سجده بر تربت امام حسین(علیه السلام) ۱۳۹۴/۱۱/۱۳ - ۸۵۸ بازدید

فلسفه سجده بر تربت سیدالشهدا(علیه السلام) چیست؟

در این باره نخست باید دانست، سجده بر زمین، سنگ و خاک، مورد اتفاق همه مسلمانان است و تمام فرقه های اهل‌سنت نیز به درستی سجده بر زمین اعتقاد دارند. اما نسبت به درستی سجده بر فرش، پوشیدنی ها و خوردنی ها، اختلاف است.
در اینجا شایسته است روایت امام صادق(علیه السلام) درباره علت و فلسفه سجود بر خاک و زمین و بطلان سجود بر پوشیدنی ها و خوردنی ها بیان شود.
هشام بن حکم می گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره آنچه سجده بر آنها صحیح است و آنچه سجده بر آن صحیح نیست پرسیدم، حضرت(علیه السلام) فرمودند: «سجده تنها باید بر زمین و آنچه زمین می رویاند - به جز خوردنی ها و پوشیدنی ها - انجام گیرد». گفتم: فدایت گردم علت و دلیل آن چیست؟
حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند: «لانّ السجود هو الخضوع لله عزوجلّ فلا ینبغی أن یکون علی ما یُؤکل و یُلبَس، لأَنّ أبناء الدّنیا عبیدُ ما یأکلون و یلبسون، والساجد فی سجوده فی عبادة الله عزّ و جلّ فلا ینبعی أن یضعَ جبهته فی سجوده علی معبود أبناء الدنیا الّذین اغترّوا بغرورها والسجود علی الارض أفضل لانّه أبلغُ فی التواضع و الخضوع لله عزوجلّ»[ بحارالانوار، مجلسی، ج ۸۲، ص ۱۴۷.]؛ «سجده، خضوع و کرنش بر خداوند عزوجل است، پس شایسته نیست بر خوردنی ها و پوشیدنی ها صورت پذیرد؛ زیرا دنیاپرستان، بندگان خوردنی ها و پوشیدنی ها هستند، در حالی که سجده کننده به هنگام سجده در حال پرستش خداوند عزوجلّ است، پس سزاوار نیست پیشانی خود را بر آنچه معبود دنیاپرستان است - کسانی که فریب دنیا را خورده اند - قرار دهد. سجده نمودن بر زمین، بالاتر و برتر است؛ زیرا با فروتنی و خضوع در برابر خداوند عزوجلّ تناسب و سازگاری بیشتری دارد».
درباره سجده بر زمین روایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که مورد اتفاق شیعیان و اهل‌سنت است، نقل می کنیم: «جُعلت لی الارضُ مسجدا و طهورا»[ صحیح بخاری، ج ۱، کتاب الصلاة، ص ۹۱.]؛ «زمین برای من، سجده گاه و مایه پاکیزگی قرار داده شده است».
از این روایت به خوبی استفاده می شود؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خاک و زمین را به عنوان سجده گاه و جهت تیمم استفاده می کردند و در این باره تمامی شیعیان و اهل‌سنت اتفاق نظر دارند. نسبت به دیگر موارد اگر اختلاف نظر هست، عقل داوری می کند که به مورد اتفاق نظر، عمل شود.
اما در خصوص برتری تربت امام حسین(علیه السلام)، علامه امینی می فرماید:
«این امر بر دو اصل اساسی استوار است:
الف. آن که شیعه امامیه در صدد آن است که برای خود تربت و مهری پاک به همراه داشته باشد تا بر آن سجده نماید.
ب. برخی از مکان ها بر بعضی دیگر برتری دارد، لذا آثار و برکاتی بر آن مترتب است؛ به همین دلیل کعبه و حرم، حکم خاصی به خود گرفته است. از جمله سرزمین هایی که بر سایر بقاع برتری پیدا کرده و دارای آثار و برکاتی خاص است محلی است که بدن شریف سیدالشهدا(علیه السلام) را در خود جای داده است. همان بقعه ای که امام علی(علیه السلام) قبل از شهادت امام حسین(علیه السلام) قبضه ای از خاک آن را برداشت و استشمام کرد و چنان گریست که زمین از اشک های حضرتش مرطوب گشت.
