سیاست در روایات ۱۳۹۱/۸/۱۲ - ۱۱ بازدید

«سیاست» از حیث گستره و رهیافت بسیار متنوع است. با توجّه به این توسعه موضوعى و تکثر رهیافت، این پرسش مطرح است: آیا دانش سیاست با دین پیوند دارد و آیا مى توان از دین در عرصه سیاست انتظارى معقول داشت؟ براى پاسخ به این پرسش مهم، نخست علوم سیاسى و مجموعه رشته هاى پیرامون آن تعریف مى شود و آنگاه چگونگى پیوند دین و علم سیاست بررسى مى گردد.
براى آشنایى با انتظار بشر از دین در گستره علوم سیاسى، ناگزیر باید نخست علم سیاست و شاخه هاى پراکنده آن در عرصه هایى چون جامعه شناسى، اقتصادى، حقوقى توضیح داده شود.
علم سیاست
«سیاست» از حیث گستره و رهیافت بسیار متنوع است. با توجّه به این توسعه موضوعى و تکثر رهیافت، این پرسش مطرح است: آیا دانش سیاست با دین پیوند دارد و آیا مى توان از دین در عرصه سیاست انتظارى معقول داشت؟ براى پاسخ به این پرسش مهم، نخست علوم سیاسى و مجموعه رشته هاى پیرامون آن تعریف مى شود و آنگاه چگونگى پیوند دین و علم سیاست بررسى مى گردد.
براى آشنایى با انتظار بشر از دین در گستره علوم سیاسى، ناگزیر باید نخست علم سیاست و شاخه هاى پراکنده آن در عرصه هایى چون جامعه شناسى، اقتصادى، حقوقى توضیح داده شود.
علم سیاست
نظریه پردازان تعاریف گوناگون از سنخ توصیفى، تجویزى یا مختلط درباره سیاست ارائه داده اند؛ براى نمونه توجّه به تعریف هاى زیر سودمند مى نماید:
۱. سیاست، علم فرمانروایى بر کشورها است.۱
۲. سیاست، یعنى فن و عمل فرمانروایى در جوامع انسانى.۲
۳. سیاست عبارت است از مطالعه قدرت و نفوذ.۳
۴. علم سیاست به تحلیل و بررسى جنبه هاى سیاسى پدیده هاى اجتماعى نظر دارد.۴
۵. سیاست هنر استفاده از امکانات، حکومت کردن بر انسان ها، مبارزه براى قدرت، دانستن این که چه کسى مى بَرد، چه مى بَرد، چه موقع مى بَرد، چگونه مى بَرد و چرا مى بَرد و توزیع آمرانه ارزش ها است.۵
۶. علم سیاست دانشى است که پدیده ها و روندهاى سیاسى موجود و سازمان ها و گروه هاى جویاى قدرت و روابط شهروندان و گروه هاى گوناگون با دولت و روابط دولت با دیگر دولت ها و سازمان هاى بین المللى را مطالعه مى کند.۶
امروزه علم سیاست دانشى تجربى شمرده مى شود و در پى کشف روابط بین پدیده ها و رفتارهاى سیاسى با روش تجربى و طبیعى است. بریتانیایى ها اغلب به استفاده از اصطلاح علوم سیاسى تمایل ندارند. مدرسه اقتصاد لندن (LSE) در سال ۱۸۹۵ با عنوان مدرسه اقتصاد و علوم سیاسى گشایش یافت؛ امّا دانشگاه هاى بریتانیایى در سراسر قرن بیستم از به کار بردن چنین عنوانى اجتناب ورزیده و عناوینى چون حکومت، سیاست، اندیشه و نهادهاى سیاسى یا سیاست و روابط بین الملل را ترجیح داده اند. انگلستان، به جاى انجمن علوم سیاسى امریکا (APSA)، انجمن مطالعات سیاسى (PSA) دارد. بى تردید عدم استفاده از واژه «علم» نشان دهنده موقعیت ویژه اى است که دانشمندان علوم طبیعى براى دیسیپلین خود قائل هستند.۷
فلسفه سیاسى
تفکر منظم درباره غرض و غایت حکومت و یا تنقیح مناط تحلیل مفاهیم سیاسى که به صورت انتزاعى ارائه مى گردد، فلسفه سیاسى نام دارد.۸ در گذشته فلسفه سیاسى غالباً به دو مسأله مى پرداخت:
۱. توضیح چگونگى عملکرد حکومت ها، خاستگاه و کیفیت تحقق آن ها و ضرورت اطاعت از آن ها.
