سستی در نماز ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ - ۲۰۸۸ بازدید

از این سوال شما به خوبی آشکار است که روح ایمان در شما وجود دارد و نور خداوند هنوز در دل شما روشن است.

از این سوال شما به خوبی آشکار است که روح ایمان در شما وجود دارد و نور خداوند هنوز در دل شما روشن است. البته با خواندن سوال بسیار متاسف شدیم, ولی امید است که خدای متعال شما را با خودش بیشتر آشنا کند و روزی برسد که عاشق او شوید, آنگاه از چنان لذت و بهجتی برخوردار خواهید شد که حتی نمی توانید برای لحظه ای یاد او را فراموش کنید.
همانگونه که گفته اید چنین حالاتی تا حدودی عادی می باشد کمااینکه در روایتی آمده : روزی حمران بن اعین به امام باقر علیه السلام عرضه داشت مطلبى دارم- خداوند بر عمر شما بیفزاید و بما توفیق بهره مندى از وجود شما عنایت فرماید- و آن این است که ما وقتى در حضور شما هستیم و از بیانات شما استفاده میکنیم. از این محضر بیرون نمیشوم مگر با یک دل مهربان و حالت خوش- نسبت بدنیا بى اعتنا میشویم و این زخارف و ثروتهائى که در دست مردم است در نظر ما بى ارزش جلوه میکند ولى وقتى در اجتماع قدم میگذاریم و با بازار و بازرگانان مربوط میشویم محبت و علاقه بدنیا در دل ما جا باز میکند حضرت فرمود البته اینها حالات قلب است گاهى سخت مى شود و گاهى نرم مى شود . (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج 1، ص: 57)
اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که شیطان همواره از فرصت های مختلف برای غافل کردن انسان و جدا نمودن وی از حالات خوش معنوی استفاده می نماید.
مهمترین آموزه اسلام توحید و یگانه پرستی است. انسان با خداپرستی به کمال و سعادت می رسد. نماز مهمترین و جامع ترین عمل توحیدی انسان است که باعث قرب به خدا و خوبی ها می شود و از بدی ها دور می گردد. به همین دلیل نماز رکن دین و ستون خیمه اسلام است. سستی در نماز ستون دین انسان را می لرزاند و تمام خوبی های انسان را در معرض زوال قرار می دهد. نماز نخواندن درست مانند این است که قطاری از ریل خارج شود, در این صورت چه اتفاقی می افتد.
سعادت انسان از دیدگاه دینی از طریق ایمان و عمل صالح تامین می شود. ضعف عملی شما در نهایت به ضعف ایمانی مربوط می شود. برای تقویت ایمان شما نیاز دارید که ابتدا با عقلانیت و نقشه راه دین برای سعادت انسان آشنا شوید . یعنی هدف نهایی و اهداف متوسط دین و برنامه دین برای رسیدن به هدف با بدانید و همین طور بدانید که به چه منظوری برای این راه فراخوان شده اید و سعادت انسان در چیست، بعد با اختیار و علم باورمندی خود را نسبت به این موارد تقویت و با اراده و عزمی جزم در این مسیر حرکت نمایید. بنابراین شما نیاز به تغییر فراوان دارید. به خصوص اراده شما برای متدین بودن ضعیف است و باید تقویت شود، نقش آموزه های دینی و هدایت گران دینی آشنا نمودن مردم با عقلانیت دین است و این خود افراد هستند که باید تصمیم بگیرند و ایمان بیاورند و عمل کنند. البته آموزه های دینی به موضوع تقویت اراده هم کمک می کنند و تا حدی دست گیری می نمایند اما در نهایت خود فرد است که عمل می کند و نتیجه عمل خویش را می بیند.
اما ما به عنوان یکی کارشناس برای اینکه بتوانیم راهکار ارایه دهیم خیلی چیزها هست که از شما باید بدانیم. یعنی نمی دانیم شما در چه محیطی تربیت شده اید و قرار دارید و چه مطالعاتی داشته اید یا نداشته اید و مثلا تا چه حد تحت تاثیر مدرنیته و هجوم فرهنگی بوده اید و دوستان شما چه کسانی بوده ا ند و خیلی چیزهای دیگر. پس شما به مشاوری نیاز دارید که از نزدیک با او صحبت کنید و با زندگی و رفتار و محیط شما آشنا باشد و بتواند مشکلات شما را ریشه یابی کند و بعد با ارایه راهکار به تدریج تغییرات اساسی در منش و زندگی شما ایجاد نماید.
