زهد و راههای به دست آوردن آن ۱۳۹۸/۰۹/۰۶ - ۲۴۴ بازدید

اینکه میگویند مومنان نه برای انچه گذشته از دست داده اند ناراحتند نه نگران انند که چیزی را در اینده از دست بدهند، چطور ممکن است؟ چطور اینقدر قلب خود را مقاوم کنیم؟ اگر خودمان سبب از دست دادن چیزی شویم و دیگران تقصیرکار نباشند چطور غصه دایمی نخوریم؟

دوست گرامی. برای پاسخ یابی سوال خود به مطالب زیر توجه نمایید:
الف ) زهد
۱ . معنای زهد
زهد در لغت به معانی «بی­رغبت شدن، روی بازگدانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می­باشد» [دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۱۴۷۷]
و در اصطلاح به معنی «بی­رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر بدست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می­باشد».[ انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، دفتر انتشارات اسلام ۱۳ی، ۸۶ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۳۸]
«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می­سازد».[جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۵ش، چاپ ششم، ج۱۱، ص۱۷۸.]
«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است».[کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامی، ۱۳۶۵ه .ش، چاپ چهارم، ج۲، ص۱۰۴]
امام صادق (ع ) در روایتی می فرماید: زهد نه آنست که مال دنیا را تباه کنی و نه آنکه حلال آنرا بر خود حرام گردانی . بلکه زهد آن است که اعتمادت به آنچه نزد حق است بیش از آن باشد که در نزد خودت یافت می شود. (رک : البحار, ۷۷/۱۷۲/۸)
خداوند متعال درباره زاهدان می فرماید : « لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‌ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ ... . » [ سوره حدید ، آیه ۲۳]
تا بر آنچه از دست دادید، تأسف نخورید و به آنچه به شما داده شد، (سرمستانه) شادمانى نکنید... .
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است آنجا که می فرماید: تا آنکه بخاطر از دست دادن چیزی متأسف و متأثر نشوید و بر آنچه بدستتان رسیده فرحناک نباشید. (ر.ک : البحار, ۷۸/۳۷/۳)
ب ) بعضی از راههای به دست آوردن زهد
۱. جهان بینی در زهد ورزی
ایمان و اعتقاد به وجود خدا و زندگی بهتر در عالم آخرت، سبب شکل گیری بینش و نگرش ویژه ای در انسان می شود. توجه به این نکته که خداوند بر همه کردار انسان نظارت دارد و زندگی انسان در آخرت به اعمال و کردار دنیوی او باز می گردد، موجب می شود تا انسان در استفاده از دنیا و نعمت های آن زهد بورزد. زهد، نگرش ویژه ای به زندگی مادی در پرتو جهان بینی الهی است و هر چه شناخت و بینش انسان، او را به یقین نزدیک تر سازد، زهد او نیز حقیقی تر و خالص تر خواهد بود. آن چنان که علی علیه السلام می فرماید: «الزُّهدُ ثَمَرَةُ الیقین؛ زهد، محصول یقین است».
و در جای دیگری نیز می فرماید: زهدُ المَرءِ فیما یَفنی علی قدرِ یقینِه بما یبقی.
زهد انسان در دنیای فانی، به مقدار یقین او، به چیزی است که باقی می ماند.
آنچه پایدار و باقی است، خداست و یقین کامل به او، زهد در دنیا را در پی دارد. شناخت و درک انسان از جهان، راهنمای او در انتخاب مسیر زندگی است.