سپس فرمود: از این سرزمین هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت می گردند[ المعجم الکبیر، ج ۳، ص ۱۱۱، ح ۲۸۲۵.]. آیا سجده بر چنین تربتی مطلوبیّت و قداست ندارد و سبب تقرّب به خداوند متعال نمی گردد؟ آیا سزاوار نیست که انسان بر تربتی سجده کند که در آن نشانه های توحید و شهادت در راه معبود است؟ تربتی که در صورت توجه خاص به حقیقت آن حالت رقّت قلب در انسان ایجاد شده و انسان را به سوی خداوند نزدیک می کند...»[ السجود علی التربة الحسینیة عند الشیعة الامامیه، ص ۶۹-۸۷.].
استاد عباس محمود عقاد - نویسنده مصری - در مورد سرزمین کربلا می نویسد: «سرزمین کربلا حرمی است که مسلمانان برای عبرت و یادآوری به زیارت آن می آیند و غیرمسلمین برای مشاهده و بازدید، ولی اگر بنا باشد که حقّ این سرزمین ادا شود باید آن را زیارت گاه هر انسانی قرار داد که برای نوع خود نصیبی از قداست و بهره ای از فضیلت قائل است، زیرا ما به یاد نداریم که قطعه ای از زمین به مانند کربلا این چنین دارای فضیلت و منقبت باشد و این نیست مگر به جهت آن که این سرزمین با اسم کربلا و منزلگاه حسین(علیه السلام) مقرون و عجین شده است»[ ابوالشهدا، ص ۱۴۵.].
نکته شایان ذکر آن که تربت امام حسین(علیه السلام) مورد توجه و اهتمام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت ایشان بوده است. این حدیث را شیعه و سنی نقل کرده اند که: امام علی(علیه السلام) فرمودند: روزی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رفتم در حالی که اشک از چشمان مبارک ایشان جاری بود؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: الان جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد که حسین(علیه السلام) کشته خواهد شد. جبرئیل به من گفت: آیا می خواهی تربت و خاک او را به تو نشان دهم تا آن را استشمام کنی؟ گفتم: بله؛ «فمدّ یَدَه فقبَضَ قبضةً من تراب»[ سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج ۳، ص ۲۸۸ و ۲۸۹.]؛ «جبرئیل(علیه السلام) دست خود را دراز کرد و مشتی از خاک را برداشت و به من داد» ازاین‌رو دیگر ناخودآگاه اشک چشمم جاری است.
این روایت را دانشمندان اهل‌سنت از جمله شمس الدین ذهبی در کتاب خود «سیر اعلام النبلاء» ذکر کرده است.
مرحوم علامه مجلسی روایت را به این مضمون در بحارالانوار از انس بن مالک نقل می کند: «جبرئیل به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: امت تو فرزندت حسین(علیه السلام) را خواهد کشت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با شگفتی فرمودند: امت من فرزندم را می کشند؟! جبرئیل فرمود: آری. اگر بخواهی آن تربت و خاکی که حسین(علیه السلام) بر روی آن کشته خواهد شد را به تو نشان دهم. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آری. سپس جبرئیل خاک و تربتی قرمز رنگ و خوشبو را به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نشان داد و گفت: اگر این خاک به خون تازه تبدیل شد، این علامت کشته شدن فرزندت حسین(علیه السلام) است.»[ بحارالانوار، مجلسی، ج ۴۴، ص ۲۹۹.]
جریان نشان دادن تربت امام حسین(علیه السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) توسط جبرائیل، و این که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را استشمام نمودند، بوسیدند و گریستند، در منابع معتبر و به طور فراوان ذکر شده است. بنابراین این هدیه ارزشمندی که حضرت جبرئیل برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند و ایشان آن را بوییدند و گریستند و احترام کردند، نزد ما نیز ارزشمند است و ما به پیروی از سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آن تربت پاک را ارزشمند و مقدس می دانیم و چرا بر تربتی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را بوییدند و بوسیدند و بر آن گریه کردند سجده نکنیم.[ میزان الحق، جعفر مرتضی عاملی، ج ۱، ص ۲۶۳.]
