شادی دالائی لاما ۱۳۹۱/۳/۱

دالایی لاما موضوع شادی را در گفته هایش به عنوان شعاری جذاب مطرح کرده و پاره ای از محققان به نقد همین محور پرداخته، جایگاه شادی و انواع آن را برشمرده اند؛ درصورتی‌که اگر به جهان بینی دالایی لاما می پرداختند و نگرش وی را در باب اصل اشیا تحلیل می‌کردند قصه عوض می شد؛ در نتیجه موضوعی که به‌ظاهر قوّت وی به شمار می آید به یک اشکال اساسی تبدیل می‌شد و دالایی لاما را در جایگاه متهم می نشاند.
دالایی لاما موضوع شادی را در گفته هایش به عنوان شعاری جذاب مطرح کرده و پاره ای از محققان به نقد همین محور پرداخته، جایگاه شادی و انواع آن را برشمرده اند؛ درصورتی‌که اگر به جهان بینی دالایی لاما می پرداختند و نگرش وی را در باب اصل اشیا تحلیل می‌کردند قصه عوض می شد؛ در نتیجه موضوعی که به‌ظاهر قوّت وی به شمار می آید به یک اشکال اساسی تبدیل می‌شد و دالایی لاما را در جایگاه متهم می نشاند.
نگاه دالایی لاما در این باب، موضوعی جدا از نگاه آیین بودا نیست. شادی نه ایده ای مخصوص به دالایی لاما، بلکه مفهومی است برآمده از مکتب بودا. بودایی ها چون شیرازۀ جهان را با رنج، گره خورده می بینند و حقیقت هستی را رنج می دانند به چیزی دعوت می کنند که این بدبینی جبران شود؛ یعنی به شادی دعوت می کنند که ضد رنج است.
این سؤال مطرح می شود که چه اتفاقی افتاده که دالایی لاما تا این حد به شادی پرداخته. یک کتاب مستقل در این باب نوشته و بادست و پا زدن های فراوان تلاش می کند بگوید شادی وجود دارد. مگر کسی منکر وجود شادی است که وی می خواهد وجود آن را اثبات کند؟ اما با کمی دقت معلوم می شود مشکل جای دیگری است؛ مسئله این است که چهار اصل اساسی بودا همگی گرد اثبات رنج در ذات هستی می‌چرخد.
البته دالایی لاما هیچ گاه به این اصل اساسی که علّت این شعار تکراری است اشاره نکرده؛ ولی وظیفۀ مااست که لوازم را از علّت تفکیک کرده، منشأ را از روبنا جدا کنیم و با تشخیص اصل از فرع به تحلیل صحیح دست یابیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.