در حال حاضر وظیفه شما این است که با مطالعه و تفکر در آموزه های دینی با عقلانیت دین و با فلسفه نماز و روزه و تلاوت قرآن و مانند آن آشنا شوید و سعی کنید رفتارها و گفتارها و اندیشه خود را منطبق بر حجت عقلی و دینی نمایید و البته با شرکت در مجالس انس دینی احساس خود را نیز به دین تقویت کنید تا انشاالله در سایه عقل و احساس دینی صاحب اراده و همت گردید و نه تنها واجبات بلکه وارد وادی عشق و محبت خدا و اولیای او شوید و از زندگی معنوی خود لذت سرشار ببرید.

برای اینکه بتوانید این حالات خوش را حفظ نمائید چند توصیه خدمت شما ارائه می نمائیم .
1- ارتباط خود را با مجالس معنوی همچون مجالس وعظ و ادعیه حفظ نموده و حداقل هفته ای یک بار در مجالس سخنرانی علماء وارسته دینی شرکت نمائید .
2- مراقب باشید که گرفتار گناه نگردید و در صورت دچار شدن به گناهی سریع توبه کنید . (1)
پیامبر خدا ( صل الله علیه و آله ) فرموده اند: إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ کَانَتْ نُکْتَةٌ سَوْدَاءُ فِی قَلْبِهِ فَإِنْ تَابَ وَ نَزَعَ وَ اسْتَغْفَرَ صُقِلَ قَلْبُهُ مِنْهُ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ فَذَلِکَ الرَّیْنُ الَّذِی ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ کَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُون» ؛ « مؤمن هر گاه مرتکب گناهى مى شود، نقطه سیاهى در دلش پدید مى آید. اگر توبه و استغفار کند و از گناه دست بدارد، آن نقطه از میان مى رود و قلبش صیقل مى خورد و اگر بر گناه بیفزاید، آن نقطه هم افزوده مى شود و این همان زنگى است که خداوند در کتاب خود آن را یاد کرده و فرموده است «نه چنین است که آنچه کسب کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است.» (روضة الواعظین و بصیرة المتعظین ج 2ص 414 )
3- برای حفظ نورانیت خود از قرائت قرآن غافل نگردید
4- برای کنترل اعمال و رفتار روز خود از سیستم مشارصه ، مراقبه ، محاسبه و معاقبه استفاده نمائید .
- مشارطه : یعنی ابتدا با خود شرط نمائید اعمالی که موجب از بین رفتن حالات معنوی شما می شود را انجام ندهید
- مراقبه : در طی روز مراقب باشید که به عهدی که با خود بسته اید پایبند باشید .
- محاسبه : در پایان روز اعمال و رفتار خود را محاسبه و ارزیابی نمائید تا معلوم شود به چه مقدار توانسته اید به عهد خود پایبند باشید
- معاقبه : در صورت عدم پایبندی به آنچه که با خود شرط نموده اید ؛ خود را معاقبه نمائید که این معاقبه می تواند به صورت سرزنش هوای نفستان باشد و به همراه آن می تواند در ازاء هر خطایی که انجام داده اید مثلا یک جزء قرآن بخوانید و یا فردای همان روز روزه بگیرید . ( که این دسته از اقدامات باید متناسب با شرایط روحی و حالات معنوی صورت پذیرد) .

سهل انگاری در نماز
عدم توجه به نماز و سهل انگاری در آن معلول عوامل فراوانی است. ممکن است این امر به دلیل عدم تربیت صحیح و دینی والدین در خانواده باشد, چرا که باید کودکان از همان ابتدای کودکی, حدود شش یا هفت سالگی به نماز خواندن عادت کنند, در غیر این صورت اگر شخص بزرگ شود و به سن تکلیف برسد و بخواهد به نماز خواندن عادت کند, تاحدود زیادی دشوار خواهد بود. یا امکان دارد که شخص نماز خوان هست, ولی در اثر شبهه ای که از ناحیه شیاطین به ذهن او وارد شده, اعتقاد اش خدشه دار و نسبت به عبادت خداوند بی تفاوت شده است و یا در اثر عدم رعایت حضور قلب از آن لذت نمی برد و به همین خاطر آن را عبث و بی فایده می داند و یا .....
