شادی بدون معنویت ۱۳۹۰/۰۸/۲۱ - ۱۷۸۰ بازدید

با سلامی گرم به شما که زندگیتان را با اسلام عزیز می سنجید.

با سلامی گرم به شما که زندگیتان را با اسلام عزیز می سنجید.
شادی چیزی است که باعث انبساط روح و نشاط و سرزندگی می شود. در حدیثى از امیرمؤمنان (ع) آمده است: «السرور یبسط النفس و یصیر النشاط؛ شادمانى انبساط خاطر و نشاط و سرزندگى مى آورد». (1)
از آن جا که ما انسان ها موجودات دو بعدی هستیم برای نشاط روحی خود نیاز به شادی داریم. پرسش شما این بود که شادی چیست؟ شادی همان است که انسان را به وجد آورده و به او نشاط می بخشد. چه بسا منظورتان این می باشد که نظر اسلام درباره شادی چیست؟ یا در اسلام چه شادی هایی وجود دارد؟

«نظر اسلام درباره شادی»
اسلام با توجه به نیازهای اساسی انسان، شادی و نشاط را تحسین و تایید کرده است. خداوند در قرآن به عنوان یک نفرین می گوید:«فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیرًا [این گروه نافرمان] از این پس کم بخندند و زیاد بگریند». این که خداوند آرزوی کم خندیدن و زیاد گریستن برای نافرمانان می کند، حکایت از این حقیقت دارد که خنده به عنوان یکی از عوامل نشاط،امر طبیعی و فطری است و او می خواهد به عنوان کیفر، نافرمانان از این نعمت محروم باشند (2)
توصیفات قرآن در خصوص بهشت نیز حاکی از این واقعیت است که اسلام، بر نشاط و شادی مهر تأیید نهاده است.قرآن در آیه ای، برخی عوامل شادی و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است؛«بگو [در برابر کسانی که بسیاری از مواهب زندگی را تحریم می کردند] ای پیغمبر! چه کسی حرام کرده است زینت و آرایش و زیبایی هایی را که خداوند از درون طبیعت ، برای بندگانش بیرون کشیده; چه کسی حرام کرده است روزی های پاک و مواهب پاک را; بگو: این مواهب پاک و این زیبایی ها برای مردم با ایمان در همین زندگی دنیا و در زندگانی جاوید آخرت قرار داده شده است»(3).
با این تفاوت که در این دنیا، زیبایی ها به زشتی ها و شادی ها به رنج ها آمیخته است; ولی در دنیای دیگر و در روز رستاخیز، این زیبایی ها و این مواهب پاک، برای مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد.(4)
رسول اکرم(ص) می فرماید: «مؤمن شوخ و شاداب است »(5). باید اوقاتی را هر فردی برای انبساط روحی و روانی در نظر بگیرد، از این رو امام رضا(ع) فرمودند: «کوشش کنید اوقات شما چهار زمان باشد: وقتی برای عبادت و خلوت با خدا، زمانی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان واقف می سازند و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و وقتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از شادی ساعت های تفریح، نیروی لازم برای عمل به وظایف وقت های دیگر را تأمین کنید.»(6)

«انواع شادی در هستی و اسلام»
اساس جهان هستی و پدیده های آن به گونه ای طراحی شده است که در آدمی شادی ایجاد کند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبیعت با ظرافت، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ، دیدار دوستان، ازدواج و پیوند دو انسان و ... همه شادی آور و سرور انگیز است. از آنجا که شادی، ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را از آدمی دور می سازد، روان شناسان به ایجاد و تثبیت آن در انسان دستور اکید داده اند و این نشانگراین حقیقت است که شادی، نیاز اساسی و ضروری آدمی است(7).