۲. اظهار نظر درباره هدف حکومت و روش سازمان یافتن آن و نیل به این هدف.۹ برخى از نویسندگان بر این باورند که فلسفه سیاسى از دو بخش توصیفى و تجویزى پدید مى آید. در مباحث توصیفى، پرسش هایى چون حکم حاکم بر چه اساس است؟ چرا باید از حکومت اطاعت کرد؟ ماهیّت دولت چیست؟ پاسخ داده مى شود و در مباحث تجویزى که ناب ترین بخش فلسفه سیاسى است، مسائلى مانند غایت اصلى زندگى سیاسى و روش تأمین آن، مصلحت و خیر عامه و چگونگى تأمین آن، رابطه عدالت و برابرى و رابطه آزادى و خیر تبیین مى گردد.۱۰ بنابراین، فلسفه سیاسى که در گذشته با علم سیاست یکسان تلقى مى شد، از ویژگى هاى زیر بهره مى برد:
۱. به شیوه انتزاعى وعقلى دنبال مى شود.
۲. به مباحث بنیادین و فکرى حکومت مانند مشروعیت حاکم و حکومت، غایات حکومت و ابزار آن ها مى پردازد.
۳. به زمان و مکانى خاص محدود نمى شود.
۴. توسط متفکران حرفه اى و متخصص پى گیرى مى شود.
کلام سیاسى
تعلیمات سیاسى که از وحى الاهى ناشى مى شود، کلام سیاسى نام دارد؛ به عبارت دیگر اگر پرسش هاى مربوط به فلسفه سیاسى که به روش انتزاعى و عقلى پاسخ داده مى شوند، از طریق وحى الاهى و متون دینى پاسخ داده شود، کلام سیاسى تحقق مى یابد.
فقه و حقوق سیاسى
مجموعه مباحث حقوقى و فقهى که به رفتار سیاسى دولت ها و مردم ارتباط پیدا مى کند، مانند حقوق اساسى و حقوق بین الملل، فقه و حقوق سیاسى خوانده مى شود.
نظام سیاسى
مجموعه نظریه ها و آراى هماهنگ به شکل یک کل نظام و سیستم که خطوط اصلى ارزش هاى مورد نظر مکتب در زمینه مباحث سیاسى مثل فرد، دولت و عدالت را بیان مى کند و میان حقوق سیاسى بایدهاى جزیى و جهان بینى (بینش هاى کلى) ارتباط منسجم برقرار مى سازد، نظام سیاسى نام دارد.
نظریه یا تئورى سیاسى
در گذشته به معناى مجموعه تفکرات فیلسوفان سیاسى همچون افلاطون، ارسطو به کار مى رفت؛ ولى در اصطلاح جدید به معناى مجموعه منسجمى است که در آن متغیرهایى معین در شرایط مشخص با یکدیگر ارتباط دارند. بنابراین، نظریه سیاسى باید به ظاهر از گرایش هاى ایدئولوژیکى و فلسفى فارغ و از عنصر تجویز و عمل تهى بوده، جنبه اثباتى داشته باشد. تا نیمه دوم قرن ۲۰، تئورى سیاسى در معناى علوم سیاسى و فلسفه سیاسى به کار برده مى شد.
