سنگسار زنا کار ۱۳۹۵/۰۴/۳۱ - ۶۹۱ بازدید

چرا حکم خیانت زن در اسلام سنگسار است که البته در سال های گذشته این حکم تغییر کرده اما مرد میتواند چند زن داشته باشد ممنون میشم جواب بدید با تشکر از سایتتون.

اولا حکم سنگسار تغییری نکرده و به عنوان حکم اسلام ثابت و غیر قابل تغییر است. گرچه ممکن است در اجرای آن در زمان فعلی ملاحظاتی شود ولی این به معنای تغییر حکم نیست. ثانیا در حکم سنگسار هیچ فرقی بین زن و مرد نیست و اگر مرد همسردار و زن شوهر دار مرتکب زنا شوند و این امر ثابت شود حکم آنها رجم یعنی سنگسار است. لذا اینکه گفته اید زن خائن سنگسار می شود درست نیست.و اما در باره امکان چند زن داشتن مرد باید توجه کنید که شکى نیست که جواز چند همسرى با رعایت شرایط آن، یکى از احکام اسلام است و شیعه و سنى بر آن اتفاق نظر دارند. پیش از اسلام نیز به طور معمول در میان قبایل مختلف، وجود داشته است. و حتى برخى از بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بیش از ده زن و یا کمتر داشته اند. اسلام در مواجه با آن، در صدد اصلاح و تعدیل برآمد. خداوند متعال مى فرماید: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلاّ تَعُولُوا»[۱] ؛ «و اگر مى ترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم ]عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشى کنید و] با زنان پاک [دیگر] ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ترسید عدالت را [درباره همسران متعدد ]رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى کند».بنابراین اسلام نه تعدد را آغاز نمود و نه واجب کرد بلکه ولى آن را با شرایط خاصى، مباح ساخت. این امر حکمت ها و عللى دارد؛ که با توجه به متون دینى و سیره معصومان علیهم السلام و منطق عقل، مى توان به مهم ترین آن ها اشاره نمود:۱. فزونى تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان؛
۲. طولانى تر بودن عمر زندگى جنسى مردان در مقایسه با زنان؛
۳. طولانى تر بودن عمر تولید نسل در مردان در مقایسه با زنان؛
۴. تمایل مردان به چند همسرى به ویژه در شرایطى مانند عقیم بودن زن اول؛
۵. سرپرستى و در پناه قرار دادن زنان بیوه و تأمین نیازهاى عاطفى آنان.
باید دانست چند همسرى در مورد مردان هیچ گونه مشکل حقوقى ایجاد نمى کند، در حالى که این امر درباره زنان مشکلات فراوانى را به وجود مى آورد. مهم ترین آنان مسأله مجهول بودن نسب فرزند است؛ که معلوم نیست مربوط به کدام یک از همسران مى باشد[۲]
پی نوشت ها:
۱- نساء۴، آیه ۳.
۲- علل الشرایع، ج۲، ص ۵۰۴ ؛ ر.ک: تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۹۱؛ تفسیر المیزان، ج۴، ص۱۹۵؛ پرسش ها و پاسخ ها دفتر هفتم، ص۳۳۴ و سید على، کمالى، قرآن و مقام زن، ص ۲۴۶.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
طبق اماررسمی درایران۴۹درصد زن ولی ۵۱ درصد مردداریم وطبق امار۱میلیون پسرمجردمتولددهه۷۰ خواهیم داشت
میهمان
بنظر من تمام این دلایل ک مرد میتواند چند زن داشته باشد چرت و . ..تا آنجایی که قانون در کشورهای اسلامی وضع شده بیشترش ب نفع مرد بوده چون مرد سالاری در کشورهای اسلامی موج میزنه
پرسمان
مسئله‌اي كه شما مطرح نموده‌ايد به نوعي به بحث عدالت جنسي بر مي‌گردد و اين شبهه را در ذهن مي‌پروراند كه خداوند در امور جنسي، تماماً نفع مردان را در نظر گرفته و عدالت جنسي را بين زن و مرد رعايت نكرده است، در پاسخ به اين شبهه مطالب نسبتاً مبسوط و جامعي را خدمت‌تان عرض مي‌كنيم تا با مطالعه آن پاسخ سؤال خويش را دريابيد. مقدمه هنگامي كه پاره‌اي از مباحث فقهي مربوط به خانواده و روابط جنسي- عاطفي ميان زن و مرد را در رساله‌‍‍‍‍‌هاي توضيح‌المسائل مرور مي‌كنيم، اين گونه به نظر مي‌رسد