شخصیت و دیدگاه های سید مقتدا صدر و اختلافات او با مراجع تقلید عراق ۱۳۹۱/۱۰/۱۶ - ۱۰۰ بازدید

نظامیان آمریکائی از زمانی که سرزمین مقدس عراق را به اشغال خود در آوردند , در مناطق شیعی این کشور بویژه در شهرهای مقدس نجف و کربلا با مقاومت سازمان یافته جوانان شیعه ای مواجه بوده اند که تحت رهبری طلبه ای جوان از خاندان آیت الله صدر به نام « مقتدی » کمر به مبارزه مسلحانه با اشغالگران بسته اند. این مبارزه مانع بزرگی بر سر راه نقشه های برنامه ریزی شده آمریکائیها در عراق ایجاد کرده است . آمریکائیها نیز بی آنکه اعتنائی به منطق و مواضع این گروه شیعه داشته باشد , آنها را به عنوان اینکه سد راهشان شده اند « تروریست » لقب داده و تحت تعقیب قرار داده اند.

نظامیان آمریکائی از زمانی که سرزمین مقدس عراق را به اشغال خود در آوردند , در مناطق شیعی این کشور بویژه در شهرهای مقدس نجف و کربلا با مقاومت سازمان یافته جوانان شیعه ای مواجه بوده اند که تحت رهبری طلبه ای جوان از خاندان آیت الله صدر به نام « مقتدی » کمر به مبارزه مسلحانه با اشغالگران بسته اند. این مبارزه مانع بزرگی بر سر راه نقشه های برنامه ریزی شده آمریکائیها در عراق ایجاد کرده است . آمریکائیها نیز بی آنکه اعتنائی به منطق و مواضع این گروه شیعه داشته باشد , آنها را به عنوان اینکه سد راهشان شده اند « تروریست » لقب داده و تحت تعقیب قرار داده اند. آن مبارزه و این واکنش از جمله عواملی است که در بستر تحولات سیاسی عراق , سبب منزلت اجتماعی مقتدی صدر و افزایش نفرت از آمریکائیهای اشغالگر شده است . با این همه امروز در ایران اسلامی , مردم کنجکاو و پیگیر رویدادهای سیاسی عراق فقط خبرهای مربوط به مبارزه مقتدی صدر را می شنوند و کسی اطلاعی ندارد که وی به درستی کیست , چه می خواهد , به چه کسی اتکا دارد و نهایتا چه هدفی را در جامعه آشوب زده عراق دنبال می کند. مطلبی که پیش روی دارید , پاسخی اجمالی به همین سئوالات است
. « مقتدی صدر » کیست ؟
« مقتدی صدر » فرزند کوچک آیت الله سید محمد صادق صدر از علمای برجسته وبا نفوذ عراق است . پدر مقتدی و پسر عموی پدرش آیت الله سید محمد باقرصدر (از مراجع پیشین تقلید شیعیان عراق ) به همراه دو برادر دیگرش در دوران رژیم بعثی صدام حسین به خاطر نقش محوری که در مبارزه مردم این کشور علیه صدام داشتند , به شهادت رسیدند. پس از این حادثه , مقتدی مخفی شد وبه زندگی پنهانی وزیرزمینی روی آورد . مقتدی پس از آنکه پدرش در ۲۹ بهمن ۱۳۷۷ به شهادت رسید فعالیت خود را صرف بازیابی روابط با بخشی از طرفداران پدرش که همچنان پیرو وی باقی مانده بودند , کرد. این گروه که عمدتا از جوانان پرشور تشکیل شده بود , هسته اولیه تشکلی شد که اکنون با عنوان « جماعت صدرثانی » به طرفداری از مقتدی صدر فعالیت می کنند . مقتدی صدر اگر چه ۳۰ ساله است و تحصیلات حوزوی زیادی را طی نکرده و از هیچ مرجع تقلیدی اجازه اجتهاد ندارد , اما اعتقادات سیاسی و مذهبی و سخنرانی های آتشین او که همگی علیه اشغالگران و برله برپایی