نکته دیگر آن که پیشوایان معصوم ما در رفتار و سخن خویش عنایت و توجه ویژه ای به تربت امام حسین(علیه السلام) و سجده بر آن داشتند.
مرحوم شیخ حرّ عاملی در کتاب «وسائل الشیعه» بابی را گشوده اند تحت عنوان باب «استحباب السجود علی تربة الحسین(علیه السلام)» و روایات معصومین(علیهم السلام) در فضیلت و استحباب سجده بر تربت امام حسین(علیه السلام) را ذکر کرده اند که در ذیل به چند نمونه اشاره می شود:
۱. امام صادق(علیه السلام) یک دستمال زرد رنگی داشتند که در آن تربت ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) را نگه می داشتند و هرگاه وقت نماز می رسید، آن تربت را بر روی سجاده خود قرار می دادند و بر آن سجده می کردند و سپس می فرمودند: «إن السّجود علی تربة أبی عبدالله(علیه السلام) یَخرُق الحُجُب السّبع»[ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۳، ص ۶۰۸.]؛ «به درستی که سجده کردن بر تربت امام حسین(علیه السلام) حجاب های هفتگانه را پاره می کند و از میان برمی دارد».
۲. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «السجود علی طین قبر الحسین(علیه السلام) ینوّر الی الارضین السّبعة و من کانت معه سُبحة من طین قبر الحسین(علیه السلام) کتب مسبّحا و إن لم یسبّح بها»[ همان، ج ۳، ص ۶۰۷ و ۶۰۸.]؛ «سجده کردن بر خاک قبر امام حسین(علیه السلام) زمین های هفتگانه را منور و روشن می کند و هر کس همراه او تسبیحی از قبر امام حسین(علیه السلام) باشد، جزو تسبیح کنندگان نوشته می شود، اگرچه با آن، تسبیح و ذکر نمی گوید».

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چه ذکری برای شهادت وارد شده است؟
پرسمان
در ضمن دعاهای مختلف کوتاه و بلند، مضامینی در این مورد مشاهده می شود که می توان همان بخش از دعا را در نماز خوانده و رسیدن به فوز شهادت را از پروردگار درخواست کرد. برخی از این دعاها عبارتند از: ۱. "اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک".[۱] ۲. "وَ اجْعَلِ الْوَفَاةَ نَجَاةً لِی مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ اخْتِمْ لِی عَمَلِی بِالشَّهَادَة".[۲] ۳. " إِلَهِی وَ خَالِقِی وَ مَوْلَایَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اخْتِمْ لِی بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَة".[۳] ۴. " فَإِذَا کَانَ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ الْمَوْتُ فَاجْعَلْ مَنِیَّتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ بِیَدِ شِرَارِ خَلْقِکَ مَعَ أَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ مِنَ الْأُمَنَاءِ الْمَرْزُوقِینَ عِنْدَکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین ".[۴] ۵. "وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ أَوْلِیَائِکَ تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّک".[۵] ۶. " وَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ وَ قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ وَلِیِّکَ فَوَفِّقْ لَنَا".[۶] ۷. "وَ ارْزُقْنِی أَشْرَفَ الْقَتْلِ فِی سَبِیلِکَ أَنْصُرُکَ وَ أَنْصُرُ رَسُولَکَ أَشْتَرِی الْحَیَاةَ الْبَاقِیَةَ بِالدُّنْیَا."[۷] [۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۹۵، ص ۳۶۷، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق. [۲]. همان، ج ۹۱، ص ۲۳۹. [۳]. همان، ج ۹۴، ص ۳۳۱. [۴]. همان، ج ۹۴، ص ۲۶۱. [۵]. همان، ج ۹۴، ص ۳۷۶. [۶]. همان، ج ۹۵، ص ۱۱۷. [۷]. همان، ج ۹۱، ص ۲۳۹.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.