زندگی ساتیا سای بابا ۱۳۹۰/۶/۴ - ۲۸ بازدید

ساتیاسای بابا در سال ۱۹۲۶ در دهکده «پوتاپارتی (pattaparti)» نزدیک شهر بنگلور واقع در جنوب هندوستان دیده به جهان گشود. آغاز زندگی را نزد پدر و مادر خویش شروع کرد و پس از مدتی وارد مدرسه شد و تحصیلات ابتدائی را در محل زندگی خود ادامه داد. سای بابا زندگی ساده ای داشت و مانند بچه‌های دیگر به بازی و کنجکاوی مشغول بود. روزها را یکی پس از دیگری صرف تحصیل و بازی در محل سکونت خود می گذراند اما به یکباره اساس زندگی معنوی او رقم می‌خورد. او وارد دوران جدیدی از زندگی شخصی و مرحله‌ی جدیدی از حیات روحانی میشود. ساتیا سای بابا تبلیغات معنوی را از همان سن ابتدائی به مرحله اجرا می گذارد.
ساتیاسای بابا در سال ۱۹۲۶ در دهکده «پوتاپارتی (pattaparti)» نزدیک شهر بنگلور واقع در جنوب هندوستان دیده به جهان گشود. آغاز زندگی را نزد پدر و مادر خویش شروع کرد و پس از مدتی وارد مدرسه شد و تحصیلات ابتدائی را در محل زندگی خود ادامه داد. سای بابا زندگی ساده ای داشت و مانند بچه‌های دیگر به بازی و کنجکاوی مشغول بود. روزها را یکی پس از دیگری صرف تحصیل و بازی در محل سکونت خود می گذراند اما به یکباره اساس زندگی معنوی او رقم می‌خورد. او وارد دوران جدیدی از زندگی شخصی و مرحله‌ی جدیدی از حیات روحانی میشود. ساتیا سای بابا تبلیغات معنوی را از همان سن ابتدائی به مرحله اجرا می گذارد.
سای بابا در سن ۱۴ سالگی، مدعی شد روح خداوند در جسم او رفته است و علنا گفت که برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است و تلاش وی بر این است که با نگاهی پلورالیستی همه پیروان ادیان را به سمت خویش بکشاند.
در بیستم اکتبر ۱۹۴۰ در سن حساس ۱۴ سالگی، ساتیا زندگی شخصی خویش را در اوراواکندا (uravakonda) رها نمود. سای بابا در تعالیم خود همواره اعلام می داشت:
صلح و آرامش منحصر به سه رکن ذیل است:
۱. رهائی از وابستگی
۲. دین و ایمان
۳. عشق
بدین سان برای عمل به اولین رکن صلح و آرامش یعنی رهائی از وابستگی خانه و والدین خویش را ترک باید گفت تا رسالت خود را با رهائی از تمام وابستگی ها و تعلقات آغاز نماییم.
در کتاب زندگی من پیام من است چین نقل شده که بعد از مدتی والدین سای بابا او را در حین انجام ذکرهای ریتمیک پیدا می‌کنند. پدر و مادر سای بابا از او خواهش می‌کنند که به خانه باز گردد و به زندگی طبیعی خود ادامه دهد. اما وی در مقابل اسرار والدین خود می‌گوید: هیچکس به دیگری متعلق نیست، اینها همه توهمات است.
