شاه نعمه اللهیه ۱۳۹۲/۱۲/۰۳ - ۱۵۷۴ بازدید

باسلام لطفأدرمورد سلسله درویشای نعمة اللاهیه توضیح دهید.

برای آگاهی در مورد دراویش نعمت اللهیه به توضیحات زیر توجه کنید : فرقه شاه نعمت اللهیه، در قرن نهم برای اولین بار در ایران شکل گرفته است. بنیانگذار این فرقه «سید نورالدین نعمه الله بن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن کمال الدین یحیی بن هاشم بن موسی بن جعفر بن صالح بن محمد بن جعفر بن حسن بن محمد بن جعفر بن محمد بن اسماعیل بن ابی عبدالله جعفر بن صادق بن محمد باقر بن زین العابدین بن حسین ابن علی علیه السلام است»[1]وی در سال 730 یا 731 در شهر حلب به دنیا آمد و در سال 834 قمری در ماهان کرمان درگذشت و فرقه او از سوی فرزندش به هندوستان منتقل شد.شاه علی رضا دکنی متوفای 1214 قمری ملقب به رضا علیشاه است و تمام عمر صد و بیست ساله خود را در هند گذراند. وی با اعزام دو نفر به ایران توانست جریان تصوف نعمت اللهیه را دوباره در ایران احیا کند. فرستاده اول شخصی است به نام سید طاهر دکنی که قطب نبود، ولی از قطب، برای ارشاد مردم اذن داشت و بعد سید میر عبدالحمید دکنی ملقب به معصوم علیشاه دکنی بود که او هم از طرف قطب مأذون بود و در سال 1211 قمری به دستور آقا محمد علی بهبهانی کشته شد و او را در رودخانه قره سوی کرمانشاه غرق کردند. بعد از معصوم علیشاه شخصی به نام میرزا محمد علی طبسی اصفهانی فرزند آقا ملا عبدالحسین ملقب به نورعلیشاه اول از طرف معصوم علیشاه، شیخ مأذون می‌گردد که او هم در سال 1212 قمری، یک سال بعد از معصوم علیشاه در موصل از دنیا می‌رود و در جوار حضرت یونس دفن می‌شود. بعد از نورعلیشاه، شخصی به نام شیخ محمد حسین اصفهانی موصوف به شیخ زین الدین و ملقب به حسین علیشاه در سال 1214قمری (سال فوت رضا علیشاه) ادعای قطبیت می‌کند. در واقع بعد از رضا علیشاه، حسین علیشاه قطب می‌شود و او نیز در سال 1234 قمری از دنیا رفته و شخصی به نام محمد جعفر کبودرآهنگی ملقب به مجذوب علیشاه در همان سال قطبیت سلسله نعمت اللهیه را ادعا می‌کند. بعد از مرگ هرکدام از اقطاب این سلسله جنگ بین چند نفر شروع شده که در این میان یک نفر پیروز و یا انشعاب جدید پدید می آمد که می توان از انشعابات، نعمت اللهیه کوثریه ، نعمت اللهیه محبوب علیشاهی، نعمت اللهیه شمسیه، کمیلیه، نعمت اللهیه مست علیشاهی، نعمت اللهیه مونس علیشاهی،نعمت اللهیه نوربخشیه، انجمن اخوت(صفی علیشاهی)، نعمت اللهیه گنابادی نام برد. سلسله نعمت‌ اللهیه گنابادیه بعد از سعادت علیشاه[2]تحقق یافت و سلطان علیشاه یا ملا سلطان را باید اولین رهبر و موسس سلسله نعمت اللهیه گنابادیه دانست[3]و بعد از وی، نور علیشاه[4] پسر بزرگ ملا سلطان و بعد از او، پسر ملا علی یعنی صالح علیشاه[5] و بعد فرزند صالح علیشاه، یعنی رضا علیشاه [6] و سپس پسر رضا علیشاه، یعنی محبوب علیشاه (7) و بعد قطب فعلی، فرزند صالح علیشاه یعنی مجذوب علیشاه[8] (نور علی تابنده)، قطبیت این سلسله را به عهده گرفت. سلسله گنابادی علاوه بر اعتقادات و آداب مشترک با سایر فرقه‌های صوفیه، دارای اعتقادات و آداب اختصاصی نیز هستند. که در ذیل به گوشه هایی از آداب و رسومات این فرقه اشاره می نمایم[9] :