كه نگاه اسلام به مسأل‍ة روابط جنسي همسران، نگاهي مرد سالارانه است و فقه اسلامي توجه خاصي به نياز جنسي زنان و خواسته‌هاي به حق آن‌ها در موضوع رفتار جنسي نكرده است؛ اين مسأله وقتي برجسته‌تر و پر رنگ‌تر مطرح مي‌شود كه گفته مي‌شود اساساً تمكين و اطاعت در موضوع رفتار جنسي، از وظايف زن در قبال مرد دانسته شده و زن مؤظف است در هر شرايط و هر زمان كه مرد بخواهد (مگر عذري شرعي يا عقلي وجود داشته باشد) به خواسته جنسي مرد پاسخ مثبت دهد؛ از اين منظر مسلماً سوء فهم‌هاي فراواني پديد آمده و فقه اسلامي به يك سونگري و در نظر گرفتن انحصاري لذت‌ها و نيازهاي جنسي مرد متهم مي‌شود؛ اين برداشت ناقص و ناموجه از منابع اسلامي همواره دستاويز دگرانديشان و مخالفان اسلام بوده تا از اين رهگذر دين الهي اسلام را به مرد محوري و زن ستيزي متهم كرده و از اعتبار و ارزش آن در قلب‌ها و ذهن‌هاي مردم، به ويژه بانوان مؤمن و دلداده به باورهاي ديني، بكاهند؛ در نوشتار حاضر تلاش مي‌‍كنيم به اختصار پرده‌هاي ابهام و سوء فهم‌ها را به كناري زده و نگاه پرفروغ دين عزيز اسلام به مسائل انساني، به ويژه نظرگاه آن به جايگاه زن و حقوق و تكاليف او را، به صورتي نسبتاً جامع مرور كنيم: يكم: اساساً نگاه اسلام و پيشوايان دين به زن، نگاهي آميخته با تكريم، احترام، قداست و احساس محبت است؛ زن به عنوان مظهر جمال و رحمت خداوند در ذهن و زبان و عمل پيامبر و امامان هدي (عليهم‌السلام) جايگاهي پر ارج و منحصر به فرد دارد؛ از منظر آموزه‌‌هاي انسان‍ شناختي و اخلاقي اسلام، وجود لطيف و رازآلود زن، خاستگاه خير كثير(1) و منبع آرامش،(2) جوشش مهرباني و محبت است؛(3) مردان هراندازه در مراتب ايمان و قرب خداوند قدمي برداشته و گامي نزديك مي‌شوند، به همان اندازه محبت و احساس علاقه به زنان در قلبشان افزونتر مي‌شود؛(4) پيامبر فرمود: زنان را جز انسان‌هاي كريم گرامي نمي‌دارند و جز فرومايه‌گان خارشان نمي‌كنند؛(5) سبك عاطفي و رفتاري پيامبر با فاطمه زهرا (سلام‌الله‌عليها) و امامان اهل بيت (عليهم‌السلام) با زنان و دخترانشان، بهترين گواه بر نگاه پرمهر و قداست دين به زن و زنانگي است؛ كافي است قدري بينديشيم كه حتي جايگاه فاطمه و زينب و سكينه و معصومه (سلام‌الله‌عليهم) در ميان ما شيعيان چگونه است! همة ما به محبت و علاقه و حتي عشق به اين زنان با كرامت و متخلق به اخلاق الهي، افتخار مي‌كنيم و در مصائب و سختي‌هايي كه ديده اند، اشك ماتم مي‌ريزيم و مويه مي‌كنيم. دوم: با نگاهي گذرا به آيات قرآن كريم و روايات اهل‌بيت (عليهم‌السلام) به روشني قابل فهم است كه ملاك و معيار ارزش آدميان، چه زن و چه مرد، تقوا(6) و عدالت است؛ وجود زن و مرد در جوهرة انسانيت، يعني عقل، ايمان، اخلاق و عمل صالح، يكسان است و هيچ كدام برتري ماهوي و ذاتي بر ديگري ندارند؛(7) در قرآن كريم دو آيه وجود دارد كه از محكمات آيات قرآني به شمار مي‌رود و هرحكم و برداشت متشابه و مفهوم و گزارة ناروشني بايد در ذيل آن معنا شود: آية اول: «يقيناً فرزندان آدم را كرامت بخشيديم و آنان را بر تصرف و تحرك در خشكي و دريا توان داديم و از خوردني‌هاي پاك (و سازگار با وجودشان) روزي كرديم و بر بسياري (يا همه) ديگر آفريدگان خود برتري سترگي داديم»؛(8) در اين آيه سخن از كرامت ذاتي همه فرزندان آدم، چه زن و چه مرد است و هر دو جنس به تاج «كَرَّمْنا» مكرم و محترم شمرده شده اند؛ البته اين كرامت، كرامت غير اختياري است و ستايشي اگر از آن هست، كه هست، ستايش از قدرت و رحمت و حكمت خداي آفرينندة اين كرامت است؛ مقصود از كرامت ذاتي همان تعالي و تكامل عقلي، جسمي، عاطفي و رفتاري انسان و قدرت انتخاب نيك و بد و استعداد پيمودن درجات قرب خداوند و احراز مقام جامعيت اسماء و صفات حضرت حق است؛(9) آية دوم: ؛ «اي مردم! همانا شما را مرد و زني آفريديم و در گروه‌ها و قبيله‌هاي گوناگون جاي داديم، تنها براي اينكه يكديگر را بهتر بشناسيد (و بتوانيد بهتر با هم تعامل كنيد؛ هيچ يك از تفاوت‌ها در زنگ، زبان، جغرافيا، تاريخ و.... هرگز ماية فخر و مباهات و برتري طلبي نيست؛ يگانه ملاك برتري تقواست) يقيناً گرامي‌ترين شما نزد خداوند، با تقواترين شماست!»