حکومت اسلامی در عراق است , توانسته صدها هزار نفر از طیف های پرشور شهرهای شیعی عراق بویژه « شهرک صدر » در حومه بغداد را به سوی خود جذب کند. پس از سقوط صدام , مقتدی صدر با برخی اقدامات گسترده , موسسات خیریه و دفاتر پدرش در شهرهای مختلف عراق را دوباره فعال ساخت و اشخاص مهم و تاثیرگذاری همچون شیخ محمد یعقوبی را که مقلد صدر پدر بود , سازماندهی کرد و اطراف خود جمع نمود. سپس با تدوین مرامنامه ای که در آن به لزوم تشکیل حکومتی براساس احکام اسلامی و اقامه حدود شرعی برای آینده عراق تاکید شده وارد صحنه سیاسی و اجتماعی این کشور شد. مقتدی صدر داماد « آیت الله شهید سید محمد باقر صدر » نیز هست . همین امر باعث شده که در حال حاضر به عنوان مهمترین میراث خاندان صدر مطرح باشد. اما در واقع بزرگ خاندان صدر شخص دیگری به نام سید حسین صدر است که به عنوان روحانی میانه روی شیعه شناخته می شود و مورد غضب دولتهای غربی نیز نمی باشد. حسین صدر با وجود اختلاف دیدگاهی که با مقتدی صدر و حامیانش دارد بارها در مصاحبه ها از صداقت آنها دفاع کرده است . او حتی یکبار حمایت خود از شورای حکومتی عراق را منوط کرده بود به اینکه گروه مقتدی صدر نیز در این شورا نماینده داشته باشد. البته خود مقتدی صدر بهیچوجه خواهان حضور طرفدارانش در این شورا نیست زیرا اصولا آنرا به رسمیت نمی شناسد. مقتدی صدر به پیروی از پدرش حوزه های علمیه را به دو بخش « فعال و سخنگو » و « منفعل و ساکت » تقسیم کرده و خود را نماینده بخش فعال حوزه های علمیه عراق می داند. همین طرز فکر و موضعگیری سبب شده تا میان وی و آیت الله سیستانی و برخی علمای دیگر حوزه های علمیه نجف و کربلا فاصله ایجاد گردد و روش های سیاسی ایشان زیر سوال برود. مقتدی صدر از حامیان آیت الله سیستانی است ولی از اینکه ایشان فعالانه پنجه در پنجه اشغالگران آمریکائی نمی افکند و حاضر نیست در فعالیت های سیاسی مداخله گسترده وجدی داشته باشد ودر قبال مسائل روزمره سیاسی موضعگیری نماید چندان خشنود نیست . مقتدی صدر به پیروی از پدرش بر این اعتقاد است که مرجع تقلید بر همه امور مقلدانش ولایت دارد و باید در همه امور سیاسی و غیر سیاسی حضور فعال و تعیین کننده داشته باشد و در مواقع حیاتی به مرکزیتی برای هدایت مقلدان مذهبی در دفاع از ارزشهای دینی و ملی بدل گردد. درباره عدم تفاهم میان مقتدی صدر و آیت الله سیستانی در زمینه مسائل سیاسی نظراتی دیگر نیز وجود دارد. برخی معتقدند که مقتدی صدر و گروهش ظاهرا با روش های سیاسی آیت الله سیستانی مخالفت می کنند اما بدنبال تثبیت مرجعیت عربی هستند و ایرانی الاصل بودن ایشان بعنوان مرجع تقلید شیعیان عراق مخالفند. براساس این نظریه , مقتدی صدر چندان مایل نیست که یک مرجع غیر عرب , امور مذهبی شیعیان عراق را به عهده بگیرد. اما در مقابل پیروان این نظریه اکثریت دیگری از صاحبنظران وجود دارند که معتقدند مقتدی صدر کمترین تعصب ضد ایرانی ندارد و برای مثال به حمایت ایشان از آیت الله حائری اشاره می کنند. آیت الله سید کاظم