سجده زن بر مرد در روایات ۱۳۸۷/۰۲/۱۶ - ۱۰۰۳۷ بازدید

از پیامبراکرم (ص) نقل شده است که فرمودند: «اگر قرار بود برای غیر خدا سجده کرد فرمان می دادم زنان بر شوهرانشان سجده کنند»، منظور از این روایت چیست و آیا به نوعی بی اعتنایی به شخصیت زن نشده است؟

پاسخ این سؤال و تحلیل حدیث نبوی نیازمند توجه به امور زیر است:روایات مربوط به حقوق زن متعدد است وباید همه آنها یکجا ملاحظه شود تا معلوم شود حق آنها چیست وروایت نقل شده تنها بخشی از حقوق را ذکر نموده است.الف) درباره حقوق زن و شوهر توصیه های فراوانی در مکتب اسلام مشاهده می شود تا در پرتو آن کانون خانواده همواره پر از صفا و صمیمیت باشد، فضای کدورت یا جدال در نظام خانواده نفوذ ننماید. اسلام از یک سو به مردان سفارش می کند که نسبت به زنان مهر ورزیده و بر خورد کریمانه داشته باشند. در حدیث نبوی آمده است که پیامبر(ص) فرمود: « برادرم جبرئیل به اندازه ای به ما نسبت به زن سفارش کرد که گمان کردم به او «اف» هم نمی توان گفت.»(مستدرک وسایل الشیعه، قم‌، آل البیت، 1407، ج14 ص252) یا در جای دیگر می فرماید: « تکریم نمی کند که زنان را مگر کریمان و بزرگان و آنها را حقیر نمی شمارند مگر فرومایگان.»(نهج الفصاحه؛ حدیث152) و از دیگر به زنان توصیه می کند که به جای نوازش، مهر و تحسین که از شوهر می گیرد به او تکریم و حرمت پس دهد. شاید بشود این حقیقت روانی را که در روانشناسی به طور کامل از آن بحث شده تفسیر این سخن پیامبر اسلام دانست که فرمود: اگر سزا می بود سجده برای غیر خدا، به زن می گفتم تا شوهر خویش را به این صورت تکریم کند.
ب) از آن جای که مرد بر اساس توانایی که دارد مدیریت خانواده را برعهده داشته و مسئولین تأمین نیازهای اقتصادی و معیشتی خانواده است، این روایت نشان از زمینه سازی انجام مسئولیت برای مردان است. در واقع پیامبر مکرم اسلام(ص) در صدد هستند روحیه احترام و پذیرش در برابر کسی که مسئولیت خانواده به او سپرده شده است را تقویت کند، زیرا اگر روحیه اطاعت پذیری و احترام در میان نباشد، آن جمعیت و گروه خود آفت خویشتن برمی گردد و بدون بروز عوامل خارجی از درون سست گردیده و رو به نابودی می نهد. همان گونه که ذکر شد در برابر این روایاتی دیگری نیز وجود دارد و مردان را به خدمت نمودن به خانواده، احترام، تکریم و آسایش زن و فرزند برمی انگیزد. بنابراین، حدیث مورد نظر شما به برتری مردان بر زنان نظر ندارد بلکه با ترغیب به احترام، زمینه اطاعت پذیری که لازم تدبیر، مسئولیت و همکاری متقابل است را فراهم می کند.
ج) وظایف مشترک و اختصاصی زن و شوهر
توضیح بیشتر در این زمینه اقتضا دارد که ابتدا به وظایف متقابل زن و شوهر یعنی وظایفی که بر عهده هر دو نفر است می پردازیم بعد به وظایف اختصاصی هر یک اشاره می کنیم. همانگونه که مى دانید اسلام براى زن و شوهر، حقوق واجب و مستحبى قرار داده که لازم است
رعایت کنند و مراقب باشند که این دستورات حیات بخش را زیر پا نگذارند چرا که این حقوق، پایه های اساسى خانواده را تشکیل مى دهد و خیر و سعادت، لذّت و آرامش و بقاى زندگى مشترک را تأمین مى کند. در ذیل به مهمترین وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به هم اشاره مى شود:
- حفظ حریم و احترام و خوش رفتارى با هم.