استفاده از طبیعت زیبا، دیدن طلوع دل انگیز آفتاب، لذت بردن از منظره هاى دل نواز و باغ هاى مصفا و سیر و سفر، دیدار با دوستان و سخن گفتن با آنها، پرداختن به ادبیات و شعر و نمایش و خوشنویسى و نقاشى و ورزش و بازى هاى سالم، استفاده از نعمت هاى خدادادی و غذاهاى متنوع و لباس هاى رنگارنگ و صدها امر لذت بخش دیگر که همگى شادى بخش مى باشند از شادى هاى شایسته است. چنان چه لذت بردن از گفتگو با خداوند در حال نماز و مناجات و عبادت و داشتن حال خوش در حال ذکر و توجه به پروردگار از مقوله لذت هاى معنوى باشند که از نظر عمق و کیفیت بسیار والاتر و فراتر از لذت هاى مادى مى باشد.
توصیه به نظافت، سیر و سفر، شرکت در مجالس شادی مثل مجالس عروسی و ولیمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند و برگشت از حج و زیارت، تأکید بر صله ارحام و دید و بازدید و دست دادن (مصافحه) با مومنان و... همه از لوازم و زمینه‌های یک اجتماع شاد و پر تحرک است که تاکید بر این موارد از سوی اسلام گواه بر اهمیت دادن دین مبین اسلام به مقوله شادی و سرور است و بودن در اجتماع است.
عوامل معنوی چون تلاوت قرآن، دعا، نماز، تفکر در آفریده هاى خداوند، ایمان، صدقه دادن و پرهیز از گناه، از جمله عواملى اند که زمینه هاى روانى و روحى شادى را فراهم مى آورند و عواملى چون، تغذیه مناسب، ورزش، بوى خوش، خودآرایى، پوشیدن لباس هاى روشن، پیاده روى و نگاه کردن به سبزه ها از آن دست عواملى اند که زمینه هاى مادى و جسمانى نشاط را فراهم مى آورند؛ هر چند که پس از برخوردارى از نشاط جسمانى، شادى روحى نیز نصیب انسان مى شود.

«روان شناسی، شادی و معنویت»
اگر شادی را به صورت سکولار و جدای از دین تفسیر کردیم و به آن معتقد شدیم، بدیهی است که دستمایه ای غیر از شادی ظاهری و موقتی ندارد. شادی سکولار یا به لذت معنوی اعتقاد ندارد و یا اگر هم اعتقاد داشته باشد لذت معنوی را به چیزی جدای لذت با معبود حقیقی و مناجات با او و لذت کمک به محرومان تفسیر می کند.
روان شناسی علمی است که به مطالعه ی رفتار انسانی می پردازد. از زاویه علم روان شناسی ممکن است راهکار برخی مسائل با راهکار دین متفاوت باشد. ما با روان شناسی به طور کلی مخالف نیستیم اما برای آن محدوده ای قائل هستیم که عده ای این حدّ را برای آن قبول ندارند.
برخی با روان شناسی و روان کاوی حتی دین را هم تجزیه و تحلیل می کنند. به عنوان مثال، فروید، مذهب را یک افسانه با ریشه های تاریخی واقعی می دانست. می گفت: قبایل انسانی اولیه نسبت به رهبر خود و دسترسی او به زنان قبیله حسادت ورزیدند و افراد ناراضی، حتی پسر رئیس قبیله علیه او قیام کرده و او را کشتند، اما پس از کشتن او، احساس گناه کرده به همین خاطر مجسمه ای برای رهبرشان ساختند و او را نوعی از خدا لقب دادند پس از آن به اطاعت از اوامرش ادامه دادند و او«من آرمانی » آن ها شد. این خدا در طول زمان ها در چشم مردم قدرتمندتر شد.
پس در نظر فروید که موسس روان کاوی است، ریشه های مذهب در گناه جمعی قبیله های وحشی است. آیا نباید با این اعتقاد مخالفت ورزید؟
انسانی که هنوز در عجایب و جزئیات بدن خودش متحیر مانده و بسیاری از بیماری های این بدن را نمی تواند مداوا کند، چطور می خواهد دین و فلسفه دین که دستورات پروردگار متعال است را با این ذهن کوچک و قاصر خود درک کند .هنوز هزاران سال مانده تا انسان ها بتوانند مقداری از ظرایف دین مبین اسلام که هزار و چهار صد و اندی سال پیش آمده را دریابند.
