شادی ماندگار ۱۳۹۱/۰۷/۲۴ - ۳۱۹ بازدید

از این که سوال خود را با ما در میان گذاشته اید از شما متشکریم. امیدواریم پاسخ گوئی خوبی برای این حس اعتماد شما باشیم.
چون ترا غم شادى افزودن گرفت--- روضه ى جانت گل و سوسن گرفت

از این که سوال خود را با ما در میان گذاشته اید از شما متشکریم. امیدواریم پاسخ گوئی خوبی برای این حس اعتماد شما باشیم.
چون ترا غم شادى افزودن گرفت--- روضه ى جانت گل و سوسن گرفت
آن چه خوف دیگران آن امن تست--- بط قوى از بحر و مرغ خانه سست
باز دیوانه شدم من اى طبیب--- باز سودایى شدم من اى حبیب
انسان همواره در زندگی هیجانات گوناگونی را تجربه می کند؛ شادی و غم، آرامش و اضطراب، احساس گناه و احساس احترام و با هیجانات دیگری نیز روبرو می شود. اگر زندگی آدمی سراسر غم و اندوه بود، پی آمد آن بی تحرکی و افسردگی بود. از این رو نشاط و حرکت، شادی و شادمانی لازمه ی حیات بشری است. چرا که شادی حرکت را پدید می آورد. علی -علیه السلام- می فرماید:« شادی، انبساط روح می آورد و نشاط انگیز است. غم، گرفتگی روح می آورد وانبساط را در هم می پیچد». 1

«چیستی شادی»
شادی حالت درونی و قلبی خوش آیندی است که ما آن را در بسیاری از شرایط در خویش می یابیم. این حالت در چهره و ظاهر انسان آشکار می گردد، که همان طراوت و شادابی می باشد.
شادی را در عربی «سرور، فرح» و شادابی را «نضرت» می نامند. که حاصل تلفیق این دو، «بهجت و نشاط» بوده و با سعادت قرین است.

«مراتب شادی»
اگر هستی دارای دو بُعد مجرد و مادی، روحانی و جسمانی است، شادی نیز به مناسبت خواستگاه مادی و معنوی آن به دو قسمت شادی مادی و معنوی تقسیم می شود. گاهی از خوردن یک غذا لذتی به ما دست می دهد و نشاطی ایجاد می شود، و برخی مواقع با احترام گذاردن به دیگران و عبادت احساس شادی در ما شکل می گیرد.
در ارتباط با محدودیت و ماندگاری شادی قواعد فلسفی نیز بسیار راهگشا است. همان گونه که در عالم هستی محدود، مانند پدیده های مادی و هستی نامحدود، مانند ذات الهی داریم، شادی نیز به مناسبت خواستگاه آن به شادی محدود و نامحدود تقسیم می شود.
همین طور نسبت به ماندگاری، شادی که انسان در ارتباط با ذات الهی و امور معنوی بدست می آورد، بسی ماندگارتر از شادی هایی است که در رابطه با امور مادی و دنیوی تحصیل می کند.
به لحاظ شناخت شناسی نیز، لذت و شادی انسان به عقلی، حسی، خیالی و وهمی تقسیم می شود. ابن سینا در یکی از کتاب های خود در این باره می گوید: لذت و رنج، دارای مراتب بوده که برخی از آن حسی، بعضی خیالی و وهمی و بعضی دیگر مربوط به مراتب و مراحل برتر از آن است.
از غم و شادى نباشد جوش ما--- با خیال و وهم نبود هوش ما
حالتى دیگر بود کان نادر است--- تو مشو منکر که حق بس قادر است
تو قیاس از حالت انسان مکن--- منزل اندر جور و در احسان مکن
عوام بر این باورند که برترین لذتها، حسی بوده و لذت های غیر حسی، ضعیف، خیالی و غیر حقیقی هستند. او در ابطال این پندار، به این نکته تذکر می دهد که چه بسیارند افرادی که برای تأمین لذت های خیالی خود از لذت های حسی دست کشیده و بلکه مشقات و دردهای جسمانی را متحمل می شوند، غافل از این که این گونه لذت های خیالی تنها مختص به انسان نبوده و در حیوانات نیز یافت می شود.
چنان که یک سگ شکاری به رغم گرسنگی، شکار را حفظ کرده و به صاحب خود می رساند، یا برخی حیوانات، جان خود را برای دفاع از فرزندان خویش با طیب خاطر به خطر می اندازند.
سپس ابن سینا تاکید می کند که سعادت، مراتب مختلفی دارد که ناشی از مراحل و شئون وجودی انسان است. هر مرتبه و شأنی از مراتب انسانی، لذت، نشاط، سرور و همچنین رنج، سختی، غم و اندوه متناسب با خود را دارد.
در این راستا اگر روح، را مرتبه ای از مراتب عالی وجود انسانی بدانیم، پس شادی روحانی نیز مرتبه ای برتر از سرور و نشاط جسمانی است که از ثَبات، شدت و گسترش و قوت فراوانی برخوردار است، اگر چه گاهی با سختی ها و رنج های جسمانی همراه می شود، اما در این حال همة دشواریها را نیز شیرین و جذاب می گرداند. 5