- تأمین نیاز جنسى و روحی و روانی یکدیگر.
- اجتناب از سوء ظن هاى بى مورد.
- پرهیز از تندخوى، بدزبانی، درشت گفتاری، ترشروى و سرسنگین نبودن در برابر یکدیگر.
- اجتناب از تمجید دیگران در مقابل یکدیگر؛ یعنی هیچگاه زن نباید از مرد دیگر در مقابل شوهر تعریف کند و متقابلا مرد نیز نباید از زن دیگری در مقابل همسرش تعریف و تمجید کند.
- تحقیر نکردن یکدیگر و همین طور خویشان و بستگان همدیگر.
- تندخویى و گاهى بداخلاقى همدیگر را تحمل نمودن.
- هرگز به هم دروغ نگفتن و رعایت صداقت، امانت، فداکارى و گذشت.
- با تمام توان از میهمانان یکدیگر پذیرایى کردن و ابراز ناراحتى نکردن از اینکه میهمانان متعلق به همسر هستند.
- به خویشاوندان هم خصوصا خویشاوند نزدیک او احترام فوق العاده بگذارید.
- عیوب یکدیگر را پیش هیچ کس بازگو نکنید و به رخ هم نکشید.
- در حق همدیگر دعا کنید و از خداوند بخواهید که در کارها موفقتان بدارد.
- با مشکلات زندگى به طور منطقى برخورد کردن و کمتر دچار احساسات شدن.
- در تمام مدت زندگى به هم ابراز علاقه و عشق کردن و در مناسبتها براى هم هدیه (هر چند ارزان قیمت) تهیه کردن.
با توجه به این نکات و وظائف مذکور، بعضى از خصوصیات بارز یک مرد هم بدست مى آید از جمله غیرت و مردانگى، صداقت، راستگوئى و امانت دارى، داشتن روحیه ى فداکارى، گذشت و ایثار، داشتن روحیه محبّت، همکارى و همیارى و...
اما وظایف اختصاصی زن در برابر شوهر عبارتند از:
- بدون اجازه شوهر در مال او تصرف نکردن.
- بدون اجازه و توافق شوهر از خانه بیرون نرود.
- توجه داشتن به مسائل محرم و نامحرم هم در نزد شوهر و هم در غیاب او؛ سعی کند در سه مورد فوق اعتماد شوهرتان را جلب کند.
- خود را براى شوهر آرایش کردن.
- هنگامى که همسر مى خواهد از خانه خارج شود او را تا دم در همراهى کند.
- هنگام ورود او به خانه سعى کند خود را از قبل آماده و مهیا نموده به استقبال او برود.
- هیچ گاه از مردان دیگر نزد او تعریف نکند.
- اگر مشکلى در خانه بوجود آمده در بدو ورود او مطرح نکند.
- سطح توقعات و انتظارات خود را با میزان درآمد شوهر تنظیم کند و از او چیزی که توان تهیه آن را ندارد نخواهد و دائما مردان دیگر را در این زمینه به رخ او نکشد.
برخی از وظایف اختصاصی مرد در قبال همسرش عبارتند از:
در رابطه با رفتار مرد با خانم خود قرآن در (سوره نساء آیه 19)می فرماید: ((و عاشروهن بالمعروف ; به نیکی با آنان معاشرت و زندگی کنید)).
نیکی به همسر دارای شاخص های ثابت و متغیر است شاخص های ثابت عبارت است از:
- تأمین مسکن و تهیه پوشاک و خوراک در حد شأن شخصی و خانوادگی همسر.