حائری که مقتدی صدر از ایشان تقلید می کند , اصالتا ایرانی است و صدر پدر هم نه بخاطر تعلقات قومی و عربی , بلکه بخاطر اینکه آیت الله حائری را مجتهد و مرجع جامع الشرائط می دانسته , از ایشان تقلید می کرده است . آیت الله حائری که خود از موسسان حزب الدعوه عراق است در سال ۱۳۵۱ جز اولین علمایی بود که بدلیل داشتن شناسنامه ایرانی , از عراق اخراج شد و به ایران آمد و تقریبا از همان زمان تاکنون در شهر قم سکونت دارد. مقتدی صدر ۱۷ ساله بود که انتفاضه شیعیان جنوب عراق در سال ۱۳۷۰ توسط صدام سرکوب شد و ۲۴ ساله بود که پدرش سید محمد صادق صدر را به شهادت رساندند. قبل از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام , مقتدی صدر و گروهش نزد برنامه ریزان آمریکایی از لحاظ توان سیاسی و حوزه نفوذش میان شیعیان عراق ناشناخته بود و سایر گروه های معارض عراقی نیز که برای ساقط کردن صدام به ضرورت تشریک مساعی سیاسی با یکدیگر پی برده بودند از وجود جنبش مقتدی صدر در داخل عراق که نماینده بخش اعظم شیعیان پرشور این کشور بود , غافل و بی خبر بودند. به همین علت بود که آمریکا نیز قبل از حمله به عراق در چارچوب تلاش های خود برای جلب همکاری گروه های مختلف شیعی این کشور با جنبش مقتدی صدر هیچگونه مذاکره و تعاملی نداشت . از این رو است که امروزه هم آمریکایی ها و هم گروه های عراقی با ظهور جنبش جوانان پرشور شیعه به رهبری مقتدی صدر غافلگیر شده و وی را مانع عمده برنامه ریزیهای خود در عراق می دانند. بنظر می رسد اکنون آمریکائیها که به توان و نفوذ مقتدی صدر و گروهش در میان شیعیان عراق واقف شده اند تلاش دارند تا قبل از فرا رسیدن موعد مقرر برای انتقال قدرت به عراقیها یعنی ۱۰ تیر , گروه مقتدی صدر را مضمحل و نابود کنند و اگر نتوانند , به گونه ای رفتار کنند تا مردم عراق تحت تاثیر تبلیغات و نیرنگهای آمریکا به این گروه بدبین شوند. درباره اهداف و خواسته های مقتدی صدر و گروهش « جماعت صدرثانی » , تاکنون نظرات و پیشداوریهای گوناگونی از سوی محافل سیاسی و خبری داخلی و خارجی منتشر شده است که بنظر می رسد بعضا بدون نظر داشت شرایط جاری عراق و صرفا با عنایت به امیال اشغالگران غربی ابراز شده است . در چنین قضاوتهائی نه تنها جانب امانتداری و انصاف رعایت نشده بلکه با کمی تامل و دقت , غرض ورزی های صورت گرفته در آنها آشکار می گردد. قطعا انتخاب چنین شیوه هایی برای اطلاع رسانی افکار عمومی را اقناع نخواهد ساخت . مطلب حاضر تلاش دارد بدور از هرگونه موضعگیری و تنها از طریق انعکاس نظرات مقتدی صدر که طی یکسال اخیر در گفتگو با برخی رسانه های خبری انجام داده , خوانندگان را با نظرات وی در زمینه های مختلف آشنا سازد. گفتگوی روزنامه ایتالیایی « ایل مساجرو » با صدر ث آقای صدر در این لحظه کجا هستید آیا مخفی شده اید در نجف هستم و از هیچ کس هم خودم را پنهان نمی کنم .من هر لحظه برای مرگ آمادگی دارم . پشت سر من سایه پدرم وجود دارد , کسی که مقابل ظالم ترین حاکم دنیا (صدام ) ایستاد و جنگید.