شبهاتی در مورد امام زمان (عج) ۱۳۹۲/۴/۳ - ۱۷۱ بازدید

در رابطه با این پرسش باید گستره و چگونگی ولایت را دریافت، آنگاه روشن خواهد شد که نسبت آن با خاتمیت چیست؟
الف- ولایت تکوینی
ولایت تکوینی گونه ای تسلط بر جهان هستی است. این ولایت و هر ولایت دیگری اساسا و استقلا لا از آن خداست و دیگران نسبت به تقربی که به خداوند دارند از آن به اذن خدا بهره مند خواهند شد. اصل این مقام اختصاص به پیامبران ندارد و هر یک از اولیای الهی به تناسب درجه عبودیت و تقرب به خدا از آن بهره مند می باشند. و قرآن مجید در موارد متعددی از این مسأله یاد کرده است.V} جهت آگاهی بیشتر در این زمینه نگا: مطهری مرتضی، ولا و ولایتها، صص ۷۳-۸۶، قم، صدرا، چاپ نهم۱۳۷۴.{V
ب- ولایت تشریعی

در رابطه با این پرسش باید گستره و چگونگی ولایت را دریافت، آنگاه روشن خواهد شد که نسبت آن با خاتمیت چیست؟
الف- ولایت تکوینی
ولایت تکوینی گونه ای تسلط بر جهان هستی است. این ولایت و هر ولایت دیگری اساسا و استقلا لا از آن خداست و دیگران نسبت به تقربی که به خداوند دارند از آن به اذن خدا بهره مند خواهند شد. اصل این مقام اختصاص به پیامبران ندارد و هر یک از اولیای الهی به تناسب درجه عبودیت و تقرب به خدا از آن بهره مند می باشند. و قرآن مجید در موارد متعددی از این مسأله یاد کرده است. جهت آگاهی بیشتر در این زمینه نگا: مطهری مرتضی، ولا و ولایتها، صص ۷۳-۸۶، قم، صدرا، چاپ نهم۱۳۷۴.
ب- ولایت تشریعی
این گونه ولایت ها کاربردها، اقسام و مراحلی دارد که به تناسب بحث به برخی از آنها اشاره می شود:
۱. ولایت بر تشریع
ولایت بر تشریع به معنای حق قانون گذاری است. این حق بر اساس آیه" ان الحکم الا للله" در اساس از آن خداست و خداوند با انگیزش پیامبران، قوانین خود را به بشریت ابلاغ می کند. پیامبر در این مقام دریافت کننده و قانون از سوی خدا و ابلاغ کننده به مردم است. البته بعید نیست که پیامبر به اذن خدا حق قانونگذاری در مورد بعضی از احکام دینی نیز داشته باشد. خاتمیت در این عرصه به معنای آن است که همه برنامه های تکاملی و قوانین دینی مورد نیاز بشر تا پایان تاریخ را خداوند به پیامبر وحی و به بشریت ابلاغ نموده است و از این پس هیچ گونه قانون آسمانی جدیدی نازل نخواهد شد. بدون شک این قسم از ولایت را هیچ شیعه ای برای امامان معصوم(ع) باور ندارد. اگر چنین ولایتی مورد اعتقاد بود با خاتمیت ناسازگار بود لیکن کدام یک از عالمان شیعه چنین اعتقادی را تبلیغ کرده اند؟
۲. ولایت در تشریع
منظور از ولایت در تشریع این است که در چارچوب اصول، هنجارها و قوانین الهی که توسط پیامبر ابلاغ شده است کسانی ولایت دارند که اولا آنها را برای مردم تبیین کنند و ثانیا جزئیات احکام را از کلیات آن استخراج نمایند و ثالثا رهبری جامعه را در جهت اجرای آن احکام برعهده گیرند و رابعا در صورت وقوع تزاحم در احکام در مسیر اجرای آن بر اساس قاعده اهم و مهم رفع تزاحم نمایند. این گونه ولایت که در واقع ولایت در مقام تبیین و اجرا است برای ائمه و نایبان آنها ثابت است و چنین چیزی هیچ تضادی با خاتمیت ندارد بلکه استمرار شریعت خاتم در بستر زمان است و بس.