از تجربیات روان شناسان و دانشمندان دیگر که به طور قطعی ثابت شده است باید بهره برد، اما اگر در جایی دستاوردهای این علوم، در تضاد با آموزه های دینی ما باشد، آموزه های دینی جای برای خود نمای آنان نمی گذارد. زیرا خالق ما به تمام جوانب انسان و جامعه ی انسانی آگاه است و با در نظر گرفتن تمام شئونات آدمی حکمی را بیان می نماید.
از طرفی فقط داشتن روحیه ی شاد کافی نیست. افرادی هستند که دارای روحیه ی شاد بوده اند اما در یک حادثه ای یکی از عزیزان خود را از دست داده است و تمام زندگی او برای مدت طولانی تحت تأثیر آن قرار گرفته است. بنابراین در این دنیا برای اینکه از شادی ها ماندگار بهره برد باید دارای جهان بینی الهی گشت، تا از زندگی خود همواره احساس رضایت کنیم. یکی از عوامل اصلی شادی رضایت از زندگی است. یک انسان مومن در اوج لذت از زندگی می تواند قرار بگیرد، و از شادی های روحی که تأثیر پایدارتری و فرح بخش تری برای انسان در پی دارد بهره مند شود. انسان مؤمن از درون و برون شاد است و از ارتباط با خالق هستی لذت می برد و این ارتباط و هم کلام شدن با او نهایت انبساط روح را برای او در پی خواهد داشت.
انسان مؤمن از آن جا که در محدوده دین زندگی می کند، اگر نوعی از شادی، خارج از حیطه دین باشد نه تنها سراغ آن نمی رود، بلکه در حقیقت آن را شادی نمی داند. شادیی که انسان را از خدا دور کند یک شادی ظاهری و زود گذر است که می رود اما عذابی را برای انسان باقی می گذارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: چقدر میان دو عمل تفاوت است، عملی که لذتش می رود و عذابش می ماند و عملی که سختی اش می رود و پاداشش می ماند.(8)



منابع
(1) میزان الحکمه، چاپ دفتر تبلیغات اسلامى، ج 4، ص 436، ح 8448
(2) گفتارها، ج 2 ص 225 و ، 226
(3) اعراف، آیه 32
(4) گفتارها، ج 2، ص 227 و 228
(5) حرانی، تحف العقول، ص 49
(6) بحارالانوار، ج 75، ص 321
(7) نگا: روان شناسی شادی، روان شناسی کمال، راز شاد زیستن و ...
(8) .(نهج البلاغة حکمت 121)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام خسته نباشید ببخشید یک سوال.ایا مثلا سینما رفتن لباس خریدن یا رستوران رفتن و... هم جزء عوامل شادی بخشه؟ایا دین با اینا مخالف نیست؟اوناییکه خودتونم گفته بودید لباس رنگارنگ پوشیدن عطر زدن خوداراییو...نمیدونم چرا حس میکنم اسلام با اینا مخالفه؟به خودرسیدن چی ایا اسلام با اینم مخالفه
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، سینما رفتن ، لباس خریدن ، رستوران رفتن ، لباس رنگارنگ پوشیدن و عطر زدن و... تا زمانی که مخالف دستورات خداوند نباشد و موجب غفلت و گناه نباشد ، اشکالی نداشته و می تواند از تفریحات سالم و موجب شادی انسان شود . الف ) شادی
۱ ـ چیستی شادی
شادی حالت درونی و قلبی خوش آیندی است که ما آن را در بسیاری از شرایط در خویش می یابیم. این حالت در چهره و ظاهر انسان آشکار می گردد، که همان طراوت و شادابی می باشد. شادی را در عربی «سرور، فرح» و شادابی را «نضرت» می نامند. که حاصل تلفیق این دو، «بهجت و نشاط» بوده و با سعادت قرین است. از شادى تعاریف گوناگونى شده است، مانند احساس مثبتى که از حس ارضاى پیروزى به دست مى آید انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو، ص ۳۶۷)؛ مجموع لذت هاى منهاى درد (روانشناسى شادى، ص ۴۲ و ۱۷۲)؛ حالتى که در فرآیند نیل به علاقه ها در آدمى به وجود مى آید (جلوه هاى شادى در فرهنگ و شریعت، ص۴۷). به تعبیری می توان شادی را حالت نشاط و هیجان مثبتی دانست که تحت تأثیر عوامل مختلف به انسان عارض مى شود، حالتی که در آن، روح انسان به درجه رضایت و گشایش مى رسد.