اندیشه سیاسى
اندیشه سیاسى، مجموعه منسجم فلسفى و غیر فلسفى در ارتباط با سیاست و حکومت است که همواره حالت توصیفى و تفسیرى دارد. اندیشه سیاسى در روش عقلى و ترکیبى با فلسفه سیاسى تفاوت دارد؛ چنان که تفاوت آن با نظام سیاسى در جنبه توصیفى و ترکیبى از توصیفى و تجویزى است.
جامعه شناسى سیاسى
دانشى که به بررسى محیط اجتماعى سیاست مى پردازد، جامعه شناسى سیاسى نام دارد؛ به عبارت دیگر، بررسى تأثیرات جامعه به طور کلى اعم از حوزه روابط تولید و اقتصاد و لایه بندى هاى اجتماعى و فرهنگ بر ساخت و فرآیند و رفتار سیاسى جوهر جامعه شناسى سیاسى را پدید مى آورد؛ به عبارت ساده تر، در جامعه شناسى سیاسى، زندگى سیاسى به وسیله متغیرهاى اجتماعى توضیح داده مى شود. بى شک همواره میان دولت و جامعه تعامل و تأثیر متقابل وجود دارد؛ ولى جامعه شناسى سیاسى به آن وجه از این روابط که محیط اجتماعى سیاست و حکومت مى سازد، نظر دارد.۱۱ رابطه میان دولت با جامعه و احزاب و تشکل ها و طبقات اجتماعى مانند ارتش، روشنفکران، روحانیان، زنان و دانشجویان موضوع اصلى جامعه شناسى سیاسى است.
تحلیل سیاسى
تبیین و تفسیر پدیده هاى سیاسى و بررسى علل و عوامل آن ها که از سوى افراد یا گروه هاى سیاسى ارائه مى گردد، تحلیل سیاسى خوانده مى شود. تحلیل سیاسى، انسان را در شناخت بهتر جهانى که در آن زندگى مى کند یارى مى دهد تا از میان گزینه هاى گوناگون پیش روى خویش بهترین را برگزیند و موفق شود تأثیر، تغییرات کوچک و بزرگ را که جنبه هاى لاینفک زندگى به شمار مى آیند، فزون تر سازد.۱۲
شکل سیاسى
نوع و فرم حکومت، مانند سلطنتى و جمهورى، را شکل سیاسى مى خوانند.
جریان سیاسى
مجموعه پدیده هاى منظم و پى در پى سیاسى، جریان سیاسى خوانده مى شود.
رفتار سیاسى
مجموعه اعمال سیاسى فرد یا گروه، رفتار سیاسى نام دارد.
موضوع علوم سیاسى
درباره عرصه و مرزهاى علوم سیاسى نمى توان به آسانى نظر داد. شاید بتوان تمام جنبه هاى زندگى اجتماعى با سیاست را موضوع علوم سیاسى دانست. گروهى مطالعه قدرت و نفوذ و عده اى مطالعه دولت یا علم دولت یا فن حکومت کردن را موضوع علم سیاست دانسته اند.۱۳ موضوعاتى که در علم سیاست مطالعه مى شود، عبارت است از:
۱. نظریه سیاسى و تاریخ اندیشه هاى سیاسى
۲. حکومت
۳. احزاب و گروه ها و افکار عمومى
۴. روابط بین الملل و سازمان ها و حقوق بین الملل۱۴