به عبارت دیگر عالمان شیعه برآنند که پیامبر(ص) دارای سه سمت اصلی بوده اند؛ ۱. دریافت و ابلاغ وحی ۲. تبیین و تفسیر آنچه وحی شده ۳. رهبری اجتماعی و اجرای قوانین الهی.
خاتمیت پیامبر(ص) فقط مربوط به سمت نخست است و در دو سمت دیگر خاتمیت راه ندارد. سمت نخست برای هیچ کس غیر از پیامبر(ص) نخواهد بود اما دو سمت دیگر برای اوصیاء و جانشینان پیغمبر باقی است و این مسأله هیچ تضادی با خاتمیت ندارد زیرا آن دو در عرصه دیگری است و خاتمیت در عرصه دیگر و ادعای تناقض آنها خلط بین این سه مقام است.

ولادت امام زمان (عج)


حقیقت این است که در ولادت مهدی (عج) بین شیعیان و اهل سنت اختلافاتی وجود دارد هر چند اصل آمدن امام مهدی (عج) مورد اتفاق همه فرقه اسلامی است.
در جامعه شیعه ۱۲ امامی، هم در بین علماء و هم مردم عادی تولد امام مهدی مورد اتفاق بوده، بلکه از ضروریات مذهب شیعه شمرده می شود و هیچ کسی در آن تردید نکرده است. مرحوم کلینی (که پرسشگر به کلام ایشان استناد کرده که بعدا به پاسخ آن ایشان می شود) در کافی با صراحت می نویسد: «ولد للنضف من شعبان سنه خمس و خمسینی و ماتین؛ مهدی (عج) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ متولد گردید». (کلینی، کافی، انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۲، ص ۴۴۹، ترجمه مصطفوی، و کافی غیر مترجم، ج ۱، ص ۵۱۴)
مسعودی در احادیث زیادی همین را گزارش داده (مسعودی، اثبات الوحیه، بیروت، ص ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۹۹) مرحوم صدوق در ضمن روایات متعددی آن را بیان کرده (صدوق، کمال الدین، ج ۲، باب ۴۲، ص ۱۴۳-۱۶۱) و شیخ مفید نیز همین را نقل کرده است. (مفید، الارشاد، گنگره شیخ مفید، ج ۲، باب آخر) و سید مرتضی در «تنزیه الانبیاء» آن را مستدل ساخته (سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، قم، انتشارات رضی، ص ۱۸۰) و شیخ طوسی در کتاب «غیبت» به آن تصریح نموده است. (طوسی، غیبت، ص ۲۲۹)
و به همین شکل دانشمندان و علمای شیعه تا دوره های معاصر به این سند تصریح نموده اند.
علامه طباطبائی می نویسد: «حضرت مهدی موعود فرزند امام ۱۱ که اسمش مطابق اسم پیامبر بوده درسال ۲۵۶ یا ۲۵۵ در سامراءمتولد شدند». (شیعه در اسلام، تهران، ص ۱۴۸)
مرحوم مظفر هنگام معرفی شیعیان یکی از باورهای آنان را ولادت امام مهدی درنیمه شعبان معرفی می کند. (مظفر، عقاید الامامیه، وزارت ارشاد، ص ۲۸۹)
و می توان ادعا کرد که اعتقاد به متولد شدن امام مهدی یکی از مشخصات شیعه در نزد اهل سنت می باشد. ابن قیم می گوید: اما امامیه (درباره امام مهدی) قول چهارمی دارد که مهدی را محمد بن حسن عسگری و از نسل امام حسین می دانند. (ابن قیم جوزیه، المنار المنیف، ص ۱۵۲)
اما در مقابل عده ای از اهل سنت متولد شدن آن حضرت را قبول ندارند و می گویند در آخر الزمان متولد می شود، یکی از نویسندگان آنها می گوید:
«احادیث فراوانی درباره مهدی ... بدون شک بر یک حقیقت ثابت دلالت دارند و آن این که مضمون این احادیث در آخر الزمان تحقق می یابند و این فکر، هیچ ارتباطی با عقیده شیعه درباره مهدی منتطر که او را محمد بن الحسن می نامند ندارند». (محسن العباء، عقیده اهل سنت و الاثر فی المهدی المنتظر، ص ۵۸)

پاسخ قسمت دوم سوال:

اعتراف علمای اهل سنت به ولادت امام زمان (عج)


با این حال که عده ای از اهل سنت اعتقادی به تولد حضرت مهدی ندارند، جمعی از علماء و مورخان آنان تولد فرزند امام عسگری را پذیرفته و یا آن را به شکل گزارش تاریخی نقل کرده اند.