من هم با همین نام برای عراق آزاد و آباد می جنگم . به جای مخالفت با نیروهای ائتلافی آیا بهتر نبود آنها را همراهی می کردید یک مسئله باید مشخص شود و آن اینکه مردم ما تحمل هیچ تجاوز و اشغالگری را ندارند و حمله به شهرهای عراق را محکوم می کنند. آمریکایی ها و نیروهای ائتلافی شان اخیرا رفتارهای متناقضی از خود بروز داده اند. مردم کشورهای ائتلافی که امروز در عراق هستند باید بفهمند و سیاسیون خود را متقاعد کنند که تنها راه چاره , بازگشت سربازان آنها به خانه هایشان است , چون هیچکس نمی تواند اتفاقاتی را که در عراق می افتد , پنهان کند. به چه علت علیه نیروهای آمریکایی به اقدامات نظامی متوسل شده اید ما تهاجم را شروع نکرده ایم بلکه آنها هستند که هر روز زنان و مردان عراقی را زندانی و شکنجه می کنند و بسیاری از مردم بیگناه را کشته اند. رفتار امروز ما در حقیقت عکس العمل چنین وقایع دردناکی است . من متعجبم که می بینم مردمی که از تمدن حرف می زنند خودشان بدون هیچ خجالت و شرمی , ملت ما را که خواهان آزادی و رفع اشغالگری هستند , می کشند.این رفتار آنان برای ملت ما گران تمام شده و نفرت شدیدی را در ما بوجود آورده است . چه اهدافی را از تشکیل « ارتش المهدی » دنبال می کنید من هیچ اختیاری برای تشکیل آن ندارم , بلکه ایمان و اعتقاد جوانان ما بطور خودجوش این لشگر بزرگ را ساخته است . همه می دانند تا قبل از این اعضای این لشگر برای صلح و کمک به مردم مستضعف و فقیر عراق کار می کردند. اما حالا که مسئله تجاوز و تهاجم به کشور پیش آمده , مسلح شده ایم تا از مردم و خودمان دفاع کنیم . ما را متهم می کنند که یک گروه مخالف مسلح تشکیل داده ایم اما این یک دروغ بزرگ است . گفتگوی سایت عراقی « الکتابه » با صدر شما دقیقا چند سال دارید در آغاز سال ۱۹۷۴ برابر با ۲۰ ذیحجه ۱۳۹۳ هجری قمری بدنیا آمدم . گفته می شود شما در تحصیلات حوزوی پس از دوره مقدماتی , بدون گذراندن دوره سطح به تحصیلات درس خارج مشغول شده اید صحت دارد من از ۱۴ سالگی تحصیلات حوزوی را شروع کردم . بنابر این تاکنون ۱۶ سال است که مشغول تحصیل هستم و برای گذراندن دوره های مقدمات , سطح و سطوح عالی زمانی کمتر از آنچه که گفتم , طول می کشد. مرجع تقلید شما کیست و در مسایل روزمره از چه کسی تقلید می کنید مرجع تقلید من , شهید صدر است . درباره مسایل روز نیز از آیت الله حائری تقلید می کنم . چرا شما در خلال جنگ عراق و نیز بلافاصله پس از سقوط رژیم صدام , با اشغال عراق اقدام به مقابله نکردید روشن است که براندازی رژیم سابق عراق یکی از اهداف ائتلاف غرب برای آغاز جنگ بود و این مسئله همچنین آرزویی بود که در آن زمان هیچکس نمی تواند , شدت تعلق مردم عراق را به آن انکار کند. از سوی دیگر مردم عراق خود قادر نبودند به این آرزو تحقق ببخشند , کما اینکه این موضوع در انتفاضه سال ۱۹۹۰ شیعیان جنوب عراق اثبات شد. از طرف دیگر امروز پس از گذشت ماه ها از اشغال عراق برای هر فرد آگاه و متعهد به دین و وطن مشخص شده که اوضاع از چه قرار است و