سلوک نظری و کسب حکمت الهی ۱۳۹۹/۰۳/۰۶ - ۳۹۹ بازدید

سلام.بقیه و کامل شده این موضوع رو که بشه عملی و منظم انجامش داد چیه؟ممنونم

دوست گرامی. هدف دین و سلوک دینی تربیت انسان های با کمال و خوب است. انسان کامل هم یعنی کسی که در خوبی ها کامل شده است. تقویت حکمت بدون سلوک و خودسازی امکان پذیر نیست و خودسازی بعد از بیداری از خواب غفلت شروع می شود. یعنی انسان نسبت به روح و قلب خود حساس شود و بداند که در دنیا مسئولیتی جز سلامت و تعالی دادن به قلب خود ندارد و در آخرت از سلامت قلب سوال می شود. بنابراین اگر واقعا بیدار شده و می خواهید خودسازی کنید سعی کنید هر چی خوبی هست به خود جلب نمایید و از بدی ها تخلیه شوید.
هدف انسان در سفر زندگی قرب به خدا و کسب رضایت و محبوبیت الهی است. برای رسیدن به این هدف، یک راهبرد کلی وجود دارد و دو راهبرد جزئی تر که در دل آن نهفته است. راهبرد کلی اسلام برای تربیت انسان، توحید و عبودیت خدا است. علم توحیدی و عمل توحیدی، همان سلوک نظری و عملی یا خداپرستی علمی و عملی است که علمای قدیم، آنرا تحت عنوان حکمت نظری و حکمت عملی یا فکر و ذکر مطرح می کردند، این راهبرد قادر است انسان سالک را به معرفت و تعالی قلب برساند.
این راهبرد کلی، مانند یک اتوبان دو بانده، در دل خود، از دو راهبرد جزئی تر بهره می برد که عبارتند از: راهبرد علم و عمل. کسب علم و شناخت حقیقت و همچنین کسب تجربه عملی، بهترین راه رسیدن به رشد عقلانی و عرفانی است. بفرموده ی امیرمومنان: العقل غریزة تزید بالعلم و التجارب؛ عقل یک نیروی غریزی نهاده شده در درون آدمی است که با علم و تجربه رشد می کند.
روی این حساب، سلوک قرآنی ، دو گام نظری و عملی دارد و از راهبرد علم و عمل پیروی می کند. گام نظری آن که از طریق علم آموزی و عالم شدن پی گیری می شود، پاسخ به سوالات اساسی زندگی و آشنایی با اندیشه توحیدی اسلام و دیدگاه قرآن کریم و ائمه اطهار نسبت به حقایق بنیادین زندگی است که با هدف پرورش اندیشه دینی سالک انجام می شود. گام عملی آن نیز حرکت در جهت تحقق اهداف بنیادین زندگی و دمیدن روح توحید و بندگی خدای متعال به حیات انسان است.
در این راستا برخی علوم مانند فقه، حقوق و اخلاق، علوم عملی هستند، هدف اینگونه علوم، سامان بخشی به رفتار فردی و روابط اجتماعی انسان است، اما هدف و کارکرد علوم نظری و اندیشه های بنیادین، ساخت ذهن و اندیشه و باورهای سالک است.
البته سلوک نظری بر سلوک عملی تقدم رتبی دارد، مهمترین دلیل این تقدم وابسته بودن اخلاق و عمل و سبک زندگی انسان، به نوع تفکر و اندیشه ای است که قبلا محقق شده است، در واقع هر کس آنچنان زندگی می کند که می اندیشد.
رشد انسان از سلوک نظری شروع می شود و عمل و عبادت هر فرد، مبتنی بر اندیشه های نظری او شکل می گیرد و تا انسان اندیشه خود را شکوفا نکند، قادر نیست نفسانیت، عملکرد و اخلاق خود را مدیریت و اصلاح نماید.
همچنین، علاوه بر رابطه ای که میان اندیشه و عمل انسان هست، قسمت بزرگی از هویت انسانی، تحت تاثیر اندیشه و افکار شکل می گیرد. چنانچه مولوی گفته:
ای برادر تو همه اندیشه ای - ما بقی تو استخوان و ریشه ای.