(10) اين آيه از كرامتي سخن مي‌گويد كه آن را كرامت اكتسابي مي‌ناميم؛ كرامت اكتسابي يعني تلاش و تكاپو براي به دست آوردن مراتب والاتر ايمان، تخلق به خصلت‌هاي نيك و ستودة الاهي و انجام هرچه بيش تر و بهتر عمل صالح؛ هركه در اين عرصه موفق تر و كوشا تر باشد از كرامت و احترام و ارزش افزون تر و بالاتري برخوردار خواهد شد؛ در اين عرصه تفاوت ماهوي و بنيادي ميان زن و مرد نيست؛ تفاوتي اگر هست، كه هست، در برخي از جلوه‌هاي تقوا و عمل صالح است نه در ريشه و گوهر آن! سوم: زن و مرد علي‌رغم اشتراكات فراوان در موضوعاتي كه اتفاقاً جوهرة انسانيت و سعادت ابدي آن‌ها را بيش و پيش از هرچيز، رقم مي‌زند، تفاوت‌هاي قابل توجه و چشمگيري هم در ابعاد گوناگون، شناختي، عاطفي، فيزيكي، و فيزيولوژيك دارند؛ اكنون و در اين مجال تنگ، فرصت پرداختن به اين موضوع، به صورت تفصيلي وجود ندارد و بايد به كتاب‌هايي كه در اين خصوص نگاشته شده است مراجعه كنيد و ما در پايان اين نوشتار برخي از آن‌ها را معرفي خواهيم كرد؛ اسلام دين رئال، واقع‌گرا و به تعبير دقيق تر، دين فطرت گراست؛ از اين رو احكام و قوانين حقوقي و اخلاقي آن، دقيقاً مبتني بر واقعيت‌هاي وجودي زن و مرد و جامعة انساني است؛ اسلام به آرمان‌ها نظر دارد و از لحاظ نظري و علمي آرمان گرا است، اما هرگز از واقعيت‌ها هم چشم نمي‌پوشد و از آن غافل نمي‌شود؛ بر اين اساس هرآموزة فقهي و حقوقي آن مي‌بايست متناسب و هماهنگ با فطرت و سرشت زن و مرد باشد و اين گونه هم هست! اسلام در مسئلة نياز جنسي زن و مرد، هرگز يك سو نگري نكرده و نيازهاي مردان را بر نيازهاي زنان ترجيح نداده است؛ بلكه به نيازها و اميال و خواسته‌هاي مشروع و طبيعي هر دو جنس توجه كرده و قوانين حقوقي و اخلاقي خود را بر اين اساس سامان داده است؛ البته از آن جا كه محيط و فضاي زندگي مشترك بايد بر اساس اخلاق، محبت و عشق بنا شود و همسران بيش و پيش از آن كه حقوق خود را از يكديگر مطالبه كنند، با ميل و رغبت و از سرعشق و محبت و گذشت به هم نگريسته و نيازهاي يكديگر را كامل و احترام آميز پاسخ دهند، احكام و حقوق فقهي، به عنوان كف و حداقل مناسبات ميان زوجين مطرح شده و بيش از آن را با توصيه‌ها و راهبرهاي اخلاقي و تربيتي بالا برده و كامل كرده است؛ از اين رو براي به دست آوردن نگرش اسلام به مسألة مناسبات و روابط همسران بايد، مجموعة احكام فقهي و آموزه‌هاي اخلاقي و تربيتي را باهم و يك جا ملاحظه كرد تا در دام برداشت‌هاي ناكامل و تفسير به رأي نيفتيم؛ حال سؤال اين است كه چرا نياز جنسي مردان به صورت پررنگ‌تر و مهمتري ديده شده، به گونه اي كه مردان مجازند تا چهار همسر دائم اختيار كرده و در صورت ضرورت از ازدواج موقت هم بهره مند شوند اما زنان نه تنها مجاز به داشتن بيش از يك همسر نيستند، بلكه تا زماني كه در عقد مردي به سر مي‌برند، حق ازدواج يا ارتباط جنسي با مرد ديگري را هم ندارند! اگر چنين است آيا اين تبعيضي آشكار ميان زن و مرد نسيت؟! آيا نمي‌توان گفت اسلام عدالت جنسي ميان زن و مرد را مراعات نكرده است؟! آيا اگر زن، به هرعلت، نتواند پاسخي رضايت بخش از روابط جنسي خود بگيرد، ناكام نمانده و حق طبيعي اش پايمال نشده است؟! اين پرسش‌ها، پرسش‌هايي جدي و قابل تأمل است و بايد به تحليل درست و دقيق آن بپردازيم؛ براي پاسخ به اين پرسش‌ها