اما شاخص های متغیر به تناسب شرایط زندگی طرفین متفاوت است و هر فردی در طول زندگی با همسر خود و با توجه به شرایط زندگی و روحیات طرف مقابل بهتر می تواند موارد تعادل را شناسایی و اعمال کند, مثلا پیامبر بزرگوار اسلام می فرمایند: خدمت و کمک مرد به زن در امور خانه , نشانه صداقت و علاقه اوست .
علاوه بر آنچه در مورد وظایف زوجین بیان شد، 40 نکته زیر را به عنوان راهکارهای اولیه برای زوج های جوان برایتان ارسال می کنیم و امیدواریم با عمل کردن به آن دستورالعمل ها محبت و عشق و علاقه متقابل بین زن و شوهر ایجاد و گسترش پیدا کند و تنش های موجود یا احتمالی به حداقل کاهش پیدا کند.
1 . با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى، چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه هاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید .
2 . با همدلى، همفکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضاى خانواده روابط سالم پدید آورید .
3 . هر یک از زوجین دیگرى را نزدیک ترین و محرم ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامى و پشتیبان خود تلقى کند .
4 . با یادگیرى مهارت هاى ارتباطى نظیر فعالانه به حرف هاى یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید .
5 . بکوشید، باایجاد کانونى گرم و صمیمى، تمام اعضاى خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند .
تا که از جانب معشوق نباشد کششى کوشش عاشق بیچاره به جایى نرسد
6 . هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید .
7 . براى رسیدن به ا منیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .
9 . به هر طریق ممکن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونه اى که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .
10 . تشویق و تایید و بیان نکات مثبت به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد .
11 . براى خصوصیات و نیازمندى هاى یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامى، عاطفى، اقدام ها و تصمیم گیرى ها به افکار و خواسته هاى همسرتان توجه کنید .
12 . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید .
13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید . خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .
14 . بکوشید در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جاى هر گونه پیش داورى یا مشاهده اشکالات و ضعف ها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان به نیمه پر آن توجه کنید .
15 . سعى کنید در برنامه ریزى براى فعالیت هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگرى بپرهیزید .
16 . در هر فرصتى که پیش مى آید، با همسر و اعضاى خانواده تان ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید . شایان ذکر است زن ها از صحبت کردن با همسرشان بیش تر لذت مى برند . بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصى نمى تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهى زوجین در فضایى محرمانه، محبت آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19 . همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید .
20 . در روز یا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید .
21 . از داشتن نگرش هاى آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویى و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید .
22 . ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد . اگر موضوع و مساله اى ذهن یکى از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
23 . هر یک از زوجین باید زمینه هاى بروز سوء تفاهم ها و سوء ظن ها را از بین ببرد و از رفتارهایى که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى شود، خوددارى کند .
24 . هر یک از زوجین باید بکوشد با روان شناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه امورى بها مى دهد و نظام ارزشى اش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى دهد و مردان مى خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مى دانند .
25 . زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند .
26 . از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت هاى روانى در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود .
27 . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هایى که در اختیار دارید بیندیشید نه به امورى که در اختیار ندارید .
28 . از خطاهاى یکدیگر سریعا بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید .
29 . بایادآورى برخى ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید .
31 . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت هاى خانوادگى با زوج هاى دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید .
32 . از هر گونه رفتارى که به مرد سالارى یا زن سالارى مى انجامد، پرهیز کنید .
33 . خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین یکدیگر و . . . بازگو نکنید .
34 . هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید .
35 . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیش تر سازید .
36 . از تصمیم هاى نادرست و غیر منطقى و کلى گویى هاى منفى و شکل گیرى افکار منفى درباره همسرتان شدیدا پرهیز کنید .
37 . حتى المقدور به قول هایى که به همسرتان داده اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کله شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید .
39 . در مواردى که غمگینى و افسردگى و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت مى یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبى یا غدد درون ریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید .
40 . براى داشتن یک زندگى با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید .
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
- آیین همسرداری , ابراهیم امینی , انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی
- جوانان و انتخاب همسر, علی اکبر مظاهری , انتشارات پارسایان
- اخلاق در خانواده، نوشته حسین مظاهری
- بهشت خانواده، مصطفوی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام. با عرض پوزش اگر عشق و محبت مرد به همسرش و مدارا با او نباشد چطور توقع دارید که یک زن زندگی متاهلی رو به مجردی ترجیح دهد؟ اطاعت زن از مرد باید حاکی از علاقه او باشد و حس تمکین باید از سوی هر دو طرف باشد نه اینکه مرد ناسزا بگویید و بزند و آسیب برساند و زن مجبور به اطاعت باشد . اگر مرد به همسر علاقه قلبی داشته باشد او را چنان حرمت میکند ک نه جایگاه خودش پایین بیاید نه همسرش . در کشور ما امروزه طلب کردن مهریه بدون طلاق سرکشی محسوب میشود !!! اما اگر مرد طلب تمکین یا اطاعت کند واجب است؟حال آقایون چه پاسخی دارند؟حقوق زن و شوهر دو طرفه است . آیا ازدواج ک امری مقدس شمرده شده بدون علاقه و محبت دو طرفه برای زن چیزی غیر از اسارت و بردگی؛ و برای مرد چیزی بیش از خرج اضافه است؟؟؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، زن و مرد از نظر خلقی وابستگی تام و تمام دارند، این، امری است که از نظر علمی اثبات شده است و کسی را نمی توانید بیابید که به طور طبیعی به تنهایی بتواند به کمال مطلوب انسانی برسد و اگر رسید بسیار راه سخت و دشواری را پیمود و راه آسان و سهل را فرو گذاشت و سختی های بسیاری را بر جان خویش همواره ساخت.
این نیاز طبیعی و گرایش فطری به جفت و همسر، مساله ای است که قرآن به همه موجودات خلقی نسبت می دهد و می فرماید که برای هر آفریده خلقی، جفت و همسری است. از این رو جفت خواهی، امری طبیعی در همه آفرینش است.
مساله ای که از گرایش طبیعی به جفت ایجاد می شود مساله حقوق و تکالیف است. از آن جایی که جفت بودن به معنای خلقت کاملا وابسته نیست چنان که دلیلی بر استقلال کامل نیز نمی باشد، برای هر یک از مردان و زنان به جهت همین نیم استقلالی که هست علایق خاصی نیز وجود دارد. از این رو تضاد منافع و یا علایق پیش می آید و یا در یک زمان هر یک به چیزی علاقه نشان می دهند. قرآن برای بقای درست ارتباطات همسری، قوانین و تکالیفی را قرار داده و حقوقی نیز برای هر یک ثابت دانسته است.
به سخنی دیگر در هر ارتباط دوسویه، نیاز است که قوانینی برای ارتباط سالم و درست و به دور از هر گونه ظلم و بی عدالتی وجود داشته باشد. از این جاست که برای ایجاد چنین فضایی، حقوق و قوانین و تکالیف از سوی خداوندی که خود آفریدگار انسان است بیان شده است.
در موجودات دیگر که از اراده و اختیار برخوردار نمی باشند خداوند به طور غریزی میان آنان رفتارهای غیرارادی قرار داده است تا مناسبات میان زوجین حفظ شود ولی در انسان به جهت اختیار و اراده های مستقل نیاز است تا به گونه ای رفتارها تحت کنترل و مهار قرار گیرد از این رو قانون و حق و تکلیف پدید می آید.
علمای اسلامی بر این نکته تاکید می ورزند که هر تکلیفی، حقی را ثابت می کند و هر حقی تکلیفی را با خود به همراه دارد.