اما ما معتقدیم که اغلب جوانان ما دین باورند و مشکل آنان بیشتر از ناحیه غفلت از خدا و نقش خداوند در زندگی انسان و تنبلی و ندانستن اهمیت موضوع است. مردم ما مشکل ایمانی ندارند, ولی متاسفانه در جامعه و فرهنگ ما عوامل غفلت فراوان است, مانند برنامه هایی که تا نیمه شب ادامه دارد و باعث می شود شخص نماز صبح مثلا خواب بماند و یا توجه روزافزون به لذت طلبی های افراطی و گرایش به دنیا است که زمینه اصلی غفلت انسان از حرکت به سوی کمال و خدای متعال را فراهم کرده است. در این راستا باید توجه کرد که حب افسار گسیخته به دنیا و علاقه ی قلبی به تمایلات نفسانی , قوی ترین عاملی است که انسان را دچار غفلت نموده و نیز ریشه ی بسیاری از خطاها و گناهان می شود. مومن واقعی کسی است که فکر و ذکرش خدا است و خدا محور تمام زندگی او است. اگر کسی فکر و ذکرش دنیا شد, از نظر معنوی ضعیف خواهد شد و نمی تواند به سمت قرب الهی حرکت کند.
انگیزه اصلی اهمیت دادن به نماز احساس نیاز و وابستگی و عشق به خداوند است که باعث می شود انسان دائما به یاد خدا باشد و در انجام عبادت و بندگی تلاش عاشقانه انجام دهد. عامل کم شدن این انگیزه نیز غفلت از این احساس و ناآگاهی از نیاز به خدا و نقش با اهمیت خداوند در زندگی است. کسی که محب دنیا است، حتی در نماز هم, توجه اش به سمت دنیا و منافع آن خواهد بود, در نتیجه لذتی از نماز و ارتباط با خداوند نمی برد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود. برای کسانیکه دچار غفلت شده اند توصیه می شود پیامدهای منفی ترک نماز و یا سبک شمردن آنرا یادآوری نمایند. در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می شود :
1- بی نماز حتما جهنمی خواهد بود!!
در قرآن کریم هست که در قیامت و هنگام عبور یکی از سؤال هایی که بهشتیان از جهنمیان می پرسند در خصوص علت جهنمی شدن آنها می باشد که آنها جواب می دهند ما به خاطر این جهنمی شدیم که نماز نمی خواندیم.
خداوند متعال این مکالمه را چنین بیان داشته : آنها(مومنان)در باغهاى بهشتند، و سؤال مى کنند... از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، فی جنات یتسائلون, عن المجرمین, ما سلککم فی سقر, قالوا لم نک من المصلین ( سوره المدثر آیه 40 تا 43)
2- بی نماز در دنیا زندگی پرمشقتی دارد و در قیامت کور محشور می شود .
خدای متعال تصریح نموده هرکس از یاد الهی رویگردان شود زندگی سختی داشته و در قیامت کور محشور می شود آنجا که می فرماید : « و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى(سخت و) تنگى خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور مى کنیم!» و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامع اعمی ( طه : 124)
3- بی نماز کافر است!!
در روایت نبوی است که فرمود: فاصله ی بین بنده و کفر جز ترک نماز نیست. لیس بین العبد و بین الکفر الا ترک الصلاه, ( جامع الأخبار، ص: 74) (پیام پیامبر، ترجمه فارسى، ص: 665) البته منظور کفر عملی است نه اعتقادی.
4- بی نماز از یاری خداوند محروم است:
قدرت نماز گذاران از نماز و خداوند است. کسیکه نماز می خواند در هر نمازی با گفتن «ایاک نعبد و ایاک نستعین » (پروردگارا فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم ) از خداوند طلب یاری می جوید اما بی نماز خود را از این یاری محروم می نماید و ضعیف می ماند .