اگر نگوییم همه وجود انسان اندیشه است، که نیست، لا اقل نیمی از وجود او را اندیشه تشکیل می دهد و نیم دیگر که اخلاق و عمل و جهاد با نفس و اطاعت و عبادت و سبک زندگی و جهاد با دشمن است، نیز تحت تاثیر اندیشه راهبری می شود.
ناگفته نماند که محور اصلی خودسازی و سلوک دینی، پرورش قلب و تامین سلامت و تعالی آن است، ولی این کار، بدون داشتن اندیشه دینی و عبودیت الهی و تامین نیازهای علمی و عملی آن، امکان پذیر نیست.
همانگونه که اشاره شد سلوک نظری با تحقیق و پژوهش در مسایل نظری، بنیادین و فکری شروع می شود، کسی که در مسیر اندیشه ورزی و کشف حقیقت قرار ندارد، سالک نیست و نمی تواند در مرحله عملی نفس زیاده خواه خود را مهار و سلامت قلب را تامین نماید.
نتیجه سلوک نظری و مطالعه و تحقیق در موضوعات دینی وصول به یقین عملی است و یقین علمی زمینه ساز ایمان قلبی می شود و ایمان قلبی هرگز مورد هجوم شک قرار نمی گیرد.
این مسیر که عرض شد مرحله اول خودسازی و سیر و سلوک است. این مرحله از خودسازی را سلوک نظری می گویند. نمونه ای از موضوعات راهبردی سلوک نظری که باید مورد مطالعه و تحقیق قرار بگیرند، عبارتند از:
۱- جهان شناسی: جهان بینی- اندیشه مادی- اندیشه الهی.
۲- خداشناسی: وجود، توحید، ذات، اسماء و صفات.
۳- دین شناسی: دین، نبوت، ولایت، امامت، وحی، عصمت، قرآن، توحید، شرک، ایمان، کفر، حق و باطل.
۴- معاد شناسی: آخرت، مرگ، معاد، قیامت، برزخ، بهشت، جهنم، حساب، حشر.
۵ - انسان شناسی: خودشناسی، روح، تجرد، عقل، قلب، نفس، کمال، خلافت، ولایت، کرامت، انسانیت.
۶- اخلاق و خودسازی: اخلاق، خودسازی، علم، حقیقت، تحقیق، پژوهش، مطالعه، آگاهی، غفلت، بیداری، بصیرت، اراده، عزم، انگیزه، نیت، قصد، همت، توکل، رضا، تسلیم، تفویض، صبر، شکر، توبه، آزادی، تقوا، بندگی،عبودیت، نفس اماره، اطاعت، پرستش، جهاد اکبر، سیروسلوک، عشق، عرفان، جذبه، محبت، معرفت، یقین.
۷- شناخت زندگی: حقیقت زندگی، هدف زندگی، سبک زندگی، دنیا، سعادت، خوشبختی، موفقیت، جمال و زیبایی، شادی، لذت، تفریح، ورزش، مسافرت، تغذیه، خواب، شغل، معیشت، سلامتی، ازدواج، خانواده، فرزند، تربیت، دوستی، معاشرت.
۸- آگاهی های سیاسی، اجتماعی: حزب، چپ و راست، انتخابات، قانون، اصول گرا، اصلاح طلب، استقلال، آزادی، روشنفکر، جمهوریت، عدالت، ولایت، حقوق.
۹- ایدئولوژی: جامعه، تاریخ، فرهنگ، تمدن، هنر، اقتصاد، مدیریت،حکومت، سیاست، ولایت فقیه.
برای شناختن و رسیدن به بلوغ علمی، لازم است مدت زمان کافی به هر یک از این کلمه ها برای مطالعه و تحقیق اختصاص دهید و هنگامی که احساس کردید آن کلمه را به خوبی درک کرده اید واژه دیگری را در دستور کار تحقیق قرار دهید. هفت گام سلوک قرآنی:
سلوک قرآنی هفت گام اساسی دارد که سالک با طی کردن موفق آن به نهایت کمال و قرب الهی خواهد رسید. ۱- سلوک فکری:
مراحل سلوک قرآنی با سلوک نظری آغاز می شود. در این مرحله سالک سعی می کند افکار و عقاید خود را بر اساس حقیقت بنا کند و با شناخت حق و باطل در حوزه های مختلف علوم عقلی و دینی و اخلاقی به حکمت برسد و عقلانیت خود را با اندیشه و حکمت دینی محکم بنا نماید و افکار باطل را از ذهن خویش تخلیه کند. این کار همان جستجوی حقیقت است که با علم آموزی و مطالعه و تحقیق و تفکر و پژوهش و پاسخ یابی سوالات اساسی زندگی انجام می شود.
