سختی جان دادن-کیفیت جان دادن ۱۳۸۷/۰۷/۰۴ - ۶۸۳ بازدید

کلام معصومین راجع به جان کندن چیست؟ آیا راست است که جان کندن سخت است؟


راجع به قبض روح و حالت احتضار باید گفت: جان دادن برای مؤمن بسیار سهل و راحت است و بر اساس برخی روایات مانند آن است که انسان گل خوشبویی را بو کند و ناگهان خود را در باغهای بهشت ببیند (اصول کافی ۱/۳۵) اما برای منافق و کافر بسیار سخت و سنگین است؛ چنان که بخواهند دندان کسی را بدون تخدیر بکشند یا انگشت او را بدون بی هوشی موضعی قطع کنند، یا پزشکی بخواهد بدون تخدیر و بی هوشی قلب بیماری را عمل کند یا ناخنی را از گوشت انگشت جدا کند. جان کندن کافر و منافق به مراتب شدیدتر و جانکاه تر از اینهاست. از این رو به سرعت، تسلیم شکنجه درد و عذاب فرشتگان مأمور قبض روح می گردند و می گویند ما کار بدی نکردیم: «الّذین تَتَوفّهم الملئکة ظالمی أنفسهم فألقوا السّلَمَ ما کنّا نعمل من سُوء بَلی إنَّ الله عَلیم بما کنتم تعملون فَادْخُلوا أبواب جَهنّمَ خالدین فیها فلبئس مَثوَی المتکبِّرین؛ نحل/۲۸ـ۲۹ فرشتگان جان آنان را می گیرند، در حالتی که در دنیا به خود ستم کرده و در حال احتضار به ناچار سر تسلیم پیش آورده می گویند: ما کار بدی نکردەایم. آری خدا به هر چه کردەاید آگاه است. از درهای جهنّم وارد گردید که در آن جا جاودان خواهید بود. دوزخ برای متکبّران بد جایگاهی است». حدیثی از امیر مؤمنان(ع) در ذیل این آیه نقل شده که آن حضرت فرمود: هر کس اهل طاعت باشد فرشتگان رحمت متولّی قبض روح او می گردند و هر کس اهل نافرمانی و معصیت باشد فرشتگان عذاب روح او را می گیرند. فرشته مرگ یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب زیر فرمان خود دارد؛ «فمن کان من أهل الطّاعة تولّت قبض روحه ملائکة الرّحمة و من کان من أهل المعصیة تولّت قبض روحه ملائکة النّقمة و لملک الموت أعوان من ملائکة الرّحمة والنّقمة»؛(نور الثقلین ۳/۵۰) به هر تقدیر، چنان حالت دهشت و ترس تبه کاران را فرا می گیرد که ناگهان خود را با رخدادی سنگین چون زلزله روبرو می بینند و همة هستی خود را فراموش کرده بعدها متوجّه می شوند که مردەاند. سوختن خود را درک می کنند و حقیقت امر برایشان روشن می گردد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «بل تأتیهم بغتةً فتَبْهَتَهُم فلا یستطیعون ردّها ولاهم یُنظرون؛ انبیاء/۴۰ واقعة مرگ و قیامت ناگهان بر تبه کاران فرا رسد و آنان را مبهوت و حیران کند که نه قدرت بر ردّ آن داشته و نه بر تأخیر آن مهلتی توانند یافت». یکی از حکمت‎های تلقین میّت نیز آن است که میّت را از آن هول جان کاه رهانیده و اوّلیّات دین را به او یاد آورند. البته این تلقین اثر دارد، گرچه برای کافر و منافق سودی نمی دهد. اگر ستمگران بگویند ما در روی زمین مستضعف بودیم، خوب و بد را تشخیص نمی دادیم و حسن و قبح اشیا را نمی فهمیدیم، فرشتگان در پاسخ گویند: چرا از منطقه کفر، نفاق و عصیان مهاجرت نکردید، آیا زمین خدا گسترده نبود؟