ستاریت خداوند و علم معصومین علیهم السلام ۱۳۸۷/۰۷/۰۴ - ۱۲۹۱ بازدید

آیا امام زمان علیه السلام شاهد و ناظر اعمال ما است و به کارهای خوب و بد ما آگاهی دارد؟ در این صورت آیا این منافی با ستّار بودن خداوند نیست ؛ زیرا خود او به پیامبرش فرموده است : گناهان امت تو را هم به تو نمی گویم...؟!

در پاسخ این سؤال، بیان چند نکته ضرورى است : یکم. گواه و شاهد بودن پیامبر«ص» (و امامان معصوم ) بر رفتارهاى مردم، در آیاتى از قرآن کریم بیان شده است ؛ از جمله: «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى هؤُلاءِ شَهِیداً»؛ نساء (4)، آیه 41. ؛ «حال آنان چگونه است، در روزى که از هر امتى شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى آوریم و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد». افزون بر فرشتگان (نویسندگان رفتارها)، اعضا و جوارح انسان، زمان و مکان، پیامبران و معصومین نیز از جمله گواهان یاد شده در آیه شریفه مى باشند طبرسى، مجمع البیان، ج 3، ص 89..
مراد از «شهادت و گواهى» یاد شده در آیه، آگاهى از حقایق و ژرفاى رفتارهاى مردم در دنیا، از جهت نیل به نیک بختى یا تیره روزى، پذیرفته شدن یا رد شدن در پیشگاه الهى، امتحان فرمانبرى یا سرپیچى از احکام الهى و سپس گواهى دادن بر آن در روز قیامت است. آن گاه که خداوند از بسیارى - از جمله پیامبر و معصومین«ع» - گواهى مى طلبد علامه طباطبائى، المیزان، ج 1، ص 321..
دوم. با توجه به مطالب یاد شده، مراد از گواه بودن امام زمان بر رفتارهاى ما، آگاهى از اعمال ما است و منظور از دیدن اعمال، دیدن با «چشم دل» است، نه چشم سر ؛ همچنان که خداوند ناظر و آگاه بر اعمال است، بدون اینکه چشم مادى داشته باشد.
امام زمان(عج) چشم خدا در میان انسان ها است «السلام علیک یا عین الله فى خلقه»؛ مفاتیح الجنان، ص 106 و 992. و بر کل هستى و همه جوامع انسانى، اشراف و نظارت کامل دارد «و عینک الناظرة باذنک»؛ مفاتیح الجنان، ص 106 و 992..
سوم. بر اساس روایات مختلف و تفاسیر، اعمال و تقدیرات انسان ها هر سال - در شب قدر و توسط ملائکه و روح - بر امام زمان(عج) عرضه مى شود و او از همه آنها مطلع است. امام«ع»، همچون پدرى مهربان، از شیعیان خود مراقبت مى کند و در لحظات سرنوشت ساز، با شیوه هاى مختلف به یارى آنها مى شتابد و چنان که در توقیع شریف آن حضرت به شیخ مفید آمده است :
«فانّا نُحیط علما باَنبائکم و لا یعزب عنّا شى ءٌ من أخبارکم»؛ احتجاج طبرسى، ج 2، ص 596. ؛ «ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع و احوال شما، بر ما پوشیده و مخفى نیست».
حضرت على«ع» در حدیثى در این باره مى فرماید:
«لیس یغیب عنّا مؤمن فى شرق الارض و لا فى غربها»؛ ؛ یوم الخلاص، ج 2، ص 648. «هیچ مؤمنى در شرق و غرب زمین، از نظر ما غایب نیست».
امام صادق«ع» نیز فرموده است :
«انّ الدنیا لتمثّل للامام مثل خلقة الجوز فلا یعزب عنه شى ءٌ»؛ اختصاص، ص 217. ؛ «آسمان و زمین در نزد امام، چون پاره گردویى حاضر و نمایان است».
در واقع بر اساس احادیثى که تفسیر سوره «قدر» و آیات آغازین سوره «دخان»... وجود دارد ؛ فهمیده مى شود که فرشتگان در شب قدر، مقدّرات یکساله را به نزد «ولىّ مطلق زمان» مى آورند و بر او عرضه مى دارند و به او تسلیم مى کنند. این واقعیت همواره بوده و خواهد بود. در روزگار پیامبر اکرم«ص» محل نزول فرشتگان شب قدر، حضرت محمد مصطفى«ص» بوده است.
بر اساس دلایل معتبر و احادیث وارده از سوى اهل بیت«ع» و اهل سنت، پس از رحلت پیامبر اکرم«ص»، شب قدر هم چنان وجود دارد ر.ک: اصول کافى، (کتاب الحجه، باب فى شأن انا انزلناه...)، ح 5 و 7. و این مقام شایسته جانشینان واقعى پیامبر است.
امام على«ع» درباره این دو واقعیت بزرگ مى فرماید : «شب قدر هر سال هست. در این شب امور همه سال (تقدیرها و سرنوشت ها)، فرو فرستاده مى شود. پس از درگذشت پیامبران، نیز این شب، صاحبانى دارد...» کافى، تناسب الحجة، ح 2..
چهارم. روایات عرض اعمال بر امام عصر(عج)، معتبر بوده و منافى با ستّاریت خداوند و معارض با دیگر روایات نیست ؛ زیرا امام زمان، واسطه فیض الهى و رابط خلق و خالق است و تمام عنایات و الطاف الهى به جهان، به وساطت و به برکت وجود آن حضرت جارى مى شود و لازمه اینکه به بهترین وجهى، این وساطت تحقق پذیرد و در مواقع لازم، فیوضات به بندگان برسد، این است که آن حضرت از قابلیت ها و افعال همگان با خبر باشد.
پنجم. میزان ستّار بودن پروردگار نسبت به هرکس، به تناسب لیاقت، شایستگى و درجات قرب او در پیشگاه الهى است. از این رو خداوند براى کافران و فسادگران، پرده پوشى ندارد و ستاریت او نسبت به مؤمنان نیز، به تناسب درجات ایمان آنها، متفاوت است. بنابراین چه بسا بعضى از اعمال مؤمنان مقرّب را از نظر امام زمان(عج) نیز مخفى بدارد و شاید در همین مرتبه است که در قیامت، برخى اعمال را از پیامبراکرم نیز پوشیده مى دارد.
ششم. امامان معصوم«ع» از همه صفات الهى برخوردارند و همه کمالات حق در وجود پاک آنها تجلى یافته است. از جمله این صفات، صفت ستار بودن است. همان گونه که حق تعالى ستار است و بندگان مؤمنش را رسوا نمى کند، ولىّ حق و حجت الهى نیز که مظهر ستاریت حق است، رازدار اسرار و اعمال مردم است و اعمال مؤمنان را براى دیگران فاش نمى سازد. در واقع ستار بودن ولىّ حق پرتوى از ستار بودن خداوند است و از آن جدا نیست، همانطورى که خود حجت الهى تجلى کمال (و جمال و جلال حق است) و ظهور کامل و تمام عیار صفات حسناى ربوبى است. پس در اینجا دوگانگى وجود ندارد تا منافاتى لازم بیاید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.