۲- سلوک ایمانی:
در این مرحله سالک بعد از سلوک نظری و رسیدن به آگاهی و بصیرت دینی، قلب خود را باید برای سلوک عملی آماده سازد و این آمادگی با سلوک ایمانی بدست می آید. یعنی باید به این باور برسد که راه حق و صراط مستقیم الهی که همان راه توحید و بندگی خدا است، از حقانیت یقینی برخوردار است و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت او است و راه های باطل و شرک آلود، چیزی جز گمراهی و سوء عاقبت برای انسان به ارمغان نمی آورد.
۳- سلوک فردی:
یکی از مراحل سلوک قرآنی، سلوک فردی است که به رذایل و فضایل اخلاق فردی و جنبه های ظاهری زندگی انسان در این دنیا می پردازد و عمده ترین هدف آن تامین سلامت و نشاط روحی و بدنی انسان است. در این مرحله موانعی وجود دارد که باید مرتفع شود و نیازهایی که تامین گردد تا سالک در مراحل دیگر سلوک به موفقیت برسد.
۴- سلوک عبادی واجب:
سلوک عبادی خودش دو مرحله دارد:
اول. آزادی: در مرحله اول آن سالک باید خود را از بند بندگی هر چه غیر خدا است آزاد سازد و به صفت حریت و آزادگی برسد. در این مقام سعی می کند با تزکیه نفس و مراقبه خود را از قید و بندهای مادی و دنیوی و عادت های نفسانی را برهاند و تمام خدایان دروغین و باطل بیرونی و درونی خود را بشکند و خانه دل را برای بندگی خالصانه خداوند پاک و آماده سازد.
دوم. بندگی: که با هدف کسب رضایت و قرب الهی انجام می شود. در این مرحله سالک می کوشد تا با انجام وظایف عبادی و واجبات دینی و ترک محرمات و گناهان، خدای متعال را از خوش راضی سازد و به قرب فرایض برسد.
۵- سلوک اخلاقی: مرحله بعد سلوک اخلاقی است. در این مرحله سالک اخلاق اجتماعی و حسن معاشرت و دوستی با بندگان خدا و اخوت دینی را تمرین می کند و خود را به صفات و ملکات اخلاقی نیک می آراید و از صفات و ملکات بد تخلیه می کند.
۶- سلوک اجتماعی:
مرحله بعدی سلوک اجتماعی است. در این مرحله سالک سعی دارد تا در جامعه حضور فعال داشته باشد، عدالت طلبی را در دستور کار خود قرار دهد و با ظلم و ستم بی امان بستیزد و در این مبارزه و مجاهده کاملا پیرو رهبری و امام به حق جامعه باشد و او را یاری نماید تا در سلوک اجتماعی خود نیز به نهایت رشد برسد.
۷- سلوک عبادی مستحب:
در این مرحله بر سالک است که بعد از تکمیل مراحل سلوک عقلانی واجب و کسب رضایت الهی و طی کردن سلوک عبادی واجب، همت خود را بالاتر ببرد و وارد سلوک عرفانی گردد و حتی از اعمال مکروهی که خدا دوست ندارد نیز، اجتناب نماید و با کارهای مستحب و نیک در جلب محبت خداوند بکوشد تا محبوب الهی شود و به قرب نوافل که نهایت کمال انسان است نایل گردد.
