ساختن قبر ۱۳۹۳/۰۶/۱۳ - ۵۵۳ بازدید

باسلام،۱:درکتاب من لایحضر الفقیه جلداول باب احکام اموات روایتی ازحضرت علی (ع)آمده که هرکس قبری را بازسازی کندیا صورتی بکشد ازاسلام خارج است،اگر این روایت صحیح است،پس چطورشیعیان قبورائمه و امامزادگان را همیشه بازسازی کرده اند واینکه آیا این کتاب معتبرترازکتاب کافی است؟چون خودشیخ صدوق به صحت صدورش از ائمه امید داردوحجت بین خود و خدا دارد۲چراکتاب المحاسن جزء کتب اربعه شیعه به حساب نیامده؟مگر معتبرنیست؟

حدیث مورد سوال روایت ذیل ا ست که در من لایحضر با حذف اسناد و در دیگر کتب همچون محاسن برقی و تهذیب با سند ذیل نقل شده است :
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ جَدَّدَ قَبْراً أَوْ مَثَّلَ مِثَالًا فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلَامِ.( تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج 1، ص: 459).
نکاتی را پیرامون روایت متذکر می شویم:
الف: روایت نظر سند ضعیف است آن هم به خاطر دو نفر : 1 . محمد بن سنان ؛ 2 . ابی الجارود .
ب : مضمون حدیث با اصول مسلم مخالف است . چگونه نوسازی قبری و یا تصویر حیوانی سبب بیرون رفتن از اسلام می باشد ؟ !
ج : حدیث به چهار صورت نقل شده است و معلوم نیست آنچه که امام ( علیه السلام ) فرمود ، کدام یک از صور چهارگانه است :
1 : جدّد قبراً : قبر را نوسازی کند .
2 : حدّد قبراً : قبر را تیز کندبه صورت کوهانی .
3 . جدث قبراً : کسی را در قبر دیگری دفن کند .
4 . خدَّد قبراً : قبری را بشکافد .
با توجه به این نسخه بدل های چهارگانه چگونه می توان با این حدیث استدلال کرد ؟ !
مرحوم صدوق نیز در من لایحضر بعد از نقل روایت به این اختلاف نسخه ها و معانی آن اشاره کرده است .
من لا یحضر معتبر تر از کافی نیست و هر دو تقریبا در یک درجه از اعتبارند و یا کافی از اعتبار بیشتری نیز برخوردار است و اما این که نوشته اید خود مرحوم صدوق به صحت صدورش از ائمه امید دارد مرحوم کلینی نیز نزدیک به همین عبارت را در ابتدای کافی دارد آنجا که خطاب به فردی که تقاضای نوشتن این کتاب را کرده می گوید: ....و گفتى که میخواهم کتابى داشته باشم که تمام قسمتهاى علم دین در آن باشد که دانشجو را بى نیاز کند و مرجع هدایت خواه باشد و کسى که علم دین و عمل باخبار صحیح امامان صادق و سنتهاى ثابته مورد عمل را خواهد از آن کتاب برگیرد و واجبات خدا و سنت پیغمبر (ص) را از روى آن کتاب انجام دهد. و در ادامه مرحوم کلینی می گوید امیدوارم خواسته تو عملی شده باشد ، به هر روی هر دو کتاب از کتب معتبر شیعه است و اما صحت تمامی روایات آن را مشهور اصولیان نپذیرفته اند و عبارتی را که در ابتدای این دو کتاب آمده را اگر به معنای صحت این دو کتاب بدانیم، نظر نویسنده این دو کتاب دانسته اند که ممکن است بر اساس قراینی صحت این روایات برایشان ثابت بوده که این قراین اکنون به دست ما نیست و یا ملاکشان در صحت وضعف روایت به گونه ای دیگر بوده که ملاک آنان برای ما حجت نیست.
کتاب محاسن از نظر اعتبار از کتب اربعه کمتر نیست و این که یک کتاب جزو کتب اربعه نیست به معنای عدم اعتبار آن نیست بسیاری از کتب همچون کامل الزیارات و یا کتب مرحوم صدوق به جز من لایحضر جزو کتب اربعه نیست و از جایگاه و اعتبار بالایی برخوردار است واما این که چرا محاسن در ردیف این کتب قرار گرفته نشده تا بالفرض بگوییم کتب خمسه اید علت آن این است که اولا موضوع کتاب محاسن فقهی نیست که مشتمل بر ابواب فقهی باشد به همین جهت از اهمیت بالایی به حسب موضوع برخوردار نیست . ثانیا مرحوم کلینی ، صدوق و شیخ طوسی به وفور از محاسن حدیث نقل کرده اند و بسیاری از روایات آن در کتب اربعه نقل شده است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.