و تبين مسأله، كوش در اين واقعيت كه اسلام در موضوع نياز جنسي چه ملاحظاتي را در نظر داشته و چه حكمت‌ها و ظرايفي را اين در ميان مورد توجه قرار داده است، بسيار راهگشاست؛ شكي نيست كه در احكام فقهي، در موضوع روابط جنسي، نوعي تبعيض در ميان زن و مرد وجود دارد؛ اما اين تبعيض عادلانه است نه ظالمانه! تبعيض وقتي ناعادلانه و ستمكارانه است كه دو فرد، كه از هرجهت در وضعيت يكسان قرار دارند، بهرة نامساوي دريافت كنند و نصيب نامتوازن ببرند؛ اما اگر تبعيض بر اساس حكمت و با ملاحظة تفاوتي است كه با هم دارند، نه تنها ناعادلانه نيست كه عين عدالت و انصاف خواهد بود! با اين مقدمه مي‌خواهيم به پاره اي از حكمت‌ها و ظرافت‌هايي كه قانون‌گذار حكيم اسلام در نظر داشته و بر اساس آن، زن و مرد را در موضوع رفتار جنسي، به صورتي يكسان نديده است و در امر كامروايي جنسي، ميان‍‌شان تبعيض قائل شده است، اشاره كنيم: 1. زنان به صورت معمول، هريك ماه، يك بار، يك دورة جنسي را تجربه مي‌كنند؛ اين دوره با لكه بيني يا خون ريزي مهبلي آغاز مي‌شود و تا آغاز خون ريزي مهبلي جديد ادامه يافته و موجب بروز نوسانات و شرايط متفاوتي در جسم و روان زنان مي‌شود؛ زنان اغلب از روزهاي نزديك به عادت ماهانه، به سبب كاهش شديد پروژسترون، دچار اضطراب، تشويش، آشفتگي، كم حوصلگي، كاهش شديد ميل جنسي و حتي دردهاي عضلاني، حالت تهوع، ... مي‌شوند و اين حالات گاهي تا پايان ايام قاعدگي ادامه مي‌يابد؛ از آنجا كه وجود هرمون پروژسترون نقش مهمي در تمايلات جنسي زنانه دارد، كاهش شديد آن، موجب كاهش و افت اميال جنسي زنان مي‌شود؛ حتي برخي از زنان در ايام قاعدگي از رفتارهاي جنسي متنفر مي‌شوند و از درخواست‌هاي جنسي همسر احساس كلافگي و بيزاري مي‌كنند؛ پس از پايان ايام عادت، و با افزايش هورمون پروژسترون، حالات خلقي زنان رو به بهبودي نهاده و به موازات آن، اميال جنسي آن‌ها هم رو به افزايش مي‌گذارد و تقريباً در روزهاي چهارده، پانزده و شانزده هم دورة جنسي، به اوج خود مي‌رسد؛ با گذشت روزهاي مياني دوره، در صورتي كه زن باردار نشده باشد، حالات خلقي و اميال جنسي زن دوباره سير نزولي خود را آغاز مي‌كند تا رسيدن به ايام قاعدگي جديد ادامه مي‌يابد؛ در مقابل، مردان هيچ گاه چنين نوسانات خلقي مداوم و منظم را تجربه نمي‌كنند و ميل جنسي آن‌ها همواره نقد و آماده فعاليت است؛ مردان از آميزش جنسي كنوني فازغ نشده به آميزش جنسي بعدي مي‌انديشند! زنان در روزهاي قاعدگي از نظر جسمي و رواني و در روزهايي كه از لحاظ خلقي آمادگي ندارند، توان پاسخ گويي كامل و رضايت بخش به نياز جنسي مردان را ندارند؛از اين رو نياز جنسي مردان فراواني بيشتري دارد و اسلام هم كه دين فطرت است به آنان اجازه داده است تا به نياز طبيعي و مداوم خود پاسخ دهند و از گناه و فساد دور مانند؛ اساساً حتي با نگاه طبيعي و تكاملي اگر به جنس نر و ماده توجه كنيم، جنس نر از لحاظ فيرلوژيك جنسي، تفاوت چشم گيري با جنس ماده دارد؛ زنان در هر دورة جنسي، اغلب يك تخمك، و به ندرت دو يا چند تخمك را بارور كرده و براي لقاح آماده مي‌كنند و اين تخمك به خودي خود، تنها توانايي ايجاد يك فرد انساني را داراست؛ در حالي كه مردان در هرآميزش، بيش از چهارصد ميليون اسپرم آزاد مي‌كنند كه هركدام از اين اسپرم‌ها، صلاحيت ايجاد يك انسان را دارد! جنس نر به صورت طبيعي فاعل است و ميل دارد اسپرم‌هاي خود را منتشر و تكثير كند و جنس ماده منفعل و گيرنده است و منتظر مي‌ماند تا جنس نر او را براي جفت گيري انتخاب كند! 2. بر اساس تحقيقات روانشناختي، مردان و زنان از لحاظ محرك‌هاي جنسي هم با يكديگر تفاوت قابل توجهي دارند: محرك‌هاي جنسي مردان، اغلب از راه چشم، گوش و حس بويايي فعال است در حالي كه زنان، اغلب از