تقویت شناخت و سلوک نظری
راه خلاصی از جهل و نادانی، کسب علم و حقیقت و حکمت است. در معنای علم گفته اند که علم انکشاف واقع در ذهن انسان است یعنی همان رسیدن به حقیقت. شناخت حقایق بنیادین هستی به خصوص حقایق ماورای طبیعی مانند خدا و دین و معاد و روح، انسان را به دانش می رساند و از جهل و بی خبری نجات می دهد. تقویت اراده و ایمان منوط به شناخت حقیقت است. شما باید با مطالعه و تحقیق کارتان را شروع کنید و مدتی از عمر خودر ا در زمینه شناختن حقیقت سپری نمایید تا با ایمان و اراده قوی وارد علم شوید و دچار این مشکلات نشوید. سیر و سلوک نظری همان جستجوی حقیقت است. در جستجوی حقیقت!
همه می‌دانیم که در نهان وجودمان، کشش مرموزی وجود دارد که ما را به کشف حقیقت،‌ فرامی‌خواند. خدای متعال است که این کشش را در فطرت بشر قرار داده است.
اگر رنج تحصیل علم را به جان می‌خریم بدین جهت است که علم را ابزاری برای نیل به حقیقت می دانیم! اگر پی دلیل و مدرک می‌رویم و سخن بی دلیل را نمی پذیریم، از این رو است که طالب درک حقیقت ایم.
برای هر کاری که می خواهید انجام دهید نیاز به اطلاعات دارید. هر قدر این اطلاعات حقیقی تر باشد ضریب موفقیت شما در آن کار بالاتر می رود.
انسانیت و کمال انسان از درک حقیقت شروع می شود. افراد بی سواد و ناآگاه با کمال انسانی فاصله زیادی دارند. خودسازی با تحقیق و پژوهش شروع می شود، کسی که در مسیر علم آموزی و کشف حقیقت نیست، در راه خودسازی قرار ندارد.
بنابراین اولین گامی که خودسازی توحیدی باید برداری، جستجوی حقیقت است. تمام کسانی که به کمال انسانی رسیده اند از جستجوی حقیقت آغاز کرده اند. امکان ندارد کسی که با حقیقت رابطه ندارد، به کمال انسانیت برسد.
اگر زندگینامه عارفان و عالمان واصل را مطالعه کنید، متوجه می شوید که تمامی آنها حرکت سلوکی خود را با جستجوی حقیقت آغاز کرده اند.
بنابراین قبل از اینکه وارد گام های عملی خودسازی توحیدی شوید، باید در حقایق هستی و زندگی و دین، تحقیق کنید، ایمان و عمل صالح رابطه ای است که ما با حقیقت بر قرار می کنیم.
این گام همان سلوک نظری و حرکت فکری است که انسان به سوی حقیقت برمی دارد.
هرانسانی درفطرت خود حق‌طلب است و گرایش به حقیقت دارد، زیرا کمال‌گرایی و نقص‌گریزی در انسان، فطری و طبیعی است و از آنجایی که کمال تنها در حق یافت می‌شود و باطل چیزی جز نقص نیست، همه مردم به حق گرایش دارند و از باطل گریزان اند.
می توان گفت: تمام افراد بشر خواسته یا ناخواسته، در جستجوی حقیقت اند و این چیزی نیست که کسی آنرا به ما آموزش داده باشد، خداوند فطرت حقیقت جویی را از همان ابتدای خلقت در نهاد بشر قرار داده و او را از درون به جستجوی حقیقت فراخوانده است.
حقیقت مایه حیات فکری انسان است. جستجوی حقیقت دقیقا مانند جستجوی چشمه آب حیات می ماند. آدمی با حقیقت زنده و بیدار می شود، انسان با حقیقت به جاودانگی می رسد. العلماء باقون ما بقی الدهر.
بنابراین انسان، با توجه به ساختار فطری‌اش باید جویای حق و پیرو حقیقت باشد و به خاطر مسئولیت و هدفی که از خلقت، برایش تعریف شده، همواره راه درست را برگزیده و با حقیقت همراه و همدم گردد و همچنین با تمسک به حق و مصادیق تعریف شده آن، با باطل پیکار کند.
حدود پنجاه درصد خودسازی و سیر و سلوک انسان در مسیر تکامل، فکری و نظری است.
علم و تفکر و کشف حقیقت است که انسان را می سازد. به قول مولوی، ای برادر تو همه اندیشه ای - ما بقی تو استخوان و ریشه ای.
صفت علم نقش اساسی در ساخت انسان و جامعه و مدیریت زندگی دارد. حتی خدای متعال هم با صفت علم خدایی می کند.