۲ ـ اهمیت و ضرورت شادی:
شادی و نشاط یک ضرورت و نیاز است. این پدیده هر چند از زوایای گوناگونی تعریف و تشریح شده؛ ولی به اتفاق اندیشمندان یک ضرورت و نیاز اساسی انسان به شمار می آید. چه کسی را می توان یافت که مدعی باشد نیازمند به شادی نیست؟ اساس جهان هستی و پدیده های آن به گونه ای طراحی شده است که در آدمی شادی ایجاد کند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبیعت با ظرافت، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ، دیدار دوستان، ازدواج و پیوند دو انسان و...، همه شادی آور و سرور انگیز است. از آنجا که شادی، ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را از آدمی دور می سازد، روان شناسان به ایجاد و تثبیت آن در انسان دستور اکید داده اند و این نشانگر این حقیقت است که شادی، نیاز اساسی و ضروری آدمی است (نگا: روان شناسی شادی، روان شناسی کمال، راز شاد زیستن و...).
۳ ـ عوامل شادی و نشاط
با بررسی نظریات دانشمندان و مطالعه متون معتبر، می توان موارد ذیل را در زمره عواملی بر شمرد که حالت شادی و نشاط را در انسان پدید می آورند: ایمان، رضایت و تحمل، پرهیز از گناه، مبارزه با نگرانی، تبسم و خنده، مزاح و شوخی، بوی خوش، خود آرایی، پوشیدن لباس های روشن، حضور در مجالس شادی، ورزش، امید به زندگی، کار و تلاش، سیر و سفر، تفریح، تلاوت قرآن، تفکر در آفریده های خداوند، صدقه دادن، نگاه کردن به سبزه ها و.... (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، باب ملابس؛ شیخ طوسی، امالی، ح ۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۹۵؛ آیین زندگی، ص ۳۴). چهار چیز هر آزاده را ز غم بخرد --- تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد هر آن که ایزدش این چهار روزی کرد --- سزد که شاد زید شادمان و غم نخورد (رودکی) ۴ ـ اسلام و شادی
با توجه به منابع دینی، (قرآن و سیره پیشوایان معصوم)، دین اسلام موافق نشاط و شادی است و آدمی را از تنبلی رهانده، سرزنده و سر حال می سازد. البته این شادی درچهارچوب نگاه تعدیلی معنا می یابد؛ توضیح اینکه: هدف، غایت، فرجام و آرمانی که اسلام برای بشر ترسیم می کند، فقط خدا است. هدف از زیستن آدمی در این دنیا، بازگشت مختارانه و آزادانه او به اصل خویش است و این یعنی حرکت، صعود و بازگشت به سوی خداوند است. به بیان دیگر، انسان تنزل یافته، باید تلاش کند تا دوباره خود را پاک گرداند و در پرتو پیروی از پیامبران و امامان و عمل به تعالیم آنان به اصل خویش (حاکمیت روح توحید و خدایی شدن)، دست یازد (خداشناسی و فرجام شناسی [دفتر اول]، ص ۷۵ ـ ۸۷). بهترین آیین ها آن است که با طبیعت آدمی و ساختار آفرینش او سازگار بوده، نیازمندی های طبیعی و فطری اش را برآورد. در غیر این صورت، قابل عمل نیست و نمی تواند آدمی را خوشبخت و سعادت مند سازد.