یکی از نویسندگان معاصر در این باره از ۶۶ نفر (نجم الدین عسگری، المهدی الموعود المنتظر غید علماء اهل السنه و الشیعه، ص ۶۵) از عالمان اهل سنت یاد کرد و دیگری از ۶۸ نفر (صافی گلپایگانی، منتخب الاثر فی الامام اثنانی عشر، ج ۲، ص ۳۶۹-۳۹۳) و سومی این رقم را به ۱۲۸نفر (ثامیر هاشم العمیدی، دفاع عن الکافی، قم، مرکز الغدیر، ۱۴۱۵، ج ۲، ۵۶۹-۵۹۲) رسانده و سرانجام برخی نیز از ۱۳۵ نفر اسم برده است (مهدی علیزداه، در انتظار ققنوس، قم، اول، موسسه امام خمینی، ۱۳۷۹ش، ص ۱۸۸-۱۹۸) که برخی از این منابع از این قرار است: (ر.ک: مهدی فقیه ایمانی، مهدی منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، کتابخانه امیر المومنین، ص ۲۳-۳۹)
۱. الصوابات المحرقه، ابن حجر هیثمی، قاهره، دوم، ۱۳۸۵، ق ، ۲۰۸
۲. شیر ادی، الاتجاف بحب الاشراف، قم، منشورات الرضی، دوم، ۱۳۶۳ ق، ص ۱۷۹
۳.ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ج ۷، ص ۲۷۴ (حوادث سال۲۶۰)
۴. ابن طولون، الئمه الاثنی عشر، قم، منشورات الرضی، ص ۱۱۷
۵. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، بی تا، ص ۳۱۰
۶. شیخ سیلمان قندوزی، ینابع الموده، بیروت، موسسه الاعلمی المطبوعات، ج ۳، ص ۳۶
۷. مومن شبنجی، نور الابصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینی، ص ۱۶۸
۸. محمدامین بغدادی سویدی، سبائک الذهب، بیروت، دارصعب، ص ۷۸
۹. شیخ محمد صبان، اسعاف الراغبین، در حاشیه نور الابصار، ص ۱۴۱
و نمونه های از عین کلمات علمای اهل سنت
۱. ابن اثیر:« در این سال (۲۶۰ ه ق) حسن بن علی، پدر محمد که شیعیان وی را (مهدی) منتظر می دانند رحلت کرده است». (ابن اثیر جزری، الکامل، بیروت، دار الکتاب العربی، ج ۲، ص ۳۲۰)
۲. محمد بن طلحه شافعی: «ابوالقاسم محمد بن حسن همان مهدی(عج) و حجت و جانشین به حق است». (محمدبن طلحه شافعی، مطالب السؤول، ص ۱۵۲)
۳. سبط جزری(م ۶۵۴ ه ق): «درباره مهدی که همان محمد بن حسن است ...وی جانشین صالح، حجت و صاحب الزمان و قائم منتظر است که آخرین امام می باشد». (سبط جزری، تذکره الخواص، بیروت، موسسه اهل البیت، ۱۴۰۱ ق، ص ۳۲۵)
۴. گنجی شافعی (م قرن هفتم ه ق): وی فصل آخر کتابش به عنوان «لا فی الدلاله علی جر از بقاء المهدی حیا » که در بیان زنده بودن امام مهدی را تنظیم کرده و در این بخش دلیل های متعددی برای امکان زنده بودن امام مهدی بیان داشته است، می گوید: «همان گونه که عیسی و حضرت خضر و الیاس صدها سال است که زنده هستند، بنابراین امکان زنده بودن امام مهدی نیز وجود دارد». (گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، بیروت، دار البیضاء، ص ۹۷)
۵. ابن خلکان می گوید: «ابوالقاسم محمد بن حسن عسکری ... در باور شیعیان وی ۱۲ امام است که معروف به حجت می باشد ... ولادت او نیمه شعبان ۲۵۵ بوده است». (محمد بن ابی بکر خلکان، وفیات الاعیان، قم، منشورات الرضی، دوم، ۱۳۶۳، ج ۲، ص ۱۷۶)