اگر انسان زندگی را در همین محدوده عالم مادی ببیند و چیزی جز آن در نظرش نیاید، مطلوب و مقصد خود را، دنیا قرار می دهد و به آن وابسته می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: « دنیا، نهایت دید کوردلان است که آن سوی دنیا را نمی نگرد، ولی انسانِ آگاه، نگاهش از دنیا عبور می کند، از پسِ آن، سرای جاویدان آخرت را می بیند. پس در نتیجه انسان آگاه به دنیا دل نمی بندد و انسان کوردل، تمام توجهش به دنیاست. بینا از دنیا، زاد و توشه برمی گیرد و نابینا برای آن، زاد و توشه فراهم می کند. »
ابن ابی الحدید، در شرح نهج البلاغه می نویسد: حجاج در بیابان، در کنار آب و استراحتگاه خود، به ندیمش گفت: کسی را پیش من بیاور که اهل دنیا نباشد. او پیش از جست وجو، مردی را که در خواب بود، بیدار کرد و پیش حجاج آورد. حجاج او را به صرف غذا فرا خواند. مرد گفت: دعوت کسی را اجابت کرده ام که از امیر بهتر است. حجاج پرسید: او کیست؟ مرد در پاسخ گفت: خدا مرا به روزه دعوت کرده و من هم، اکنون روزه هستم. حجاج گفت: در این هوای گرم و طاقت فرسا؟ مرد در پاسخ گفت: آتش جهنم داغ تر و سوزان تر است. حجاج گفت: الان روزه را افطار کن و روزهای دیگر قضای آن را به جای آور؟! مرد گفت: آیا زنده ماندن مرا تا به جای آوردن قضای روزه، تضمین می کنی؟ و این گونه بینش عمیق مرد، او را به یقین رسانیده بود و زهد، او را از پرداختن به امور نفسانی باز می داشت. حضرت علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: « أصلُ الزّهدِ الیقینُ وَ ثَمَرَتُهُ السَّعادَةُ. » اساس و ریشه زهد، یقین و اعتقادات راستین است و میوه آن سعادت است. ۲. معرفت خدا، عاملی برای زهد ورزی
علم و آگاهی در هر کاری سبب بهتر شدن و درست انجام دادن آن کار می شود. به همین جهت، شناخت و آگاهی، از عوامل اساسی پیدایش زهد است. انسانی که با شناخت و آگاهی صحیح در این مسیر گام برمی دارد، از افتادن در دام افراط و تفریط، یعنی دنیاگرایی و یا دنیاگریزی، مصون می ماند و راه میانه زهد را برمی گزیند. آن چنان که علی علیه السلام می فرماید: «ثَمَرةُ المعرفةِ العُزوفُ عَن الدّارِ الدّنیا؛ ثمره شناخت، کناره گیری از خانه دنیاست».
اگرچه شناخت و معرفت برای زهدورزی لازم است، ولی برای زاهد بودن، نیازی نیست که فرد حتما شناخت و معرفت بالایی داشته باشد، بلکه اندکی علم و آگاهی نیز سبب زهدورزی می شود. مولای متقیان، علی علیه السلام می فرماید: «یسیرُ المعرفةِ یوجِبُ الزّهدَ فی الدّنیا؛ اندکی معرفت، موجب زهد در دنیا می شود». یکی از بهترین و برترین شناخت ها، شناخت خدای بزرگ است، چنان که علی علیه السلام می فرماید: «معرفَةُ سبحانَهُ أعلی المعارف؛ شناخت خدای متعال، بالاترین شناخت هاست.» این شناخت، مسیر زندگی فرد را تعیین می کند و آثار فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی بر زندگی او بر جای می گذارد.
یکی از کارکردها و نتایج این شناخت، زهدورزی است؛ زیرا انسان به چیز اندکی که نیاز او را برطرف کند، علاقه و رغبت می یابد و خدا برترین و بزرگ ترین کسی است که همه نیازهای انسان را برمی آورد. هنگامی که انسان، عظمت و بزرگی خدا را درمی یابد و نقش خدا را در برآوردن خواسته هایش می شناسد، این شناخت و آگاهی، سبب توجه به خدا و روی گردانی انسان از دنیا و زیبایی های فریبنده اش می شود. هر چه شناخت انسان نسبت به خدا بیشتر باشد، به همان نسبت بیش از پیش نسبت به دنیا بی رغبت خواهد شد.
امام صادق علیه السلام می فرماید: « انَّ أَعْلمَ النّاس باللّه ِ أخوَفُهم للّه وأخْوَفَهُم لَهُ أعلَمُهُمْ بِهِ وأَعْلَمَهُمْ بِهِ أزهَدُهُمْ فیها.»
