و چون هوا سرد بود تب کرد و مریض شد و در اثر آن مریضی از دنیا رفت.
می توان گفت داستان مسموم شدن خلیفه اول چیزی بود که تقریبا همه قبول داشتند تا آنجا که گفته اند:
روى الحاکم عن الشّعبیّ قال: ما ذا یتوقع من هذه الدنیا الدنیة و قد سم رسول الله- صلّى الله علیه و سلّم- و سم أبو بکر. از این دنیای پست چه انتظاری می توان داشت که هم پیامبر را مسموم کردند و هم ابوبکر را.[4]
و اما در این بین یکی از مظلومیتهای حضرت علی علیه سلام این بود که بعدها مسموم کردن خلیفه اول را به وی منتسب می کردند تا آنجا که ثابت پسر عبدالله بن زبیر که به حضرت علی بی علاقه نبود را وادار کردند که بگوید، علی بن ابی طالب، ابوبکر را مسموم کرد.[5] و البته این زمان، دوران حضرت امام سجاد علیه سلام بود و حضرت علی در قید حیات نبود. غیر از این سند در جای دیگر نیز آمده است که عمروعاص به امام حسن گفت، که پدر تو بود که ابوبکر را مسموم کرد.[6]
ناگفته نماند طبری نیز مسمومیت خلیفه اول را تایید کرده است.[7] و ذهبی در تاریخ الاسلام نیز همینگونه سخن می کند.[8]
پس معلوم شد که به اعتقاد بسیاری از مورخین اهل سنت ابوبکر بوسیله سم یک یهودی از دنیا رفته است.

[1] - المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، أبو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد ابن الجوزى (م 597)، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1412/1992،ج 4،ص:129
[2] - مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن على بن الحسین مسعودی (م 346)، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 1374ش، ج 1 ص 658.
[3] - الکامل فی التاریخ ، عز الدین أبو الحسن على بن ابى الکرم المعروف بابن الأثیر (م 630)، بیروت، دار صادر - دار بیروت، 1385/1965،ج 2،صص:419-418
[4] - سبل الهدى و الرشاد فى سیرة خیر العباد، محمد بن یوسف الصالحى الشامى(م 942)، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1414/1993،ج 11،ص:260
[5] - کتاب جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، ط الأولى، 1417/1996،ج 9،ص:450؛ حمید بن احمد بن محلی، الحدائق الوردیة فی مناقب الأئمة الزیدیة، ج 1، ص: 186
[6] - احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج على أهل اللجاج، ج 1، ص: 271
[7] - تاریخ الأمم و الملوک ، أبو جعفر محمد بن جریر الطبری (م 310)، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم ، بیروت، دار التراث ، ط الثانیة، 1387/1967،ج 3،ص:419
[8] - تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، شمس الدین محمد بن احمد الذهبى (م 748)، تحقیق عمر عبد السلام تدمرى، بیروت، دار الکتاب العربى، ط الثانیة، 1413/1993،ج 3،ص:120