اگر برای کسی تکلیفی بیان شده در همان حال حقی نیز برای وی ثابت می باشد. از این رو اگر سخن از حقوق زنان و مردان و یا به سخن دیگر حقوق همسران به میان می آید در همان حال می بایست توجه داشت که تکالیفی نیز برای آنان ثابت می باشد. بنابراین اگر در جایی برای زنی حقی بیان می شود در همان حال تکلیفی نیز برگردن وی نهاده می شود و همین طور درباره مردان نیز چنین است که هر حقی برای آنان تکلیفی را برعهده آنان می اندازد. ماهیت حقوق
حق به معانی چندی آمده است. از جمله به معنای وجوب و ثبوت آمده و گاه در برابر باطل قرار می گیرد. ولی آن چه باید گفت این که حق در اصل به معنای مطابقت و موافقت است و در مواردی چون ایجادکننده چیزی با حکمت و یا شیء ایجاد شده براساس حکمت و نیز اعتقاد به چیزی آن گونه که هست و فعل و سخنی که به اندازه و به موقع باشد نیز آمده است.
اما این واژه به شکل جمع آن به معنا و مفهوم خاصی است. حقوق در اصطلاح به معنای قدرتی است که از سوی قانون گذار به شخص داده می شود و یا این که قدرت یا امتیازی است که کسی یا جمعی سزاوار برخورداری از آن است؛ به ویژه قدرت یا امتیازی که به موجب قانون یا عرف مقرر شده باشد.
اساسا افراد جامعه بر اثر روابط و مناسبات خود یک رشته اختیارات و امتیازات به دست می آورند که مجموعه آن را حقوق می نامند. این حقوق مشتمل بر اختیارات مدنی، اجتماعی، سیاسی و همه مزایا و سلطه هایی است که از قانون ناشی می شود (ترمینولوژی حقوق دکتر جعفری لنگرودی ص ۲۱۶ ذیل مدخل حق)
چنان که گفته شد در نگرش قرآنی از آن جایی که رابطه زن و شوهر فراتر از مناسبات عادی دیگر اعضا و افراد جامعه و یا گروه است سخن از حق و حقوق همسران به معنای آن نیست که همه مناسبات می بایست در این مجموعه تحلیل و تبیین و توصیه شود.
به سخن دیگر مناسبات همسران در یک مجموعه ای فراتر از حقوق تعریف و تبیین و توصیه می شود و آن چه در حوزه حقوق به میان می آید به معنای دست یابی به عدالت و وضع هرچیزی در جای خود است. اما برای دست یابی به زندگی سالم و جامع و موفقیت آمیز می بایست همسران در فرازی بلندتر از این ها قرار گیرند و در حقیقت این قوانین و حقوق و تکالیف برای زمانی است که همسری از دایره حق و عدالت بیرون رفته و با ظلم و بی عدالتی می کوشد تا رفتار خویش را تحمیل کند در این صورت است که حق و حقوق و تکالیف برای ایجاد تعادل و عدالت وارد می شوند.
در نگرش و تحلیل و توصیه قرآن همواره از همسران خواسته شده تا به معروف و پسندیده ها و احسان عمل کنند. در حقیقت مناسبات میان همسران می بایست در دایره عشق و معروف و رفتارهای پسندیده و هنجاری و زیبا و احسان و نیکی و نیکویی تعریف شود.
معروف به معنای همه رفتارها و کردارهای هنجاری و پسندیده و زیبایی عقلی و عقلایی و شرعی است. از این رو دایره وسیعی را شامل می شود و از گستره بسیاری برخوردار می باشد.
با این همه برای هر یک از زنان و مردان به عنوان همسران حقی را ثابت و بیان داشته است که در این جا به آن پرداخته می شود. البته تکرار می شود که مناسبات خانواده نمی بایست در این محدوده تحلیل و تبیین و توصیه شود و زن و شوهر در تعاملات و ارتباطات خویش می بایست در دایره معروف و احسان که دایره بسیار وسیعتر از دایره حق و حقوق است حرکت کنند و زندگی خویش را سامان بخشند. حقوق متقابل همسر و شوهر
برای زن و شوهر حقوق متقابلی است که در آیات چندی از قرآن بیان شده است. از جمله حق مدیریت برای مردان است. قرآن در آیه ۳۴ سوره نساء مردان را دارای حق مدیریت در خانواده به دلیل برتری و توانایی و تامین هزینه های زندگی از سوی آنان بر می شمارد. در حقیقت علت و سبب این که مدیریت خانواده به مردان سپرده شده آن است که به طور طبیعی مردان از برتری بدنی و جسمی بیش تری برخوردار بوده و توانایی عقلی برای این حوزه را بهتر دارا می باشند. عقل ایشان به جهت حساب گری و خشک بودن در برابر احساسات و عواطف بهتر می تواند مسایل حساس و خشک ریاضی و حساب را کنترل و مدیریت نماید و به دور از احساسات و عواطف، هزینه ها را برپایه درآمدها تنظیم و سامان دهد.