در ترتیب امهات اسماء الهی (حیات، علم، قدرت، سمع و بصر)بعد از صفت حیات که بزرگترین صفت خداوند است، صفت علم قرار دارد.
بقیه صفات کمالی خداوند تحت تاثیر صفت علم هستند. این به این معنا است که خدای متعال هم از طریق علم جهان را آفریده و اداره می کند.
ریشه عصمت انبیای الهی و پیامبر اسلام (ص) و جانشینان بعد از ایشان (ع) هم در علم است، علم باعث می شود که آنها از هر خطا و اشتباه و گناهی مصون باشند. ریشه نبوت و رسالت و ولایت همه در علم به حقیقت نهفته است.
طلبه ها بیشترین کاری که انجام می دهند، علم آموزی و تفکر در حقایق تکوینی و تشریعی است و بیشتر از طریق صفت علم به خدا نزدیک می شوند.
ایمان، اخلاص، عمل صالح و عبادت در جای خود ضرورت دارد، ولی همه این امور وقتی ارزش پیدا می کند و تاثیر گذار می شود که مبتنی بر علم و سلوک نظری باشد.
کمیت، معیار ارزش عمل و عبادت انسان نیست، عمل کم از عالم پذیرفته می شود و در انسانیت و کمال و قرب او به خداوند تاثیر می گذارد، در حالی که عمل و عبادت زیاد، اما بدون آگاهی از فرد عامی، چندان ارزشی ندارد و تاثیر گذار نیست.
رسول گرامی فرمودند: من عمل علی غیر علم کان ما یفسده اکثر مما یصلح، کسی که عمل کند، ولی بدون علم و آگاهی، فساد اش بیشتر از صلاح اش است .
امام صادق (ع) نیز فرمودند: العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق و لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا - عمل کننده غیر بصیر و نا آگاه، مثل سیر کننده در بیراهه است که هر قدر سریعتر حرکت کند، از مقصد دورتر می شود.
جاهل وقتی زیاد عبادت می کند، دچار انواع مشکلات، همچون عجب، تکبر، بداخلاقی و ریا و مانند آن می شود، اما عالم با عبادت و بندگی، خشوع اش بیشتر می شود. انما یخشی الله من عباده العلماء.
پیامبر خدا (ص) فرمود: اطلبوا العلم من المهد الی الهد. زگهواره تا گور دانش بجوی. یعنی یکی از وظایف مهم انسان در تمام زندگی کشف حقیقت و آگاهی، در تمام زندگی است.
شناخت خویش (معرفت نفس ) ، سودمندترین معرفت هاست . از رسول خدا ( ص ) پرسیدند که : « چه راهى براى شناخت پروردگار وجود دارد ؟ فرمود : معرفت نفس . »
« اگر کسى به مقام معرفت نفس که مفتاح معرفت رب است ، نائل آید ، حجاب هاى ظلمانى را در نور دیده و به عوالمى سرشار از لذت هاى معنوى و بهجت و انبساط وارد مى شود و حقایقى را مى بیند که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به خاطر احدى خطور نکرده است » .
لزوم سیر مطالعاتی:
لازم است انسان با ایمان در حد توان خود به مطالعه و تحقیق بپردازد و با رجوع به کتاب هایى که در این زمینه نوشته شده، پاسخ سؤالات خود را دریابد و یا با سؤال کردن از عالمان دینى، ابهامات و شبهاتى که در ذهنش مطرح مى شود بازگو کند تا با روشن شدن ابهامات، اعتقادات خود را راسخ کند.علم و ایمان رابطه ى طرفینى ندارند و این طور نیست که پس از کسب علم ایمان نیز حاصل بشود، چون متعلّق علم و ایمان جداى از هم است، علم به مغز و ایمان به دل تعلّق دارد (چه بسا انسان علمى را کسب کند، ولى بر آن ملتزم نشود) علّت این امر نیز آن است علم دین اگر براى کسى حاصل شد، حال نوبت دل مى رسد که با اختیار و قدرت تصمیم گیرى آن را به صورت ایمان در خود بپذیرد.تا زمانى که تمایلات حیوانى بر قلب ما تسلط دارد، جایى براى انگیزه هاى متعالى باقى نمى ماند.
