سیر و سفر در اسلام ۱۳۹۳/۰۴/۰۸ - ۹۲۹ بازدید

مسافرت، دنیاى جدیدى را به روى مسافر مى گشاید، دنیایى که پیش از آن، چیزى درباره آن نمى دانست و یا هر چه داشت ساخته و پرداخته ذهن و خیال او بود، با سفر کردن این ذهنیت به عینیت و آن خیال به واقع تبدیل مى

مسافرت، دنیاى جدیدى را به روى مسافر مى گشاید، دنیایى که پیش از آن، چیزى درباره آن نمى دانست و یا هر چه داشت ساخته و پرداخته ذهن و خیال او بود، با سفر کردن این ذهنیت به عینیت و آن خیال به واقع تبدیل مى شود.
سفر; شناخت انسان را از جهان توسعه مى دهد.
سفر; انسان را از محیط بسته و محدودش به محیطى وسیعتر و گسترده تر مى برد.
سفر; به زندگى معنایى دیگر مى دهد و به آن عمق مى بخشد.
سفر; انسان را جهاندیده و با تجربه مى سازد.
سفر; معلّم و پندآموزى قوى و مؤثر است که دانشجویش مسافر و کتابش جهانِ طبیعت و صفحه آثار هستى و درسش آینده نگرى و هدفش حرکت در مسیر زندگانى بهتر است.
سفر; نشان از حس کنجکاوى انسان براى کشف و شناسایى مجهولات دارد.
سفر; از سه عنصر سلامتى، فراست و روشنایى ترکیب یافته و این کلمه رمزى است از این سه و آن سه ارمغانى است براى مسافر.
در سفر است که با اقوام و ملتها و فرهنگهاى گوناگون آشنایى بدست مى آید.
در سفر با گذشته تاریخ پیوند مى خوریم.
در سفر با قدرت و عظمت جهان که از آثار صنع صانع قدیر و عظیم و حکیم و علیم است بیشتر آشنا مى شویم.
در سفر به تواناییهاى خود و نقاط قوت و ضعف خویش، آگاهى مى یابیم.
در سفر همراهان را به خوبى مى توان شناخت.
به هر حال در هر سفرى راهى هست و راهروى و مقصدى در پیش، و توشه اى لازم و هر یک را چند و چونى است و آدابى چند، که به بیان آن مى پردازیم.
انواع سفر:
مسافرت با توجه به انگیزه ها و اهدافى که مسافر دارد تقسیمات مختلفى مى یابد و با توجه به آثار و اهداف مسافرت تقسیماتى دیگر پیدا مى کند.
بطور کلى مى توان مسافرت را به دو قسم تقسیم نمود:
1 ـ سفر ظاهرى
2 ـ سفر معنوى
مقصود از سفر ظاهرى، حرکت و جابجایى ظاهرى انسان از مکانى به مکان دیگر است و منظور از سفر معنوى; سیر و سلوک و انتقال روح انسانى است از حالات ظلمانى به حالات نورانى، و دارا شدن سنخیت لازم براى پیوند با معشوق ازل و ابد و انبیا و اولیا.
سفر ظاهرى خود تقسیماتى دارد که از این قرار است:
1 ـ سفر براى تحصیل علم و دانش «علوم الهى یا علوم بشرى».
2 ـ سفر براى کار، تحقیق وپژوهش و بررسى و مطالعه آثار گذشتگان و نیز مطالعه و بررسى بر روى اقوام و ملیتها و فرهنگهاى مختلف، و یا مطالعه در طبیعت و جهان هستى و...
3 ـ سفر براى حفظ دین و ایمان:
گاه براى فرد یا افرادى، زندگى در مکانى، موجب ضایع شدن و از بین رفتن دین و ایمان آنها مى شود، لذا تصمیم به هجرت و سفر به نقطه اى دیگر مى گیرد، جایى که این خطر یا نباشد یا کمتر باشد، نمونه روشن آن در صدر اسلام، مهاجرت مسلمانان از مکه به حبشه است.
4 ـ سفر براى تبلیغ دین.
مانند سفرهاى فضلا و روحانیون محترم به نقاط مختلف داخل یا خارج از کشور.
5 ـ سفر براى تجارت.
6 ـ سفر براى سیاحت.
7 ـ سفر براى زیارت.
اهداف سفر:
امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: از وصایاى پیامبر عزیز اسلام (صلى الله علیه وآله) به حضرت على (علیه السلام) این بود که:
اى على، سزاوار نیست انسان خردمند سفر نماید مگر در سه مورد (و براى یکى از این سه هدف):
1 ـ براى ترمیم معاش (تأمین زندگى خویش) یعنی کار.
2 ـ توشه اندوزى براى آخرت (با انجام سفرهاى واجب و مستحب).
3 ـ براى لذت حلال (تفریح). (عن الصادق (علیه السلام) عن آبائه فى وصیّة النبىّ (صلى الله علیه وآله) لعلىّ (علیه السلام) قال: یا علىّ لاینبغی للرّجل العاقل اَن یکون طاعِناً الاّ فی ثلاث: مرّمة لمعاش أو تزود لمعاد أو لذة فی غیر محرّم. وسائل الشیعه، ج8، ص248، روایت 2; و نیز نگاه کنید به روایت1، ص249، روایت 6 و 7).
