سرگذشت شهربانو ۱۳۹۵/۰۷/۱۱ - ۳۰۹ بازدید

آیا شهربانو دختر یزدگرد سوّم مادر امام سجاد(علیه‌السلام) بوده؟ و در سرزمین کربلا حضور داشته؟ و فرار او به سمت ایران به دستور امام حسین(علیه‌السلام) و مدفون شدنش در آرامگاهى که هم اکنون در تهران به بى بى شهربانو شهرت دارد، صحیح است؟

در بعضى از نوشته هاى متأخّر ـ که به خیال خود از تاریخ هاى معتبر نقل قول کرده ـ چنین آمده است:
«در برخى از کتب معتبر تاریخى چنین آمده که: شهربانویه ـ که در کربلا حضور داشت و مادر فاطمه همسر قاسم بود ـ به سفارش امام حسین(علیه‌السلام) سوار بر اسب امام(علیه‌السلام) شده تا او را به سرزمین سرنوشت برساند و او به اذن خدا در ساعتى به رى رسید و در کوهى از آن سامان و در نزدیکى مقبره سیدعبدالعظیم حسنى مدفون شد».[ ملاآقا دربندى، اکسیر العبادات فى اسرار الشهادات، ج 3، ص 110.]
و همان جا چنین آمده است: «در میان مردم چنین شهرت دارد که در قله کوه
چیزى شبیه تکّه اى از روپوش زن دیده مى شود که هیچ مردى نمى تواند به آن نزدیک شود. زن آبستنى که در شکم فرزند پسرى داشته باشد، نیز توان نزدیک شدن به آن را ندارد».[ همان.]
و نیز چنین شایع شده است: «او هنگامى که به رى رسید، خواست از «هو» (خداوند) یارى بخواهد، اما اشتباها به جاى «هو» لفظ «کوه» را به زبان آورد و همان جا کوه او را دریافت و در شکم خود پنهان کرد».[ شهیدى، سیدجعفر، زندگانى على بن الحسین(علیه‌السلام) .]
شاید در نظر برخى ساختگى بودن این افسانه ها و نیز عدم حضور مادر امام سجاد(علیه‌السلام) در کربلا، امرى واضح بوده و نیاز به بحث و تحقیق ندارد؛ اما از آنجا که درباره او مطالب فراوانى در میان مردم و حتى در میان قشر فرهیخته شایع است، به بحث درباره او مى پردازیم.
براى روشن تر شدن بحث توجه شما را به مطالب زیر جلب مى کنیم.

مادر امام سجاد(علیه‌السلام)

با رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى یابیم که از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف درباره نام مادر امام سجاد(علیه‌السلام) وجود دارد تا جایى که برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام[ زندگانى على بن الحسین(علیه‌السلام)، ص 10 و 11.] و برخى دیگر تا شانزده[ مقاله «حول السیدة شهربانو» نوشته شیخ محمد هادى یوسفى، مندرج در مجله رسالة الحسین(علیه‌السلام)، سال اوّل، شماره دوّم، ربیع الاول 1412.] نام براى مادر آن حضرت(علیه‌السلام) ذکر کرده اند.[ بحارالانوار، ج 46، ص 8ـ13.] مجموع این نام ها چنین است:
1. شهربانو، 2. شهربانویه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز،
7. جهان بانویه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مریم، 15. فاطمة، 16. شهربان.
با آنکه در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است،[ ر.ک: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبیه ناسیونالیسم ایران، ص305 که از منابعى چون انساب الاشراف بلاذرى، طبقات ابن سعد، المعارف ابن قتیبه دینورى و الکامل مبرّد اسامى فوق را نقل مى کند.] اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان[ شهیدى، زندگانى على بن الحسین(علیه‌السلام)، ص 12.]: اولین بار این نام در کتاب «هبائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) دیده شده است.[ نگا: بحارالانوار، ج 46، ص 9، ح 20.] بعدها محدّث معروف شیعى یعنى کلینى (م 329 ق) روایت همین کتاب را در کتاب کافى آورد.[ اصول کافى، ج 2، ص 369.] بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آنکه روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته هاى خود آورده اند.[ براى آگاهى از سیر تاریخى شهربانو در منابع ر.ک: شعوبیه ناسیونالیسم ایرانى، ص 289ـ337.]
در این روایت چنین آمده است:
«چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (واى، روزگار هرمز سیاه شد)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دختر بیامد و دست خود را روى سر حسین(علیه‌السلام) گذاشت. امیرالمؤمنین على(علیه‌السلام) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه
شهربانویه باشد.
سپس به حسین(علیه‌السلام) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى شود و على بن الحسین علیهماالسلام از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسى».[ با استفاده از ترجمه حاج سید جواد مصطفوى اصول کافى، ج 2، ص 369.]
این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر[ آیت الله خویى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106.] و عمرو بن شمر وجود دارند که متهم به غلو شده و از سوى رجالیون شیعه مورد تأیید واقع نشده اند.[ همان.]
اما از جهت متن اشکالات زیر بیان شده است:
1. اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است.
2. اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین(علیه‌السلام) درآمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است.
3. در هیچ یک از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان «ابن الخیرتین» براى امام سجاد(علیه‌السلام) نقل نشده است.
آیا در اینجا نمى توان نوعى ایرانى گرى افراطى را دید که به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر(صلی الله علیه و آله) در امام سجاد(علیه‌السلام)، خواسته اند آن حضرت(علیه‌السلام) را به عنوان «خیر اهل الارض» معرفى کنند؟
این گونه نقدها بر گزارش هاى حاوى نام شهربانو باعث مى شود تا این گزارش ها را از ساحت ائمه علیهم السلام به دور و آن را ساخته دست حدیث پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(علیه‌السلام) نفى کنیم.
درباره نَسَب مادر امام سجاد(علیه‌السلام) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته اند. برخى مانند یعقوبى (متوفى 281 ق)[ تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.]، محمد بن حسن قمى[ تاریخ قم، ص 195.]، کلینى (متوفى 329 ق)[ اصول کافى، ج 2، ص 369.]، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق)[ بحارالانوار، ج 46، ص 9.]، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)[ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128.] و شیخ مفید (متوفى 413 ق)[ الارشاد، ص 492.] او را دختر یزدگرد دانسته اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
این نَسَب تقریبا در میان منابع متأخر به عنوان یک شهرت فراگیر جاى خود را باز کرده است؛ به گونه اى که میدان اظهار وجود براى دیدگاه هاى مخالف نگذاشته است.[ زندگانى على ابن الحسین(علیه‌السلام)، ص 12.
]

در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه هاى دیگرى مانند سیستانى بودن، سِندى بودن، کابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (کنیز صاحب فرزند) از او یاد کرده اند.[ شعوبیه، ص 305.] برخى نام هاى بزرگان ایرانى همچون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده اند.[ حول السیدة شهربانو، ص 28.]
براى نقد و بررسى این نَسَب نمى توانیم به بحث هاى سندى این گزارش ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آنکه بیشتر کتاب هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد
نقل مى کنند.
بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آنها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى دهد:
1. مهم ترین اشکال اختلاف این گزارش ها در ذکر نام او است که منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند حرار، شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده اند. و این نشان مى دهد که این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه هاى یکسانى داشته است که همان تعصب ایرانى گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان علیهم السلام از راه نَسَب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى و تخمه شاهى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند.
2. اختلاف این گزارش ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(علیه‌السلام) دانسته اند.[ شعوبیه، ص 324.]
3. اصولاً کتبى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال شمار جنگ هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى پردازند؛ با آنکه این مسأله، بسیار مهم تر از حوادث جزئى است که به آنها اشاره شده است. این نکته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى کند.
4. برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى کنند که اولاً با هیچ یک از نام هایى که براى مادر امام سجاد(علیه‌السلام) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آنها در تمام نوشته هاى خود به میان نمى آورد.[ همان، ص 304.]
5. از مهم ترین اسناد تاریخى که مى توان درباره مادر امام سجاد(علیه‌السلام) به آن استناد کرد، نامه هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زکیه» است که رهبرى مخالفان علوى و طالبى (اولاد ابوطالب) را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود.
در یکى از این نامه ها که منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نَسَب خود را داده چنین مى نگارد: «ما وُلِدَ فیکم بعد وفاة رسول الله(صلی الله علیه و آله) افضل من على بن الحسین و هو لاُِم ولد».[ الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 570.] یعنى، بعد از رحلت پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین (امام سجاد(علیه‌السلام) ) ظهور نکرده، در حالى که او فرزند ام ولد (کنیز داراى فرزند) بود.
جالب آن است که هیچ اعتراضى ـ نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران ـ به این فقره شنیده نمى شود که على بن حسین(علیه‌السلام) فرزند کنیز نبود؛ بلکه فرزند شاهزاده اى ایرانى بود! در حالى که اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى کرد.
مجموعه این قرینه ها ما را به این نتیجه مى رساند که دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(علیه‌السلام) دخالت داشته و عمداً دیدگاه هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(علیه‌السلام) بویژه دیدگاه هایى که او را از کنیزکان بلاد دیگر همانند سند مى داند ـ نادیده گرفته است. در حالى که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى دانستند.[ حول السیدة شهر بانو، ص 28.]