۶. ابن صباغ: وی در باب ۱۲ کتاب خود را با این عنوان آغاز نمود «فی ذکر ابی القاسم محمد الحجه الصالح ابن ابی محمد الحسن الخالص، نویسنده در این فصل، دلائلی برای اثبات زنده بودن امام مهدی ذکر کرده است». (علی بن محمد صباغ المالکی، الفصول المهمه فی معرفه احوال الئمه، بیروت، ۱۴۰۹ ق، دوم، ص ۲۸۱، قبلا اشاره در چاپ دیگر، ص ۳۱۰ آمده)
۷. شمس الدین ذهبی (۷۴۸ه ق) می نویسد: «حسن بن علی الجواد ... یکی امامان ۱۲ است که شیعیان به عصمت آنان معتقد هستند ... وی امام عسگری (ع) پدر منتظر می باشد». (شمس الدین ذهبی، العبر فی خبر من غبر، بیروت، دار الکتاب العلمیه، ج ۱، ص ۳۷۳)
وی در جای دیگر می گوید: «ابومحمد امام عسگری یکی از امامان شیعه است ... فرزندش محمد بن حسن ... در سال ۲۵۸ به دنیا آمده است... ». (شمس الدین ذهبی، تاریخ اسلام... ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۲ ق، ج ۱۹، ص ۱۱۳)
و در «دول الاسلام» می نویسد در سال ۲۶۰ حسن بن علی بن جواد ... که یکی از امامان ۱۲ (شیعه) است از دنیا نرفته و او پدر منتظر شیعیان است». (شمس الدین ذهبی، دول الاسلام، بیروت، منشورات العلمی, ۱۴۰۵ ق، ص ۱۴۵)
و در «سیر اعلام النبلاء» نوشته است: «منتظر شریف ابوالقاسم محمد بن عسگری ...». (شمس الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۶ ق، ج ۱۳، ص ۱۱۹)
۹. عبدالوهاب شعرانی (م ۹۷۳ ق)می نویسد: «وی (امام مهدی) یکی از فرزندان امام عسکری است و در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ به دنیا آمده و تا زمان همراه شدن با عیسی زنده خواهد بود». (عبدالوهاب شعرانی، الیواقیت والجواهر ... ، بیروت، دار احیاء العراث، جزء دوم، ص ۵۶۲)
۱۰. ابن جحر هیتمی که در تعصب مشهور است می نویسد: «ابوالقاسم محمد الحجه هنگام رحلت پدر پنج ساله بود ولی خداوند به وی حکمت عطا کرده است؛ و قائم منتظر نامیده شده است». (ابن حجر هیتمی، الصواعق المرقه، ج ۲، ص ۶۰۱، در چاپ قاهره، ص ۲۰۸)
۱۱. شبنجی (م ۱۲۹۰ ق) می نویسد: «این فصل در بیان مناقب محمد بن الحسن است ... مادرش کنیز بوده ... و کینه اش ابولقاسم... ». (مومن شبنجی، نور الابصار، بیروت، دار الکتب العلمیه، ص ۱۶۸، چاپ قاهره هم ، ص ۱۶۸)
۱۲. قندوزی (۱۲۹۶ ق) می گوید: «ولادت قائم درشب ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ در شهر سامراء بوده است». (سلیمان قندوزی، ینابع الموده، ج ۲، ص ۵۴۳، موسسه اعلمی، ج ۳، ص ۳۶)
۱۳. خیر الدین زر کلی (م ۱۳۹۶ ه ق): محمد بن الحسن عسکری ... آخرین امام شیعیان و نزد آنان معروف به مهدی و صاحب الزمان است ... در شهر سامراء به دنیا آمده و در زمان رحلت پدر حدود ۵ سال داشته است». (خیر الدین زر کلی، الاعلام، بیروت، دار العلم للملاپین، دهم، ششم، ۱۹۹۲ م ، ص ۸۰)
علاوه بر ادله فوق، دلائل دیگری نیز بر ولادت امام مهدی وجود دارد که فقط به صورت فهرست وار به آنها اشاره می شود و در صورتی که پرسشگر بخواهد مفصل بیان می شود:
۱. روایات فراوانی از منابع شیعه نقل شده است که امام مهدی فرزند امام حسن عسکری است و به دنیا آمده است.
