سبب قتل متوکل عباسی ۱۳۹۹/۰۱/۳۰ - ۴۹۰۰ بازدید

می گن منتصر به خاطر این که پدرش به حضرت زهرا(س) توهین کرد کشت و بعد جوان مرگ شد ولی من فکر می کنم منتصر پدرش را به خاطر خلافت کشت و به خاطر این که کسی نفهمه مرگ پدرش برای چی بوده شایعه کردن به خاطر توهین به حضرت زهرا کشته من فکر می کنم منتصر از این نقطه ضعف پدرش استفاده کرده و دیده پدرش به حضرت زهرا توهین می کنه این رو بهونه کرده تا پدرشو بکشه مرگ منتصر به خاطر این نبود که چون پدرش رو کشته خدا بهش عذاب داد بلکه به خاطر این بود که مخالف داشت می گن منتصر در دوره خلافت کارهای خوبی کرده و مردم خیلی دوسش داشتن ولی فکر کنم اینا ظاهری بوده

بله این احتمال شما بعید نیست :مُتَوکِّل عَبّاسی، ابوالفضل جعفر بن معتصم (۲۰۶-۲۴۷ق)، دهمین خلیفه عباسی و دشمن سرسخت خاندان علی بن ابیطالب (ع). او ۱۵ سال حکومت کرد. در سال ۲۳۶ق، دستور داد حرم امام حسین (ع) را ویران کنند و خانه‌های اطراف آن را با خاک یکسان سازند و در آن زمین‌ها کشاورزی کنند. بدرفتاری متوکل با آل علی، موجب اعتراضاتی شد، اما به دلیل جو امنیتی حاکم بر جامعه، به شورش و اعتراض عمومی نینجامید. او بر خلاف مأمون و معتصم عباسی، معتقد به قدیم بودن قرآن بود و بحث و جدل‌ها درباره خلق قرآن را پایان داد. او معتزلیان را منزوی، و حمایت ویژه‌ای از اهل حدیث کرد. در دوران او، مرکز خلافت از بغداد به دمشق و سپس به سامرا منتقل شد.زندگی و خلافتجعفر بن معتصم، در سال ۲۰۶ قمری در فم الصلح نزدیک واسط عراق متولد شد.[۱] او در سال ۲۲۷ قمری از سوی برادرش واثق که خلیفه عباسی بود، امیرالحاج شد. از زندگی او تا پیش از رسیدن به خلافت عباسی، اخبار دقیقی در دست نیست.پس از درگذشت واثق در سال ۲۳۲ قمری، جعفر بن معتصم از سوی سرداران ترک و بزرگان دولت عباسی به خلافت برگزیده شد و به پیشنهاد احمد بن ابی داود، المتوکل علی الله خوانده شد.[۲] این اولین بار در تاریخ اسلام بود که ترکان در تعیین خلیفه دخالت کردند و موفق شدند شخص مورد نظر خود را خلیفه کنند.[۳]
متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد و بخش‌هایی از سرزمین‌های اسلامی را به آنها سپرد. محمد با لقب منتصر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با لقب معتز، ولیعهد منتصر و ابراهیم با لقب مؤید، ولیعهد معتز شد.[۴] حکومت مصر و مغرب به منتصر، خراسان و عراق عجم به معتز و شامات وارمنستان و آذربایجان به مؤید سپرده شد. با این حال این سه در سامرا ساکن بودند و منشیانی منصوب از سوی متوکل برای اداره سرزمین‌های اسلامی فرستاده شدند.[۵] برخی از مورخان، این اقدام متوکل را در راستای تضعیف قدرت و نفوذ ترکانی دانسته‌اند که در دوره خلافت معتصم و واثق، بخش‌هایی از سرزمین‌های تحت حکومت عباسیان را در دست داشتند.[۶]
متوکل پس از چندی منتصر را از ولایتعهدی خلع کرد و معتز را جانشین او ساخت. برخی این کار را ناشی از علاقه متوکل به مادر معتز دانسته‌اند. در جریان توهین آشکار متوکل به علی بن ابیطالب، منتصر در برابر پدرش ایستاد و برخی همین اقدام او را هم از دلایل عزل از ولیعهدی می‌دانند.[۷]
متوکل عباسی در سال ۲۴۷ قمری تصمیم گرفت منتصر و سرداران ترک را که با هم متحد شده بودند، از بین ببرد. ترکان مطلع شدند و با پشتیبانی منتصر، شبی در مستی متوکل او را در سامرا، مقر خلافتش، کشتند.[۸]
متوکل عباسی بر خلاف سه خلیفه پیشین یعنی مأمون، معتصم و واثق، از معتزله رویگردان شد و عقاید اهل حدیث را گسترش داد .[۹]
مأمون، مذهب معتزلی را مذهب رسمی دولت اعلام کرد.[۱۰] او حتی پیش از خلافت خود و در زمان هارون، اعتقادات معتزلی‌اش را پنهان نمی‌کرد.[۱۱] در زمان خلافت خود، برای گسترش عقاید معتزله، فرمان‌های حکومتی صادر کرد و از جمله در سال ۲۱۲ق، تحت نفوذ ابن ابی داود معتزلی، فرمانی صادر کرد و اعتقاد به حادث‌بودن خلق قرآن را اجباری کرد. او این موضوع را ملاک گزینش در انتصاب کارگزاران و امیران لشکر و قاضیان ساخت.[۱۲]
به نقل از پایگاه ویکی شیعه در باره متوکل
پی نوشت :
1. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۷.
2. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
3. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۷.
4. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
5. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
6. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
7. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۳ و ۵۴.
8. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۴.↑ خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵ و ۸۶.
9. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵.
10. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۶.
11. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵.
12. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵ و ۸۶.
این احتمال هم هست که منتصر پدر را به خاطر اهانت به حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها کشته است:
در سایت آیه الله مکارم شیرازی آمده است :
متوکل، شبى که در بزم شراب در کاخ حکومت به مستى فرو رفته بود، با نقشه قبلى فرزندش «منتصر» و با همکارى ترکان، همراه وزیرش «فتح بن خاقان» کشته شد (شوال 247) و منتصر به خلافت رسید. (1)
ماجراى قتل متوکل بدین ترتیب بود که وى ندیمى داشت بنام «عباده مخنّث». عباده در مجلس متوکل متکّایى روى شکم خود زیر لباسش مى بست و سر خود را که موهایش ریخته بود، برهنه مى کرد و در برابر متوکل به رقص مى پرداخت و آوازه خوانان همصدا چنین مى خواندند: «این مرد طاسِ شکم گنده آمده تا خلیفه مسلمانان شود» و مقصودشان از این جمله «على»(علیه السلام) بود. متوکل نیز شراب مى خورد و خنده مستانه سر مى داد. در یکى از روزها که عباده طبق معمول به همین کیفیت مسخرگى مى کرد، منتصر در مجلس حاضر بود. وى از دیدن این منظره ناراحت شد و با اشاره، عباده را تهدید کرد.
عباده از ترس ساکت شد. متوکل پرسید: چه شده؟ عباده برخاست و علت را بیان کرد. در این هنگام منتصر بپا خاست و گفت: اى امیر المؤمنین! آن کسى که این شخص اداى او را در مى آورد و مردم مى خندند، پسر عموى تو و بزرگ خاندان تو است و مایه افتخار تو محسوب مى شود. اگر خود مى خواهى گوشت او را بخورى بخور، ولى اجازه نده این سگ و امثال او از آن بخورند. متوکل با تمسخر، به آوازه خوانان دستور داد که همصدا این شعر را بخوانند:
«غار الفتى لابن عمّه *** رأس الفتى فى حِرِ امّه» 
این جوان به خاطر پسر عمویش به غیرت در آمد.
سر این جوان در حر مادرش باد!
(حر به معنای محل خروج بول از مرئه است ) (2)
به دنبال این قضیه بود که منتصر با نقشه قبلى با همکارى ترکان پدر را به قتل رساند. (3)
به نقل از پایگاه ویکی شیعه
پی نوشت قسمت دوم:
 (1). مسعودى، همان کتاب، ج 4، ص 38؛ حاج شیخ عباس قمى، تتمه المنتهى، تهران، کتابفروشى مرکزى، 1333 ه . ش، ص 238.
(2). ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج 7، ص 5 - 6؛ امام هادى(علیه السلام) سازمان تبلیغات اسلامى، واحد ترجمه و تدوین، 1368 ه . ش، ص 63.
(3). گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390 ه . ش، ص 597.
بنابراین هر دو احتمال وجود دارد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.