شأن نزول سوره تحریم ۱۳۹۱/۱/۲۰ - ۲۳ بازدید

درپاسخ به نکات ذیل توجه کنید :
درپاسخ به نکات ذیل توجه کنید :
۱-در شان نزول آیات مورد پرسش روایات زیادى در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است که مشهورتر و مناسبتر از همه این است که پیامبر ص گاه که نزد زینب بنت جحش (یکى از همسرانش) مى رفت زینب او را نگاه مى داشت و از عسلى که تهیه کرده بود خدمت پیامبر ص مى آورد، این سخن به گوش عایشه رسید، و بر او گران آمد، مى گوید: من با حفصه (یکى دیگر از همسران پیامبر ص) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر ص نزد یکى از ما آمد فورا بگوئیم آیا صمغ مغافیر خورده اى؟! ( مغافیر صمغى بود که یکى از درختان حجاز به نام عرفط (بر وزن هرمز) تراوش مى کرد و بوى نامناسبى داشت) و پیامبر ص مقید بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزى پیامبر ص نزد حفصه آمد، او این سخن را به پیامبر ص گفت، حضرت فرمود: من مغافیر نخورده ام، بلکه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم، و من سوگند یاد مى کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روى گیاه نامناسبى و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولى این سخن را به کسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و به گویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خود تحریم کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند، و یا به گوش زینب برسد و او دل شکسته شود).
ولى سرانجام او این راز را افشا کرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه اى بوده است، پیامبر ص سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر ص تکرار نشود) .
در بعضى از روایات نیز آمده است که پیامبر ص بعد از این ماجرا یک ماه از همسران خود کناره گیرى کرد و حتى شایعه تصمیم آن حضرت ص نسبت به طلاق آنها منتشر شد، به طورى که سخت به وحشت افتادند و از کار خود پشیمان شدند.
۲- آیات فوق در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه اى، و براى حفظ حیثیت پیامبرش.
نخست روى سخن را به خود پیامبر ص کرده مى گوید: اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود تحریم مى کنى؟! (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ).
معلوم است که این تحریم، تحریم شرعى نبود، بلکه به طورى که از آیات بعد استفاده مى شود سوگندى از ناحیه پیامبر ص یاد شده بود و مى دانیم که قسم خوردن بر ترک بعضى از مباحات گناهى ندارد.
بنا بر این جمله لِمَ تُحَرِّمُ (چرا بر خود تحریم مى کنى؟) به عنوان عتاب و سرزنش نیست بلکه نوعى دلسوزى و شفقت است.
درست مثل این که ما به کسى که زحمت زیاد براى تحصیل درآمد مى کشد و خود از آن بهره چندانى نمى گیرد، مى گوئیم چرا اینقدر به خود زحمت مى دهى، و از نتیجه این زحمت بهره نمى گیرى؟.
سپس در پایان آیه مى افزاید: خداوند غفور و رحیم است (وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ).
این عفو و رحمت نسبت به همسرانى است که موجبات آن حادثه را فراهم کردند که اگر راستى توبه کنند مشمول آن خواهند بود، یا اشاره به این است که اولى این بود که پیامبر ص چنین سوگندى یاد نمى کرد کارى که احتمالا موجب جرأت و جسارت بعضى از همسران حضرت ص مى شد.
در آیه بعد اضافه مى کند: خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته است (قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ) و به این ترتیب که کفاره قسم را بدهید و خود را آزاد سازید.
البته اگر سوگند در موردى باشد که ترک کارى رجحان دارد باید به سوگند عمل کرد، و شکستن آن گناه است، و کفاره دارد. اما اگر در مواردى باشد که ترک آن عمل مرجوح باشد (مانند آیه مورد بحث) در این صورت شکستن آن جایز است، اما براى حفظ احترام قسم بهتر است کفاره نیز داده شود .
سپس مى افزاید: خداوند مولاى شما و حافظ و یاور شما است و او علیم و حکیم است (وَ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ).
لذا او راه نجات از این گونه سوگندها را براى شما هموار ساخته، و طبق علم و حکمتش مشکل را براى شما گشوده است.
از روایات استفاده مى شود که پیامبر ص بعد از نزول این آیه برده اى آزاد کرده و آنچه را بر خود از طریق قسم حرام کرده بود حلال نمود.
در آیه بعد، شرح بیشترى پیرامون این ماجرا داده، مى فرماید: به خاطر بیاورید هنگامى را که پیامبر ص یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى او رازدارى نکرد و به دیگران خبر داد، و خداوند پیامبرش را از این افشاى سر آگاه ساخت، او قسمتى از آن را براى همسرش بازگو کرد و از قسمت دیگرى خوددارى نمود (وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ).
این چه رازى بود که پیامبر ص به بعضى از همسران خود گفت که او رازدارى نکرد؟، مطابق آنچه در شان نزول گفتیم و این راز مشتمل بر دو مطلب بود: یکى نوشیدن عسل نزد همسرش زینب بنت جحش، و دیگرش تحریم نوشیدن آن بر خود در آینده بود، و منظور از همسر غیر رازدارش در این آیه حفصه بود، که او این سخن را شنید و به عایشه بازگو کرد.
پیامبر ص چون از طریق وحى، از این افشاى راز، آگاه شده بود، قسمتى از آن را به حفصه فرمود، و براى آنکه او زیاده شرمنده و خجل نشود از ذکر قسمت دیگرى خوددارى کرد (ممکن است قسمت اول، اصل نوشیدن عسل باشد و قسمت دوم تحریم آن بر خویشتن).
به هر حال هنگامى که پیامبر ص این افشاى سر را به او (حفصه) خبر داد او گفت: چه کسى تو را از این موضوع آگاه کرد؟ (فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا).
گفت: خداوند دانا و آگاه مرا با خبر ساخت (قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ).
از مجموع این آیه برمى آید که بعضى از همسران پیامبر ص نه تنها او را با سخنان خود ناراحت مى کردند، بلکه مساله رازدارى که از مهمترین
شرائط یک همسر باوفا است نیز در آنها نبود، اما به عکس، رفتار پیامبر ص با آنها با تمام این اوصاف چنان بزرگوارانه بود که حتى حضرت حاضر نشد تمام رازى که او افشا کرده بود به رخ او بکشد، تنها به قسمتى از آن اشاره کرده و لذا در حدیثى از امیر مؤمنان على ع آمده است:
ما استقصى کریم قط، لان اللَّه یقول عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ؛ افراد کریم و بزرگوار هرگز در مقام احقاق حق شخصى خویش تا آخرین مرحله، پیش نمى روند، زیرا خداوند در اینجا براى پیامبر ص مى فرماید: او قسمتى را خبر داد و از قسمتى خوددارى کرد