آمریکائیها در عراق بدنبال چه اهدافی هستند. وانگهی آنچه ما علیه ائتلاف آمریکا انجام می دهیم بسیار کمتر از آن است که بتوان نام آن را مقاومت یا مقابله گذاشت . اگر ما حقیقتا بخواهیم مقابله علیه ائتلاف را آغاز کنیم , به حول و قوه الهی اثری از اشغالگران باقی نخواهد ماند. درباره ترور « عبدالمجید خویی » و اتهامات خود چه حرفی دارید تا بگویید « عبدالمجید خویی » روز دهم آوریل ۲۰۰۳ (۲۲ فروردین ۱۳۸۲ )ترور شد . عاملان این عملیات نیز پس از گذشت مدت زمان کوتاهی بوسیله شبه نظامیانی که آن زمان کنترل نجف را به عهده داشتند , دستگیر شدند اما بناگاه همه این افراد ناپدید شدند. این قاتلان وابسته به محافل ناشناخته داخل نجف بودند. اما اکنون پس از یکسال این اتهامات را مطرح کرده اند. سوال من از کسانیکه ما را به این قتل متهم می کنند اینست که اگر من و یا یکی از اعضای دفتر من متهم به این قتل بود چرا با یکسال تاخیر این اتهامات را مطرح می کنید از همین جا معلوم می شود که عاملان این ترور کسانی هستند که اهداف شیطنت آمیز دارند. حکم جلب شما صادر شد , ولی از معرفی خودتان خودداری کردید. فکر نمی کنید اگر تسلیم می شدید مساله تمام شده تلقی می شد حکم جلب من یک حرکت برنامه ریزی شده و یک توطئه کثیف است بدلایل بسیاری که برای همگان می گویم . از جمله : ۱ ـ حکم جلب من از سوی شورای حکومتی صادر شد که اساسا این مسئله مربوط به آنان نمی شود. ۲ ـ حتی اگر شورای حکومتی که تمام اعضای آن توسط آمریکائیها تایید و تعیین شده اند , را قانونی بدانیم باز هم حکم جلب من به تایید دادگاه نرسیده و علاوه بر آن هم رئیس قوه قضائیه و هم وزیر دادگستری از صدور چنین حکمی اظهار بی اطلاعی کرده اند و این امری مهم است که موجب شده نسبت به اهداف پشت پرده طراحان این سناریو , دچار شک و تردید فراوان بشویم . ۳ ـ طبق قانون , در پرونده های جنایی , حکم جلب تا ۴۵ روز قابل پیگیری و قانونی است و پس از گذشت این مدت از درجه اعتبار ساقط می شود اما چطور شده که این حکم درباره من جاودانه است و پس از ماه ها هنوز لغو نشده است ۴ ـ بدیهی است زمانی به قانون گردن می نهیم که مجریان و ضابطین آن براساس غرض ورزی و مسایل پشت پرده حکم صادر نکنند چرا که زمان صدور حکم , مستقل بودن و تحت فشارهای سیاسی نبودن قاضی , یک شرط اساسی است . نظر شما درباره این که گفته می شود « جیش المهدی » را برای برقراری موازنه میان « جماعت صدرثانی » وابسته به خود و « سپاه بدر » وابسته به مجلس اعلا تشکیل داده اید , چیست با توجه به اوضاع نابسامان کشور بویژه اینکه ائتلاف آمریکا , با برنامه های از پیش تعیین شده اش مردم عراق رامقابل عمل انجام شده قرار می دهد , سپس مردم را مجبور به اطاعت از آن می کند , چه اشکالی دارد که برای موازنه قوا , سازمانهایی تشکیل شود علاوه بر آن هر زمان که تمام شبه نظامیان عراقی وابسته به گروه های عراقی خلع سلاح شدند ما نیز خلع سلاح می شویم . درباره دمکراسی و اینکه برای هر تصمیمی باید به آرای مردم مراجعه شود , چه نظری دارید