سخت گیری اعمال در قیامت ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ - ۱۸۶۴ بازدید

من درحال توبه ونزدیک شدن به خدا هستم خوشحال بودم چون فکرمیکردم خداحق خودش رامیبخشد ولی یک آشنا که جدیدا مرده تو خواب آمده میگه خیلی سخت میگیرن اوخیلی خوب بوده من خیلی میترسم چه کنم لطفا شماره مشاوره به من بدهید؟

گاهی نسبت به امور آخرتی ، باورمان را باید تقویت کنیم ، خدا رحمت کند آن آشنایی که به خوابتان آمد وتلنگری به شما زد ! سعی کنید این حالت ترس وجدیت وباور، نسبت به «بعد از مرگ» در شما همیشه زنده بماند .اما راجع به «سخت گیری! » بعد از مرگ :اگربه آیات الهی توجه کنید ، راجع به« دقیق بودن »خدای حکیم درحسابرسی ،انسان را از خوش خیالی بیرون آورده وفرموده :« در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج شده، در عرصه محشر وارد مى شوند، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود ! (یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ). پس کسى که به اندازه سنگینى ذره اى کار خیر انجام داده آن را مى بیند (فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ). و هر کس به اندازه سنگینى ذره اى کار بد کرده آن را مى بیند! (وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ). (زلزال /6،7،8)
نه تنها از آیات اخیر این سوره ، که از آیات مختلف قرآن به خوبى استفاده مى شود که در حسابرسى اعمال در قیامت فوق العاده دقت و موشکافى مى شود، در آیه 16 سوره لقمان مى خوانیم: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ: پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (عمل نیک یا بد) باشد و در دل سنگى یا در گوشه اى از آسمانها یا زمین پنهان گردد، خداوند آن را (در قیامت) براى حسابرسى مى آورد، خداوند دقیق و آگاه است. خردل دانه بسیار کوچکى از گیاه معروفى است که ضرب المثل در کوچکى مى باشد.
این تعبیرات نشان مى دهد که در آن حسابرسى بزرگ کوچکترین کارها محاسبه مى شود، ضمنا این آیات هشدار مى دهد که نه گناهان کوچک را کم اهمیت بشمرند، و نه اعمال خیر کوچک را، چیزى که مورد محاسبه الهى قرار مى گیرد هر چه باشد کم اهمیت نیست.
لذا بعضى از مفسران گفته اند این آیات زمانى نازل شد که بعضى از یاران پیغمبر اکرم ص نسبت به انفاق اموال کم بى اعتنا بودند، و مى گفتند: اجر و پاداش بر چیزهایى داده مى شود که ما آن را دوست داریم، و اشیاء کوچک چیزى نیست که مورد علاقه ما باشد، و همچنین نسبت به گناهان کوچک بى اعتنا بودند، آیات نازل شد و آنها را به خیرات کوچک ترغیب کرد، و از گناهان کوچک بر حذر داشت.
در روایتى از ابو سعید خدرى آمده است که وقتى آیه فَمَنْ یَعْمَلْ ... نازل شد عرض کردم اى رسول خدا آیا من همه اعمالم را مى بینم؟ فرمود: آرى. گفتم: آن کارهاى بزرگ را؟ فرمود: بله، گفتم: کارهاى کوچک کوچک را؟ فرمود: بله، عرض کردم: اى واى بر من! مادرم بنشیند و براى من عزادارى کند! فرمود: بشارت باد بر تو اى ابو سعید! چرا که حسنات به ده برابر حساب مى شود، تا هفتصد برابر، و خدا براى هر کس بخواهد آن را هم مضاعف مى کند، و اما هر گناه به اندازه یک گناه مجازات دارد، یا خداوند عفو مى کند و بدان احدى با عملش نجات نخواهد یافت! (جز اینکه کرم خدا شامل او گردد) عرض کردم حتى تو هم اى رسول خدا؟! فرمود: حتى من، مگر اینکه خداوند مرا مشمول رحمتش سازد! « در المنثور جلد 6 صفحه 381». خداوندا! جایى که پیامبرت با آن عظمت ، تنها به عفو تو دل بسته است تکلیف ما روشن است.
گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف. ستم به خویشتن
یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در دعای کمیل از آن تعبیر به « ظلم به نفس » می کند . در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسانتر می توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت.
ب. حق الله
فطرت پاک و سالمی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمتهای فراوان مادی و معنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام «ارسال رسل و انزال کتب» همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی بر اثر تأثیرپذیری از عوامل درونی و بیرونی، همه این نعمتها را نادیده انگاشته و راه تمرد و عصیان را در پیش می گیرد!
اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود، و اگر در احکام و فروع دین کوتاهی و تعلل شده, باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کند . نمازوروزه ای، اگر فوت شده قضا کند ودر انجام آنها کوتاهی وتعلل نکند وبه این خیال که خدا اورا می بخشد، در انجام واجبات وترک محرمات سستی نکند؛ شخص سهل انگار، مستحق عذاب است مگر این که واقعا توبه کند وتوبه اش هم این است که تا وقتی خدا به او، از جهت جسمی ، توان تدارکش را داده، نمازها وروزه هایش را قضاکند ودیگر واجباتش رانیز انجام دهد .