آنچه گذشت، نشان مى دهد علوم سیاسى تنها به مطالعه دولت محدود نمى شود. سیاست فعالیتى بسیار گسترده است که در همه عرصه هاى حیات انسان دخالت دارد. سیاست مى تواند شامل منازعه و همکارى باشد و به ایجاد و حلّ مشکلات از طریق تصمیم گیرى جمعى انجامد.۱۵ سیاست، علاوه بر مطالعه فعالیت هاى متمرکز در نهادهاى دولت، به سایر عرصه هاى زندگى اجتماعى مانند جنسیت، نژاد، طبقه، جوان، زنان نیز مى پردازد.۱۶ علوم سیاسى نه تنها از حیث موضوع و گستره، از جهت رهیافت و رویکرد نیز بسیار متنوع است. همین امر به تکثر مکاتب علوم سیاسى مى انجامد. رهیافت هایى چون نظریه هنجارى، مطالعات نهادى، تحلیل رفتارى، نظریه انتخاب عقلایى، دیدگاه فمینیستى و تحلیل گفتمانى از یک زاویه و رهیافت هایى چون حقوقى، اقتصادى، روان شناسى، تجربى و علمى و هنجارى از زاویه دیگر که از روش هاى مختلفى چون کمّى، مقایسه اى، ساختارگرایى، تحلیل کیفى تاریخى، مشاهده اى، تطبیقى استفاده مى کنند. بر این اساس، درباره دولت نظریه هاى مختلف مانند کثرت گرایى، نخبه گرایى و نظریه متقارب ارائه مى گردد.۱۷
آیا علوم سیاسى با دین پیوند دارد؟
با توجّه به توسعه موضوعى و تکثر رهیافت روش و نظریه در علوم سیاسى، پیوند این دانش ها با رشته هاى مختلف مانند جامعه شناسى، روان شناسى اجتماعى، اخلاق، حقوق، اقتصاد، جغرافى آمار و غیره آشکار مى گردد. آیا علوم سیاسى با دین نیز پیوند دارد و آیا مى توان از دین در عرصه وسیع سیاست انتظارى معقول داشت. پاسخ بدین پرسش به نگاه دین به مقولاتى محورى که امروز در گستره علوم و مکاتب سیاسى وجود دارد، وابسته است. بدین معنا که برخى از این مقولات با مبانى دینى تعارض ندارند و حتّى از متن دین بر مى آیند. بررسى اجمالى مرزهاى پیوند دین با برخى از مبانى علوم سیاسى، خود به خود مرز «سیاست دینى» را از «سیاست غیر دینى» آشکار مى سازد.
۱. باید دانست، دین جامع و کامل اسلام با عقل و تجربه عناد ندارد و وقتى از سیاست دینى سخن به میان مى آید، هرگز به معناى نفى بهره بردارى از عقل و تجربه نیست. براین اساس، باید سیاستمداران و عالمان مسلمان به مطالعه تجربى و آمارى پدیده ها، رفتارها و تصمیم هاى سیاسى در جوامع اسلامى و غیر اسلامى روى آورند و علم تجربى سیاست و جامعه شناسى سیاسى را جهت کشف روابط بین دولت و گروه ها و طبقات و احزاب و رفتارهاى سیاسى مردم توسعه دهند تا راه براى تصمیم گیرى هاى مناسب بر اساس اصول و ارزش هاى اسلامى هموار گردد. همچنین مطالعه نظریه هاى سیاسى و دیدگاه فیلسوفان سیاست در زمینه قدرت، دولت، آزادى، حاکمیت، حکومت و غیره بسیار ضرورت دارد. غفلت متفکران و عالمان سیاسى جهان اسلام از مطالب و نظریه ها و روش ها و رهیافت هاى مختلف و استفاده از روش عقل و تجربه در عرصه موضوعات سیاسى، خسارتى جبران ناپذیر به همراه خواهد داشت. البتّه باید توجّه کرد:
الف )علم سیاست اثباتى و تجربى محض نیست. چنان که گذشت، متافیزیک و آکسیوم ها و پاردایم هاى غیر تجربى بر تمام علوم تجربى از جمله علم سیاست اثر مى گذارند. از این جهت، علم تجربى سیاست مى تواند از متافیزیک دینى تأثیر پذیرد.
