شاخصه های اخلاقی ورزشکار مسلمان ۱۳۹۱/۴/۱۳ - ۲۷ بازدید

موضوع اخلاق در ورزش رابطه بین دوطرف است و رابطه صرفاً رابطه با رقیب محسوب نمی‌شود. موضوع اخلاق رابطه با هم تیمی و حتی با خود هم هست.
موضوع اخلاق در ورزش رابطه بین دوطرف است و رابطه صرفاً رابطه با رقیب محسوب نمی‌شود. موضوع اخلاق رابطه با هم تیمی و حتی با خود هم هست. هیچ قانون ورزشی نمی تواند به یک بازیکن فوتبال بگوید چگونه با یار خودی رفتار کند و چگونه حب و بغضهای شخصی را در رابطه ای ورزشی و انسانی که با هم تیمی اش دارد دخالت ندهد. این وظیفه اخلاق است که در تنظیم این روابط کوشش می کند.
از سوی دیگر معرفت اخلاقی علاوه بر آنکه از جنس ارتباط است از جنس معرفت هم هست یعنی چیزی بر معارف ما می‌افزاید. اینکه در یک مسابقه تنها یک تیم قهرمان می شود و اینکه ورزش علاوه بر قهرمانی کارکردهایی دیگر برای سلامت روح و جسم دارد و اینکه ورزش یک زندگی فشرده شده است همه معارفی هستند که هرچند تأثیرات اخلاقی زیادی دارند اما بیش و پیش از آن، اینها بر معرفت ما می افزایند. معرفتی که بسی به کار ما می آید.
ورزش غیرحرفه ای البته شاید به اندازه ورزش حرفه ای به اخلاق نگاه ویژه نداشته باشد. اخلاق حرفه ای اخلاق یک پیشه و یک حرفه است و همانطور که تجارت، اقتصاد، فکر ، تکنولوژی، پزشکی و رسانه نیز به اخلاقی خاص خود نیاز دارند ورزش حرفه ای نیز بدین اخلاق نیاز دارد. در این میان دغدغه متفکران اخلاق ورزش حرفه ای آن است که به معیارها و کدهایی اخلاقی توسل جویند که میان همه فرهنگها و هویتها مشترک است هرچند که پاره ای معتقد هستند این امید را باید کمرنگ کرد چرا که تفاوتهای فرهنگی تأثیر خود را بر تفاوتهای معیارهای اخلاقی ورزش حرفه ای هم خواهند گذاشت.
با این همه مدافعان یک اخلاق ورزش حرفه ای عام و جهانشمول تأکید دارند اگر معیاری بتواند این جهانشمولی را به وجود آورد همان قاعده طلایی است. بر طبق این قاعده کاری را که نمی خواهی با تو بکنند با دیگری مکن. به نظر این افراد این قاعده است که نه تنها همه ورزشکاران حرفه ای باید بر طبق آن رفتار کنند که اینگونه هم رفتار می کنند.
به طور مثال اگر فوتبالیستها از قاعده بازی جوانمردانه پیروی می کنند مبتنی بر قاعده طلایی است و از آن پیروی می کنند. این قاعده با گونه ای فایده گرایی هم قابل توجه است. اینکه اگر تو به این حرکت دست نزنی طرف مقابل تو هم همین شیوه را اتخاذ خواهد کرد.

«ویژگی های یک ورزشکار مسلمان»
- ایمان: اولین خصوصیت یک ورزشکار مسلمان، ایمان و تقوای اوست. نیرومند بودن به تنهایی از نظر اسلام ارزشی ندارد. آن چه معیار ارزش است، تقوا است. در روایات اسلامی به دانش پژوهی ورزشکار اهمیت داده شده است.
احادیث و آیات:
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: (إنّ اکرمکم عندالله أتقاکم - گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست. حجرات ۱۳).
البته انسان پرهیزکار و با ایمان، هر چه قوی تر و نیرومندتر باشد، بهتر است، اما قوی بودن به تنهایی کافی نبوده و ملاک ارزش نخواهد بود؛ از این رو در حدیث نبوی می خوانیم: (المومن القوی خیر و احب من المومن ضّعیف - شخص با ایمان قوی و نیرومند، از شخص با ایمان ضعیف بهتر و دوست داشتنی تر است).