کار در بیرون از خانه و تعاملات پیچیده اجتماعی موجب می شود که مرد بتواند کنترل بیش تری روی هزینه ها و درآمدها داشته باشد. از این رو کارهای بیرون از خانه و مدیریت کلان خانواده و خانه به او سپرده شده است. در حقیقت می توان این حق را نوعی تکلیف بر او دانست.
قرآن می فرماید: الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم؛(نساء . ۳۴) مردان به این جهت بر زنان مدیریت یافته اند که خداوند به طور طبیعی برخی را بر برخی چیره می کند تا مناسبات و تعادل اجتماعی و عدالت کامل در هستی حفظ شود. به این دلیل که مردان دارای توانایی ذاتی هستند و به جهت آن که اموال در دستان ایشان است برای مردان فضلیتی قرار داده شده است تا مدیریت خانه و خانواده را در دست گیرند. (مجمع البیان ج ۳و ۴ ص ۶۸ صاحب مجمع معتقد هستند که قوام به معنای قیم و مسلط بودن در تدبیر امور است) بنابراین همان گونه که حقی برای مدیریت به او واگذار شده تکلیفی نیز بر دوش او نهاده شده است و آن این که می بایست هزینه های خانواده را پرداخت کند و بر زن در این حوزه تکلیف و مسئولیتی نیست.
این حق مردان که زنانشان از آنان اطاعت کنند، هرچند که تکلیفی بر دوش زنان نهاده است که همان مساله اطاعت از همسر است ولی برای آنان نیز حقی ثابت داشته که از شوهر خویش هزینه های زندگی را مطالبه کنند. بنابراین برای هر تکلیفی حقی و برای هر حقی تکلیفی دیده شده است. حق مساوی زن و مرد در کسب و کار
از نظر اسلام انسان ها از زن و مرد دارای حق مساوی در کسب و کار و مالکیت هستند و در این بخش میان همسران تفاوتی نیست. این خود بیان گر آن است که از نوعی استقلال برخوردار می باشند و این گونه نیست که وابستگی ایشان وابستگی کامل و تمام باشد. از جمله دلایل استقلال نسبی ایشان می بایست به همین مساله تساوی زنان و مردان در کسب و کار و مالکیت اشاره کرد.
خداوند در آیه ۳۲ سوره نساء می فرماید: للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن؛ برای مردان نصیب و بهره ای از آن چه کسب می کنند می باشد و برای زنان نصیبی از آن چه با کار و تلاش به دست می آورند می باشد.
بنابراین زنان همانند مردان از حق آزادی در تجارت برخوردار می باشند و تفاوتی میان آنان در این بخش نیست.
