شبهات تعدد زوجات ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ - ۳۰۹ بازدید

با سلام و عرض ادب و احترام و خسته نباشید خدمت دست اندر کاران این سایت عالی و کارامد، لطفا درباره شبهه جواز چندهمسری برای مردان در اسلام با توجه به شبهات فمینیستها توضیح بفرمایید.

از مـسـائلـى که از دیر زمان فکر حقوقدانان را به خود مشغول داشته است و درباره آن نظریه هایى داده اند، مساله تعدد زوجات ( داشتن همسرهاى متعدد ) است و چـون اسـلام بـه طـور صریح تعدد زوجات را جایز شمرده است براى دانشجویان و سایر طبقات از جمله فمینیست ها اشـکـالـهـا و سـوالـهـایى به شرح زیر مطرح مى شود:۱ - فلسفه تعدد زوجات چیست؟۲ - روابط زنـاشویى با عشق و عاطفه انسان نیز سر و کار دارد و چون عشق و عاطفه قابل تقسیم نیست قهرا کسى که چند همسر اختیار کند به یکى از آنان علاقه پیدامى کند و زنهاى دیگر از مزایاى زندگى عاطفى و احساسى محروم خواهند بود.
۳ - تعدد زوجات باعث مى شود که زنان ضد یکدیگر و احیانا ضد شوهر اقدام کنند و کانون خانواده را کـه بـایـد آکـنده از مهر و محبت و نیز محیط تربیتى و آموزشى باشد، به میدان جنگ و جدال مبدل سازند به طوریکه فرزندان آنها هم به دشمنى و عداوت بگرایند.
۴ - اجازه تعدد زوجات، باعث زیاده روى در شهوترانى است و انسان را از مقام بزرگ انسانیت تنزل مى دهد.
۵ - چرا پیامبر اسلام و سایر امام علیهم السلام که به تمام معنى از شهوترانى دوربودند، چند همسر اختیار کردند.
نـخست باید بدانیم که همسرهاى متعدد موضوعى نیست که تنها اسلام آنرا تجویز کرده باشد بلکه قرنها پیش از اسلام بین مردم مرسوم بوده است. الـبـتـه اسلام این قانون را کاملا اصلاح کرد و به صورت بسیار مفیدى درآورد؛ مثلا قبل از اسلام تـعـدد زوجات و چند همسرى نامحدود بود چنانکه یک نفر مى توانست صدها زن داشته باشد ولى اسلام آنرا محدود کرد و فرمود یک نفر نمى تواند بیش از ۴ زن دائم داشته باشد. در صـدر اسـلام اشخاصى که اسلام مى آوردند و بیش از چهار زن داشتند مجبور بودند که زائد بر چهار زن را رها کنند.
یـک زردشـتـى کـه هـفـت زن داشـت در زمـان امـام صـادق (ع ) مـسـلـمـان شد؛ مردم از آن حضرت پرسیدند تکلیف این مرد چیست؟ امام فرمود باید سه همسر خود را رها کند. (۱) و نیز اسلام اجازه نداده است که مرد میان زنان خود و حتى فرزندان آنها تبعیضى قائل شود اما پـیـش از اسـلام اصـل عدالت هیچ رعایت نمى شد و مردان خود را مختار مى دانستند که بین زنها تبعیض قائل شوند. رسـول گـرامـى اسلام صلى اللّه علیه و آله فرمود : هر کس دو زن داشته باشد و در حقوق مالى و مـعاشرت با آنان عدالت نکند , در روز قیامت به غل و زنجیر بسته مى شود و کشان کشان به جهنم داخل مى گردد.(۲) راستى اگر افرادیکه چند همسر اختیار مى کنند همین شرط را مراعات کنند جاى هیچ اشکال و ایـرادى باقى نمى ماند اما متاسفانه چون نوع افراد به این شرط توجه کامل نمى کنند مفاسدى به بـار مـى آیـد که این قانون مورد اشکال و انتقاد قرار مى گیرد ولى باید توجه داشت که این مفاسد ربطى به اصل قانون تعدد زوجات ندارد بلکه مربوطبه نحوه عمل و بى توجهى به شرایط آنست.
۱ - فـلـسـفه تعدد زوجات از آنجا که قوانین اجتماعى و مدنى باید با طبیعت اجتماع و احتیاجات جوامع انسانى منطبق باشد ما در اینجا اوضاع و احوال حوائج اجتماعات بشرى را در زمینه ازدواج و تولید مثل بررسى مى کنیم تا بدانیم که قانون تعدد زوجات با احتیاجات بشر منطبق است یا نه . همه مى دانند که دختران زودتر از پسران بالغ و براى تولید مثل آماده مى شوند . مـثـلا فرض کنید در مناطق معتدل دختران در سن ۱۰ سالگى براى تولید مثل آماده مى شوند اما پـسـران نوعا در سن پانزده سالگى ; پس اگر فرض کنیم در یک محل هر سال۵۰ دختر و ۵۰ پسر متولد شود پس از گذشت ۲۰ سال ( اگر از این دختران و پسران کسى نمیرد ) ۱۰۰۰ دختر و ۱۰۰۰ پسر به جمعیت آنجا افزوده مى شود آنگاه از هزار دختر۵۵۰ نفر که متولد سال آنها تا یازدهم هستند آماده تولید مثل مى باشند در صورتیکه از هزار پسر فقط ۳۰۰ نفر که متولد سال اول تا ششم هستند آمـادگـى دارنـد , پـس درطول ۲۰ سال تعداد دخترانیکه آماده تولید مثل هستند تقریبا دو برابر پسران خواهندشد و این یک امتیاز طبیعى است که خود دستگاه آفرینش به جنس زن داده است , پـس اگـر بخواهیم قانون با طبیعت اجتماع و احتیاجات جوامع انسانى منطبق شود ناگزیریم که تـعـدد زوجات را جایز بدانیم و در غیر اینصورت حق آن دسته از زنها که آمادگى براى تولید مثل دارند و بى شوهر مى مانند از بین مى رود .
