زیارت اهل قبور-روح و جسم-زیارت قبور ۱۳۸۶/۰۸/۱۲ - ۱۶۲۸ بازدید

آیا «روح» با جسم خودش که در قبر پوسیده و از بین رفته و نیز قبری که کلا و کاملا نابوده شده است - کما کان - ارتباط دارد؟ مرادم از این سؤال این است که قبر پدرم که مربوط به ۴۵ سال قبل است آیا هنوز برای کسب فیض و اجابت دعای پدر لازم است که حتما سر قبر ایشان بروم؟

بر اساس آیات و روایات، ارتباط خاصى میان «قبر برزخى» و «قبر خاکى»؛ یعنى، بین روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاکى وجود دارد. این ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى - که در طول زندگى دنیوى با یکدیگر نوعى اتحاد داشته اند - سرچشمه مى گیرد. ارتباط مزبور با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ، به کلى از میان نمى رود؛ بلکه یک نوع ارتباط در حدّ پایین ترى میان روح برزخى و بدن مادى و خاکى وجود دارد. این ارتباط نه در حد و اندازه اى است که در زندگى دنیوى و در دوران تعلق روح به بدن وجود داشت، و نه با آن کیفیت و کمیت؛ بلکه در میزانى ضعیف تر و با کم و کیفى دیگر. از همین رو، روح - به رغم حضورش در عالمى فوق ماده و زمان و مکان (برزخ) - توجّه خاصى به بدن مادى و نقطه اى دارد که بدن خاکى در آن است. بر اساس همین ارتباط، میان قبر خاکى و قبر برزخى است که دستورات و احکام خاصى در باب قبر، تشییع جنازه، کفن و دفن، حرمت قبر، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آنها، در شریعت اسلامى وجود دارد.

زیارت اهل قبور


ارتباط روح با قبر خاکى، موجب مى شود که بتوان از این طریق، بهتر با روح رابطه برقرار و به او توجّه کرد و نیز توجّه او را جلب نمود. بدین جهت در روایات، تأکید فراوانى بر زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت و تلاوت قرآن کریم بر سر قبرها شده است. این آداب در هر جایى، براى مردگان خوب است؛ ولى به دلیل ارتباط قبر برزخى با قبر خاکى، بر انجام دادن این آداب بر سر قبرها، تأکید بیشترى شده و از استحباب بیشترى برخوردار است. از طرفى ارواح نیز بر اساس این ارتباط با بدن مادى و قبر خود، از حضور مؤمنان مسرور و مبتهج مى شوند. امام صادق(ع) مى فرماید: «قسم به خداى متعال، مردگان رفتن شما را [بر سر قبورشان ]مى دانند و با حضور شما مسرور مى شوند و با شما اُنس مى گیرند و بهره مند مى گردند». وسائل الشیعه، ج 2، ص 878 و نیز در این باب نگا: عروج روح، ص 71-76.

امّا مهم ترین اثر دنیوى زیارت اهل قبور براى انسان، تذکّر مرگ و یادآورى این رخداد مهمّ است. این خود، موجب باز داشتن انسان از بازى هاى دنیوى، نگا: نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدى، خطبه 84، ص 66. مانع دست زدن به کارهاى زشت و ناروا، همان، خطبه 99، ص 92. باعث انجام دادن اعمال و کردار نیک، همان، کلمات قصار، 31، ص 364. سبب بى رغبتى و کم خشنودى از دنیا همان، کلمات قصار 349، ص 423. و زمینه ساز عبرت آموزى است. همان، خطبه 221، ص 252.
رو به گورستان دمى خامش نشین آن خموشان سخنگو را ببین
لیک اگر یک رنگ بینى خاکشان نیست یکسان حالت چالاکشان
شحم و لحم زندگان یکسان بودآن یکى غمگین، دگر شادان بود
تو چه دانى تا ننوشى قالشان ز آنکه پنهان است بر تو حالشان
بشنوى از قال هاى و هوى راکى ببینى حالت صد توى را
مثنوى، دفتر 3، ابیات 4764 - 4768.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.