5- کاهل نماز از شفاعت اهل بیت (ع) در قیامت محروم می شود:
به‎ ‎روایت‎ ‎شیخ‎ ‎صدوق ابوبصیر‎ ‎می‎ ‎گوید‎:‎پس‎ ‎از‎ ‎شهادت‎ ‎امام‎ ‎صادق‎ ‎علیه‎ ‎السلام‎ ‎نزد‎ ‎اُمِّ‎ ‎حمیده (کنیز‎ ‎امام‎ ‎صادق‎ ‎علیه‎ ‎السلام) برای‎ ‎عرض‎ ‎تسلیت‎ ‎رفتیم،‎ ‎گریه‎ ‎کرد‎ ‎و‎ ‎ما‎ ‎نیز‎ ‎از‎ ‎گریه‎ ‎ی‎ ‎او‎ ‎گریه‎ ‎کردیم،‎ ‎سپس‎ ‎گفت‎ :‎ای‎ ‎ابا‎ ‎محمد (لقب‎ ‎دیگر‎ ‎ابو‎ ‎بصیر) اگر‎ ‎امام‎ ‎صادق‎ ‎علیه‎ ‎السلام‎ ‎را‎ ‎هنگام‎ ‎مرگ‎ ‎می‎ ‎دیدی،‎ ‎چیز‎ ‎عجیبی‎ ‎مشاهده‎ ‎می‎ ‎نمودی‎ ‎؛چشم های‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎گشود‎ ‎و‎ ‎فرمود‎: ‎بستگانم‎ ‎را‎ ‎حاضر‎ ‎کنید، ما‎ ‎همه‎ ‎ی‎ ‎آنها‎ ‎را‎ ‎حاضر‎ ‎کردیم،‎ ‎به‎ ‎آنها‎ ‎نگاه‎ ‎کرد‎ ‎و‎ ‎فرمود‎:‎ ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه: همانا‎ ‎شفاعت‎ ‎ما‎ ‎به‎ ‎کسی‎ ‎که‎ ‎نماز‎ ‎را‎ ‎سبک‎ ‎بشمرد‎ ‎،نرسد ( طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، متن ج 2، ص: 451)
6- اعمال دیگر بی نماز باطل است :
رسول خدا صل الله علی وآله فرمودند : کسیکه بدون دلیل نمازش را رها کند تا اینکه قضا شود بدرستیکه اعمالش را باطل کرده است. من ترک صلاته حتی تفوته من غیر عذر فقد حبط عمله. ( جامع الأخبار، ص: 73)
7- تارک الصلاه با قارون و فرعون و منافقین روانه جهنم می شود :
رسول خدا صل الله علی وآله فرمودند : نمازتان را ضایع نکنید ؛ بدرستیکه هر کس که نمازش را ضایع کند خداوند او را با قارون و فرعون و هامان ( که لعنت و ننگ الهی بر آنها باد ) محشور نماید و واجب است بر خداوند که داخل کند او را با منافقین پس وای بر کسیکه بر نمازش محاظت ننماید . لا تضیعوا صلاتکم فان من ضیع صلاته حشره الله مع قارون و فرعون و هامان و لعنهم الله و اخزانهم و کان حقا علی الله ان یدخله النار مع المنافقین فالویل لمن لم یحافظ علی صلاته. ( جامع الأخبار، ص: 74)
8- شیطان بر تارک الصلاه مسلط شده و او را دچار گرفتاری های بزرگ می کند .
رسول خدا صل الله علی وآله فرمودند : همواره شیطان از بنی آدم گریزان است مادامی که بر نماز های پنج گانه محافظت می نماید اما هنگامیکه آنها را ضایع نمایع بر او جرأت پیدا کرده و او را دچار گرفتاریهاى بزرگ مى کند. لایزال الشیطان یرغب من بی آدم ما حافظ علی الصلوات الخمس, فاذا ضیعهن یجتری علیه و اوقعه فی العظائم. ( جامع الأخبار، ص: 74)
9- تارک نماز بر دین یهود یا نصارا یا مجوس خواهد مرد .
رسول خدا صل الله علی وآله فرمودند : هر که نماز را ترک کند و امیدى به پاداش آن نداشته باشد و از کیفر آن نترسد، باکى ندارم که یهودى یا نصرانى یا مجوسى بمیرد. من ترک الصلاه لا یرجوا ثوابها و لا یخاف عقابها فلا ابالی ان یموت یهودیا او نصرانیا او مجوسیا. ( جامع الأخبار، ص: 74)
10-کسی که نماز نمی خواند آرامش ندارد:
کسی که نماز نمی خواند همواره مضطرب و نگران است, زیرا دل انسان تنها با نماز و یاد خدا آرام می شود: و اقم الصلاه لذکری ( طه : 14) « و نماز را براى یاد من بپادار!» و در آیات دیگری از قرآن برای این ذکر و یاد خدا ویژگی هایی مطرح نموده است از جمله اینکه یا ذکر و یاد الهی است که دلها آرام می گیرد الا بذکر الله تطمئن القلوب ( الرعد : 28)«آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى یابد!»
11- کاهل نماز گرفتار پانزده مصیبت در دنیا ، مرگ ، قبر و قیامت می شود:
در روایت آمده که سرور زنان، فاطمه، دختر سرور پیامبران- که درودهاى خداوند بر او و پدر و شوى و پسران اوصیاء او باد- از پدر بزرگوارش حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله پرسید: اى پدر جان! سزاى مردان و زنانى که نماز را سبک بشمارند، چیست؟ فرمود: اى فاطمه، هر کس چه مرد باشد و چه زن، نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده مصیبت گرفتار مى نماید: شش چیز در سراى دنیا، و سه چیز هنگام مرگ، و سه چیز در قبرش، و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر.