تعالیم اسلام به دلیل توجّه به این نیازها و تناسب آن با فطرت آدمی، توانست از محدودیت جزیرة العرب خارج گشته، جهان اسلام را در اقصی نقاط دنیا شکل دهد. قرآن می فرماید: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم» (روم: ۳۰). به گفته علامه طباطبایی، اسلام، نه انسان را از نیروها، غرایز و خواسته هایش محروم می کند و نه همه توجه را به تقویت جنبه های مادی معطوف می دارد؛ نه او را از جهانی که در آن زندگی می کند، جدا می سازد و نه او را بی نیاز از دین و شریعت به حساب می آورد. (محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج ۱۶، ص ۲۰۳).
اسلام با توجه به نیازهای اساسی انسان، شادی و نشاط را تحسین و تایید کرده است. قرآن زندگی با نشاط و شادی را نعمت و رحمت خدا تلقی فرموده و گریه و زاری و ناله را خلاف رحمت و نعمت خداوند دانسته است. در یکی از داستان های صدر اسلام آمده است: روزی رسول خدا (ص) دستوری صادر کرد که باید تمام نیروهای قابل برای شرکت در مبارزه علیه کافران و مشرکان بسیج شوند. عده ای با بهانه های مختلف از شرکت در این لشکر کشی خودداری و از فرمان خدا و پیامبر(ص) تخلف کردند! خداوند در قرآن می فرماید: «لعنت خدا باد بر این کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد می روند؛ اما باز هم زندگی دوستی، آنها را وادار کرد از فرمان خدا و رسول امر تخلّف کنند و بمانند. لعنت خدا بر آنها باد و محروم باد این گروه از رحمت حق » (توبة: ۸۱)؛ به دنبال آن، به عنوان یک نفرین می گوید: «فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیرًا»؛ «[این گروه نافرمان] از این پس کم بخندند و زیاد بگریند». روشن است که نفرین به صورت کیفر و مجازاتی است که همواره بر خلاف طبیعت و فطرت آدمی او را دچار عذاب و رنج می سازد. اینکه خداوند آرزوی کم خندیدن و زیاد گریستن برای نافرمانان می کند، حکایت از این حقیقت دارد که خنده به عنوان یکی از عوامل نشاط، امر طبیعی و فطری است و او می خواهد به عنوان کیفر، نافرمانان از این نعمت محروم باشند (گفتارها، ج ۲، ص ۲۲۵ و ۲۲۶).
توصیفات قرآن در خصوص بهشت نیز حاکی از این واقعیت است که اسلام، بر نشاط و شادی مهر تأیید نهاده است. باغ های زیبا، آب های زلال و روان، زیباترین بسترها، نرم ترین و چشم گیرترین پارچه ها، برترین دیدنی ها (ر.ک: سوره های: الرحمن، واقعه و یس) و... در بهشت همه جزء عوامل نشاط و شادی به شمار می رود و خداوند برای شادکردن انسان ها، بهشت را این چنین قرار داده است. قرآن در آیه ای دیگر، برخی عوامل شادی و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است. «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ (اعراف: ۳۲) «بگو [در برابر کسانی که بسیاری از مواهب زندگی را تحریم می کردند] ای پیغمبر! چه کسی حرام کرده است زینت و آرایش و زیبایی هایی را که خداوند از درون طبیعت ، برای بندگانش بیرون کشیده؛ چه کسی حرام کرده است روزی های پاک و مواهب پاک را؛ بگو: این مواهب پاک و این زیبایی ها برای مردم با ایمان در همین زندگی دنیا و در زندگانی جاوید آخرت قرار داده شده است». با این تفاوت که در این دنیا، زیبایی ها به زشتی ها و شادی ها به رنج ها آمیخته است؛ ولی در دنیای دیگر و در روز رستاخیز، این زیبایی ها و این مواهب پاک، برای مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد. (گفتارها، ج ۲، ص ۲۲۷ و ۲۲۸). این آیه به خوبی بیانگر این حقیقت است که اسلام به بهره مند شدن از زیبایی ها و موهبت های زندگی اهمیت می دهد و آن را زیبنده دین داران و مؤمنان می داند.