در این حدیث، ابتدا کلمه المومن آورده شده و سپس کلمه القوی یا الضّعیف، و انسان با ایمان با یک انسان با ایمان دیگر مقایسه شده است، نه با یک انسان فاقد ایمان، زیرا انسان فاقد ایمان، ارزشی ندارد.
نکته جالب توجه، این که انسان با ایمان اگر نیرومند و سالم باشد، می تواند منشا آثار خیر بیش تری باشد و حتی بهتر و بیش تر عبادت کند و یا جهاد نماید. در این جا توجه شما را به قسمتی از رهنمودهای امام خمینی (ره) در این خصوص جلب می نمایم:
آن چه که پشتوانه ملت است، پشتوانه اسلام است. آن مردهای با ایمان هستند، ورزش کاران با ایمان هستند، روحانی با ایمان و دانشگاهی با ایمان و ... این ها می توانند پشتوانه یک ملت باشند و نگذارند دست های خائنانه همه چیز ما را ببرند، قدرت مادّی ما، قدرت معنوی ما را از بین ببرند.
ایشان در ضمن بیان وظیفه ورزش کاران فرمودند:
ورزش کاران دو وظیفه دارند: یکی ورزش جسمانی برای قوه پیدا کردن و قدرت پیدا کردن ... یکی هم پرورش روحانی، که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود، آن وقت قدرت جسمانی اش مضاعف می شود. شما کوشش کنید که آن قدرت را هم که قدرت الهی است، قدرت هم به برکت اسلام و به برکت مولا امیرالمومنین علیه السلام در شما پیدا شود. که یک مرد روحانی قوی و جسمانی قوی بشوید، که هم جانب روحتان قوی باشد و هم جانب جسمتان قوی باشد.
۲- امین بودن: ورزش کار مسلمان باید امین باشد. در مواردی از آیات قرآنی، قوی بودن با امین بودن قرین شده و گویا مکمّل یکدیگر دانسته شده اند.
یکی از آن موارد، داستان حضرت موسی علیه السلام و دختران حضرت شعیب علیه السلام است. وقتی صفورا، دختر حضرت شعیب علیه السلام می خواهد حضرت موسی علیه السلام را برای استخدام شدن به پدر خود پیش نهاد کند، به دو ویژگی مثبت وی اشاره نموده و می گوید:
(یا ابت استاجره انّ خیر من استاجرت القوی الامین - پدرجان! موسی را استخدام نما، زیرا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، کسی است که قوی و امین باشد. قصص ۲۶). به طور کلی اگر کسی قوی باشد، ولی امین نباشد، از کسی که ضعیف است، ولی امین است، خطرناک تر خواهد بود.
مورد دیگر، داستان حضرت سلیمان و بلقیس است. آن جا که حضرت سلیمان می خواهد به سرعت تخت بلقیس را از سرزمین سبا به کاخ خود بیاورد، می گوید: کدام یک از شما درباریان، تخت بلقیس را قبل از آن که تسلیم امر من شوند، نزد من خواهد آورد؟ عفریتی از جن می گوید:
(انا اتیک به قبل ان تقوم من مقامک - من پیش از این که از جایت بلند شوی، آن را نزد خواهم آورد. نمل ۳۹). و آن گاه اضافه می کند: (و انی علیه لقوی امین - و من بر این کار، قوی و امین هستم. نمل ۳۹). و بدین ترتیب، خود را قوی و امین معرفی نموده و قوّت را در کنار امانت به کار می برد.
۳- دانش و بینش: ورزشکار مسلمان باید دارای دانش و بینش وسیع باشد. ورزش کار مسلمان، همچنان که از نظر جسمی، قوی و نیرومند است، از جهت علمی نیز باید توانا و نیرومند باشد. متاسفانه اکثر ورزش کاران مسلمان، از این نکته غافل بوده و هنگامی که وارد گود ورزش می شوند، درس، بحث، مطالعه و تحقیق را کنار می گذارند. نیرومندی بدنی و علمی برای یک انسان، بسان دو بال برای یک پرنده اند. پرنده هنگامی می تواند اوج گیرد که دو بال نیرومند داشته باشد، و داشتن یک بال- هر چند قوی و نیرومند- برای او کافی نیست. در قرآن حکیم، در این خصوص چنین می خوانیم: (و زاده بسطة فی العلم و الجسم - و او را [طالوت را] در دانش و قوت جسم فزونی بخشیده است. بقره ۲۴۷).