مصیبتهایى که در دار دنیا بدان مبتلا مى گردد عبارتند از:
1- خداوند، خیر و برکت را از عمر او برمى دارد.
2- خداوند، خیر و برکت را از روزى اش برمى دارد.
3- خداوند- عزّ و جلّ- نشانه صالحان را از چهره او محو مى فرماید.
4- در برابر اعمالى که انجام داده پاداش داده نمى شود.
5- دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.
6- هیچ بهره اى در دعاى بندگان شایسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود.
و مصائبى که هنگام مرگ به او مى رسد بدین ترتیب است:
1- با حالت خوارى و زبونى جان مى دهد.
2- گرسنه مى میرد.
3- تشنه جان مى سپارد، به گونه اى که اگر آب تمام رودخانه هاى دنیا را به او بدهند، سیراب نگشته و تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
و مصیبتهایى که در قبرش بدان گرفتار مى گردد بدین قرار مى باشد:
1- خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا او را در قبر نگران و پریشان نموده و از جایش برکند.
2- خداوند گور را بر او تنگ مى گرداند.
3- قبرش تاریک مى شود.
و مصائبى که در روز قیامت، هنگام بیرون آمدن از قبر، بدان مبتلا مى شود، عبارت است از:
1- خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا در حالى که مردم به او مى نگرند، او را به رو بر زمین بکشد.
2- سخت از او حساب مى کشند.
3- خداوند هرگز نظر رحمت به او ننموده و از بدیها پاکیزه اش نمى گرداند، و براى او عذاب دردناکى خواهد بود. (فلاح السائل و نجاح المسائل ص 22 - ادب حضور ص 62 )
امیدواریم بتوانید به بالاترین درجات معنوی نائل گردید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم نفرمائید .
--------
پی نوشت :
1- برای آشنایی با گناهان به کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب مراجعه نمائید .


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ممنون
فقط کاهل نماز چه کسی هست؟
پرسمان
سلام علیکم، الف ) بعضی از مصادیق کاهلی در نماز
مقصود از کاهلی و تنبلی در نماز، این است که انسان برای نماز ارزش و اهمیت لازم و شایسته را قائل نباشد و با وجود داشتن اختیار و قدرت برخواندن آن نسبت به این فریضه الهی سستی نماید.
کاهلی در نماز دارای مراتب و درجاتی می باشد که در آیات و روایات متعدّدی به مراتب و مصادیق سبک شمردن نماز پرداخته شده است؛ که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می نماییم:
۱ . تأخیر نماز
یکی از بارزترین و شایع ترین مصادیق کاهلی در نماز این است که انسان بدون هیچ عذری نماز خود را به تأخیر بیندازد به گونه ای که یا در آخر وقت خوانده شود و یا به طور کلّی نماز قضا گردد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ۴ و ۵ سوره ماعون که خداوند متعال فرموده است: «فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» فرموده اند: «مراد از بی اعتنایی به نماز در این آیه، تأخیر آن از اول وقت بدون عذر است»[۱].
۲ . با عجله خواندن نماز
نبی اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «أَسْرَقُ النَّاسِ فَالَّذِی یسْرِقُ مِنْ صَلَاتِهِ تُلَفُّ کمَا تُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَیضْرَبُ بِهَا وَجْهُهُ»[۲]
؛ «دزدترین مردم کسی است که به خاطر سرعت و شتابزدگی از نماز خود کم کند، نماز چنین انسانی، همچون جامه مندرسی در هم پیچیده شده، به صورت او پرتاب می گردد».
در حدیث دیگری نقل گردیده مردی در حضور امیرالمؤمنین علیه السلام نماز خود را با شتاب بجا می آورد حضرت نگاهی به او کرده و فرمود: چند وقت است این گونه نمازخوانی؟ او گفت: مدّت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مَثَل کلاغ می باشد (که به جای سجده منقار بر زمین می کوبد) اگر این گونه بمیری بر غیر ملّت و دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرده سپس فرمودند: «به درستی که دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد»[۳].
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ وَ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا یتِمُّ رُکوعَهَا وَ سُجُودَهَا»[۴]
؛ «کسی که رعایت امانت نکند ایمان ندارد، و کسی که در بند پیمان نباشد دین ندارد، و کسی که رکوع و سجده نمازش را کامل انجام ندهد (مثل این است که) نماز نخوانده است».