ب )مسائل فلسفه سیاست با روش عقلى دنبال مى شود؛ ولى امروزه روش هاى مختلف عقلانى پدید آمده و انواع مکاتب رئالیسم و ایدئالیسم را در پى داشته است. فیلسوفان اسلامى با توجّه به روش معرفت شناختى رئالیستى یعنى با پذیرش نظریه مطابقت در تئورى هاى صدق و نظریه مبناگرایى و بداهت در تئورى هاى توجیه و امکان شناخت و معیار معرفت و نفى شکاکیت و نسبى گرایى، مباحث عقلى را دنبال مى کنند و دیدگاه فلسفى خود درباره قدرت، دولت، حکومت، حاکمیت، آزادى و غیره را ارائه مى دهند. از آن جا که این رویکرد از تأیید اسلام و آموزه هاى آن بهره مى برد، مى توان فلسفه سیاست را به اسلام نسبت داد. افزون بر این، باید دستاوردهاى فلسفى را به متون دین اسلام عرضه کرد تا از انحراف عقلایى پیشگیرى شود.
۲ - قرآن و سنّت پیشوایان دین اسلام، به صورت موجبه جزئیه، برخى روابط علت و معلولى میان رویدادهاى سیاسى را بیان کرده اند؛ براى نمونه مى توان به رابطه رهبرى شایسته و آزمایش هاى توانفرسا،۱۸ نسبت مستقیم تحولات سیاسى و اجتماعى و اراده مردم،۱۹ رابطه امر به معروف و نهى از منکر و نظارت عمومى و کنترل جامعه سیاسى،۲۰ عملکرد حاکمان فاسق و فاجر و متکبر در تفرقه افکنى و نفاق انگیزى۲۱ و گزارش خداوند متعال و امامان معصوم از تحولات سیاسى دنیاى آینده مانند حاکمیت مستضعفان بر زمین۲۲ اشاره کرد.
۳ - کلام سیاسى، به معناى تعلیمات سیاسى برگرفته از کتاب و سنّت، براى هر انسان آگاه به دین اسلام انکارناپذیر است. در اسلام آشکارا از مقولاتى مانند امامت، امّت، قبایل و گروه ها و احزاب، حکومت هاى طاغوت، مستکبر، مستضعف، راهکارهاى نظارت درونى تقوا و بیرونى امر به معروف و نهى از منکر و اهداف حکومت مسؤولیت پذیرى، ظلم ستیزى و پاسدارى از حقوق عمومى مردم به ویژه امنیت جانى، مالى، حریم حقوق اشخاص و عدالت و مشارکت سخن به میان آمده است. تفسیر اسلام از قدرت، مسؤولیت پذیرى و توجّه حاکم به خیر و رحمت مردم و عدالت اجتماعى و احترام به افکار عمومى است.
اگر عناصر بنیادین دولت را مردم (جمعیت)، سرزمین، حکومت (سازمان) و حاکمیت بدانیم، اسلام به تمام ارکان چهارگانه دولت توجّه کرده است، براى مثال اسلام درباره خاستگاه دولت نظریه هایى مانند زور، ژنتیک (پدر سالارى و مادر سالارى)، طبیعى، قرارداد اجتماعى و مدل ها و تفسیرهاى گوناگون آن ها را طرد مى کند و نظریه خاستگاه الاهى با تفسیر مردم سالارى دینى را مطرح مى سازد. حاکمیت تکوینى و تشریعى و سیاسى و اجتماعى را از آنِ خداوند و کسانى که از سوى وى اجازه دارند، مى داند؛ به مردم بسیار اهمیّت مى دهد و بر این اساس، بر نظارت عمومى و مسؤولیت همگانى و آمادگى مردم براى دفاع از سرزمین و شرافت و کرامت و حقوق انسان ها (حق داد خواهى، آموزش و پرورش و برخوردارى از تأمین اجتماعى و امنیت عمومى و آزادى هاى مشروع و...) تأکید مى ورزد.۲۳