۲. قابله ی آن حضرت حکیمه خاتون داستان ولادت او را گزارش داده است. (صدوق، کمال الدین، ج ۲، باب ۴۲، حدیث ۱)
۳. کسانی که امام مهدی را در خورد سالی دیده اند. (کافی، ج ۱، ص ۵۱۴، ج۲، ص ۳۲۹، ج ۶، ص ۳۳۲)
۴. کسانی که در دوران غبیت صغری او را ملاقات کرده اند.
۵. روایاتی که می گویند زمین خالی از حجت نمی شود که در منابع اهل سنت نیز آمده است.
۶. وجود شب قدر می طلبد که در هر زمان حجتی باشد تا تقدیرات شب قدر را دریافت کند، آن حجت به نظر شیعیان امام مهدی است و طبق نظر اهل سنت چه کسی می باشد؟
حال میماند روایتی را که پرسشگر از کافی نقل کرده است. برای روشن شدن این مطلب به چند نکته توجه شود.
۱. این فرد که فرستادگان سلطان به حضرت مهدی (عج) دست نیافتند به خاطر عنایت الهی بود چنان که کفار مکه پیامبر اکرم را در غار ندیدند و تار عنکبوت مانع این دیدن شد و گر نه خود سلطان و اطرافیان او به تولد حضرت مهدی یقین داشته، شاهدش پایان همان حدیث است که پرسشگر به آن اشتهاد نموده است خوب بود پایان حدیث را می خواندید که دارد «حرجنا و هو علی یتب الحال و السلطان یطلب اثر ولد الحسن بن علماء با ما (از سامراء) خارج شدیم و سلطان باز هم در جستجوی خبر حسن بن علی بود». (کافی عربی، ج ۱، ص ۱۲۶، کافی مترجم، همان، ج ۲، ص ۴۳۴) اگر واقعا این خبر ثابت نموده که حضرت عسگری فرزندی نداشته چرا سلطان باز هم به دنبال و در جستجوی فرزند حسن عسگری بود این نشان می دهد که حتی سلطان و اطرافیان او نیز به ولادت حضرت مهدی یقین داشتند منتهی خداوند او را این که آنها به دسترس پیدا نمایند محافطت نمود. بخاطر همین یقین بود که مهدی عباس امثال او ادعای مهدویت نمودند.
از این گذشته این روایت می گوید اطرافیان سلطان نتوانستند بفهمد که حضرت عسکری فرزند داشته یا نه؟ ولی خود کلینی با صراحت می گوید در نیمه شعبان ۲۵۵ به دنیا آمده و روایات فراوانی در بخش مولد صاحب الزمان نقل می کند. (کافی عربی، ج ۱، ص ۱۲۶ تا پایان؛ و کافی مترجم، ج ۲، ص ۴۴۹-۴۶۸) چرا پرسشگر آنها را ندیده ما توصیه می کنیم پرسشگر محترم به هر گونه تعصب و فقط برای رسیدن به حقیقت به منابع داده شده مراجعه کند ان شاءالله به حقیقت خواهد رسید، تا مبادا زمانی فرا رسد و ظهور آن حضرت برسد و ما شرمند او نشویم.
و منطقی نیست که با آن هم منابع انسان با صراحت ولادت امام مهدی (عج) را موهوم و مدعدم بخواند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.