نبی اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی می فرماید: «مَنْ أَحْسَنَ صَلَاتَهُ حَتَّی تَرَاهَا النَّاسُ وَ أَسَاءَهَا حِینَ یخْلُو فَتِلْک اسْتِهَانَةٌ»[۵]
؛ «آن کس که در مقابل مردم با دقّت نماز بخواند و در خلوت بدون دقّت نماز گزارد به نماز بی اعتنایی کرده است».
۳ . بی توجّهی
امام باقر علیه السلام در این باره می فرماید: «علیک بالاقبال علی صلاتک فانما یحسب لک منها ما اقبلت علیه منها بقلبک و لا تعبث فیها بیدیک و لا براسک و لا بلحیتک و لا تحدث نفسک و لا تتثاءب و لا تتمطا و لا تکفر...»[۶]
؛ «بر تو باد توجّه کامل به نمازت، پس همانا، آن مقدار که در نماز حضور قلب داشته باشی، حساب می شود، در نماز با دست و سر و ریش خویش بازی مکن، و در نماز با خودت صحبت نکن و خمیازه نکش.. .».
یکی دیگر از مصادیق بی توجهی که در روایات نسبت به آن مذمّت شده این است که انسان قبل از وقت نماز، آماده نماز نباشد مثلًا وضوی خود را به تأخیر انداخته باشد[۷].
بعضی نماز را انجام می دهند اما نسبت به شرایط و واجبات آن (مثل طهارت، غصبی نبودن محل و ...) بی اعتنا هستند.
* همه این ها با تفاوت هایشان، در نفرین الهی :«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ* الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ[ماعون/۴و۵] پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل انگارى مى کنند.» شریک هستند. هر چند هر کدام به میزان سهل انگاری اش در نماز، بهره ای از این قهر و غضب خواهد داشت. ب ) عوامل کاهلی در نماز
بعضی از عوامل که به طور کلی موجب سستی و ترک نماز می‌شود، عبارتند از:
۱ـ عدم آشنایی به فلسفه و حقیقت نماز که مهم ترین عامل سستی در نماز و ارتباط با خدا است. آنچه که موجب می گردد برخی از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. یا علم و معرفت آن ها از ذهن و فکر به درون و جان نیامده است.
۲ـ تنبلی و سستی و تن پروری: عادت به سستی و از زیر بار مسئولیت‌ها در رفتن باعث می‌شود که جوان برای خواندن نماز بی اهمیت باشد.
۳ـ مسامحه و سهل انگاری و عدم مسئولیت پذیری که در بعضی از کارها دامنگیر جوانان است، در مسئله ای مانند نماز و عبادت خدا نیز وجود دارد. پدران و مادرانی که به نماز اهمیتی نمی‌دهند یا آن را با سستی و تنبلی، خارج از وقت فضیلت انجام می‌دهند، نمی‌توانند از فرزندان خود انتظار داشته باشند که برای نماز اهمیتی خاص قائل شوند.
۴ـ عدم شناخت درست از آثار سبک شمردن یا ترک نماز: اگر افراد به اهمیت نماز آگاه شوند و بدانند نماز ستون دین و بازدارنده از فحشا و منکرات است و سستی در انجام نماز چه پیامدهایی دارد، قطعاً سستی نخواهند کرد.
برای تداوم نماز عوامل متعددی وجود دارد که جهت رعایت اختصار به برخی از آن ها اشاره می‌شود:
۱ـ شناخت اهمیت نماز.
نماز از منظر اسلام اهمیت ویژه ای دارد؛ تا آن جا که از آن به عنوان ستون دین(۸) و نور چشم پیامبر(ص) یاد شده است. (۹)
از سوی دیگر ترک نماز از گناهان کبیره به حساب آمده است.(۱۰)
پیامبر فرمود: " از ما نیست کسی که نماز را خوار شمارد ".(۱۱)
نماز است سرخط آزادگی * دوای غم و درد دل مردگی(۱۲)
نماز عامل مهمی در تزکیة روح و درون انسان است و اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستی در آن به شمار می‌آید. انسان بر اساس فطرت خود،همواره به سوی چیزی که برایش اهمیت دارد، توجه و اهتمام می‌کند. اگر برای انسان، امری مهم و ضروری جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقیقت نماز و این که نماز جزء نیاز ما است، جزء زندگی حیات ما است و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلّی می‌کند، باعث می‌شود انسان با شوق بیش تری به اقامة نماز بپردازد و از سستی در نماز و یا ترک آن خودداری نماید.
کسی که نماز را سربار خود و صرفاً یک تکلیف طاقت فرسا بداند، به حقیقت آن پی نبرده و اهمتی به آن نمی‌دهد.