طريق حس لامسه و پس از آن حس شنوايي تحريك جنسي مي‌شوند؛ بر اين اساس و به سبب فزوني فوق العاده محركات بصري (خصوصاً در زمانة ما) مردان در سطح بسيار وسيع‌تري نسبت به زنان، تحريكات جنسي را تجربه مي‌كنند؛ عدم پاسخ‌گويي مشروع و بهنجار به نياز جنسي مي‌تواند مردان را به سمت فساد و جنايت‌هاي جنسي سوق دهد؛ در حالي كه زنان اغلب مادام كه از طريق حس لامسه يا محركات سمعي خاص جنسي، تحريك نشوند، ميل جنسي را تجربه نمي‌كنند؛ شايد سِر تأكيدهاي فراوان دين مبين اسلام بر عفاف زنان از يك سو و پرهيز از چشم چراني در مردان از سوي ديگر، به سبب همين تفاوت فيزلوژيك و روان شناختي زنان و مردان باشد؛ هرچند همه مؤمنان اعم از زن و مرد، مكلف به رعايت پوشش لازم و پرهيز از نظر بازي شهوت انگيز هستند. 3. در پژوهش‌هاي روان‌شناختي مربوط به تفاوت‌هاي فردي، به اثبات رسيده است كه اميال جنسي زنان شديداً تحت تأثير هيجانات و احساسات عاطفي آن‌هاست؛ زنان اغلب در رابطة جنسي به دنبال تقويت عشق و تعميق روابط عاطفي هستند؛ زنان (جز روسپيان كه بيمار و سرد مزاج هستند) نمي‌توانند با مردي كه به او علاقه اي ندارند يا از دست او دلخور و آزرده خاطر هستند، رابطة جنسي رضايت بخشي برقرار كنند؛ زني كه مي‌خواهد تن خود را در اختيار لذت جويي مردي قرار دهد، ابتدا بايد دل به او باخته باشد و گرنه قادر به ايجاد رابطه اي ارضا كننده و آرامش بخش نيست؛ تحقيقات روان شناختي مي‌گويد زنان اغلب در روابط جنسي هنگامي به ارگاسم و اوج لذت جنسي مي‌رسند كه پيش از آن، از لحاظ هيجاني و عاطفي به سطح مطلوبي رسيده باشند؛ فراوان زناني را سراغ داريم كه به سبب ناخرسندي از ازدواج و انتخاب خود يا به سبب مشكلات ارتباطي باهمسر، در طول سال‌هاي ازدواج، موارد اندكي از تجربة ارگاسم (اوج لذت جنسي) را گزارش مي‌كنند؛ اين در حالي است كه ميل جنسي مردان به صورت مؤثري تحت تأثير حالات عاطفي آن‌ها قرار ندارد؛ مرد مي‌تواند با زني كه اصلا او را دوست ندارد و حتي از او متنفر است، رابطة جنسي برقرار كند و از او كام گيرد! از اين واقعيت بايد به حقيقت مهمي نقب بزنيم و آن اين است كه بدون ترديد، زن محور و قلب خانواده است و بايد تمام احساسات و عواطف خود را در محيط خانه و در ارتباط با همسر و فرزندانش متمركز كند و اعضاي خانواده را از مهرباني و محبت خود سيراب كند؛ ايجاد و ابراز علاقه و عشق زن به مردي غير از همسر، به معناي مرگ تدريجي خانواده به است؛از آن جا كه زن مادامي كه دل به مردي نسپارد، نمي‌تواند رابطة جنسي رضايت بخشي را با او تجربه كند، علاقة به غيرهمسر و ايجاد رابطه جنسي با او، مهر پاياني بر وجود و كارآيي خانوادة اوست! زيرا زنان هرگز نمي‌توانند در آن واحد، دو مرد را دوست بدارند و به هردو وفادار بمانند و از هردو كام بستانند؛ علاقة به غيرهمسر مساوي با بي‌علاقگي و نفرت از همسر است و نفرت از همسر، يعني فروپاشي خانواده است!اسلام به موضوع خانواده توجه ويژه دارد و خانواده را بهترين و مؤثرترين محيط براي پرورش استعدادهاي الهي و انساني، انسان و مقدمه اي ضروري و جايگزين ناپذيري براي ساختن جامعه اي سالم و پويا مي‌داند؛از اين رو هرچيزي كه به بنيان خانواده آسيب رساند و آن را دچار اختلال كند را بر نمي‌تابد و با آن مخالفت كرده و مي‌ستيزد؛ زن، قلب خانواده است و تنها مي‌تواند و بايد براي يك خانواده بتپد و آرامش و عشق و اميد را در آن بر پا نگه دارد! 4. پيش‌تر گفتيم كه نگاه اسلام به زن نگاهي سرشار از كرامت و قداست و پاكي است؛ خداوند غيور است و زن مؤمن ناموس خداست؛ خداوند دوست دارد و مي‌خواهد كه زن با كرامت و بزرگواري و احترام زندگي كند و در زير دست و پاي مردان هوس باز، تحقير و خوار نشود؛ حكمت بسياري از احكام پوشش و روابط اجتماعي با