سهو النّبی (ص) ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ - ۲۴۵ بازدید

شنیده ام که شیخ صدوق معتقد به سهوالنّبى بوده؛ آیا این با معصوم بودن پیامبر (صلى الله علیه و آله) منافات ندارد؟

 نظر اکثر قریب به اتفاق علماى امامیه عصمت تام پیامبر (صلى الله علیه و آله) است. فاضل مقداد در این باره گفته است: «و لا یجوز على النّبى السّهو مطلقا، فى الشّرع و غیره، أمّا فى الشّرع فلجواز أن لا یؤدى جمیع ما أمر به فلا یحصل المقصود من البعثة، و امّا فى غیره فانّه ینفر عنه»؛ ارشاد الطالبین، ص 305.؛ «سهو بر پیامبر، چه در شرع و چه در غیرشرع، جایز نیست. زیرا سهو در شرع باعث مى شود که همه پیام هاى الهى را به مردم نرساند و مقصود از نبوّت حاصل نشود. سهو در غیرشرع در مقابل علماى اهل سنّت، و افراد نادرى از علماى شیعه سهو و نسیان را در حق پیامبران جایز دانسته اند. این اختلاف سبب شده است که مسئله اى به نام «سهوالنّبى» در کتاب هاى اعتقادى و غیر آن مطرح شود. معروف ترین شخصیت شیعى طرفدار جواز سهوالنّبى شیخ صدوق است.
 مستند وى در این عقیده احادیثى است که درباره فراموشى و اشتباه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در تعداد رکعات نماز ظهر یا قضا شدن نماز صبح روایت شده است. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 360 ؛ الکافى، ج 3، ص 355، باب من تکلم فى صلاته، حدیث اول. لیکن غالب علماى شیعه به این روایات اعتنا نکرده اند، زیرا:
 

یک.

بطلان سهو در حق پیامبران الهى به مقتضاى حکم قطعى عقل است، ولى روایات از قبیل خبر واحد و دلیل ظنى اند، و دلیل ظنّى در مقابل دلیل عقلى قابل استناد نیست. بدین جهت شهید اوّل در کتاب

ذکرى

پس از اشاره به حدیثى در این باره گفته است: «این روایت نزد امامیه متروک است، زیرا دلیل عقلى بر عصمت پیامبر از سهو قائم شده است». الذکرى، ص 134.
 

دو.

روایت دال بر سهوالنّبى با روایات بسیارى که بر عدم سهوالنّبى دلالت مى کنند، منافات دارد. این روایات را شیخ حرّ عاملى در کتاب

التنبیه

جمع آورى کرده است. ر.ک: الالهیات على هدى الکتاب و السنّة و العقل، ج 2، صص 196 -194.
 کثرت این روایات نشانگر نااستوارى روایات سهوالنّبى مى باشد. بدین جهت اعتقاد به جواز سهو در قول یا فعل پیامبر (صلى الله علیه و آله) نادرست و فاقد دلیل معتبر است.
 

سه.

احادیثى که در مجامع روایى اهل سنّت درباره سهوالنّبى آمده، چنان اختلال و ناسازگارى دارد که حجّیت و اعتبار آنها را بى اعتبار مى سازد. ر.ک: پژوهشى در عصمت معصومان، صص 252-245.
 رحمانى و براى آن است که مردم در حق پیامبر غلو نکنند و او را پرستش ننمایند، و یا براى این که افراد دیگر که در نماز یا عبادات دیگر دچار سهو مى شوند، مورد ملامت و نکوهش قرار نگیرند. شیخ صدوق با این بیان مقام منیع نبوّت را از خطا و سهو شیطانى مصون مى انگارد. ولى چنان که گفته آمد، فرضیه سهوالنّبى را به هیچ صورتى نمى توان پذیرفت مگر در حدودى که منافى عصمت لازم براى نبوّت نباشد. درآمدى بر شیعه شناسى، على ربانى گلپایگانى، صص 124 -118.
 از این رو شاید گفته شود: ممکن است در برخى موارد پیامبر خطاى غیرعمدى کند و خودش نیز اعتراف و اصلاح کند. در این صورت هم با بشر بودن پیامبر سازگار است و هم با عصمت پیامبر نسبت به دورى از گناهان عمدى منافات ندارد و هم نشانه تواضع و حتّى الگوگیرى از ایشان در موارد ارتکاب خطاست!! چنان که شواهدى از سهوالنّبى در برخى وقایع تاریخى و یا برخى روایات آمده است.
 در پاسخ گفتنى است: این موضوع اگر پذیرفتنى باشد تنها در محدوده مواردى است که به طور حتم وقوع آن اثبات شده باشد و طرح این گونه موارد اندک و محدود را نباید به عنوان یک احتمال جارى در زندگى فردى و اجتماعى پیامبر (صلى الله علیه و آله) سرایت داد و عصمت همه جانبه پیامبر (صلى الله علیه و آله) را به بهانه بشر بودن و به بهانه آن چند داستان، مورد تردید قرار داد. زیرا بنا بر دلایل متعدّد عقلى و قرآنى اطاعت از پیامبر (صلى الله علیه و آله) در گفتار و رفتار واجب دانسته شده، و اعتماد به تمامى گفتارها و رفتارهاى پیامبر (صلى الله علیه و آله) جهت الگوگیرى از ایشان لازم است در حالى که اگر احتمال سهو و خطا جارى باشد نمى توان اطاعت همه جانبه و اعتماد لازم را داشت. از طرف دیگر چند مورد اندک نقل شده به عنوان سهوالنّبى، از جهت نقل تاریخى خدشه پذیر و غیرقابل اثبات است. جهت اطلاع بیشتر ر.ک: روایت سهوالنبى، قیصر التمیمى، جامعة المصطفى العالمیة، 1386.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.