شاخص های هنر دینی؟ ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ - ۱۲ بازدید

بیانات رهبر معظم انقلاب:هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‌تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‌کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى‌تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن‌جایى که مى‌تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند.
2222.jpgبیانات رهبر معظم انقلاب:هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‌تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‌کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى‌تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن‌جایى که مى‌تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى‌کند و نمى‌گذارد که احساس تنبلى و تن‌آسایى، او را از کار باز بدارد - به دست نمى‌آید.

علاوه بر این، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه مى‌خواهیم ارائه بدهیم؟ اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمى‌شود هر چیزى را به مخاطب داد، فقط به صرف این‌که او نشسته و به حرفهاى ما گوش مى‌دهد. باید ببینیم به او چه مى‌خواهیم بدهیم. البته بحث این‌که ما وارد کدام دسته‌بندىِ سیاسى بشویم یا نشویم - این حرفهایى که بعضى از دوستان مى‌زنند - مسائلى است که شما باید از اینها عبور کرده باشید. اینها محلِ‌ّ کلام نیست؛ محلِ‌ّ کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبى را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنرى، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً این‌گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقى نیست. اگر از من سؤال کنند، من مى‌گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند. باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالى‌بخش و پیشبرنده و فضیلت‌ساز پُر کرد و انباشت. آن چیزى که دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمینه مسائل هنرى است، این است که ما به بهانه آزادى تخیّل یا آزادى هنرى، فضیلت‌سوزى و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.

هنرمند باید خود را به حقیقتى متعهّد بداند. آن حقیقت چیست؟ این‌که هنرمند در چه سطحى از اندیشه قرار دارد تا بتواند همه و یا بخشى از آن حقیقت را ببیند و بشناسد، بحث دیگرى است. البته هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانى بالاتر باشد، مى‌تواند به آن درک ظریف هنرى کیفیّت بیشترى بدهد. حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى‌آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد. باید متّکا یا نقطه عزیمت و خاستگاهى از اندیشه والا، این درک هنرى و سپس تبیین هنرى را پشتیبانى کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقّع هم نیست که چنین باشند. این در مورد همه‌ى رشته‌هاى هنرى صادق است. شما از معمارى بگیرید تا نقاشى و طرّاحى و مجسمه‌سازى و تا کارهاى سینما و تئاتر و شعر و موسیقى و بقیه رشته‌هاى هنرى؛ همین معنا در آنها وجود دارد. یک وقت شما معمارى را مى‌بینید که اندیشه‌اى دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بى‌هویّت است و متّکى به فکرى نیست. اینها اگر بخواهند بنایى را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحى مى‌کنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این‌طورى بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به‌کلّى متفاوت خواهد بود. به‌هرحال این تعهّد، لازم است.

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است و ما باید به آن اقرار کنیم. نمى‌توان رها و یله و بى‌هوا و با انگیزه‌هاى روزبه‌روز و احیاناً پایین و پست یا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى که در هنرمند وجود دارد - هنرمند بهجت ویژه‌اى دارد که با شادیهاى معمولى فرق دارد و در غیرهنرمند اصلاً دیده نمى‌شود - در صورتى حقیقتاً به وجود خواهد آمد که بداند دنبال چه چیزى مى‌رود و چه کار مى‌خواهد بکند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضایت و بهجت کند که آن کار را انجام مى‌دهد. در این صورت باید اخلاق انسانى، فضیلتها و معارف والاى دینى و الهى مورد توجّه باشند.
بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - ۱۳۸۰/۰۵/۰۱


نکته دیگرى که آن را یادداشت کرده‌ام و در بیانات آقایان هم مطرح شده بود، بحث هنر دینى است. من مى‌خواهم این را عرض کنم که هنر دینى به‌هیچ‌وجه به معناى قشریگرى و تظاهر ریاکارانه‌ى دینى نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى‌آید. اى بسا هنرى صددرصد دینى باشد، اما در آن از واژگان عرفى و غیردینى استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینى آن است که حتماً یک داستان دینى را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینى - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینى آن است که بتواند معارفى را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهاى پاکى در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینى است. اینها حقایقى است که همه پیامبران الهى براى آوردن آنها به میان زندگى بشر، بارهاى سنگینى را تحمّل کردند. نمى‌شود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهاى زبده‌ترین انسانهاى عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بى‌تفاوت بگذریم. هنر دینى این معارف را منتشر مى‌کند؛ هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى‌کند؛ ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه‌اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد؛ نه. شما مى‌توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده‌اید.

آن چیزى که در هنر دینى به‌شدّت مورد توجّه است، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویّت انسان و جامعه قرار نگیرد. جامعه ما بعد از پیروزى انقلاب اسلامى احساس هویّت کرد؛ یعنى شخصیت خودش را باز یافت. ما به عنوان جزء نودونهم در امواج حرکات جهانى، غرق و گم بودیم. انقلاب ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت که یک ملت مى‌تواند در اساسى‌ترین مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به این‌که قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مى‌خواهند، ابراز کند و پاى آن بایستد. ارزش یک ملت در جامعه بین‌الملل به این چیزهاست، نه به دنباله‌روى کورکورانه؛ آن هم نه از چیزهاى خوب، بلکه از نقاط منفى. براى یک ملت، بله‌قربانگوى دولتهاى گردن کلفت‌تر و قویتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به برکت اسلام به ما رسید. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران در صحنه جهانى به عنوان یک ملت شجاع که در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده‌اند، مطرحند. درعین‌حال ما بیاییم با کمک هنر خود، دائماً از کنار این معنا بساییم، یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته کنیم. این درست است؟ هنر نباید در این جهت قرار گیرد.
بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - ۱۳۸۰/۰۵/۰۱


اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى‌برد. من این را مى‌خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان‌طور که دوستان گفتند، هیچ‌کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده‌اید؛ اما حالا که وارد شده‌اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى‌توانید خیلى اثر بگذارید. ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده‌ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى‌شود - خطاب مى‌کنم و مى‌گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى‌برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى‌کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى‌اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى‌خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى‌شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!
بیانات بیانات در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ - ۱۳۸۵/۰۳/۲۳

فایل صوتی پیرامون هنر دینی


یک مقاله:
شاخص های هنر دینی
ات مقام معظم رهبری

هنر عبارتست از کیفیت بیان و اداء یک مطلب به شکلی زیبا و ظریف و توام با ذوق ۰۰۰۰ در هنر اصل این که آن هنرمند یک پیام و مقصود و مضمونی در ذهن داشته باشد و بخواهد آنرا به مخاطبین خودش تعلیم بدهد و به ذهنها و دلها برساند و در آن رسوخ بدهد و دوم اینکه این کار را با ظرافت و زیبایی و بصورت جاذبه دار انجام دهد که این را ما هنر می گوئیم ( روزنامه جمهوری اسلامی ۲۱/۱۰/۶۴)

محتوای حقیقی هنر باید روح تقوی و طهارت را در انسانها زنده کند و ما که از هنر استفاده می کنیم باید مواظب باشیم که آن خنجر تیز آبدیده هنر در ما آن حقیقت و جوهر ارزشمند تقوی را در هم نشکند و نابود نکند ( همان منبع )

هنر در صورتی ارزش دارد که یک محتوایی داشته باشد و یک چیزی را بیاموزد خطی را که مردم آن را تعقیب می کنند روشن می کند در کل برای سعادت و رستگاری مردم یک عامل باشد این هنر را هنر متعهد می نامند ( مجله پیام انقلاب ۴/۳/۱۳۵۹)

حافظ شیرازی تنها هنرمند نیست بلکه معارف بلندی نیز در کلمات او وجود دارد این معارف فقط با هنرمند بودن بدست نمی آید بلکه پشتوانه ای فلسفی و فکری لازم دارد ( فصل نامه هنر دینی شماره ۸ )

کار هنر با محتوی پایان نمی یابد قالب نیز ارزش بسیار دارد ظرف نازیبا مظروف زیبا را زشت جلوه می دهد ( پیام رهبری به کنگره شعر و ادب ۲۶/۶/۶۳ )

هنرمند هم در فرم و قالب هنر خود و هم در قالب مضمون تعهد دارد ( فصلنامه هنر دینی شماره ۸ )

هر ایده ،‌اندیشه و انقلابی که در قالب هنر نگنجده ماندهی نخواهد بود ( جمهوری ۱۲/۳/۶۴)

شاخص های هنر اسلامی

شناسایی هر پدیده ای از طریق تعیین شاخصه و ارزیابی آن پدیده از تعیین معیار و استاندارد مسیر است. هنر نیز از این قاعده مستثنی نیست ، هنر دینی حوزه ای وسیع از هنر است . هنگامی هنر حادث شد می توان با توجه به شاخص ها آن را مورد شناسایی قرارداد .

با توجه به تحقیق انجام شده شاخص های هنر دینی عبارتند از :

• باورهای اسلامی ( اعتقاد ، ایمان و یقین به فرامین و دستورات اسلام و قرآن و اهل بیت )

• قداست بخشیدن به آرمان ها و اهداف مکتب اسلام

• ایجاد کننده روح تعهد و مسئولیت پذیری

• امیدواری به خداوند

• اعتقاد به ولایت و تأسی به اهل بیت (ع)

• داشتن بینش سیاسی و اعتقاد به مبارزه و ستیزه جویی با کفار و منافقین

• داشتن روحیه امر به معروف و نهی از منکر ( دعوت به خوبیها و نهی از زشتیها )

• اعتقاد به جاودانگی دین اسلام

• اعتقاد به جاودانگی انسان بعد از مرگ ( نمایش بعد جاودانی انسان )

• تقویت روحیه ایثارگری در جامعه ( روح حماسی )

• ایجاد روحیه شهادت طلبی ( تصویر پردازی از شهادت و شهید )

• مبارزه با اسراف و مصرف گرایی

• بالا بردن روحیه کار و تولید

• مبارزه با فقر و فساد و تبعیض

• زنده نگه داشتن یاد شهداء

• نمایانگر وحدت و هماهنگی خدا ، انسان و طبیعت

• دعوت به فطرت

• نمایانگر بندگی خدا و آزاد کردن انسان از بندگی غیر خدا

• داشتن زبان مردمی

• دعوت و تشویق به ارزشهای انسانی و الهی

• بیانگر فرهنگ تشیع

• بیدار کردن عواطف و احساسات انسانی

• ایجاد کننده شادابی و سر زندگی

• تفکر بیدار کننده تفکر

• ایجاد کننده روحیه و انگیزه

• احساس موثر بودن

• درهم شکستن آداب و رسوم و سنت هایی که برخلاف تعلیم اسلام و سد راه گسترش اسلام است و جانشین کردن آداب و رسوم اسلامی

منبع:پایگاه خبری حوزه هنری

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.