آثار و فواید مسافرت:
1 ـ صحت و تندرستى:
رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمود: سفر کنید تا تندرست باشید. (وسائل الشیعه، ج8، ص250، قال رسول الله (صلى الله علیه وآله): سافِروا تصِحّوا).
امام سجاد (علیه السلام) فرموده اند: به حج و عمره بروید تا بدنهاى شما سالم بماند. (همان، ص5، قال على بن الحسین (علیهما السلام): حجّوا و اعتمروا تصّح أبدانکم. و ص9، قال على بن الحسین (علیهما السلام): حجّوا واعتمروا تصحّ أجسامکم).
2 ـ پند آموزى و عبرت گیرى
با مسافرت و مطالعه و بررسى آثار بجامانده از گذشتگان، انسان به بىوفایى دنیا و زوال قدرتها و مقامها پى مى برد و نیز به عاقبت نافرجامِ ستمگران و ظالمان آگاهى مى یابد و همه اینها براى او درس عبرت و پندى آموزنده مى گردد که مبادا همان راه را برود و آنچنان به زر و زینت دنیا و پُستهاى آن دل خوش کند که گذشتگان کردند. یکى از دلایل ترغیب به سفر، در قرآن همین است:
قرآن کریم: } قُلْ سِیرُوا فِی الاْرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ (نمل: 69، نکـ : آل عمران: 137، انعام: 11، نحل: 36، عنکبوت: 20، روم: 42).
3 ـ آشنایى بیشتر با عظمت و قدرت پروردگار متعال
با دیدن وسعت جهان (آنهم در کره خاکى) و زیبائیهاى گوناگون و عجایب و شگفتیهاى فراوان آن بیشتر در برابر خالق متعال سرِ خضوع و خشوع فرود مى آوریم:
سعدى گفته است:
اگر مطالعه خواهد کسى، بهشت برین را *** بیا مطالعه کن، گو، به نوبهار زمین را
شگفت نیست اگر از طین به درکند گل نسرین *** همان که صورتِ آدم کند سُلاله طین را
4 ـ آشنایى با فرهنگها و ملیت هاى مختلف
خداوند در قرآن فرموده است: ما شما را از نرى و ماده اى آفریدیم و شما را جماعت ها و قبیله ها قرار دادیم تا با یکدیگر آشنا شوید.( حجرات: 13). طبیعى است یکى از راههاى تحقّق این هدف و یا مقدمه آن، مسافرت است.
5 ـ سود مادى (ازدیاد رزق وروزى)
امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «به حج و عمره بروید تا تندرست باشید و رزق شما توسعه یابد» (وسائل الشیعه، ج8، ص5 و 9).
یکى از راههاى ارتباط با اقوام دیگر، رابطه اقتصادى و تجارى است که معمولاً از طریق سفر حاصل مى گردد و عایدات و منافعى را به دو طرف معامله (افراد باشند یا ملّتها و یا دولتها) مى رساند.
در شعرى منسوب به امیرمؤمنان على بن ابى طالب (علیه السلام) چنین آمده است:
(اگر در شهرى دچار تنگى روزى شدى و امیدى به توسعه آن نداشتى، کوچ کن (وراه سفر پیش گیر) چرا که زمین پروردگار وسیع و طول و عرض آن زیاد و از مشرق تا مغرب است. دیوان منسوب به امام على (صلى الله علیه وآله)، ص36:
و اذا رأیت الرّزق ضاقَ ببلدة *** و خشیتَ فیها اَن یضیق المکسب
فارْحَل فأرض اللهِ واسعة الفضا *** طولا و عرضاً، شرقها و المغرب
به مناسبت، در همین جا چند بیت شعر دیگر که منسوب به حضرت امیر (علیه السلام) است مى آوریم:
(از وطن خویش بدنبال کسبِ کمال بیرون برو و راه غربت و سفر را در پیش گیر; زیرا که در سفر پنج فایده نهفته است:
1 ـ روحیه انسان با نشاط مى شود.
2 ـ سود مادى براى تأمین زندگى در پى دارد.
3 ـ به انسان علم و آگاهى مى بخشد.
4 ـ آداب و سنّتها را مى آموزد.
5 ـ با انسانهاى بزرگوار، دوست و آشنا و همراه مى گردد.
اگر بگویى: سفرکردن، خوارى و ذلت، و رنج و محنت به همراه دارد و
پیمودن بیابانها و به جان خریدن سختیها و دشواریها را در پیش دارد، پاسخ این
است که:
براى جوانمرد، مرگ، بهتر از ماندن و زندگى کردن در بین سخن چینان و بدگویان و حسودان است (دیوان منسوب به امام على (علیه السلام)، ص45:
تَغرَّبْ عن الأوطان فی طلبِ الْعُلى *** و سافِر ففی الأسفارِ خمس فوائد
تفرّجُ هَمٍّ وَاکْتِسابُ مَعیشة *** و علمٌ و آدابٌ و صُحْبةُ ماجد
فان قیل فی الأسفار ذلٌّ و مِحنةٌ *** و قَطْعُ الفیافى و ارتکابُ الشدائد
فموتُ الفتى خیرٌ له من قیامهِ *** بدار هَوان بین واش و حاسد
با مطالبی که بیان شد، علت اهتمام اسلام به مسافرت و سفر مشخص شد و با انواع مسافرتها نیز آشنا شدیم. و دانستیم که سفر کاری نیز می تواند به عنوان مسافرت تلقی شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.