عدم حضور مادر امام سجاد(علیه‌السلام) در کربلا
در این باره باید بگوییم که تقریباً تمام منابع متقدم شیعى ـ که به زندگانى مادر امام سجاد(علیه‌السلام) پس از اسارت پرداخته اند ـ چنین نگاشته اند: او در هنگام تولد امام(علیه‌السلام) در همان حالت نفاس از دنیا رفت.[ عیون اخبار الرضا(علیه‌السلام)، ج 2، ص 128.]
و نیز چنین گفته اند: یکى از کنیزان حضرت على(علیه‌السلام) به عنوان دایه او به بزرگ کردن او پرداخت و مردم خیال مى کردند که او مادر امام(علیه‌السلام) است و بعد از آنکه آن حضرت او را شوهر داد، فهمیدند که او دایه امام(علیه‌السلام) بود، نه مادر او.[ بحار الانوار، ج 46. ص 8.]
بنابراین، قطعاً از دیدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(علیه‌السلام) در کربلا منتفى است؛ حال با هر نام و نسبى که مى خواهد باشد.

مرقد بى بى شهربانو
از مطالب قبل و اثبات عدم حیات مادر امام(علیه‌السلام) بعد از تولد امام(علیه‌السلام) خود به خود این موضوع روشن مى شود. همچنین از سوى محققان معاصر با دلایل قطعى ثابت شده است که بقعه بى بى شهربانو ـ که در کوهستان شرق رى معروف به کوه بى بى شهربانو پدیدار است ـ هیچ ربطى با مادر امام(علیه‌السلام) ندارد و بنایى است که در قرون بعدى ساخته شده است. چنان که تاریخ ساخت صندوق منبت کارى آن سال 888 ق را نشان مى دهد و درب منبت کارى آن کار عهد صفوى است و الحاقاتى از هنر دوره قاجاریه دارد.[ شعوبیه، ص 326.]
عدم ذکر چنین بقعه اى در آثار شیخ صدوق ـ که خود سالیان دراز در رى مى زیسته و به آن آشنایى کامل داشته ـ مؤید دیگرى بر عدم وجود این بقعه در قرن چهارم و در زمان شیخ صدوق (متوفى 381 ق) است.
دیگر نویسندگانى هم که به ذکر احوال عبدالعظیم حسنى و شخصیت هاى بزرگ مدفون در رى پرداخته اند، نامى از چنین بقعه اى نبرده اند.
این احتمال وجود دارد که در قرون بعدى زنى پارسا با نام شهربانو در این مکان دفن شده و با گذشت سالیان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(علیه‌السلام) که در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده ـ اشتباه گرفته اند و یا برخى این اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگیزه هایى به تقویت آن پرداخته اند.[ براى اطلاع بیشتر از عدم امکان انتساب این بقعه به شهربانو مادر امام سجاد(علیه‌السلام) ر.ک:باستان نوشته کریمیان و دانشنامه ایران و اسلام، ذیل کلمه شهربانو.]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.