‌ نماز مهم‌ترین فریضه از فرایض الهی است، اقامه آن مایه سعادت و ترک آن باعث شقاوت می‌باشد امام ‌صادق(ع) فرمود: "‌محبوب‌ترین اعمال پیش خداوند عزوجل نمازاست، و آخرین وصیت پیامبران الهی نماز‌است"(۱۳) حضرت در حدیث دیگر فرمود: "‌تارک الصلاه بهره‌ای از اسلام نبرده است"(۱۴) اگر انسان به درستی فکر‌کند که خداوند چرا دستور داده که بندگانش نماز بخوانند هیچ‌گاه نماز را ترک نمی‌کند و چنانچه به هر علتی‌نمازش ترک شود، فوراً جبران نموده و قضا می‌کند.
قرآن می‌فرماید: "‌یا ایها الناس انتم الفقراء الی ا‌لله و ا‌لله هو الغنی‌الحمید؛ ‌ای مردم شما همگی نیازمند خدایید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش‌است"(۱۵) وقتی خدای متعال از عبادت ما سودی نمی‌برد و از طرفی نماز و سایر عبادت‌ها را واجب نموده است‌،معلوم می‌شود این دستورات برای خوش بختی و سعادت خود ما است.
هنگامی که از عمق جان درک کردیم که‌ نماز در تأمین خوش بختی و سعادت ما نقش اساسی و تعیین کننده دارد ،با عشق و علاقه نماز می‌خوانیم چرا که ‌نماز محور قبولی سایر اعمال است و در قیامت اولین سوال از نماز می‌باشد. امام باقر(ع) فرمود: "‌اولین محاسبه بنده در مورد نماز انجام می‌گیرد، اگر نماز مورد قبول واقع‌شد، بقیه اعمال هم مقبول می‌افتد"(۱۶).
نماز از واجباتی است که خداوند در هیچ حالتی حتی در هنگام بیماری،‌راضی به ترک آن نیست. تارک نماز بیش ترین ظلم را نسبت به خود روا می­دارد و خود را از شفاعت پیامبر(ص)‌محروم می‌کند. حضرت فرمود: "‌هر که نماز را عمداً ترک کند، از پناه خدا و پناه پیغمبرش بیزاری جسته‌است"(۱۷). پس انسانی که معتقد به خدا و قیامت است و می‌داند هر چه از خوب و بد انجام بدهد، نتیجه‌اش به‌خودش باز می‌گردد ،عاشقانه به سوی نماز می‌شتابد و آن را در اول وقت می‌خواند.
نبی گرامی اسلام(ص) ‌فرمود:"‌فضیلت اول وقت نماز بر آخر وقت مانند فضیلت آخرت بر دنیا است"(۱۸).
۲ـ شناخت پیامدهای ترک نماز.
یکی از عوامل و راهکار مهم دوباره نماز خواندن شناخت پیامدهای منفی ترک نماز است. در قرآن بر ترک نماز وعدة عذاب داده شده است: " بهشتیان از دوزخیان می‌پرسند: چه چیز شما را به دوزخ کشانید، جهنمیان در پاسخ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم ". (۱۹)
رسول خدا (ص) می‌فرماید: "کسی که نماز خود را سبک گیرد و در به جا آوردنش سستی نماید، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می‌کند؛ شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قیامت و هنگامی که از قبر بیرون می‌آید.
اما شش بلای دنیوی:
۱ـ خداوند برکت را از عمرش کم می‌کند.
۲ـ برکت را از روزیش بر می‌دارد.
۳ـ از صورتش نشانة نیکوکاران را بر می‌دارد.
۴ـ هر کار خیری کند، پذیرفته نمی‌شود و برای آن اجری ندارد.
۵ـ دعایش مستجاب نمی‌شود.
۶ـ از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد".(۲۰)
۳ـ رفع موانع.
ترک نماز مبتنی بر عواملی است که باید از آن ها پرهیز شود. انسان بالفطره گرایش به عبارت دارد. معصیت، دنیاگرایی، ندادن زکات، تکبر، حرام خوردن، آشامیدن شراب، حسد و ... از عوامل و موانع تأثیر گذار ترک نماز به حساب آمده است.
۴ـ شناخت آثار نماز.
یکی از راه های تداوم نماز، شناخت آثار معنوی، سیاسی و اجتماعی نماز است. اگر انسان با فلسفه و علل تشریع نماز اشنایی داشته باشد، نماز را ترک نمی‌کند.
۵ـ توبه.