داناترین مردم به خدا کسانی هستند که بیشتر از خدا می ترسند و آنهایی که از خدا بیشتر می ترسند، داناترین به خدا هستند و داناترینشان به خدا کسانی اند. که در دنیا بیشتر زهد می ورزند. ۳ . یاد مرگ و زهد ورزی
یادآوری مرگ، تأثیرگذاری های مثبت و سازنده ای در زندگی آدمی دارد. به خاطر این آثار روحی و تربیتی، در آموزش های اسلامی نیز بدان سفارش های فراوانی شده است. یکی ازآثار سازنده و تربیتی یاد مرگ، پوشیدن لباس زهد در دنیاست. یاد مرگ، دنیا را در چشم انسان زاهد کوچک می کند. امام صادق علیه السلام می فرماید:
یاد مرگ، شهوت ها را از بین می برد، ریشه های فراموشی را یکسره برمی کند؛ دل انسان را به وعده های الهی محکم می کند و روحیه انسان را از سنگ دلی به لطافت و رقّت قلب می کشاند. نشانه های هوس را از بین می برد و آتش حرص را خاموش و دنیا را پیش چشمان انسان، کوچک می کند!
این گونه یاد مرگ انسان را از غوطه ور شدن در هوس ها و لذت های دنیوی بازمی دارد و تحمل سختی ها را بر انسان آسان می کند. کسی که فراوان به یاد مرگ می افتد، به کمترین مال و نعمت دنیا راضی است و دیگر بخل و حرص، در دل او راه نمی یابد. او به اندازه نیازش از دنیا بهره می گیرد.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: « «وَمَنْ أکثر ذکرَ الموتِ رَضِیَ مِنَ الدّنیا بالکَفافِ » هر که بسیار یاد مرگ کند، به اندازه کفاف، از دنیا راضی است».
دنیا و زیبایی های آن بسیار فریبنده است و کسی که بتواند با یاد مرگ و قیامت دل خود را روانه سرای دیگر کند، نیرنگ و زرق و برق دنیا، دیگر نمی تواند بر او غلبه کند؛ آن چنان که مولای متقیان، امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ اکثَرَ مِنْ ذکرِ الموتِ نَجی منْ خُداعِ الدّنیا؛ هر کس فراوان یاد مرگ کند، از حیله های دنیا، رهایی می یابد».
همچنین، ایشان در سفارش های خود که در نهج البلاغه آمده است، چنین می فرماید: « ای مردم! سفارش من به شما این است که مرگ را از یاد نبرید و کمتر از آن غفلت کنید، چگونه غافل می شوید از چیزی که هرگز از شما غفلت نمی کند؟ مگر همه روزه، مرده ها را نمی بینید که بر خلاف میل شان به سوی گورها برده می شوند و در حفره های تنگ و تاریک آن جای می گیرند؟ گویی هرگز در این دنیا زندگی نکرده و در آبادانی آن نکوشیده اند. از سرایی که در آن به سر می بردند، می روند و اسیر توده های خاکی که از آن وحشت داشتند، می شوند. سرگرم دنیایی بودند که از آن دست کشیدند و آخرتی را که به سوی آن کوچ کردند، تباه ساختند. دیگر نمی توانند از بدی هایی که کرده اند، برگردند و نه این توان و قدرت را دارند که به خوبی هایی که از دست شان برمی آید، بیفزایند. به دنیا مهر ورزیدند، ولی دنیا فریب شان داد. به آن اعتماد کردند و او بر زمین شان زد.»
این گونه، انسان زاهد روزهای عمر خود را رو به کاستی می بیند و هر لحظه، خود را یک گام نزدیک تر به مرگ احساس می کند و در نتیجه تلاش می کند تا برای آن دنیای خود نیز زاد و توشه ای فراهم کند، که تأمین کننده نیازهای او در فردای قیامت باشد. آن گاه آن حضرت، خطبه خویش را این چنین به پایان می رساند:
زاهدان، گروهی از مردم دنیا هستند که دنیاپرست نیستند. پس در دنیا زندگی می کنند، اما آلودگی دنیاپرستان را ندارند. در دنیا با آگاهی و بصیرت عمل می کنند و در ترک زشتی ها، از همه کس سبقت می جویند، بدن هایشان به گونه ای در تلاش و حرکت است که گویا در میان مردم آخرت هستند. اهل دنیا را می نگرند که مرگ بدن ها را بزرگ می شمارند، اما آنها مرگ دل های زندگان را بزرگ تر می دانند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.