تجسم صورت مرشد در عبادات:
یکی از بدعتهای این فرقه در نظر گرفتن صورت قطب (مرشد) در عبادت است. و حال آن که در عبادات تقرب به خدا شرط است و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز در موردخود یا اهل بیت علیهم السلام چنین دستوری نداده اند. ملا علی گنابادی پسر مؤسس این فرقه و یکی از اقطاب آنها می گوید: «مقلد ناچار است در وقت عمل مطاع (مرشد )را در نظر آورد.[10]»
پدر وی سلطان محمد گنابادی می گوید:
«اگر صورت مرشد ظاهری را خیال در نظر نداشته باشد صورت هواهای نفسانی که بت تراشی نفس اند هیچ وقت از نظر او نرود .[11]» و میرزا زین العابدین شیروانی «مست علیشاه» از اقطاب سلسله اینها می گوید: در این حال بایدکه سالک در مجامع و احوال و افعال و اقوال از مراقبت صورت مرشد غافل نگردد. در هنگام ذکر و ورد و طاعت و خدمت، از وجه شیخ خود زایل نگردد.[12]
عُشریه
اینها بر خلاف نصّ صریح قرآن به جای خمس، عشریه را درست کرده اند که به قطب یا نماینده وی داده می شود. ( در حالی که عشریه از احکام یهود بوده است )ملا سلطان گنابادی می گوید: یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی از زکات زکوی و از خمس خواهد بود.[13]
غُسل اسلام
یکی دیگر از بدعتهای این فرقه غسل اسلام است که باید شخص قبل از تشرف غسل اسلام کند. این غسل به تقلید از غسل تعمید مسیحیان درست شده است . ضمناً این توهینی به دیگر مسلمین است چون معنای آن این است که شخص تا قبل از صوفی شدن مسلمان نبوده است.
مقام قطب
اینها قطب را امام وقت می دانند.هر چند در ظاهر سعی می کنند نشان دهند ائمه شیعه صلوات الله علیهم را قبول دارند ولی در آثار وافکار رهبرانشان مساله طور دیگری است.
در فصلنامه «عرفان ایران» (ارگان رسمی فرقه گنابادی) آمده است که: «اعتقاد به وجود امام به عنوان قطب عالم امکان با مفهوم قطب در تصوف تقریبا یکسان است[14]» ودر صفحه بعد می نویسد: «قطب و امام هر دو مظهر یک حقیقت و دارای یک معنا و اشاره به یک شخص است.[15]»
ملا سلطان گنابادی در مورد مقام قطب (در وقت تشرف وبیعت) می­گوید: «طالب و مرید اراده حضور نماید چنین داند که به خدمت پادشاه مقتدری می­رود و به بخشش او امیدوار باشد که به یک آن دو عالم را بی سبب به او بخشد و خیال را مشغول صورت شیخ دارد.[16]» و بعد اضافه می­کند: «چون وارد حضور گردد در کمال عجز و فروتنی که شیوه نیازمندان است صورت بر خاک مذلت گذارد و به شکرانه این نعمت سجده بجای آورد.[17]» ثمره ارسال رسل وانزال کتب آسمانی را اقتدا وبیعت با قطب می­داند و می­گوید: «مقصود از خلقت تو این طاعت و اقتداست بلکه می­گوییم ارسال رسل و انزال کتب و زحمت انبیاء و مشقت اولیاء از برای ارادت و اقتداست.[18]» و ضمن ادعای ولایت مطلقه برای اقطاب می­نویسد: «صاحب ولایت کلیه مطلقه را الله توان گفت با این نظر و این لحاظ که فانی است در جهت غیب بینی و علی توان گفت به آن اعتبار که مضاف به کثرات است و مستولی بر کل است و ربّ توان گفت که تربیت کل موکول با اوست. خالق توان گفت به اعتبار اینکه خالقیت حق تعالی بواسطه آن ظهور می­یابد.[19]»