برای تقویت این بخش لازم است سیر مطالعاتی داشته باشید، زیرا در این راستا به آگاهی های فراوانی نیاز دارید. ابتدا توصیه می کنیم کتاب انسان و ایمان شهید مطهری را مطالعه کنید و سیری در کتاب های آن شهید بزرگوار داشته باشید و از این طریق اطلاعات دینی خود را توسعه دهید، سپس سعی کنید با خودسازی و عمل به آموزه های دینی صفت ایمان را در خویش تقویت نمایید.
سیر مطالعاتی:
یکى از بهترین شیوه هاى این برنامه که امروزه مورد توجّه قرار گرفته، سیر مطالعاتى «آسان به مشکل» است. ما سعى نموده ایم ضمن دسته بندى آثار شهید مطهرى قدس سره به چند بخش، شیوه فوق را نیز رعایت نموده باشیم:
الف) بخش سیره معصومین و بزرگان ( شامل کتابهاى: ۱- داستان راستان، ۲- سیرى در سیره نبوى(ص)، ۳- سیرى در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام، ۴- جاذبه و دافعه على علیه السلام، ۵- حماسه حسینى، ۶- سیرى در نهج البلاغه،۷- پیامبر امّى)ب) بخش گفتارها ( شامل کتابهاى ۸- ده گفتار، ۹- پانزده گفتار، ۱۰- بیست گفتار، ۱۱- حکمت ها و اندرزها)پ) بخش انسان شناسى ( شامل کتابهاى ۱۲- ولاءها و ولایت ها، ۱۳- امدادهاى غیبى در زندگى بشر، ۱۴- تکامل اجتماعى انسان، ۱۵- نبرد حقّ و باطل، ۱۶- فطرت) بخش اخلاقى تربیتى ( شامل کتابهاى ۱۷- آزادى معنوى، ۱۸- تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۹- انسان کامل، ۲۰- عرفان حافظ، ۲۱- فلسفه اخلاق)ث) بخش زنان (شامل کتابهاى ۲۲- نظام حقوق زن در اسلام، ۲۳- مسأله حجاب، ۲۴- پاسخهاى استاد، ۲۵- اخلاق جنسی)ج) بخش سیاسى اجتماعى (شامل کتابهاى ۲۶- اسلام و نیازهاى زمان، ۲۷- احیاى تفکر اسلامى، ۲۸- جهاد، ۲۹- قیام و انقلاب مهدى علیه السلام، ۳۰- پیرامون جمهورى اسلامى، ۳۱- پیرامون انقلاب اسلامی)چ) بخش تاریخ (شامل ۳۲ کتابهاى - نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخیر، ۳۳- خدمات متقابل اسلام و ایران، ۳۴- فلسفه تاریخ)ح) بخش جهان بینى (۳۵- شامل ۶ جلد مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى که مقام معظم رهبرى (دام ظله) در مورد آنها فرموده اند: اعتقاد من این است که طلاّب باید کتابهاى جهان بینى شهید مطهرى را مباحثه کنند)خ) بخش اصول عقاید (شامل کتابهاى ۳۶- توحید، ۳۷- عدل الهى، ۳۸- نبوت، ۳۹- ختم نبوت، ۴۰- خاتمیت، ۴۱- امامت و رهبرى، ۴۲- انسان و سرنوشت، ۴۳- معاد، ۴۴- علل گرایش به مادیگری)د) بخش تفسیر (۴۵- شامل دوره ۱۴ جلدى آشنایى با قرآن)ذ) بخش اقتصاد (شامل کتابهاى ۴۶- مسأله ربا و بانک، ۴۷- مسأله بیمه، ۴۸- نظرى به نظام اقتصادى اسلام)ر) بخش آشنایى با علوم اسلامى (شامل کلیات ۴۹- منطق و فلسفه، ۵۰- فقه و اصول فقه، ۵۱- کلام، عرفان و حکمت عملی)ز) بخش فلسفه (شامل کتابهاى ۵۲- اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۵۳- شرح منظومه، ۵۴- مقالات فلسفى، ۵۵- درسهاى اسفار، ۵۶- مسأله شناخت، ۵۷- نقدى بر مارکسیسم)ب)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.