درباره حضرت داوود علیه السلام نیز که جوانی نیرومند و با ایمان بوده و به همین مناسبت توانسته بود بزرگ ترین رهبر کافران را به قتل رساند، می فرماید: (و قتل داوود جالوت و اتاه الله الملک و الحکمة و علّمه ممّا یشاء - و داوود، جالوت را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشید، و از آن چه می خواست به او تعلیم داد. بقره ۲۵۱).
همچنین در باره او می فرماید: (وشددنا ملکه و اتیناه الحکمة - ما پایه حکومت او را محکم ساختیم و به او دانش دادیم. ص ۲۰). چنان که ملاحظه می شود، داوود علیه السلام از ایمان و قدرت بدنی کافی برخوردار بوده است؛ بنابراین، لازم است که از نظر علم و دانش هم به اندازه کافی نیرومند شود، تا آمادگی رهبری را پیدا کند. خداوند این علم و دانش را نیز خود به او تعلیم داده و ارزانی می دارد.
گویا از نظر قرآن، نوعی ارتباط بین کمال جسمانی و آمادگی، جهت کسب دانش، بینش، حکومت و قضاوت وجود دارد؛ از این رو درباره برخی از پیامبران بزرگ چنین می فرماید: (و لمّا بلغ اشدّه اتیناه حکما و علما - و هنگامی که [یوسف] به مرحله بلوغ و قوّت رسید، ما حکم و علم به او دادیم. یوسف ۲۲). (و لما بلغ اشدّه و استوی اتیناه حکما و علماً - هنگامی که [موسی] نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم. قصص ۱۴).
همچنین در قرآن می خوانیم: وقتی حضرت سلیمان به درباریان خود می گوید: چه کسی تخت بلقیس را قبل از آن که تسلیم امر من شود، نزد من خواهد آورد؟ عفریتی از جن می گوید: من پیش از این که از جایت بلند شوی، آن را نزد تو خواهم آورد، ولی کسی که دارای قدرت فوق العاده ای است می گوید: (انا اتیک به قبل آن یرتدّ الیک طرفک - من پیش از آن که چشم بر هم زنی، آن را بدین جا خواهم آورد. نمل ۴۰). و چنین نیز می کند. خداوند در قرآن این شخص توانا را دارای دانش معرفی نموده و می فرماید: (قال الّذی عنده علم من الکتاب - و آن کسی که به علم و دانش کتاب [الهی] دانا بود گفت. نمل ۴۰).
در روایات اسلامی نیز به دانش پژوهی ورزش کار اهمیت داده شده است؛ به عنوان نمونه، می بینیم در حدیث نبوی نه تنها آموزش کتابت و سواد یکی از وظایف پدر نسبت به فرزند پسر، دانسته شده، بلکه بر آموزش دو ورزش شنا و تیراندازی، که این دو نیز از وظایف پدر می باشند مقدّم شده است: (حقّ الولد علی والده آن یعلمه الکتابة و السّباحة و الرّمایة و ان لا یرزقه الا طیّبا - حق فرزند [پسر] برعهده پدرش این است که به او نوشتن و شنا کردن و تیراندازی نمودن را آموزش داده و جز از راه حلال، روزی او را تامین نکند. وسائل الشیعه ج ۲۱ ص ۴۷۴).
در کتاب گفتار وعّاظ، به نقل از کتاب معالم الزّلفی سیّدهاشم بحرینی (ره) آمده است:
امام حسن و امام حسین علیهما السلام در سنین کودکی نزد حضرت علی علیه السلام آمده، از وی خواستند بین آن ها در کشتی گرفتن قضاوت کند. آن حضرت فرمود: به جای این کار بروید خط بنویسید.
شاید آن حضرت خواسته با این برخورد، به فرزندان خود بفهماند که آن چه از زور بازو مهم تر است، علم و هنر باشد، نه این که بخواهد کشتی را نفی کند، زیرا می دانیم آن ها در حضور رسول خدا صلی الله علیه و اله با یکدیگر کشتی می گرفتند و آن حضرت نیز به تشویقشان می پرداخت.
۴- سبقت در کار خیر: به طور معمول پیشی گرفتن و برنده شدن در مسابقات و رقابت های ورزشی، برای ورزش کاران از اهمیت خاصی برخوردار است، که البته اشکالی هم ندارد، ولی ورزشکار مسلمان باید به مسابقه در امور خیریّه و برنده شدن در آنها، بیش از برنده شدن در مسابقات ورزشی اهمیت بدهد. خداوند متعال در قرآن، در باره ایمان آورندگان می فرماید: (اولئک یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون - آن ها در سعادت و خیرات تعجیل می کنند، و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت می جویند. مؤمنون ۶۱).