نامحرمان و محدوديت‌هايي كه براي زنان و مردان در شريعت اسلام مطرح شده است، همين حراست و مصونيت كرامت زنان است؛ رابطة جنسي زن با مردان بيگانه نوعي گدايي كردن لذت جنسي از مردان هوسباز است؛ خداوند زن را مظهر ناز، غرور و تكبر و مرد را مظهر نيار و طلب و نازكشي آفريده و اين وضعيت همواره از زنان در برابر درشتي و خشونت مردان محافظت كرده است؛ زني كه در پي ارضاي ميل جنسي خود به سوي مردي دست دراز كند و كام جنسي را تمنا كند، در حقيقت به پايمال شدن كرامت و قداست خود رضايت داده است؛ زن تنها مجاز است كه تن خود را در اختيار مردي قرار دهد كه روح زن را دوست داشته باشد و براي همة وجودش ارزش و احترام قائل است و از جسم او به روح او نقب مي‌زند، نه آن كه از جسمش كام گيرد و روح او را حقير و پست شمارد! زنان منشأ و حامل نسل سالم اجتماع اند و بايد اين امانت را به خوبي حفظ كرده و به مقصد رسانند؛ روابط متعدد و خارج از چارچوب خانواده، نسل سالم و انتساب‌هاي روشن را در‌هاله اي از ابهام و ترديد قرار مي‌دهد و همين امر موجب اختلال در روابط عاطفي و مسئوليت‌هاي حقوقي، اخلاقي و تربيتي پدران و فرزندان مي‌گردد؛ مردان به ندرت حاضر مي‌شوند مسئووليت حقوقي و تربيتي فرزندان ديگران را به عهده گيرند و رابطة جنسي زنان با مردان بيگانه، اين مشكلات را فراوان پديد مي‌آورد. 5. وقتي از نظرگاه اخلاق ديني به اين موضوع مي‌نگريم، پنجرة روشن ديگري به سوي ما گشوده مي‌شود؛ توضيح اين حقيقت اين است كه مسلما زنان مؤمن و عفيف در پاره‌اي از موارد، متحمل ناكامي‌ها و محروميت‌هاي جنسي مي‌شوند و پاكدامني خود و حفظ امانت الاهي را به قيمت از دست دادن فرصت‌هاي لذت بخش كاميابي جنسي محافظت مي‌كنند؛ اگر اين از خودگذشتگي و تحمل سختي و ناكامي، براي نگاهباني از عفت و سلامت رواني و معنوي جامعة انساني، پاداشي در خود و عوضي متناسب از جانب خداوند حكيم و رحيم نداشته باشد، ظلمي آشكار رخ مي‌دهد و ستمي نامحبوب بر زنان مي‌رود؛ آنچه از آيات كريمة قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام مي‌فهميم اين است كه هرعمل و هرتلاشي كه از زن و مرد مؤمن براي قرب الي الله و دوري از گناه و آلودگي سر مي‌زند، پاداشي به وسعت رحمت و لطف خداوند در پي خود دارد؛(11) از اين رو محدوديت زنان در امر ارضاي ميل جنسي و ديگر فداكاري‌هايي كه در راه انجام تكاليف ديني و حفظ بنيان خانواده و ساختن فرد و جامعه اي متعالي و متكامل از خود نشان مي‌دهند، يقينا استحقاق پاداش دنيايي و اخروي فراوان دارد و خداوند بهترين وفا كننده به وعده‌هاي خويش است!(12) 6. در مواردي كه زن به علت ناتواني جنسي همسر و يا شرايط خاص او، از جمله برخي از شغل‌ها كه مستلزم سفرهاي متعدد و طولاني است و زن از محروميت‌هاي جنسي رنج مي‌برد، مي‌تواند درخواست طلاق كرده و در صورتي كه مرد نخواهد يا نتواند شرايط رضايت‌بخشي براي او مهيا كند، از او جدا شود و با مرد ديگري ازدواج كند؛ اگر شرايط زندگي زن، به گونه‌اي است كه جدا شدن از همسر هزينه‌هاي فراوان و بيش از طاقت او را در پي داشته و يا جدايي او به فروپاشي خانواده مي‌انجامد و يا رفتاري برخلاف منش اخلاق انساني است (مثلا همسرش بيمار است و ناتواني جنسي او ناشي از بيماري است) و... بي‌ترديد ماندن و شكيبايي زن بر محروميت‌ها و ناكامي‌ها، رفتاري اخلاقي و ارزشمند است و چنانكه پيش‌تر گفتيم، پاداش واسع الهي را در دنيا و آخرت در پي خواهد داشت؛ خداوند مهربان، ذره‌اي كار خير و نيك را بي‌پاسخ نگذاشته(13) و بنده‌اي را كه براي خشنودي او، بر سر تمناهاي نفساني‌اش (هرچند براي او مباح باشد) پاي بگذارد و رضايت او را بر رضايت خويش مقدم دارد، اجري بي‌حساب خواهد داد!