حتی اگر مردم حکومت لائیک را بپذیرند اگر معنی دمکراسی حکومت اکثریت بر مردم بدون ضایع شدن حقوق اقلیت هاست , در این صورت ما از کسانی بودیم که حتی پیش از صدور فتوای مراجع در این باره , خواستار آن شدیم . ضمن اینکه وقتی فتوای مراجع در این زمینه صادر شد از آن حمایت کردیم و به همراه سایر مردم عراق طی تظاهراتی خواستار اجرای آن شدیم . علاوه بر آن بارها اعلام کرده ایم که حتی یک روز پس از برگزاری انتخابات آزاد و سالم در عراق , هیچ شبه نظامی وابسته به ما در عراق وجود نخواهد داشت . درباره خواسته اکراد عراق مبنی بر تامین حقوقشان از طریق حکومت فدرال چه نظری دارید با حکومت فدرالی موافقیم بشرط آنکه همه عراق را در برگیرد نه حاکمیت های جدا از یکدیگر که پرچم , دولت و ارتش مستقل داشته باشند. از طرفی همه بخوبی می دانند که اکراد خواهان جدایی و تشکیل یک کشور مستقل هستند اما اوضاع بین المللی و منطقه ای چنین اجازه ای را به آنان نمی دهد. آیا فکر می کنید در این مبارزه ای که علیه اشغال عراق آغاز کرده اید , پیروز خواهید شد اولا دفاع از خود , واجب شرعی است . در ثانی ما با کسی وارد جنگ نشده ایم . حوادث اخیر عراق نیز چیزی بیش از دفاع از خود و مقدسات نبوده است و هیچ انسان عاقلی نیز به هنگام دفاع از خود به این موضوع فکر نمی کند که آیا در این دفاع , پیروز می شود یا شکست می خورد. ما وقتی دیدیم نیروهای متجاوز با تانک به شهرهای مقدس و مردم حمله کردند و قتل عام راه انداختند , اسلحه بدست گرفتیم و به دفاع پرداختیم . به فرض , اگر نیروهای ائتلاف طبق خواسته شما از عراق خارج شوند , چگونه می خواهید امنیت مرزهای عراق را از طمع ورزی کشورهای همجوار تضمین کنید همه خواسته ما بر این نکته تمرکز دارد که باید برای خروج نیروهای ائتلاف از عراق , جدول زمانبندی مشخصی تدوین و اجرای آن از سوی سازمان ملل تضمین شود. ما می گوییم این نیروها پس از برگزاری انتخابات قانونی آزاد و سالم , کشور عراق را ترک کنند تا دولت قانونی و ارتش قانونی , خود به حفظ امنیت مرزها مبادرت کند. اینکه شما خواستار حکومتی برپایه ولایت فقیه هستید آیا می خواهید اقلیت ها و اکراد وسایر گروه ها را مجبور به پذیرش آن کنید این سوال نشانه ناآگاهی شما از فقه اسلامی است . ولایت فقیه نیازی به تلاش برای بدست گرفتن قدرت از طریق کودتا یا انقلاب ندارد. ولایت فقیه , مرهون پذیرش از سوی عموم مردم است و این امر ویژه شیعیان است . بنابر این چگونه می توان این نظریه را بر کسانیکه اهل سنت هستند یا عقاید دیگری دارند , تحمیل کرد. در زمینه حکومت اسلامی , سخن ما اینست که رای مردم در انتخابات برای تعیین حکومت بر همه چیز مقدم است , پدر مرحومم وقتی از او درباره میزان اختیارات ولایت فقیه سوال می کردند , می گفت : وسعت ولایت فقیه به اندازه دلالت دلیل است و همگانی بودن آن را رد می کرد. آیا شما در دولت آینده عراق که بناست در سی ام ژوئن ۲۰۰۴ (دهم تیر ۱۳۸۳ ) تشکیل شود , شرکت خواهید کرد بارها این سخن را تکرار کرده و باز هم تکرار می