؛ «قالوا کنّا مستضعفین فی الأرض قالوا أَلَمْ تَکُن أَرضُ الله واسِعةً فَتُهاجِروا فیها»نساء/۹۷ آیة الله جوادی آملی،تفسیر موضوعی قرآن ج ۴ (معاد در قرآن) به نقل از سایت تبیان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چند مورد از کیفیت جان دادن را بیان کنید؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، در «معانى ‏الاخبار» نقل شده كه على بن محمد، امام هادى علیه السلام بر بيمارى از اصحابش وارد مى‏شود، در حالى كه بيمار از خوف مرگ مى‏گريسته و جزع داشت ؛ به او مى‏گويد كه اى بنده‏ى خدا! تو از مرگ مى‏هراسى چون آن را نمى‏شناسى. بگو ببينم اگر بدنت چرك شود و از كثرت چرك و ناپاكى در اذيت باشى و مبتلا به جرب و جراحت گردى و بدانى كه شستشوى حمام همه اين‏ها را از بين خواهد برد، با اين وضعيت آيا مى‏خواهى كه به حمّام روى و ناپاكى‏ها را از خود بزدايى و يا اينكه از چنين كارى اكراه دارى و مى‏خواهى كه به همان حال بمانى؟ شخص بيمار پاسخ داد: آرى حمام را ترجيح مى‏دهم، اى پسر پيغمبر خدا. در اين هنگام حضرت فرمود: پس بدان كه آن موت همان حمّام است و همانا آخرين مهلتى است براى تو كه گناهانت را از خود بزدايى و خويش را از بدى‏ها پاك سازى. حال اگر بر موت وارد شوى و بدان مجاورت كنى، مسلماً از هرگونه غم و ناراحتى نجات خواهى يافت و به هرگونه فرح و شادى خواهى رسيد. پس از اين، بيمار آرامش خود را بازيافت، حالت سرورى بدو دست داد و تسليم مرگ شد، چشم‏هايش را بست و اين جهان را وداع گفت. در سختى و آسانى جان دادن اصلى كلّى وجود ندارد كه مؤمن راحت جان مى‏دهد و غيرمؤمن با سختى. بسيارى از مؤمنين هستند كه لطف خداوند شامل حالشان مى‏شود و بعضى گناهانشان به واسطه سختى جان كندن جبران مى‏شود. اين نحو جان دادن براى آن است كه پاك رحلت كند و پاك وارد جهان آخرت شود و به تعبيرى اصلاح شود. همين سختى جان دادن براى كفار و مشركان بيانگر اين موضوع است كه با مرگ عذابشان شروع مى‏شود. گاه ممكن است كه اهل فسق و غير مؤمنى به راحتى جان بدهد و اين به خاطر آن است كه اهل عذاب مى‏باشد و ليكن چون حسناتى هم داشته و كارهاى خوبى هم كرده، اين راحتى جان دادن پاداش آن كارهاى خوب است تا حسابش همين جا تصفيه شود و در آخرت طلبى نداشته باشد و در نهايت معذّب و بدبخت شود. بنابر اين به هيچ‏وجه آسانى و سختى جان دادن نسبت به مؤمن و كافر نيكوكار و بدكردار كليّت ندارد، اجمالاً مى‏توانيم بگوئيم «از ماست كه بر ماست». هر كس آنچه را انجام داده به همان خواهد رسيد. آسانى و سختى جان كندن، مقدمه و نماد برداشت محصول عمر به حساب آمده است . شخصی در بعض مواقع مرتكب خطاها و گناهانى چند شده، سختى جان دادن درباره چنين فردى، ممكن است كفّاره گناهانش ‏شود و به اصطلاح اين گونه جان دادن ، آن خطاها و کوتاهیها را جبران مى‏كند. براى مثال نقل شده، فوت در شب و روز جمعه مخصوصاً شب و روز جمعه ماه مبارك رمضان، آزادى و رهايى از عذاب و وصول به بهشت و جلب رحمت الهى را به دنبال دارد؛ يا فوت در بعضى اماكن مقدسه همچون نجف اشرف، كربلا، قم، حرم رضوى و... موجب آمرزش مى‏شود و خبرهايى از اين دست بسيار است. امّا شرط اول در تمام اين موارد و راه وصول به اين مقامات، همانا ايمان و عمل صالح فرد است و اين سنت و قاعده الهى پيوسته حاكم و جارى است . بنابر اصول كلّى كه مطرح شده هر كس سرانجام آن بدرود آخر كه كاشته است. اگر جو بكارد، جو مى‏درود و اگر كرم ابريشم پرورش دهد، حرير و پرنيان به دست خواهد آورد و مسلماً هر كس راه هدايت و سعادت را طى كند به مقصود خود (رضوان و مغفرت الهى) خواهد رسيد و هر كس راه ضلالت و گمراهى را بپيمايد بدون شك شقىّ و بدعاقبت خواهد شد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.