سپس روى سخن را به این دو همسر که در توطئه بالا دست داشتند کرده مى گوید: اگر شما از کار خود توبه کنید، و دست از آزار پیامبر ص بردارید به سود شما است، زیرا دلهاى شما با این عمل از حق منحرف گشته، و به گناه آلوده شده (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما).
منظور از این دو نفر به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت، حفصه و عایشه است که به ترتیب دختران عمر و ابو بکر بودند.
صغت از ماده صغو (بر وزن عفو) به معنى متمایل شدن به چیزى است لذا مى گویند: صغت النجوم یعنى ستارگان، متمایل به سوى مغرب شدند، به همین جهت واژه اصغاء، به معنى گوش فرا دادن به سخن دیگرى آمده است، و منظور از صَغَتْ قُلُوبُکُما در آیه مورد بحث، انحراف دلهاى آنها از حق به سوى گناه بوده است .
سپس اضافه مى کند: اگر شما دو نفر بر ضد او دست به دست هم دهید کارى از پیش نخواهید برد، چرا که خداوند مولى و یاور او است، و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان نیز بعد از آنها پشتیبان او هستند وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهِیرٌ).
این تعبیر، نشان مى دهد که تا چه حد این ماجرا در قلب پاک پیامبر ص و روح عظیم او تاثیر منفى گذاشت، تا آنجا که خداوند به دفاع از او پرداخته و با اینکه قدرت خودش از هر نظر کافى است، حمایت جبرئیل و مؤمنان صالح و فرشتگان دیگر را نیز اعلام مى دارد.
قابل توجه اینکه: در صحیح بخارى از ابن عباس نقل شده که مى گوید: از عمر پرسیدم آن دو نفر از همسران پیامبر ص که بر ضد او دست به دست داده بودند چه کسانى بودند؟ عمر گفت: حفصه و عایشه بودند، سپس افزود: به خدا سوگند ما در عصر جاهلیت براى زنان چیزى قائل نبودیم تا اینکه خداوند آیاتى را در باره آنان نازل کرد، و حقوقى براى آنان قرار داد، (و آنها جسور شدند) .
در تفسیر در المنثور نیز همین معنى، ضمن حدیث مفصلى از ابن عباس
نقل شده، و در آن حدیث آمده است که عمر مى گوید: بعد از این ماجرا آگاه شدم که پیامبر ص از تمام همسرانش کناره گیرى کرده، و در محلى بنام مشربه ام ابراهیم اقامت گزیده، خدمتش رسیدم، و عرض کردم: اى رسول خدا! آیا همسرانت را طلاق گفتى؟ فرمود: نه، گفتم: اللَّه اکبر، ما جمعیت قریش پیوسته بر زنانمان مسلط بودیم، اما هنگامى که به مدینه آمدیم جمعى را دیدیم که زنانشان بر آنان مسلطند زنان ما نیز از آنها یاد گرفتند! روزى دیدم همسرم با من مشاجره مى کند، من این عمل او را عجیب و زشت شمردم، گفت: چرا تعجب مى کنى؟ به خدا همسران پیامبر ص هم با پیامبر ص چنین مى کنند! حتى گاه از او قهر مى نمایند، و من به دخترم حفصه سفارش کردم که هرگز چنین کارى را نکند و گفتم اگر همسایه ات (منظور عایشه است) چنین مى کند تو نکن، زیرا شرائط او با تو متفاوت است .
در باره صالح المؤمنین بحثى داریم که در نکات به خواست خدا خواهد آمد.
در آخرین آیه مورد بحث خداوند روى سخن را به تمام زنان پیامبر ص کرده، با لحنى که خالى از تهدید نیست مى فرماید: هر گاه او شما را طلاق گوید امید مى رود که پروردگار به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عبادت کننده و مطیع فرمان خدا زنانى غیر باکره و باکره (عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْکاراً).
به این ترتیب به آنها هشدار مى دهد تصور نکنند که پیامبر هرگز آنها را
طلاق نخواهد داد، و نیز تصور نکنند که اگر آنها را طلاق دهد همسرانى بهتر از آنان جانشین آنها نمى شود، دست از توطئه و مشاجره و آزار بردارند، و گرنه از افتخار همسرى پیامبر براى همیشه محروم مى شوند. و زنانى بهتر و با فضیلت تر جاى آنها را خواهند گرفت!.
تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص: ۲۷۱ .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سوره تحریم
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۱)
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ (۲)
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ (۳)
ترجمه:
۱- اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى کنى، و خداوند غفور و رحیم است.
۲- خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولاى شماست و او عالم و حکیم است.
۳- به خاطر بیاورید هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد گفت چه کسى تو را از این راز آگاه ساخته؟ فرمود خداى عالم و آگاه مرا آگاه ساخت
شان نزول:
در شان نزول آیات فوق روایات زیادى در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است که ما از میان آنها آنچه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى رسد انتخاب کرده ایم و آن اینکه:
پیامبر ص گاه که نزد زینب بنت جحش (یکى از همسرانش) مى رفت زینب او را نگاه مى داشت و از عسلى که تهیه کرده بود خدمت پیامبر ص مى آورد، این سخن به گوش عایشه رسید، و بر او گران آمد، مى گوید: من با حفصه (یکى دیگر از همسران پیامبر ص) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر ص نزد یکى از ما آمد فورا بگوئیم آیا صمغ مغافیر خورده اى؟! ( مغافیر صمغى بود که یکى از درختان حجاز به نام عرفط (بر وزن هرمز) تراوش مى کرد و بوى نامناسبى داشت) و پیامبر ص مقید بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزى پیامبر ص نزد حفصه آمد، او این سخن را به پیامبر ص گفت، حضرت فرمود: من مغافیر نخورده ام، بلکه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم، و من سوگند یاد مى کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روى گیاه نامناسبى و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولى این سخن را به کسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و به گویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خود تحریم کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند، و یا به گوش زینب برسد و او دل شکسته شود).
ولى سرانجام او این راز را افشا کرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه اى بوده است، پیامبر ص سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر ص تکرار نشود) .
در بعضى از روایات نیز آمده است که پیامبر ص بعد از این ماجرا یک ماه از همسران خود کناره گیرى کرد و حتى شایعه تصمیم آن حضرت ص نسبت به طلاق آنها منتشر شد، به طورى که سخت به وحشت افتادند و از کار خود پشیمان شدند.
ر. ک : تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص: ۲۷۲
موفق باشید.
میهمان
به نام خداوند بخشنده مهربان

