سفر امام رضا(ع) به ایران ۱۳۹۰/۰۶/۰۷ - ۸۲۶۶ بازدید

چرا امام رضا علیه السلام به ایران آمدند؟

دلیل اصلی مهاجرت امام رضا علیه السلام از مدینه به ایران این بود که مامون خلیفه ظالم عباسی، امام را مجبور کرد تا به مرو(خراسان امروزی) که مرکز حکومت آن زمان عباسیان بود مهاجرت کند.توضیح مطلب:حضرت امام رضا علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال 183 هجری در 35 سالگی، عهده دار مقام امامت شد.
با شهادت امام موسی کاظم(ع)، سیاست ضد علوی عباسیان با شکست مواجه شد. مردم بیش از پیش به اهل بیت عصمت(ع) گرایش پیدا کردند و این گرایش حتی در میان خانواده خلفا و درباریان نیز رسوخ کرد. چنانکه گویند: زبیده، همسر رشید و نوه منصور و بزرگترین زن عباسی، شیعه شد .
امام رضا(ع) با استفاده از فرصت بدست آمده، آشکارا اظهار امامت کرده; در حالی که می دانیم امام صادق(ع)، پنج نفر را وصی خود خواند تا وصی برگزیده از گزند دشمنان در امان ماند. 
عباسیان طی 15 سال آغازین امامت امام رضا(ع) یا در هراس از علویان به سر می بردند و یا به منازعات داخلی بین دو برادر، امین و مامون، مشغول بودند. تا اینکه مامون به قدرت رسید.
ولایتعهدی امام رضا(ع) 
تزلزل شخصیت مامون و قیامها و حکومتهای مستقلی که در اندک مدتی جان گرفته بود، او را بر آن داشت تا به همان سیاست پیشین عباسیان، که با شعارهایی به نفع علویان حکومت عباسی را از آن خود ساختند، تمسک جوید و رژیم عباسی را با تدبیری زیرکانه از سقوط حتمی نجات بخشد. 
بیشتر حکومتهای به استقلال رسیده و عموم قیام کنندگان و رهبران آنها از خاندان پیامبر بودند. مامون، که پس از شهادت امام کاظم(ع) از امامت علی بن موسی الرضا(ع) آگاهی داشت،با ترفندی وی را ولیعهد خود ساخت تا آتش انقلابها و شورشهای شیعی را فرو نشاند. 
احمد شبلی می گوید: ... چه بسا انگیزه بیعت گرفتن مامون برای ولایتعهدی امام رضا(ع) آن بود که می خواست به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد; زیرا آنان به اولاد علی(ع) تمایل بیشتری داشتند. 
علامه جعفر مرتضی حسینی می گوید: 
در ارزیابی شورشهای ضد عباسی به این نکته پی می بریم که از سوی علویان خطری جدی آنان را تهدید می کرد; زیرا این شورشها در مناطق بسیار حساسی برمی خاست و رهبریشان نیز در دست افرادی بود که از استدلال قوی و شایستگی غیر قابل انکاری برخوردار بودند و بدان لحاظ هرگز با عباسیان قابل مقایسه نبودند. 
در این میان، مامون بیش از هر کس دیگری می دانست که اگر امام رضا(ع) بخواهد از آن فرصت استفاده کند و به تحکیم موقعیت و نفوذ خویش بر ضد حکومت جاری بپردازد، چه فاجعه ای در انتظارش است. 