ج: حق الناس
شرایط توبه در «حق الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه, یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(علیه السلام) از آن به مظالم العباد (کلینی، اصول کافی، ج2، ص443) و امام زین العابدین(علیه السلام) به «تضییع حقوق الاخوان» (مجلسی، بحارالانوار، ج72، ص415) یاد کرده اند.
در روایت آمده: پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس خطاب به کعبه ، ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست درحالی که راجع به مؤمن سه چیز را مورد احترام قرار داده: «مال-خون-آبرو (یعنی به مؤمن نباید بدگمان شد)» (همان، ج67، ص71) ؛
بنابراین اولا، چون مال مؤمن محترم است ، راه توبه اش این است که آنچنان دربه دست آوردن مال دقت کنی که حق کسی درمال تو نیاید واز شرکت در کاری که مال شبهه ومخلوط به مال دیگران (مال مخلوط به حرام) است، پرهیز کنی واز اموالی که در دست داری ، باریزبینی حرامش را از حلالش جدا کنی ، وبه صاحبانش برگردانی .
وثانیا ؛ چون خون مؤمن محترم است ، باید مراقب کرد، که مبادا در ریختن خون مؤمنی مستقیم ویاحتی غیر مستقیم شرکت نداشته باشد واگرچنین گناهی درنامه عملش هست، راه توبه اش را طی کند .
وثالثا ؛ چون آبروی مؤمن ، محترم است ؛ پس بسیار دقت کند که زبانش چه میگوید وچه ها گفته ! نکند بازبانش غیبتی کرده ویا سخن چینی نموده ویا تهمتی زده ویا... خلاصه آبروی شخصی را به گونه ای برده باشد ، حتی اگر آبروی شخص درنزد فقط یک نفر هم ریخته شده باشد! باز هم برای آن توبه لازم را باید انجام دهد
هرکدام ازاقسام گناهان بالا بوده باشد ، برای آن، باید سختی تدارک آن گناه را بچشد ، والا سختی بعدش بیشتر است .
اهمیت توبه :
در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (کافی 2 435 باب التوبة ..... ص : 43).در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند» (همان)
بادقت در این دوروایت به این نتیجه می رسیم که خدا توبه بنده اش را دوست دارد ، اما توبه ای که از روی صفا و اخلاص، باشد، نه توبه ای که فقط لقلقه زبان باشد !
«توبه» در لغت به معناى رجوع است و حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است که لازمه آن، تصمیم بر ترک گناه در آینده است و اگر گناه گذشته ،کاری بوده که قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در چهار چیز خلاصه کرد: 1. ندامت، 2. تصمیم بر ترک در آینده، 3. جبران گذشته، 4. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
خداوند همه مؤمنان را دستور به توبه مى دهد: «و توبوا الى الله جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تُفلِحون؛ اى مؤمنان همگى به سوى خدا رجوع کنید تا رستگار شوید» حضرت سجاد(ع) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) که در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد: خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید. اکنون عذر کسانی که از ورود به این در، بعد از گشایش آن ، غافل شوند چیست؟
پس خداوند تمامی گناهان انسان را در صورت توبه می بخشد، اما لازم است توجه شود که توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت، استغفار نماید! پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارک کند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بخواهد .
توبه ، باید حقیقی باشد یعنی توبه نصوح ؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. وهمین ندامت، انشاالله کافی است که خداوند اورا ببخشد واونیز با دلی امیدوار به بخشایش ورحمت الهی ودور از گناهان، عبادت او را بیاورد ودر اعمال پیش رویش باتوکل واستعانت الهی، دیگر به سمت آن گناه نرود، البته باب توبه هیچگاه بسته نمی شود وخداوند آمرزنده ومهربان است.
نگرانی ای که در توبه وجود دارد، از طرف خداوند- یعنی پذیرنده توبه- نیست؛ بلکه مشکل از جانب خود توبه کننده است! که آیا موفق می شود راه خود را به سوی خداوند تغییر دهد یا نه !
تاکید بر این مطلب ضروری است که هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا ; خداوند همه گناهان را می آمرزد. صد بار اگر توبه شکستی باز آ--- این درگه ما درگه نامیدی نیست.
حتی اگر گناه، مربوط به حقوق مردم باشد،باز هم، با جلب رضایت از ایشان ،امکان بخشش خداوند؛وجود داردو نباید هیچگاه از رحمت خداوندی ناامید شد. گناه ناامیدی از خداوند، از نظر بزرگی ،از خود گناهی که ما انجام می دهیم بزرگتر است. در میان گناهان، گناهی بزرگتر از قتل نداریم. حتی در قتل عمد هم اگر انسان واقعا توبه کند و آنچه را که لازم است تدارک کند،قابل بخشش است.
پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
انسانى که گاهى دچار گناه و خطا مى گردد و بعد پشیمان مى گردد و خود را ملامت و سرزنش مى کند، به مرحله اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى کند و از انجام آن ملول نمى گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند.
باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه, راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کندو مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى گردد ترسان و بیمناک.
پروردگارا! اگر اعمال ما معیار نجات ما باشد واى به حال ما، و اگر کرم تو یار ما باشد خوشا بحال ما؟! بارالها! آن روز که تمام اعمال کوچک و بزرگ در برابر ما مجسم مى شود ما تنها به لطف عمیم تو چشم دوخته ایم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.