وی در حکم قطبیت فرزندش با کپی برداری از ماجرای غدیر می­گوید: «پوشیده نماند که هر یک از اولیاء عظام را در زمان حیات و بعد از ممات خلفا و نوّاب لازم که رشته دعوت منقطع نشود که در بقاع ارض و در جمله زمان حکم یا ایها الرّسول بلّغ ما انزل الیک... جاری باشد؛ لذا این ضعیف سلطان محمد نور چشم خود ملا علی را خلیفه خود قرار دادم و چون اشاره غیبیه شده بود تأخیر را روا نداشتم.[20]» این مطلب کپی سازی غدیر است. این خلاصه ای از تاریخچه و آداب ورسوم فرقه نعمت اللهیه گنابادی بود که برای اطلاع بیشتر می توان به کتابهای زیر مراجعه نمود:
در کوی صوفیان، واحدی صالح علیشاه ، فصلنامه کتاب نقد شماره 39 ، تاریخ تصوف، آیت الله عمید زنجانی ، تاریخ سلسله های طریقه نعمت اللهیه در ایران، مسعود همایونی ، در خانقاه بیدخت چه می گذرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1]. شیرازی، محمد معصوم: «طرایق الحقایق»، ج 3، انتشارات سنایی، صص 1 و 3
[2] . محمد کاظم اصفهانی در 1223 قمری در شهرستان اصفهان به دنیا آمد و در محرم 1293 قمری در شهر ری از دنیا رفت .
[3] . ملاسلطان محمد در سال 1251 در روستای نوده (حوالی بیدخت گناباد) به دنیا آمد . وی در سال 1327 قمری در 76 سالگی به فتوای آخوند خراسانی به قتل رسید.
[4] . ملا علی در سال 1284 قمری در بیدخت به دنیا آمد و بعد از 53 سال زندگی و ده سال قطبیت در سال 1337 توسط یکی از مریدانش به قتل رسید .
[5] . محمد حسن بیچاره در سال 1308 قمری در بیدخت به دنیا آمد و پس از هفتاد و هشت سال زندگی و پنجاه سال قطبیت، در سال 1386 قمری و 1345 شمسی از دنیا رفت.
[6] . حسین تابنده در سال 1332 قمری در بیدخت به دنیا آمد و پس از هفتاد و هشت سال زندگی و بیست و شش سال قطبیت در سال 1371 شمسی در بیدخت درگذشت.
[7] . علی تابنده در سال 1324 شمسی در تهران به دنیا آمد و در سال 1375 پس از پنجاه و یک سال زندگی و چهار سال قطبیت ازدنیا رفت.
[8] . نور علی تابنده، پسر صالح علیشاه و برادر رضا علیشاه در سلا 1306 شمسی در بیدخت به دنیا آمد و از سال 1375 شمسی، قطب سلسله را به عهده گرفت..
[9] . برای اطلاع بیشتراز تاریخچه وعقاید این فرقه می توانید به فصلنامه «کتاب نقد شماره 39 » مراجعه نمایید..
[10] . صالحیه چاپ دوم ص334 حقیقت ص598.
.[11]سعادتنامه ص 12-10.
[12]. ریاض السیاحة ص371
[13] . نابغه علم وعر فان چاپ تابان ص 204.
[14]. مصطفی آزمایش. عرفان ایران. ص 33. انتشارات حقیقت. چاپ اول. زمستان 1379
[15] همان مدرک. ص34
[16] سلطان محمد گنابادی سعادت نامه، ،ص 162. انتشارات حقیقت، 1383.
[17]. همان مدرک ص 163.
[18]. همان مدرک ص 138.
[19]. سلطان محمد گنابادی ولایت نامه، ،ص 11. انتشارات حقیقت، 1383.
[20]. ملا علی گنابادی ،صالحیه،ص 346،انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.1346.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.