کنم . من و هواداران من وارد دستگاه حکومتی عراق نخواهیم شد حال این دولت چه قانونی باشد چه غیرقانونی . و اعتقاد داریم که تنها راه حل مشکل عراق , برگزاری کنفرانسی ملی تحت نظارت سازمان ملل یا کشورهای اسلامی یا مخلوطی از این دو است . تا این کنفرانس , دولتی تشکیل دهد که بدون تحمیل فشار قدرت های جهانی قادر به اداره کشور باشد. بخش اعظم ارتش عراق نیز باید دعوت به کار شوند تا به همراه دیگر کسانیکه آمادگی پیوستن به ارتش را دارند , امنیت کشور را حفظ کنند. و دیگر اینکه تمام گروه های عراقی و شبه نظامیان آنان خلع سلاح شوند. گفتگوی مجله آلمانی « اشپیگل » با مقتدی صدر شما خواهان خروج سریع اشغالگران آمریکایی هستید. آیا فکر نمی کنید این کار هرج و مرج موجود در عراق را افزایش خواهد داد باید از هر نوع اشغالگری بیزاری جست . هر قدر اشغالگران بیشتر در کشور اشغال شده باقی بمانند , پیامدهای آن بدتر است . آمریکایی ها باید بروند. در غیر این صورت موج خشونت همه جا را پر می کند. اشغالگران حتما باید طی یک جدول زمانی معین و تحت نظارت سازمان ملل از عراق بیرون بروند. همین امروز تصمیم گیری برای چنین کاری بهتر از فرداست . آیا عکس حرف شما صحیح نیست برخی می گویند اگر آنها نبودند مجموعه ای از جنگ ها در عراق اتفاق می افتاد که بسیار شدیدتر از درگیری های فعلی بود. اما آمریکایی ها خودشان این وضعیت را به وجود آورده اند. به نظر می رسد آنها نه می توانند و نه می خواهند که امنیت عمومی را برقرار کنند. حمله به مقر سازمان ملل در بغداد این امر را نشان داد. حمله به روحانیون نجف نیز نشان داد که نیروهای خشن ارتش جورج بوش , خود مسبب ناامنی هستند. اگر اشغالگران سیاست های امنیتی قابل قبولی اجرا می کردند , چنین اتفاقاتی نمی افتد. این را دیگر دوست و دشمن همه می گویند. برخی شواهد حاکی از آن است که القاعده در عراق نفوذ کرده است . شما در این زمینه چه نظری دارید اگر این واقعیت داشته باشد یک دلیل دیگر مبنی بر ناتوانی آمریکایی هاست و نشان دهنده آن است که باید خیلی سریع دست به اقداماتی بزنیم . البته به هیچ وجه نباید از وظیفه اصلی خویش یعنی پایان دادن به اشغالگری غافل شویم . بسیاری از هم کیشان شما حضور آمریکایی ها تا زمان تشکیل یک نظام سیاسی دموکراتیک را منطقی می دانند. آیا واقعا فکر می کنید آمریکایی ها می توانند برای ما حکومت دموکراتیک به ارمغان بیاورند خنده دار است . سربازان آقای بوش اینجا نیامده اند که به ما دموکراسی آمریکایی بدهند. آنها برای چه اینجا هستند واشنگتن از مدت ها پیش حمله به عراق را برنامه ریزی کرده بود. آمریکایی ها کاملا به دنبال منافع خود هستند. به همین دلیل تنها روزی عراق را ترک می کنند که منافعشان برآورده شده باشد. شورای حکومتی جدید در عراق می کوشد چارچوب هایی دموکراتیک را برای آینده عراق فراهم آورد.... .... چه باشگاه اسفباری ! این ۲۵ نفری که پل برمر , حاکم آمریکایی ها , به دلخواه خود انتخاب کرده , به هیچ وجه نماینده کشور عراق نیستند. چند شخصیت سرشناس