با توجه به موقعیت پیش آمده، مامون باید دست به کاری می زد تا از ورطه هلاکت رهایی یابد. فرو نشاندن شورشهای علویان، مشروعیت بخشیدن به حکومت عباسی، از میان بردن محبوبیت علویان، جلب اعتماد و مهر اعراب، خشنود ساختن عباسیان، مستمر ساختن تایید ایرانیان، تقویت حسن اطمینان مردم به خلیفه ای که برادر خود را کشته است و از میان بردن خطر قیام رضوی بخشی از حقایقی بود که مامون را در اندیشه نیرنگ فرو برد. او چنان اندیشید که برای خلافت امام رضا(ع) از مردم بیعت بگیرد، تا امام را خلیفه مسلمانان و امیر بنی هاشم، اعم از عباسیان و طالبیان، قرار دهد. حضرت امام رضا(ع) با پیشنهاد مامون مخالفت کرد. اصرار مامون و خودداری امام دو ماه به طول انجامید. سرانجام خلیفه به حضرت رضا(ع) چنین پیام داد: 
«... تو همیشه به گونه ناخوشایندی با من برخورد می کنی، در حالی که تو را از سطوت خود ایمنی بخشیدم. به خدا سوگند، اگر ولیعهدی را پذیرفتی که هیچ، و گر نه مجبورت خواهم کرد که آن را بپذیری، اگر باز همچنان امتناع بورزی، گردنت را خواهم زد». 
ناگفته پیداست که پیشنهاد خلافت هرگز جدی نبود، چگونه ممکن بود مامون، که برای به دست آوردن خلافت برادرش را از میان برد و عباسیان را از خود رنجاند، آن را به امام(ع) واگذار کند؟ 
این برنامه، مقدمه مساله ولایتعهدی امام رضا(ع) و هجرت آن حضرت به ایران بود; مساله ای که حضرت(ع) دلایل پذیرش آن را چنین بیان کرده است: 
1. روزی «ابن عرفه » از امام پرسید: به چه انگیزه ای وارد ماجرای ولعیهدی شدی؟ امام جواب داد: به همان انگیزه ای که جدم علی(ع) را به ورود در شورا وادار کرد. 
2. امام در پاسخ ریان، یکی از یارانش، فرمود: ... خدا می داند چقدر از این کار بدم می آمد. ولی چون مرا مجبور کردند که میان کشته شدن یا ولایتعهدی یکی را برگزینم ... در واقع این ضرورت بود که مرا به پذیرفتن آن کشانید و من تحت فشار بودم. 
در این روایت امام پذیرش ولایتعهدی را به پذیرش خزانه داری از سوی حضرت یوسف مانند می کند. 
هجرت امام رضا(ع) به ایران 
صدوق از محول سجستانی نقل می کند: زمانی که پیکی برای بردن امام رضا(ع) به خراسان وارد مدینه شد، من آنجا بودم. امام برای خداحافظی از رسول خدا(ص) به حرم آمد. او را دیدم که چندین بار از حرم بیرون آمده، دوباره به سوی آرامگاه رسول خدا(ص) بازگشت و با صدای بلند گریست. من به امام نزدیک شده، سلام کردم و علت این امر را جویا شدم. امام در جواب فرمود: «من از جوار جدم بیرون می روم و در غربت از دنیا خواهم رفت...» 
حسن بن علی وشاء نقل می کند که، امام به من فرمود: 
وقتی خواستند مرا از مدینه بیرون ببرند، اعضای خانواده ام را جمع کردم و دستور دادم برایم چنان گریه کنند که صدایشان را بشنوم. سپس میان آنها دوازده هزار دینار تقسیم کردم و گفتم: من دیگر به سوی شما باز نخواهم گشت. 
بدین ترتیب امام رضا علیه السلام به تهدید و اجبار راهی ایران شد و در این دیار به وسیله مامون به شهادت رسید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
لطفا بگید امام رضا(ع) چند سال در خراسان زندگی کرد؟ ممنون میشم
پرسمان
سلام علیکم، هرچند در منابع نقل قول‌های مختلفی بیان شده اما یکی از معروفترین این قول‌ها این است که امام رضا(ع) در سال ۲۰۰ هجری به اصرار و تهدید مامون عباسی تنها و بدون خانواده از مدینه به سمت مرو حرکت کردند( ماه ورود حضرت به مرو دقیق معلوم نیست) و در سال ۲۰۳ در اواخر صفر با دسیسه مامون توسط خوراندن زهر به شهادت رسیدند. لذا امام رضا(ع) حدود دوسال در ایران بوده اند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.