معصومان(ع) نیز بر این امر صحّه گذاشته اند. رسول اکرم(ص) می فرماید: «مؤمن شوخ و شاداب است ». (حرانی، تحف العقول، ص ۴۹)؛ حضرت علی(ع): «شادمانی، گشایش خاطر می آورد» (آمدی، غررالحکم، ح ۲۰۲۳) و «اوقات شادی، غنیمت است » (همان، ح ۱۰۸۴( و نیز «هرکس شادی اش اندک باشد، آسایش او در مرگ خواهد بود». )بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۲). امام صادق(ع) فرمود: «هیچ مؤمنی نیست که شوخی در طبع او نباشد» (کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۶۶۳) و نیز «شوخ طبعی، بخشی از حسن خلق است » (همان)؛ امام رضا(ع) فرمود: «کوشش کنید اوقات شما چهار زمان باشد: وقتی برای عبادت و خلوت با خدا، زمانی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان واقف می سازند و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و وقتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از شادی ساعت های تفریح، نیروی لازم برای عمل به وظایف وقت های دیگر را تأمین کنید» (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۲۱). در سیره معصومان، عنصر شادی آن چنان اهمیت دارد که علاوه بر تأیید آن، به بسترسازی، زمینه سازی و ایجاد آن نیز توصیه شده است (کافی، ج ۲، ص ۱۹۲).
در احادیث، علاوه بر دستورهای کلی در خصوص شادی و نشاط، دستورالعمل های خاصی نیز برای حفظ و پرورش این حالت ـ مانند پیاده روی، سوارکاری، غوطه وری در آب، نگاه کردن به سبزه ها، خوردن و نوشیدن، مسواک کردن، شوخی، خنده و... (وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱۲؛ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۸؛ حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴۱۸) بیان شده است.
گرچه از نظر اسلام، شادی در زندگی امری لازم و ضروری است، هم باید موازین اخلاقی و شرعی در آن لحاظ گردد و هم در حدی نباشد که ما را از یاد خدا غافل سازد و دل ما را بمیراند، بلکه باید ما را به خدا نزدیک هم کند. حال این که مصداق شادی اسلامی چیست، در زمان ها و مکان ها و شرایط گوناگون متفاوت است؛ در اسلام به برخی امور توصیه شده است که هم جنبه سازندگی دارند و هم جنبه تفریح و شادی، مثل توصیه به ورزش که هم کارکرد سازندگی جسمانی دارد و بدن سالم یکی از لوازم عبادت خداست و هم کارکرد هیجانی و البته ورزش های رایج در صدر اسلام با ورزش های رایج در عصر ما متفاوت بود. از ورزش های رایج آن زمان، اسلام به شنا، سوارکاری و تیراندازی توصیه کرده است و نه فقط به ورزش فردی، بلکه به برگذاری مسابقات ورزشی هم توصیه کرده است، چون هیجان مسابقه خیلی بیش‌تر از هیجان ورزش انفرادی است و حتی خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله شخصاً در مسابقات سوارکاری شرکت می کردند؛ اسلام به سیر و سیاحت توصیه زیادی کرده است، چون هم سازندگی جسمی و روحی دارد و هم هیجان دارد؛ اسلام به دید و بازدید از بستگان (صله رحم)، مهمانی دادن، برپایی مجالس جشن و شادی در مناسبت های شادی آور زندگی مثل ازدواج، ختنه، بازگشت از سفر حج و نیز برپایی مجالس جشن در اعیاد مذهبی و حتی ملی (مثل عید نوروز) توصیه کرده است و ... .
البته شادی و بهجت معنوی مثل شادی مناجات با خدا برای اولیای خدا یا شادی حل و کشف مسائل علمی برای داش‌مندان، بسیار گواراتر و لذت بخش‌تر از این شادی های دنیوی و ظاهری است و هر کدام از ما کمابیش لحظاتی در عمرمان این نوع شادی را تجربه کرده ایم و می توانیم آن را با شادی ظاهری و دنیوی مقایسه کنیم که کدام لذت بخش‌تر است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.