ای پیغمبر گرامی برای چه آن را که خدا بر تو حلال فرمود تو بر خود حرام می‌کنی تا زنانت را از خود خشنود سازی؟ در صورتی که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است (بر هیچ کس خصوص بر تو رسول گرامیش سخت نخواهد گرفت. در تفسیر وارد است که روزی حَفْصه با اجازه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به خانه پدرش عمر رفت، پیغمبر با ماریه در حجره حَفْصه خلوت کرد. ناگه او رسید و غوغا انگیخت که تو در حجره من با کنیزی خلوت کردی و آبروی مرا نزد زنانت بردی. حضرت برای خشنودی او فرمود: من ماریه را بر خود حرام کردم ولی این سرّ نزد تو است با هیچ کس مگوی. او به فور عایشه را هم آگه ساخت، او هم با رسول راجع به ماریه گفتگو کرد. حضرت سوگند خورد که ماریه را ترک گوید. آن دو زن شاد شدند و این آیه نازل گردید). ( ۱ )

خدا مقرر کرد برای شما که سوگندهای خود را (به کفّاره) بگشایید، و خدا مولای شما بندگان (و حکمش نافذ) است و هم او (به هر چیز عالم) دانا و به حکمت (تمام امور خلق) آگاه است.


****************
تفسیر الهی قمشه ای
******************
اینم لینکش :
http://quran.anhar.ir/tarjome-۷۵۸۰.htm
میهمان
سلام علیکم باسپاس ازمحتویات تفسیر کاش نظرات اهل سنت وپاسخ به انان دررابطه باجعلیات مربوط اورده می شد

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.