(14) 7. بهترين توصيه براي زنان در شرايطي كه بايد محروميت‌هاي جنسي را تحمل كنند و هيچ راهي براي ارضاي مشروع وجود ندارد و به هيچ روي نمي‌توانند زندگي كنوني خود را ترك كنند،(15) اين است كه با والايش انرژي‌هاي جنسي و بردن آن به سمت فعاليت‌هاي هنري، فكري، ورزشي، اجتماعي و معنوي و در پيش گرفتن رژيم غذايي مناسب (با مراجعه به كتاب‌هاي طب سنتي و تغذيه)، از آسيب‌هاي جسمي و روحي خود مانع شوند؛ علاوه بر اين بايد از تمركز بيش از حد بر نياز جنسي (به عنوان مثال نظربازي، ديدن عكس‌ها و فيلم‌هاي محرك، گفتگو دربارة مسائل جنسي، جك‌هاي جنسي و...) كه به شعله‌ور شدن آتش نياز مي‌انجامد، بپرهيزند و بكوشند كه با خودگويي‌هاي منطقي و آرام كننده، و انس با عبادت و تلاوت قرآن و يادكرد مداوم پاداش‌هاي الهي و درس گرفتن از زندگي زناني كه همين شرايط را با صبوري و پاكدامني پشت سر گذاشته و مي‌گذارند، موقعيت پيش آمده را به عنوان واقعيتي كه بايد با ‌آن سازگار شوند، بپذيرند و با آن سازگار شوند؛ البته در صورت احساس نياز به راهنمايي‌هاي بيشتر حتما بايد از مشورت با بانوان مشاور و شركت در گروه‌هاي درماني همسو غفلت نكنند؛ نيك مي‌دانيم كه اين موضوع، بحثي پردامنه و مهم است ولي افسوس كه اين نوشتار گنجايش پرداختن به آن را بيش از اين اندازه ندارد! در پايان، مطالعة منابع زير براي آشنايي بيشتر پيشنهاد مي‌گردد: 1. منطقي، مرتضي، زن شرقي - مرد غربي (بررسي تفاوت‌هاي روان شناختي زن و مرد)، تهران: بعثت، 1390. 2. منطقي، مرتضي، بهداشت رواني در عشق شورانگيز، تهران: بعثت، 1390. 3. منطقي، مرتضي، روان شناسي عشق شورانگيز، تهران: بعثت، 1390. 4. حيدري، مجتبي، ويژگي‌ها، تفاوت‌ها و نيازهاي عاطفي زنان و مردان، قم: مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، 1388. 5. ريدلي، جين، تفاوت‌هاي جنسي زن و مرد، ترجمة‌: بهزاد رحمتي، تهران: توانا، 1384. همواره موفق و كامروا باشيد. پي‌نوشت‌ها: 1. امام صادق (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «أَكثَرُ الخَيرِ فِى النِّساءِ؛ بيشترين خير و بركت در وجود زن نهاده شده است.»؛ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409ق، ج20، ص24. 2. «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميان‌تان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند.»؛ روم(30)، آيه 21. 3. پيامبر اعظم (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‌فرمايند: «نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَنَاتُ مُلْطِفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤْنِسَاتٌ مُبَارَكَاتٌ مُفَلِّيَاتٌ؛ دختران، چه خوب فرزنداني هستند، مهربان و سازگار، كمك‌رسان، فراهم‌كننده راحتى و اهل انس و الفت، پر خير و بركت، نظيف و پاكيزه هستند.»؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ‏كافي، قم‏: دار الحديث، ‏1429ق، ج11، ص336. «نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَنَاتُ مُلْطِفَاتٌ مُؤْنِسَاتٌ مُمَرِّضَاتٌ مُبْدِيَات‏؛ دختران، چه خوب فرزنداني هستند، رفق و سازگارى مى‏كنند، انس مى‏گيرند، پرستارى مى‏كنند و (محبّت را) آشكار مى‏سازند.»؛ نورى، حسين بن محمد تقى، ‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، 1408ق‏، ج15، ص115. «الْبَنَاتُ مُبَارَكَاتٌ مُحَبَّبَاتٌ وَ الْبَنُونَ مُبَشَّرَاتٌ وَ هُنَّ الْباقِياتُ الصَّالِحات‏؛ دختران، با بركت، دوست داشتنى و باقيات‌الصالحات هستند و پسران، بشارت‌دهنده و شاد‌كننده هستند.»؛ نورى، حسين بن محمد تقى، ‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، 1408ق‏، ج15، ص115. 4. «كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاء؛ هر چه ايمان بنده بيشتر شود، زن دوستى او فزونتر مى‌شود.»