اسلام وجود احزاب و کثرت گرایى گروه هاى سیاسى در چارچوب قوانین و اصول الاهى و تشکیل پارلمان و تفکیک قوا را ردّ نمى کند؛ ولى بر تمرکز و اقتدار حکومت نیز تأکید مى ورزد.۲۴ قرآن، پیامبران را دعوت کنندگان بشر به اجتماع و رفع اختلافات مى خواند۲۵ و ملّت ها و قبیله ها را منشأ اختلاف و تشتت مى داند.۲۶ سرزمین هاى جغرافیایى که جمعیت ها در آن جا استقرار مى یابند و رکن مهم حکومت ها است، در اسلام مورد احترام قرار مى گیرد. اسلام درباره سازمان دولت و نوع حکومت با هر گونه حکومت و سلطنت مطلقه فردى، سلطنت مشروطه، اشرافى، زرمدارى، استبداد مطلقه فردى، استبداد فراگیر، استبداد کارگرى و دموکراسى - به اصطلاح غربى - مخالفت مى کند و جمهورى اسلامى را جایگزین آن ها مى سازد. حکومتى که مبناى قانونش، خواست خداوند است، مشارکت سیاسى اکثریت و تساوى افراد در برابر قانون را مى پذیرد و آزادى هاى مشروع اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى را مجاز مى شمارد.۲۷ متون دینى اسلام درباره حاکمیت و مشروعیت حاکم، موازینى خاص ارائه مى کند و ویژگى هایى براى مدیران و حاکمان بر مى شمارد؛ چنان که کارآمدى و صلاحیت و توان بالفعل حاکم و حکومت را نیز مورد توجّه قرار مى دهد.۲۸
۴ - در عرصه نظام سیاسى، چهار نظریه سیاسى از سوى مسلمانان مطرح گردیده است. نظریه خلافت که سقیفه را راه انداخت؛ نظریه امامت که نظام سیاسى تشیع است؛ نظریه خوارج که به آنارشیسم و نفى حاکمیت روى آوردند و نظریه سلطنت که از سوى بنى امیّه و بنى عبّاس تعقیب شد. آموزه هاى اسلام و تفسیر صحیح آن ها از نظریه امامت و ولایت دفاع مى کنند.
۵ - کتاب و سنّت نیز بر پذیرش حقوق و فقه سیاسى و مباحث حقوقى مربوط به رفتار سیاسى دولت ها و مردم یعنى حقوق اساسى و حقوق بین الملل در اسلام گواهى مى دهند.
۶ - با نگاه بیرون دینى نیز مى توان انتظار منطقى بشر از دین در عرصه سیاست را تأیید کرد؛ زیرا پرسش هاى اساسى سیاست بر محور حکومت و قدرت مى چرخد؛ مانند حکومت چیست؟ چگونه باید باشد؟ چه هدفى را دنبال مى کند و در برابر مردم چه وظایفى به دارد؟۲۹ اگر پژوهشگر سیاسى نگرشى خاص به جهان و انسان داشته باشد و در هستى شناسى در خالقیت، مالکیت و ربوبیت تکوینى و تشریعى خداوند اعتقاد داشته باشد و ازنظر معرفت شناسى، به حجیت و اعتبار عقل و تجربه از یک سو و محدودیت و ناتوانى آن ها در درک تمام مصالح و مفاسد انسان ها از سوى دیگر اعتراف کند، ناگزیر به اطاعت از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم تن در مى دهد و دستورها و بینش هاى سیاسى آن ها را سر مشق خویش مى سازد. در این موقعیت، پژوهشگر اصولاً حق خود مى داند که کیستى حاکم و چیستى و اهداف حکومت را از خداوند متعال که هدایتگر دنیا و آخرت است، بپرسد. البتّه - همان گونه که گذشت - این مطلب تحقیقات تجربى در عرصه علم سیاست و جامعه شناسى سیاسى یا تحقیقات عقلانى در عرصه فلسفه سیاسى و تحلیل سیاسى را نفى نمى کند و بدان معنانیست که حکومت اسلامى کارگزار منفرد و تک ذهنى در سطح دولت را مى پذیرد.