بی تردی ترک نماز گناهی است که نیاز به گناه زدایی دارد. یکی از عوامل مهم تأثیرگذار گناه زدایی، توبه است. توبه که نوعی بازگشت و دگرگونی است، سبب می‌شود که قلب انسان صفا گرفته و بار دیگر معنویت در آن تجلی نموده و از گناه جلوگیری شود. امام علی(ع) فرمود: " جز این نیست که پشیمانی بر گناه سبب ترک آن می‌شود".(۲۱)
کسی روز محشر نگردد خجل که شب ها به درگه بَرَد سوز دل
اگر هوشمندی، ز داور بخواه شب توبه تقصیر روز گناه
اگر بنده ای، دست حاجت برار وگر شرمسار، آب حسرت ببار
نیامد بدین در کسی عذر خواه که سیل ندامت نشستن گناه(۲۲)
۶ـ استعانت از خداوند:
انجام عبادت، به ویژه نماز خواندن توفیق عبادت را می‌طلبد. عبادت و ارتباط با خدا بر قرار نمودن می‌طلبد که از خدا خواسته شود توفیق عبادت دهد. شاید بر همین اساس معصومان (ع) و بزرگان دین از خدا می‌خواستند که به آنان توفیق عبادت دهد. در دعای حضرت مهدی (عج) آمده است : "اللّهم ارزقنا توفیق الطاعه ..."(۲۳) که یکی از مصادیق بارز طاعت، عبادت است.
از دیگر موجبات سستی در نماز و عدم اهتمام به آن، عادت به عبادت است ; به این معنا که انسان، اصل نماز وافعال و اذکار آن را از روی عادت به جا آورد، به طوری که به حقیقت و روح نماز توجه نداشته باشد. عمل بر اثرعادت، عبادت را از حالت آگاهانه خارج می‌نماید و تبدیل به یک عمل غیر آگاهانه می‌کند، به طوری که روح اعمال فراموش شده و تنها ظاهر اعمال هدف قرار می‌گیرد.
مذموم بودن عادت به این معنا نیست که استمرار، مداومت و کثرت اعمال اشتباه است، بلکه ملاک ارزش، مقدار توجه و آگاهی در عمل است . مردان الهی در عین کثرت عبادت و دعا، به مقدار توجه و آگاهی خود در اعمال می‌افزایند و از عبادت لذت بیش تری می‌برند.
پی‌نوشت‌ها:
۱ . وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۱۲۴ ..
۲ . ابن فهد حلى، عدة الداعى و نجاح الساعى، قم، دارالکتاب اسلامى، ۱۴۰۷ ق، اوّل، ص ۴۱ ..
۳ . بحارالأنوار، ج ۸۱، ص ۲۵۳ ..
۴. همان، ج ۶۹، ص ۱۹۸ ..
۵ . مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۶ ..
۶ . بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۰۱ ..
۷ . همان، ج ۲، ص ۱۵۴ ..
۸. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ح ۶۳۹.
۹. مکارم الاخلاق، ج ۲، ص ۴۶۱.
۱۰. عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۸۳.
۱۱. فروع کافی، ج ۳، ص۲۶۹.
۱۲. نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص ۷۷ - ۷۸.
۱۳. محمد محمدی‌ری‌شهری، میزان الحکمهْْ، ماده صلاهْْ، شماره ۱۰۵۳۴.
۱۴. بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۲.
۱۵. فاطر (۳۵) آیه ۱۵.
۱۶. میزان الحکمهْْ ماده صلاهْْ، شماره ۱۰۵۷۰.
۱۷. صادق احسانبخش، آثار الصادقین، ج ۱، ص ۱۳۳، حدیث ۱۵۷۹۶ - ح ۲.
۱۸. همان، ص ۱۱۰، حدیث ۱۵۷۰۸، ح ۲.
۱۹. مدثر (۷۴) آیات ۴۰ ـ ۴۱.
۲۰. گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۸۷ ـ ۱۸۸.
۲۱. وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۴۹.
۲۲. عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج ۲، ص ۴۰۸.
۲۳. مفاتیح الجنان، دعای حضرت مهدی (عج) .
میهمان
خیلی عالی بود من لذت بردم متشکرم
میهمان
سپاس از شما برای راهنمای من نماز نمی خواندم تصمیم گرفتم برگردم سمت خدا قبلا که نماز هام رو سر وقت می خواندم زندگی خوبی داشتم همه کار هام واسه رضای خدا بود آرامش داشتم بانظم بودم درسام روخوب می خواندم حالم همیشه خوب بود تا حد امکان از گناه دوری میکردم ولی الان... امیدوارم به همون خدای که هممون بهش اعتقاد داریم کمکم کنه

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.