از حقوق زنان، می توان به حق مادری همسر اشاره کرد. قرآن برای همسر به عنوان مادر، این حق را تصویب و بیان کرده که در دوران حمل و حضانت کودک می بایست حقوق و هزینه های مادر در این بخش از سوی همسر به عنوان پدر تضمین شود؛ زیرا در این دوره زن نیازهای بیش تری می یابد که می بایست این نیازها نیز تامین و هزینه های اضافی آن از سوی همسر به عنوان پدر پرداخت شود. (طلاق آیه ۶) بنابراین حتی اگر همسران از یک دیگر جدا شده و طلاق گرفته باشند این حق برای زن به عنوان مادر، ثابت و برقرار است هرچند که به عنوان حق همسری از وی چیزی نمی خواهد ولی به عنوان حق مادری، می بایست از این حق برخوردار باشد. در حقیقت برای همسر در زمانی که با همسر خویش است افزون بر حق همسری، حقوق مضاعفی است که حتی در صورت طلاق برقرار خواهند ماند.این حق از آن جا ایجاد می شود که همسر به عنوان مادر، فرزندی که در شکم دارد برای او ثابت شده است. این حق هم چنان تا زمان حضانت برقرار می باشد که خود زمانی در حدود دو تا چند سال است. (بقره آیه ۲۳۳)
براساس آیه ۲۳۳ سوره بقره بر اولیاست که حتی در صورت مرگ پدر، حقوق مادر را تامین کنند و در دوران بارداری و حضانت، وی را از هر لحاظ تامین نمایند.
یکی از همین حقوق، گرفتن دایه برای کودک است و بر پدر و همسر و اولیاست که برای کودک دایه بگیرند و اگر مادر خود این وظیفه را پذیرفت پول و هزینه های آن را پرداخت نمایند. (همان)
قرآن در آیه ۲۲۸ سوره بقره برای زن و شوهر حقوق متقابلی را بیان می کند که براساس عرف اجتماعی و رفتارهای پسندیده و نیکوی عقلی و عقلایی و شرعی می باشد.
از جمله حقوق متقابل همسران می توان به مسئله حق خلوت کردن در سه وقت یعنی پیش از نماز صبح و هنگام ظهر و پس از نماز عشا اشاره کرد. (نور آیه ۵۸)
البته این حقوق با هرگونه تخلفی از میان می رود و در صورت نشوز و عدم تمکین، حق هم خوابگی زن ناشزه از میان می رود.
تاکید بر رعایت قسط و عدالت در حقوق متقابل همسران از نکات مهم در آیه ۳ سوره نساء است که قرآن از همگان خواسته است آن را به طور دقیق مراعات کنند و از آن تخطی ننمایند.
اگر مردی نتواند حق و حقوق همسر خویش را به طور دقیق و کامل و بر پایه عدالت رعایت کند بهتر است که از تعدد زوجات خودداری کند تا بتواند دست کم عدالت را در حق همسر خویش به درستی رعایت نماید. (همان)
در صورت تعارض میان زن و شوهر و عدم امکان بقای زندگی، حق طلاق یکی دیگر از حقوق متقابل طرفین است.البته گاهی در میان ایشان اختلاف به علت اتهام زنان به خروج از حریم خانواده و ارتکاب زناست. دراین جاست که برای شوهر حق لعان ایجاد می شود و این در صورتی است که مرد برای اثبات اتهام زنا به همسر خویش نتواند دلیل محکمه پسندی بیاورد. در این صورت چون بقای زندگی خانوادگی ممکن نیست باید به طریقی مسئله ختم شود ولی از آن جایی که طلاق آن هم به اتهام امری سخت و زشت است مسئله لعن با شرایط خاص مطرح می شود که تبعات زیادی برای شوهر خواهد داشت و در آخرت می بایست پاسخ گو باشد. (نور آیات ۶ و ۷)
البته زن نیز دارای حق لعان برای رفع حد زنا از خود است و این در صورتی است که شوهر وی را متهم به زنا کند و زن دلیلی برای اثبات بی گناهی خود نداشته باشد. دراین صورت است که زن از حق لعان بهره می گیرد تا از حد زنا رهایی یابد. (نور آیه ۶ تا ۹)
این ها بخش هایی از حقوق متقابل زن و شوهر است که در برخی ا ز آیات بدان اشاره شده است. البته این بدان معنا نیست که عشق و محبت و احسان را نادیده گرفت و زندگی و مناسبات خانوادگی را تنها بر پایه آن سامان داد. اصولا قرآن اصول زندگی خانوادگی را بر محبت و آرامش و آسایش و سکینه و عشق و احسان نهاده است که در بسیاری از آیات بدان اشاره شده است.