۷ - با توجّه به حقوق و فقه سیاسى و کلام سیاسى در اسلام و فلسفه سیاسى با گرایش معرفت شناسى و فلسفه اسلامى و علم سیاست با رویکرد متافیزیک اسلامى، مى توان از نظام سیاسى و اندیشه سیاسى اسلام نیز سخن گفت و با روش بیرون و درون دینى، انتظار عقلایى بشر از دین در عرصه سیاسى را تثبیت کرد. بر این اساس، شخصیت هاى علمى و متفکران سیاسى از جمله ماوردى، غزالى، ابن جماعه، ابن تیمیه، فارابى، ابن سینا، على عبدالرزاق، ابن رشد، خواجه طوسى، ابن خلدون، سید جمال، محمد عبده، کواکبى، رشید رضا، نائینى، شیخ فضل اللّه، سید جعفر کشفى، سید عبدالحسین لارى، امام خمینى، در کتاب هاى ادب الدنیا والدین، میزان الملوک و الطوائف و صراط المستقیم فى سلوک الخلائف اندیشه هاى اهل مدینه فاضله اوصاف الاشراف، عروة الوثقى، طبیعت استبداد، الاسلام و اصول الحکم، تنبیه الامة و تنزیه الملة و ولایت فقیه به بیان اندیشه یا نظام سیاسى اسلام پرداختند. البتّه فقهاى مسلمان از دوران آغازین اسلام به تدوین مسائل حقوق سیاسى اسلام اشتغال داشتند.
منابع. ۱. اصول علم سیاست، موریس دوورژه، ترجمه ابوالفضل قاضى شریعت پناهى، ص ۱۱. ۲. همان. ۳. مبانى علم سیاست، عبدالحمید ابوالمحمد، ج ۱، ص ۲۷. ۴. بنیادهاى علم سیاست، عبدالرحمن عالم، ص ۲۶. ۵. همان، ص ۲۹ - ۳۰. ۶. همان، ص ۳۳. ۷. روش و نظریه در علوم سیاسى، دیویدمارش و جرى استرکر، ترجمه امیر محمد حاجى یوسفى، ص ۲۴. ۸. فلسفه سیاسى، آنتونى کوئیس، مرتضى اسعدى، ص ۴۴ و ۴۸. ۹. همان، ص ۴۵. ۱۰. دولتِ عقل، حسین بشیریه، ص ۳۲. ۱۱. جامعه شناسى سیاسى، حسین بشیریه، ص ۱۹. ۱۲. بنیادهاى علم سیاسیت، ص ۲۶. ۱۳. قدرت، برتراند راسل، ترجمه نجف دریابندرى، ص ۱۲ و اصول علم سیاست، ص ۴ و علم سیاست، ص ۳۴؛ و مقدمه اى بر سیاست، هارولدج. لاسکى، تجرمه منوچهر صفا، ص ۱۰. ۱۴. بنیادهاى علم سیاسیت، ص ۳۴ - ۳۵. ۱۵. روش و نظریه در علوم سیاسى، ص ۳۰. ۱۶. همان، ص ۲۷۰. ۱۷. همان، ص ۴۷ - ۲۲۰. ۱۸. وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ بقره۱۲۴ :۱۹.إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ رعد ۱۱ . ۲۰. کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ آل عمران ۱۱۰ . ۲۱. إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ قصص۴ : ۲۲. وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ قصص ۵ :۲۳. مبانى اندیشه سیاسى اسلام، عباسعلى عمید زنجانى، ص ۲۱۵ - ۳۷۱. ۲۴. ر. ک: جامعه مدنى و حاکمیت دینى، عبدالحسین خسروپناه، فصل جایگاه احزاب در حکومت ولایى. ۲۵. بقره ۲۱۳ . ۲۶. حجرات ۱۲ . ۲۷. ر. ک: اصول سیاست و حکومت، احمد جهان بزرگى، ص ۱۷۱. ۲۸. جامعه مدنى و حاکمیت دینى، عبدالحسین خسروپناه، ص ۲۰ - ۲۱. ۲۹. مسائل اساسى علم سیاست، محمدباقر حشمت زاده، ص ۲۵. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۱۰/۱۰۰۱۰۰۸۴۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.