سیره پیامبر(ص) -رفتار پیامبر(ص) با کودکان ۱۳۹۱/۰۲/۰۹ - ۶۹۴ بازدید

ظاهراً در سیره نبوی آمده که یک بار (یا چند بار) هنگامی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به سوی مسجد برای نماز می رفتند، کودکان مدینه ایشان را به بازی دعوت کردند و حضرت هم پذیرفتند و مشغول بازی با آن ها شدند، با این که اصحاب در مسجد منتظر اقامه نماز بودند. اصل این داستان چیست و در چه منبعی آمده؟

سیره رسول­خدا(ص) در محبت به کودکان به حدی بود که علاوه بر هم­بازی شدن با آنان و نادیده گرفتن موقعیت، با فروتنی به بازی با آنها می­پرداخت و این در حالی بود که زمان نماز فرا رسیده بود و مردم در انتظار اقامه نماز به امامت ایشان بودند. در یکی از روزها که رسول­خدا(ص) به منظور خواندن نماز جماعت عازم مسجد بودند، در راه به گروهی از کودکان برخوردند که در حال بازی کردن بودند. بچه­ها با دیدن پیامبر(ص) دست از بازی کشیدند و به سوی ایشان رفتند و به پیامبر(ص) گفتند؛ «کن جملی»! شتر من باش. رسول­خدا(ص) درخواست کودکان را اجابت کردند و مشغول بازی با آنها شدند و این درحالی بود که مردم در مسجد در انتظار ایشان بودند.
بلال که در مسجد همراه مردم منتظر ورود رسول­خدا(ص) بود، با مشاهده تاخیر پیامبر(ص) به سمت خانه ایشان حرکت کرد. او در راه به رسول­خدا(ص) رسید و با دیدن صحنه بازی کردن ایشان با کودکان خواست تا بچه­ها را از اطراف ایشان دور کند؛ اما رسول­خدا(ص) مانع شدند و فرمودند: برای من دیر شدن زمان اقامه نماز از ناراحتی کودکان بهتر است. سپس از بلال خواستند تا به خانه ایشان برود و برای کودکان چیزی تهیه نماید تا به این ترتیب بچه­ها حضرت را رها کنند. بلال رفت و از منزل پیامبر(ص) تعدادی گردو پیدا کرد و به محضر ایشان بازگشت. رسول­خدا(ص) گردوها را از بلال گرفتند و به بچه­ها فرمودند: آیا شتران خود را به این گردوها می­فروشید؟ کودکان نیز با دیدن گردوها، آنها را از دست پیامبر گرفتند و ایشان را رها کردند.( وفی، سدید الدین محمد ؛ جوامع الحکایات و لوامع الروایات، تهران، نشر ابن سینا 1340ه.ش چاپ اول؛ باب دوم از قسم دوم، ص30.)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
نام نویسنده کتاب «وفی» نوشته شده که «عوفی» صحیح استله نظر می‌رسد برای تکمیل پاسخ حداقل لازم بود تاریخ کتابت کتاب (یا همان تاریخ فوت نویسنده) نیز نوشته میشد. اگر مختصری در باره ارزش سنجی مطالب کتاب هم نوشته می‌شد بسیار به جا بود. بدون این موارد پاسخ ناقص است
با توجه به اینکه اصل سوال درباره مستند این داستان است و نوشتن اشتباه نام نویسنده خطای خیلی بزرگی است.
پرسمان
سلام علیکم، بله حق با شماست بخاطر کثرت سوالات و تعجیل در جواب اشتباه لفظی پیش آمده است.
کتاب جوامع الحکایات و لوامع الروایات (به معنی گردآورده‌ای از داستان‌ها و درخشش‌هایی از بازگفته‌ها) اثر سدید الدین محمد عوفی که در حدود ۶۳۰ هجری قمری (نیمهٔ اول سده هفتم هجری) نوشته شده‌است و در ۱۳۶۳، با تصحیح و توضیح‌نویسی جعفر شعار منتشر شد.
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های دارای نکات تاریخی، اخلاقی و مذهبی پر از لطیفه‌های پارسی و کتاب گوشه‌ای از تاریخ تمدن و ادبیات جهان اسلام و ایران و یکی از بزرگترین مجموعه‌های داستانی قرن هفتم هجری قمری می‌باشد. این کتاب به عنوان مرجعی برای سایر دانشمندان و نویسندگان بعدی مورد استفاده قرار گرفته‌است.
کتاب در چهار بخش (قِسم) و مجموعاً یکصد باب تنظیم شده‌است. بخش اول شامل اتفاقات تاریخی است که از ابتدای آفرینش تا دوران خلفای عباسی پیش آمده است. مقصود نویسنده از جمع‌آوری داستان‌ها در حقیقت بیان یک رشته معارف اخلاقی و پند و اندرز بوده‌ است.
سدید الدین محمد عوفی تاریخ‌نگار، زندگی‌نامه نویس، مترجم و ادیب خراسانی که در اواخر سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم هجری، می‌زیست. او به محمدبن محمد عوفی بخاری نیز مشهور و ملقب است به سدیدالدین یا نورالدین

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.