؛ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ‏بحارالأنوار، بيروت‏: دار إحياء التراث العربي، ‏1403ق، ج100، ص228. 5. «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي‏ ما أكرم النّساء إلّا كريم و لا أهانهنّ إلّا لئيم‏؛ بهترين شما كسى است كه براى خانواده خويش بهترين باشد و من از همه شما براى خانواده خود بهترينم، بزرگ‌مردان و انسان‌هاي كريم، زنان را گرامى ‌شمارند و فرومايگان زنان را خوار دارند.»؛ ابوالقاسم، ‏پاينده، نهج‌الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)، تهران‏: دنياى دانش‏، 1363، ص472. 6. منظور از تقوا آراستگي به همة فضايل و خصلت‌هاي نيك فكري، عاطفي و رفتاري و پيراسته بودن از رذيلت‌ها در همه مراتب وجود انساني است؛ همچنان‌كه امام علي (عليه‌السلام) در روايتي مي‌فرمايد: «التَّقْوَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق‏؛ تقوا و خدا‌ترسي سر كرده خصلت‌هاى نيكوست‏.»؛ تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم‏، قم‏: دار الكتاب الإسلامي، ‏1410ق‏، ص43. 7. «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَتِ وَ الْقَنِتِينَ وَ الْقَنِتَتِ وَ الصَّدِقِينَ وَ الصَّدِقَتِ وَ الصَّبرِِينَ وَ الصَّبرَِاتِ وَ الْخَشِعِينَ وَ الْخَشِعَتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَتِ وَ الصَّئمِينَ وَ الصَّئمَتِ وَ الحَْفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَفِظَتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لهَُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا؛ به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.»؛ أحزاب(33)، آيه 35. 8. «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً»؛ اسراء(17)، آيه 70. 9. براي آگاهي بيشتر رجوع كنيد به تفسير الميزان ذيل تفسير همين آية كريمه. 10. «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»؛ حجرات(17)، آيه 13. 11. «وَ رَحْمَتىِ وَسِعَتْ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ فَسَأَكْتُبهَُا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ الَّذِينَ هُم بَِايَاتِنَا يُؤْمِنُونَ؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند و زكات را بپردازند و آنها كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقرّر خواهم داشت.»؛ أعراف(7)، آيه 156. 12. «وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ؛ و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟!»؛ توبه(9)، آيه 111. 13. «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ؛ پس هر كس هم وزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند!»؛ زلزال(99)، آيه 7. 14. قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ بَهَائِي وَ عُلُوِّ ارْتِفَاعِي لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هِمَّتَهُ فِي آخِرَتِهِ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِر؛ خداوند عزّوجلّ مى‌فرمايد: به عزّت و جلال و عظمت و شكوه و بلندى جايگاهم سوگند كه هيچ بنده مؤمنى در چيزى از امور دنيا خواست مرا بر خواست خودش مقدّم ندارد، مگر اينكه به او غناى نفْس بخشم و همّ و غمش را مصروف آخرت سازم و آسمان ها و زمين را ضامن روزى او قرار دهم و از پس تجارت هر تاجرى هواى او را داشته باشم.»؛ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409ق، ج15، ص279. 15. مواردي كه عامل ناتواني جنسي مرد، پايدار و هميشگي است و زن به سبب برخي مسائل واقعي و ناتوان‌‌كننده، قادر به ترك زندگي و جداشدن از همسر نيست.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.