شهادت محمد بن ابوبکر
محمد ابن ابی بکر ثمره ازدواج اسما بنت عمیس و ابوبکر است. پس از وفات خلیفه اول، علی (ع) سرپرستی و تربیت محمد را برعهده گرفت چنان چه محمد و مادرش در خانه امیر المومنین (ع) سکنی گزیدند. امام علی (ع) درباره محمد ابن ابی بکرمی فرماید: «محمد فرزند من است از صلب ابوبکر.»
تربیت و پروش محمد در خانه وحی به او این فرصت را داد که با معارف اهل بیت آشنا شود و جزء ارادتمندان علی (ع) قرار بگیرد. امام علی (ع) محمد ابن ابی بکر را این گونه توصیف می کند: «از خدا مزد و پاداش برای او را مى خواهیم که براى ما فرزندى خیر اندیش و مهربان، و کارگزارى رنج کشیده و شمشیرى برنده، و ستونى جلوگیرنده بود.»
تشتت فکری مسلمانان از حیله های معاویه بود
محمد ابن ابی بکر یکی از بازوان قدرتمند در حکومت حقه علی ابن ابی طالب (ع) بود به همین سبب امیر المومنین (ع) وی را به عنوان فرماندار مصر منصوب کرد. با توجه به تشتت فکری مسلمانان در حکومت امام علی (ع) محمد بهترین انتخاب برای سرزمین مصر بود؛ چرا که معاویه دو دستگی بزرگی را در میان مسلمانان دامن زده بود که به وسیله آن بتواند به اهداف شوم خود برسد.
این تشتت فکری که از حیله های معاویه برای کسب قدرت بود در مصر نیز راه پیدا کرده بود. عده ای از مردم مصر از یاران و دوستاران امام علی (ع) و عده ای دیگر طالب خون عثمان بودند و به تحریک معاویه این موضوع را دستاویزی برای کارشکنی در حکومت امام علی (ع) کرده بودند.
معاویه به فرزند خلیفه اول نیز رحم نکرد
محمد ابن ابی بکر از آن جهت که فرزند خلیفه اول و از سوی دیگر فرزند خوانده علی (ع) بود از اقبال و محبوبیت بیشتری برخوردار بود. وی به علت شرایط خاص اجتماعی از احترام لازم در بین دو طرف دعوا برخوردار بود به همین سبب بهترین گزینه برای فرمانداری بود. مثال محمد ابن ابی بکر به مانند شمشیر دو دمی بود که امکان مخالفت با وی به میزان حداقلی کاهش می یافت. اما اهداف پلید و دنیا پرستانه معاویه حتی سبب نشد تا برای آبرو داری و حفظ وجهه از کشتن فرزند خلیفه اول صرف نظر کند.
مصر سرزمینی ثروتمند
مصر برای معاویه سرزمین ارزشمندی بود؛ چرا که در میان سرزمین های اسلامی کثرت خراج داشت که از آن برای جلب نظر و حمایت عمرو عاص استفاده کرد. معاویه مصر را بسان طعمه ای برای عمرو عاص قرار داد که با وی بیعت کند و به او یاری رساند.
برگ های تاریخ درباره حکومت و امارت مصر یکی از بهترین گواهان برای قضاوت بین روش حکومت داری عادلانه علی(ع) و رفتار چپاول گرایانه معاویه است.
معاویه امارت مصر را مانند طعمه ای لذیذ به عمرو عاص می بخشد و به وسیله آن عمرو عاص را می خرد. معاویه شهر ها و ممالک اسلامی را به مانند مال التجاره ای می داند که امارت آن ها را خرید و فروش می کند. نگاه شرم آور معاویه به اموال و سرنوشت مسلمین نشات گرفته از میل دنیا طلبی و شهوت قدرت است.
معاویه قاتل محمد بن ابی بکر
همانگونه که ذکر شد با توجه به وعده‌ای که معاویه به عمروعاص برای حکومت مصر در قبال کمک وی در جنگ صفین داده بود پس از پایان جنگ صفین و با قصد انتقام، خصوصاً با مشکلاتی که محمد به علت شورش‌های پراکنده در مصر با آن‌ها مواجه بود، معاویه تصمیم گرفت تا مصر را به چنگ آورد و در پی این تصمیم با همکاری عده‌ای شورشی از جمله معاویة بن حدیج به او حمله کرد . برای این کار عمروعاص را با شش هزار مرد جنگی در شمال مصر متوقف نمود و نامه‌ای به محمد نوشت و او را متهم به قتل عثمان و تهدید به مرگ کرد.
محمد هم نامه‌ای برای حضرت علی (علیه‌السّلام) فرستاد و از حضرت دستور مقاومت گرفت و برای معاویه هم جوابی در خود نگاشت. حضرت هم تلاش نمود تا سپاهی گرد آورد و در پی آن مالک‌اشتر را که بسیار خبره و قوی‌تر از محمد در امور جنگ بود برای حکومت معرفی فرستاد که وی هم به شهادت رسید. و در جنگی نابرابر میان لشکر 6000 نفری معاویه و 2000 نفری محمد به فرماندهی کنانه بن بشر در منطقه «المسناة» سپاه محمد شکست را تجربه نمود و فرمانده را رایت از دست داد.
بیشتر منابع بر این عقیده‌اند که پس از شکست سپاه محمد در مقابل شامیان، اطرافیانش او را تنها گذاشته، متواری شدند و محمد به تنهایی به خرابه‌ای پناه برد و در آن پناهگاه توسط معاویة بن حدیج به شهادت رسیده سوزانده شد.) ابن‌شبه، تاریخ مدینة المنوره، ج4، ص 1285)
هم‌چنین گفته شده که او پس از متواری شدن اطرافیانش در خانه جبلة بن مسروق یا زنی از بنی­غافق پنهان شد و پس از آن در جنگ با معاویة بن حدیج و در میدان جنگ به شهادت رسید.( عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج9، ص 70؛ تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 634؛ تاریخ الامم والملوک، ج4، ص 80( نیز نقل شده که عمروعاص وی را اسیر کرد و سپس به شهادت رساند.) قرطبی، الاستیعاب، ج3، ص 423؛ عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج9، ص 70.(تاریخ شهادت آن بزرگوار را ماه صفر سال 38 هجری دانسته‌اند.) الغارات، ج1، ص 285؛ دمیری، قرطبی،‌الاستیعاب، ج3، ص 422(

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.