همچنین در توصیف پیامیرانی همچون ابراهیم، لوط، اسحق، یعقوب، نوح، داود، سلیمان، ایّوب، اسماعیل، ادریس، ذوالکفل، یونس و زکریّا علیهم اسلام می فرماید: (انّهم کانوا یسارعون فی الخیرات؛
آن ها در کارهای خیر تعجیل می کردند. انبیا ۹۰).
۵- حمایت از مظلوم: ورزش کار نباید به منظور زور گویی به دیگران و دست یافتن به آن چه حق او نیست ورزش کند، بلکه باید از زورگویی پرهیز نموده و دارای روحیه دفاع از مظلوم در برابر ظالم باشد. حضرت علی علیه السلام در وصیّت خویش به دو فرزند بزرگوارش، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام می فرماید: (کونا للظّالم خصماً و للمظلوم عونا - همواره دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. شرح نهج البلاغه ج ۱۷ ص ۵).
همان گونه که شاعر می گوید: شکرانه بازوی توانا بگرفتن دست ناتوان است. ورزش کار باید شکرانه بازوی توانای خویش را، دفاع از مظلوم قرار داده و خود را از صف ظالمان و ستم پیشگان کنار بکشد. حضرت موسی علیه السلام که جوانی نیرومند بود، می تواند در این زمینه الگوی مناسبی برای ورزش کاران آزاده و مسلمان باشد. او وقتی می بیند یکی از غبطیان، که از ماموران دربار فرعون بود، شخص با ایمانی از بنی اسرائیل را به باد کتک گرفته و او نیز قادر به دفاع از خویشتن نبوده، از وی یاری می طلبد، به یاری مظلوم می شتابد و با مشتی که برسینه ظالم می کوبد، وی را از پای در می آورد، ولی اکنون با کشتن او خود را به فتنه فرعونیان گرفتار کرده بود، به درگاه خدا استغفار نمود: (قال ربّ انّی ظلمت نفسی فاغفرلی فغفر له انّه هو الغفور الرّحیم - [موسی] گفت: خدایا من برخویش ستم روا داشتم، از من درگذر؛ خدا هم از او در گذشت، که او بسیار آمرزنده و مهربان است. قصص ۱۶).
وقتی خدا از او در گذشت و نجاتش داد، موسی عرض کرد: پررودگارا! به شکرانه این نعمت که به من عطا فرمودی،من هم هرگز یاور گناه کاران نخواهیم بود: (قال ربّ بما انعمت علی فلن اکون ظهیر للمجرمین - [موسی باز] گفت: پروردگارا! به شکرانه این نعمت (نیرو) که به من عطا فرمودی، من هرگز یاور بدکاران نخواهم بود. قصص ۱۷).
وی هنگامی که از چنگ فرعونیان گریخت و در نزدیکی شهر مدین برسر چاهی رسید و دید که چوپانان گردن کلفت بر سرچاه ریخته و به دو دختر جوان و محجوب نوبت نمی دهند تا گوسفندان خود را سیراب سازند، باز هم ستم را تحمّل ننموده و به یاری دختران ستمدیده می شتابد؛ چوپانان را کنار زده و با وجود خستگی فراوان ناشی از هشت شبانه روز راه پیمایی و گرسنگی مفرط، به تنهایی و بدون هیچ چشم داشتی، برای همه گوسفندان آن ها از چاه آب می کشد.
امام سجاد علیه السلام نیز در دعای بیستم صحیفه سجادیه، چنین معروض می دارد: خداوندا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست، و دست مرا در مبارزه با ظلم و اجحاف، توانا گردان، و به زبان من در برابر دشمن قدرت گفتار بخش، و بر قوم بدخواه پیروزم گردان! مقدّر فرمای که حیله مردم حیله گر را در هم بشکنم و دست ظالم را از تعدّی و تجاوز کوتاه کنم و ... تهدید دشمنان را به هیچ انگارم و ...
پروردگارا! مقرر بفرمای که دست های من در خیر و صلاح مردم به کار افتد، و همچنان دست کارگر مرا از منت گذاری و دل آزاری ایمن دار، و زبان مرا از خودستایی و تفاخر خاموش فرمای!