از طرف دیگر، سای بابا هدیه گرفتن را فقط از طرف والدین و گورو (استاد معنوی) جایز می‌داند. سای بابا دو دوست صمیمی به نام «رامش» و «سودهیر» داشت. این دو دوست در دو طرف سای بابا در کلاس درس می‌نشستند. رامش از خانواده ثروتمندی بود. روزی رامش یک یونیفورم بسیار شیک و نو را که ساتیا قادر به تهیه آن نبود به وی هدیه نمود ولی ساتیا یونیفورم را با یادداشت زیر به رامش برگرداند:
دوست عزیز: اگر میخواهی دوستی ما ادامه یابد باید از زیاده روی در مورد تبادل کالا خودداری نمائی. هنگامی که فرد نیازمندی هدیه ای را از ثروتمندی می‌پذیرد، ذهنش نگران می‌گردد که چگونه خوبی ثروتمندی را جبران نماید در عین حال، ذهن ثروتمند احسان کننده، از غرور انباشته می‌گردد. دوام دوستی واقعی بر پایه احساس قلبی استوار است. فردی که هدیه ای را می‌پذیرد خود را حقیر و کوچک احساس می‌کند و فردی که هدیه ای را می‌دهد، خود را بزرگ و مغرور احساس می‌نماید چنین دوستی دوام نخواهد داشت. از این جهت لباهایی را که به من هدیه نموده ای به من تعلق ندارد آنها را به همراه این یادداشت باز میگردانم.۱
ساتیا سای بابا سالیان زندگی خود را (در دهکده پوتا پارتی) وقف تبلیغ، تعلیم تجربیات عرفانی و ریاضت‌های گوناگون کرده است. تا جائی که به شهرت جهانی رسیده و کتابهای بسیاری از وی در کشورهای مختلف جهان ترجمه و به چاپ رسیده است. انسان‌های بسیاری برای کسب معنویت و زیارت ساتیاسای بابا از دور ترین نقاط جهان به سمت هند می‌رفتند. تا شاید به دیدار وی نایل شوند و معنویت و حقیقت را در آن روستای دور افتاده بیابند و طعم خوش عرفان را از دستان او هدیه گیرند. اما هر کس بااندکی تامل در داشته های عرفانی ساتیا سای بابا اذعان می دارد که برای عمل به هر یک از تعالیم عرفانی او ناگذیر باید یک قدم از علایق جامعه وقوانین معمول اجتماعی دور شوند.
این تقابل یعنی استقبال از عرفان و ارامش عرفانی، و از سوی دیگر ناروایی دوری از اجتماع و گوشه نشینی نشانیه یکی از بزرگ ترین دغدغه های انسان مدرن خواهان معنویت است. این تعارض عمیق باعث میشود تا استقبال از عرفان های نو ظهور - هر چند در بدو امر با شور و شوق بسیار همراه است - در ادامه فاقد دوام و التزام فراگیری باشد.
اما، سای بابا شیردی عارف دیگر هندی است که با وجود شباهت اسمی با ساتیا سای بابا دارای شخصیت مجزایی است. او نیز یکی دیگر از عارفان معاصر هند است که لازم است سرگذشت و آموزه های وی جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد.
دوران کودکی سای بابا شیردی برای مدتها در هاله ای از رمز و راز پوشیده بود. در ۲۸ سپتامبر۱۹۹۰ ساتیا سای بابا قسمتی از زندگی دوران کودکی قدیس شیردی را تشریح می‌کند. بر اساس اظهار ایشان شری بابا شیردی در ۲۸ سپتامبر۱۸۳۵ در جنگلی نزدیک دهکده پاتری در ایالت حید آباد هند در خانواده ای بر همن به نام بهار دواجا گوترا (bhardwaja gotra) به دنیا آمد نام مادرش دوگیری عمه (devgiriamma) بود.
شیردی بابا در ۱۵ اکتبر ۱۹۱۸ فوت شد. اکثر اتفاقات زندگی سای بابا شیردی در کتاب شیردی سای بابا چاریتا sai baba charita به چاپ رسیده و یا توسط دوستداران وی به صورت پراکنده منتشر شده است. شری سای بابا شیردییک معلم روحانی بود که طرفداران تمام مذاهب هندو، از هر طبقه ای به او به دیده احترام می نگریستند و از تعالیم و نصایح او بهره میبردند.۲
نوشته شده توسط: محمد حسین کیانی
منابع:
۱. سوآمی ساتیا سای بابا. زندگی من پیام من است، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ اول ۱۳۸۲ ص. ۱۰
۲. ساتیا پال روهلا. قریس سای بابا شیردی ترجمه حمد رضا جعفری انتشارات پیک ایران چاپ اول ۱۳۷۷ ص. ۹

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.