سخن گفتن از حق زن و شوهر به این معناست که قرآن برای همسران حقوق متقابلی در نظر گرفته و زنان و مردان از حقوق متقابلی برخوردار می باشند ولی اصل اساسی در نگرش و بینش قرآن همان احسان و معروف است که نه تنها مناسبات خانوادگی بلکه مناسبات میان مردم را شکل می بخشد و تحکیم می کند.
از نظر اسلام، زن و شوهر در حکم جامه و لباس یک دیگر هستند و زن و مرد به یاری دیگری است که خود را زیبا می کنند و از دشمن محفوظ می دارند و آرامش و آسایش را به یک دیگر می بخشند. از این رو جز با احسان و معروف و عشق و محبت نمی توان به این دست یافت.
بیان حقوق در حقیقت برای بیان راهکارهایی در زمان خروج از بن بست میان برخی از همسران است که عشق و محبت از میان ایشان رفته و یا کاهش یافته است. از این رو کوشش می شود تا با بیان حقوق این روابط حفظ شود تا شاید در آینده دوباره با عشق و محبت و احسان و معروف آب به بستر خویش بازگردد و تضادها به وفاق و همدلی و همراهی تبدیل گردد.
به عبارت دیگر حقوق که همان قوانین وضع شده برای هریک از زن و شوهر است.به لحاظ روح خشک حاکم بر آن، هرگز نمی تواند زندگی ها را شیرین و با محبت سازد. و آنچه مهر و عطوفت و صمیمت را در میان زنان و شوهران افزایش می دهد، احسان و ایثار و گذشت و رفتارهای فداکارانه فراتر از چارچوب قانون و حق و حقوق است که طرفین باید نسبت به یکدیگر اعمال نمایند.
معارف قران
میهمان
با سلام چرا با احتیاط حرف می زنید که به خانم بر نخورد. آیه شریفه الرجال قوامون علی النسا. و این حدیث همه حکایت از تبعیت زن از مرد می باشد که این موضوع اکنون برعکس شده و بیشتر هم بموضوع نزدیکی جنسی بر می گردد یعنی هرموقع مرد خواست زن اطاعت کند و تمکین لیکن در این دوره مرد باید تابع زن باشد و یک گروکشی راه می افتد مثال خواهرت فلان وقت این مطلب را گفت چیزی نگفتی مادرت این کارا کرد هیچ کار نکردی چرا گفتم پرده را عوض کن نکردی و... پس امشب خبری نیست واینگونه می شود که حالا مرد باید بدود تا رضایت خانم را برآورده کند .علت چیست? بسیار روشن اول ترک سیره نبوی و ائمه در تعدد زوجات (حالا هی توجیه کنید که اونا فرق می کردن و از این حرف ها) و رفتن به سمت فرهنگ غرب . بعد قانون تصویب می کنند ازدواج دوم بشرط رضایت زن اول. طبق کدام آیه و کدام حدیث. زن تک حاکم می شود می خوای باور کن می خوای نکن. دلیل دوم به سبک نظام سرمایه داری فرستادن زن ها به سر کار به شیوه غربی این مصیبت هم آثاز زیان باری دارد که مهم ترینش پایین ماندن ارزش کار. بیکاری مردان. فساد اخلاقی. مشکل تربیت فرزند خانم های شاغل. وابسته شدن مثلا مرد به حقوق خانم و هر روز ذلیل تر شدن و.... اینها در مجموع موجب وضع خراب فعلی شده. نتیجه خراب نشان از راه اشتباه است.حضرت علی ع می فرماید جهاد زن نیکو شوهرداری کردن است یا اینکه :غیرت زن بر مرد کفر آور و غیرت مرد نسبت به زن از نشانه های ایمان اوست. ۹۹ درصد خانم ها اصلا اعتقادی به این احادیث ندارند.ول معطلیم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.