۶- گذشت و بخشش: ورزش کار مسلمان باید دارای روحیه گذشت و بخشش باشد. وقتی در اوج قدرت و توانایی بوده و برخصم برتری و پیروزی یافته، بر او سخت نگیرد و در صدد انتقام جویی و صدمه زدن به حریف برنیاید. او باید عفو و گذشت را شکرانه پیروزی خویش قرار دهد. حضرت علی علیه السلام در این مورد می فرماید: (اذا قدرت علی عدوّک فاجعل العفوعنه شکراً للقدرة علیه - هر گاه بر دشمنت دست یافتی، پس بخشش و گذشت از او را شکر و سپاس (نعمت) توانایی براو قرار ده. نهج البلاغه حکمت ۱۱).
(و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدرة، و احلم عند الغضب، و اصفح مع الدّولة تکن لک العاقبة - و خشم را فرو بنشان، و هنگام توانایی [از کیفر] بگذر، و هنگام تندخویی بردبار باش، و با وجود تسلط داشتن [از انتقام] دوری کن، تا برایت پاداش نیکو باشد. نهج البلاغه نامه ۶۹).
۷- پرهیز از غرور: ورزش کار هر چند نیرومند باشد، نباید به قدرت، توان و مقاماتی که دارد مغرور شود. او باید بداند همه نیروها و توان ها، از آن خداوند قادر متعال است. از این جهت است که در نماز، به هنگام به پاخاستن می گوییم: (بحول الله و قوّته اقوم واقعد - با توان و نیروی الله به پامی خیزم و می نشینم.)
سرور شهیدان، حضرت امام حسین بن علی علیه السلام نیز وقتی که به لشکر انبوهی از دشمن حمله می برد و در میان بارانی از تیر، یک تنه آنان را وادار به گریز نموده و تعداد قابل توجهی از آنان را از دم تیغ خویش می گذراند، با صدای بلند و رسا می فرمود: (لاحول و لا قوّة الا بالله العلی العظیم - هیچ توان و نیرویی، جز از ناحیه الله که بلند مرتبه و والا مقام است، وجود ندارد). خداوند متعال نیز، همین مطلب را در قرآن مجید تذکر داده و می فرماید: (انّ القوة لله جمیعاً - همه نیروها [بدون استثنا] از آن خداوند است. بقره ۱۶۵).
عاقبت غرور، شکست و سقوط است پس دلیلی وجود ندارد که افراد نیرومند و ورزشکار به قوّت و توان خود مغرور شده، خدا را از یاد برده، و از آن در راه های غیر صحیح و غیر انسانی استفاده نمایند. حضرت سلیمان که دارای قدرت و حکومتی فوق العاده بود و وقتی اراده نموده بود که تخت بلقیس را از کاخش در سرزمین سبا به کاخ خود آورد، یکی از درباریانش در کم تر از یک چشم به هم زدن، این کار را برایش انجام داده بود، به این قدرت و عظمت فوق العاده ای که در اختیار داشت، مغرور نشده و می گوید: (هذا من فضل ربّی لیبلونی ءاشکر ام اکفر - این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جا می آورم یا کفران [نعمت] می کنم. نمل ۴۰).
بنابر این باید قدرت را از جانب خدا و وسیله ای برای آزمایش دانسته و به آن مغرور نشد. عاقبت غرور، شکست و سقوط است، شخص مغرور، حریف را دست کم گرفته، احتیاط را از دست داده و در نتیجه شکست می خورد. حضرت علی علیه السلام همین امر را آفت شجاعت دانسته و می فرماید: (آفة الشّجاعة اضاعة الحزم - آفت شجاعت، از بین بردن تدبیر و هوشیاری است. غررالحکم ص ۲۵۹). و (آفة القوی استضعاف الخصم - آفت انسان زورمند، دشمن را ضعیف شمردن است. غررالحکم ص ۳۴۷).
معارف دینی ما مسلمانان به صورت گسترده و پراکنده در کتاب و سنت (قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام) فراوان به چشم می خورد که برای دستیابی به آنها باید تمام این منابع مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد. البته با تحقیق و تدبر بیشتر در آیات و روایات موارد بیشتری را می توان به عنوان نمونه ذکر کرد.
معرفی منابع:
اخلاق در ورزش, حسین صبوری
اخلاق در ورزش: ترجمه دکتر سید محمد حسین رضوی و محسن بلوریان
اخلاق در ورزش: مسعود نادریان جهرمی
اخلاق کاربردی: جمعی از نویسندگان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.