۲ - عـشـق و عاطفه قابل تقسیم است:درست است که روح ازدواج عاطفه و احساسات است و نیز صـحـیـح اسـت کـه احـساسات قلبى تحت اختیار آدمى نیست اما اینکه در ضمن اشکال ها گفته مـى شود که : احساسات اصلاقابل تقسیم نیست , مغالطه یى بیش نیست زیرا همه ما مى بینیم که یک پدر ده فرزنددارد و به همه آنها علاقمند است و براى همه آنها فداکارى مى کند . بنابراین ممکن است یک مرد چند همسر داشته باشد و به همه آنها هم علاقمند باشد وهمه آنها از زندگى عاطفى بهره مند شوند.
۳ - سوء استفاده ها از قانون تعدد زوجات صحیح است که در بعضى از موارد تعدد زوجات مفاسدى به بار مى آورد اما باید متوجه باشیم که آیا این مشکلات و مفاسد مربوط به اصل قانون تعدد زوجات است یا مربوط به سوء اخلاق و سوء تدبیر مردها و همسرها ؟مثلا گاهى اتفاق مى افتد که یک زن و شوهر با کمال صفا و صمیمیت با هم زندگى مى کنند . نـاگهان مرد فریفته و دلباخته دخترى مى شود و بدون تدبیر و حساب با او ازدواج مى کند و اصلا هـمـسـر اول خود را فراموش مى کند و در نتیجه این بى مهرى و یانامردى احساسات همسر اولش تحریک شده و دست به خرابکارى هایى مى زند و کانون زندگى را به صورت نامطلوبى درمى آورد . ایـنـجا ما نباید خیال کنیم که قانون چند همسرى این مطلب را ایجاد کرده است بلکه باید متوجه بـاشیم که سوء تدبیر مرد و هوسرانى و نامردى او این قبیل موضوعات را پیش آورده و راستى اگر آن طور کـه اسلام دستور داده رفتار کنند این مشکلات پیش نمى آید همانطور که تاریخ گواهى مى دهد که بسیارى از مردان متدین داراى همسرهاى متعددى بودند که با کمال صفا و صمیمیت تا آخر عمر با هم زندگى مى کردند . و اگـر بـا رعـایت شرایط اسلامى باز برخى از زنان اظهار نارضایتى کنند و ضد مردو یا سایر زنان اقداماتى به عمل آورند به علت ضعف اخلاقى این زنان است و چنین زنانى باید بدانند که خود خواه هـسـتـنـد و سعادت نوع خود را در نظر نمى گیرند و هرچه زودتر باید از این اخلاق زشت دست بـکـشـنـد و خود را اصلاح کنند چرا که خود خواهى و سود شخصى را در نظر گرفتن , از بدترین صفات روحى و اخلاقى محسوب مى گردد . عـالـى تـریـن طـرح بـراى تعدیل نیروى شهوت قبلا باید بدانیم ; که طبیعت انسان در اثر دو چیز طغیان مى کند و آرامش را بهم مى زند یکى محرومیت و دیگر آزادى کامل و برداشتن همه قیود . مـسـأله چند همسرى با آن حدود و قیودى که اسلام براى آن قرار داده است درست حدوسط بین محرومیت و آزادى بى قید و بند است و به هیچ وجه با اخلاق منافات ندارد ونیز موجب تنزل مقام روحـى انـسـان نـمى گردد زیرا در بعضى از شرایط که آمیزش با زنان ممکن نیست اگر برخى از مردان چند همسر نداشته باشند به آلودگى ها و بدبختیهاى اخلاقى دچار خواهند شد . بنابراین لازم است چنین قانونى تجویز شود تا آنان بتوانند از راه مشروع غریزه جنسى خود را تعدیل کنند . تـقـاضاى طبیعى و جنبه هاى سیاسى استفاده از غریزه جنسى یک امر طبیعى است و خوددارى از آن مـوجب اختلالات و عقده هاى روانى مى گردد و چون تقاضاى این غریزه در افراد مختلف است باید هر کسى مطابق خواسته هاى طبیعى خود به آن پاسخ دهد.
بـنـابـرایـن مـى تـوانـیم در مورد تعدد زوجات امامان معصوم و پیامبر اسلام علیهم السلام بگوییم طـبـیعت و مزاج آنان که در کمال صحت بوده است چنین اقتضایى داشته وخوددارى از آن باعث نـاراحـتى مى شده است، چنانکه پیش از پیامبر اسلام (ص ) نیز برخى از پیامبران به همین منظور زنان زیادى مى گرفتند. بـدیـهى است این کار، شهوترانى نیست بلکه تعدیل غریزه جنسى نامیده مى شود تا در سایه تعدیل این نیرو از سایر غرایز بهتر بهره بردارى شود. اضـافـه بـر ایـن در مورد پیامبر اسلام تعدد زوجات، جنبه هاى سیاسى هم داشته که در پیشرفت اسـلام مـوثـر بوده است چنانکه در تاریخ مى خوانیم ازدواجهاى رسول گرامى اسلام(ص ) موجب اتحاد و تحکیم روابط مسلمین و آزادى گروهى از اسیران که با زنان آنان حضرت خویشى داشتند و دیگر چیزها گردید ... .
بیست پاسخ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق ۱ - وسائل ج ۱۴ ص ۲۴۰۴ - وسائل ج ۱۵ ص ۸۴
به نقل از سایت تبیان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.