«شادی ماندگار»
شادی حقیقی و ماندگار اثر لذت و سعادتی است که در ارتباط با حقیقت هستی نصیب انسان می شود. هیچ لذتی برای انسان برتر از لذت عبادت و ارتباط با ذات بی نهایت هستی نیست. هیچ شادی ای با شادی راز و نیاز با جمال مطلق برابری نمی کند و هیچ سعادتی با سعادت تقرب پروردگار، مقایسه نمی شود.
عمیق ترین و عالى ترین شادى ها و سرورها از آن پاک سیرتان و آشنایان با خداوند است. این حالت را تا به حال بسیار تجربه نموده ایم. اگر خود مقداری تأمل کنیم به این مطلب اذعان خواهیم نمود.
تصور کنید: شخصی شبانه وضو می سازد و سجاده ای از عشق پهن می کند و با معشوق خود به راز و نیاز می نشیند. در این صورت چه نشاط و شادی در درون او در حال ایجاد و حرکت است. آری شادی مومن در نیمه های شب به اوج خود می رسد، آنگاه که احساس قُرب و نزدیکی بیشتری به محبوب و معشوق خود می کند، چه لذتی و بهجت عمیقی در فرد پدید می آورد. از این رو است که در حدیثى از پیامبر-صل الله علیه واله وسلم-مى خوانیم: «دو رکعت نماز در دل شب نزد من از دنیا و آنچه در آن است، ارزنده تر و دوست داشتنى تر است». 6 و در این باره امام صادق-علیه السلام- نیز بیان دقیقی دارند، آنجا که فرمودند:«اگر مردم از فضیلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهره هاى مادى که خداوند به دشمنانش بخشیده نمى دوختند و دنیاى آن ها در نظرشان از چیزى که زیر پالگد مى کنند، بى ارزش تر بود و از شناخت خداوند چنان لذت مى بردند که گویا پیوسته در باغ هاى بهشت با دوستان خدا، همنشین و همراهند». 7
به برخی از مناجات های امام سجاد-علیه السلام- که اوج این نشاط و بهجت درونی که جلوه ی بیرونی آن دیگران را نیز بی نصیب نمی سازد، اشاره می کنیم:
«... ای خدا ما را از بندگانت قرار بده که نهال های شوق به سوی تو و دیدار تو در باغ دل هایشان سبز و خرم گشته و سوز محبتت سراسر قلب آنها را فراگرفته است. از آن رو آنان در آشیانهای افکار عالی انس نشیمن ساخته و به باغهای مقام قُرب و از سرچشمه ی محبتت با جام لطف می آشامند...».این فراض های از مناجات های عارفین حضرت به نقل از مفاتیح الجنان بود.
نمونه های عینی و خارجی این شادی در مورد یاران امام حسین-علیه اسلام- به چشم می خورد. افرادی در شب عاشورا به خاطر وصل و دیدار محبوب خود با لبخند و شادی یکدیگر را میهمان می کردند و لب به سخن می گشودند، حالتی که تا آن روز این گونه از آنها دیده نشده بود.
این نه وقت گریه و فریاد تست--- وقت شادى و مبارک باد تست
آری شادی عوامل و انواعی دارد، اما شادی و نشاطی که روان و روح تشنه ای انسان را که ریشه در فطرت او دارد را سیراب می کند کجا و لذت مادی کجا! از این رو بوده است و دیده می شود که عده ای برای این که به لذات و نشاط های عالی تر و بالاتری دست پیدا کنند، لذت های دیگر را چه بسا رها کنند و به آنها در حدی که بتوانند بهتر به شادی های روحانی دست پیدا کنند، توجه می کنند. آیا لذتی که معاویه از خوردن یک غذای لذیذ احساس می کرد، با آن بهجتی که تمام وجود حضرت علی-علیه اسلام- را هنگامی که کودک یتیمی را نوازش می داد و لقمه ای در دهان او قرار می داد یکی است؟!
آری یاد خدا، شادی هر تقوا پیشه ای و لذّت هر اهل یقینی است.( میزان الحکمه/ج 4/ ص 216)
1 . میزان الحکمه 5» صفحه 271 .
2 . انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو، ص 367.
3 . روانشناسى شادى، ص 42 و 172.
4 . جلوه هاى شادى در فرهنگ و شریعت، ص47.
5 . شرح الاشارات و التنبیهات، النمط الثامن، الفصل الاول.
6 . تحفة السنیه، سید عبدالله جزایری، ص 317.
7 . اصول کافی، ج 8، ص 247.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.