زن و مرجعیت ۱۳۹۲/۰۸/۱۸ - ۸۸۰ بازدید

چرا از بانوان کسى به درجه مرجعیت نرسیده است؟

بانوان به درجه اجتهاد مى رسند و چنین بانوانى در تاریخ بوده اند و هستند؛ اما مسئله مرجعیت یک تکلیف مشقت بار اجتماعى است که از عهده زنان برداشته شده است.
جهت توضیح بیشتر، توجه شما را به نکات ذیل جلب مى کنیم:
مسئله اجتهاد و تقلید، مرجعیت و فقاهت یکى از مباحث ارزشمند و سرنوشت ساز جامعه اسلامى است که تداوم اصالت اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله، و بقاى ارزش هاى اخلاقى، الهى و استقلال نظام اسلامى به آن بستگى کامل دارد. ضرورت نیاز به مجتهدین و متخصصان که به نیازها و پرسش هاى گوناگون جامعه پاسخ دهند بر کسى پوشیده نیست. اما مهم تبیین شرایط و معیارهاى اجتهاد است.
معیارهاى علمى و تحقیقاتى:
اجتهاد و استنباط احکام الهى به یک سلسله از علوم مقدماتى نیاز دارد تا با کمک آن، فقیه بتواند مسایل شرعى را شناخته و استخراج نماید، مانند: ادبیات عرب، علم منطق، فلسفه و حکمت الهى، علم اصول فقه، علم فقه و علم رجال.(1)
پس فقیه و مجتهد از منظر شیعه کسى است که در علوم و رشته هاى لازم براى فقاهت، تخصص داشته و داراى قدرت استخراج و ابتکار و ذوق لازم براى درک مسایل اسلامى باشد. یعنى بتواند از مصادر وحى، قوانین و احکام الهى را درک و استنباط کند.
همان طور که مى دانید این شرایط و معیارها در انحصار کسى نیست. هر مسلمان محققى اعم از زن و مرد مى تواند این راه را انتخاب نموده و به قدرت استخراج احکام الهى دست یابد. و از میان زنان نیز کسانى مانند مرحومه خانم امین بودند که به مقام اجتهاد و فقاهت و مراتب بالاى علمى دست یافتند.
معیارهاى معنوى:
بنا بر گفته برخى بزرگان، تقوى و عدالت در اجتهاد مطرح است تا متخصص مؤن هرگز منحرف نشود. صداقت و امانت دارى نیز یکى از شرایط ارزشمند اجتهاد است تا اصالت و سلامت مکتب را پاسدارى کند و ریشه هاى خودمحورى، منفعت پرستى و دروغ پردازى نابود گردد. و با معیارهاى معنوى به کشف احکام الهى بپردازد و بتواند واقعیت ها را درک و به جامعه اسلامى ارائه دهد.(2)
شایان ذکر است بسیارى از فقها شرایط اخلاقى یاد شده را از صلاحیت هاى لازم در مرجعیت مى دانند و براى اجتهاد به عنوان کارشناسى دینى، این شرایط را لازم نمى شمرند. گرچه براى دیگران اعتبارى ندارد. بنابراین مجتهد فاسق، نظر فقهى اش براى خود وى حجت است و مى تواند به برداشت خود عمل کند، اما نظر او براى دیگران فاقد اعتبار است. اما همچنان که گذشت عده اى دیگر معتقدند انسان فاسق حتى برداشت هایش نیز چه بسا ناصواب و غیرقابل اطمینان باشد.
مرجعیت علاوه بر بُعد علمى یک منصب اجتماعى و یک سمت اجرایى است و مرجع، عامل ارتباط میان خلق و خالق و راهنماى مردم است، و مردم در همه ابعاد زندگى به طور تعبّدى از او تبعیت مى کنند. در مرجعیت علاوه بر معیارهایى که در اجتهاد ذکر شد، مرد بودن نیز شرط شده است تا با مردم معاشرت و برخورد داشته و از نزدیک به مشکلات و نیازهاى آنان رسیدگى نماید و آن ها را به حضور بپذیرد.
گاهى گفته مى شود: اگر مرجع تقلید مرد باشد، زن نیز ناچار است نزد او مراجعه کند، احکام، مشکلات و سؤال هاى علمى خود را مطرح کرده و پاسخ دریافت نماید. جواب این است که این ارتباط بسیار محدود و کار روزانه او نیست و لذا مشکلى را هم ایجاد نمى کند. اما اگر زن یکى از مسئولیت هاى مهم کلیدى از جمله «مرجعیت» را به عهده بگیرد، کار روزانه او پاسخگویى به صدها مرد متقاضى از اصناف و ارگان هاى مختلف اعم از دولتى و غیردولتى و مانند آن است. (3)
البته اگر زن بر اثر تلاش و مجاهدت هاى علمى همانند مرحومه خانم امین، به مقام اجتهاد و مرجعیت نایل گردد، مى تواند به نظر و فتواى خود عمل نماید و حتى طبق نظر برخى از اندیشمندان زنان دیگر هم مى توانند به لحاظ فتواى دینى، وى را به عنوان مرجع تقلید انتخاب نموده و از نظریات او پیروى نمایند همان گونه که برخى عقیده دارند زن مى تواند امام جماعت زنان شود.(4)
به عبارت دیگر، لازمه مقام مرجعیت، ایفاى مسئولیت هاى سنگین و طاقت فرساى اجتماعى و گاهى رهبرى مبارزات سیاسى است و این کارها مستلزم سختى ها و حضور اجتماعى بیش از توان زنان است. بنابراین مرجعیت یک مقام اجرایى است اما فقاهت و اجتهاد، کمال است؛ مرجعیت به خودى خود، کمال و ارزش محسوب نمى شود.
آیه اللّه جوادى آملى در این زمینه مى فرماید: «کارهاى اجرایى به منزله امانتند، مرجعیت «امانت» است ولى فقاهت «ملک» است. وزارت امانت است، اما تقوا ملک است. آنچه تعلّق به جان دارد و کمال روح است، زن و مرد یکسانند. اما در محدوده آنچه امانت و وظیفه است و جداى از جان است، کارها تقسیم شده است»(5) بنابراین زنان به خاطر ویژگى ها و صفات طبیعى که دارند از مسئولیت مرجعیت معاف هستند و این منافاتى با تحصیل علم فقه و اجتهاد ندارد زیرا هر کسى مى تواند به مقام اجتهاد دست یابد و اختصاصى به مردان یا زنان ندارد.(6)
پی نوشت ها:
(1) فلسفه اجتهاد و تقلید، محمد دشتى، صص 54ـ53، مؤسه تحقیقاتى امیرالمؤنین، 1367.
(2) مستمسک العروة الوثقى، السید محسن طباطبایى الحکیم، قم: مکتبة آیه اللّه مرعشى نجفى، 1404 ه. ق، ص 40، «یشترط فى المجتهد امور البلوغ، والعقل، والایمان والعدالة و...»
(3) زن در آیینه جلال و جمال، جوادى آملى، نشر فرهنگى رجا، چاپ چهارم، 1374، ص 381.
(4) مستمسک العروة الوثقى، السید محسن طباطبایى الحکیم، پیشین، ص 43 ؛ نیز ر.ک: جوادى آملى، زن در آیینه جلال و جمال، پیشین، ص 383.
(5) زن در آیینه جلال و جمال، ص380.
(6) ر.ک: زن در آیینه جلال و جمال، ص382 ؛ زن از منظر اسلام، فریده مصطفوى و... ، ص114.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.