مسلمان از میان شیعیان در شورای جدید حضور دارند. این چیزی را تغییر نمی دهد. آنها نماینده ملت نیستند. آنان در قبال مردم مسئولیتی ندارند بلکه تنها باید به برمر گزارش دهند و به حرف های وی گوش دهند. خوب چه جایگزین سیاسی دیگری می شد به جای این شورا مطرح کرد اشغالگران باید خیلی زود انتخابات برگزار کنند. مردم باید خودشان در مورد ساختار سیاسی تصمیم بگیرند. این می تواند یک آغاز باشد. چنین چیزی باید الان اتفاق بیفتد و نه بعدها. آمریکایی ها برای انتخابات تاریخ دقیقی مشخص نمی کنند تا شرایط را به دلخواه خویش پیش ببرند. اما از مجموع ۲۵ عضو شورا ۱۳ نفر شیعه هستند و ظاهرا به اندازه کافی به شیعیان توجه شده است . مسئله این نیست . انتخاب اعضا توسط اشغالگران مشکل اصلی است . بسیاری از اعضا توانایی های لازم را ندارند. حتی یکی از علمای نجف هم در شورا حضور ندارد. این به سخره گرفتن عقلانیت بشری است . با این شورا نمی توان کاری را آغاز کرد. ما آن را تحریم می کنیم و برای ما اصلا وجود ندارد. شما از برگزاری انتخابات حمایت می کنید اما شورای حکومتی فعلی را قبول ندارید. به نظر شما پس چه کسی باید انتخابات را برگزار کند سیاستمدارانی که توسط مردم انتخاب شده باشند. مقتدی صدر , شورای حکومتی عراق را به رسمیت نمی شناسد و مایل به حضور طرفداران خود در این شورا نیست مقتدی صدر فاقد تعصب ضد ایرانی است و تقلید او از آیت الله حائری که اصالتا ایرانی است موید این حقیقت است آمریکا تلاش دارد تا مقتدی صدر و گروه او را قبل از ۱۰ تیر , موعد مقرر برای انتقال قدرت به عراقیها نابود کند و اگر نتواند , با نوع تبلیغات خود , افکار عمومی را علیه وی بدبین کند هر قدر اشغالگران بیشتر در کشور اشغال شده باقی بمانند , پیامدهای آن بدتر است . آمریکایی ها باید بروند. در غیر این صورت موج خشونت همه جا را پر می کند این ۲۵ نفری که پل برمر , حاکم آمریکایی ها , به دلخواه خود و برای حاکمیت عراق انتخاب کرده , به هیچ وجه نماینده کشور عراق نیستند سربازان بوش به عراق نیامده اند تا به ملت این کشور دمکراسی هدیه کنند مردم عراق خود باید در مورد ساختار سیاسی کشور خود تصمیم بگیرند. چنین چیزی باید همین الان صورت گیرد نه بعدها. در هر صورت پیرامون مقتدی صدر و نحوه عملکرد ایشان در شرایط کنونی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد و برخی به هیچ وجه اقدامات مسلحانه ایشان در شرایط کنونی _که شیعیان با توجه به اینکه اکثریت جمعیت عراق را تشکیل می دهند و به طور طبیعی می توانند از راههای سیاسی به حقوق خویش دست یابند_ را به مصلحت مردم عراق نمی دانند و آن را حرکتی هر چند ناخواسته، در راستای اهداف اشغالگران و سایر گروههای رقیب شیعیان نظیر القاعده و حزب بعث، تلقی می کنند. با این همه قضاوت نهایی پیرامون این قبیل موضوعات نیازمند گذر زمان و حوادثی است که اتفاق می افتد، می باشد.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۱۷۲۱۲)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.