شرائط ازدواج موقت ۱۳۹۵/۰۴/۳۱ - ۲۸۶۸۳ بازدید

۱-مردمتاهل میتواندهرتعدادکه دوست داردازدواج موقت انجام دهدوزن صیغه ای داشته باشد؟؟یامحدودیتی درتعدادوجوددارد؟۲-وهمچنین یک مرد متاهل برای اینکه بتواندازدواج موقتی انجام دهد بایددلیل وشرایط خاصی (مثل بچه دارنشدن همسردائمش یابرآورده نشدن نیازجنسی وازاین قبیل)داشته باشدیابی هیچ دلیلی هم اجازه ی این کاررادارد؟؟

در پاسخ به این سوال توجه به نکات زیر حایز اهمیت است:الف) فلسفه ازدواج موقت ازدواج موقت، از نظر تئوریک کاملاً پذیرفته شده است و نه تنها در اسلام، که حتی برخی از متفکران بزرگ غربی ـ مانند راسل ـ یکی از راه های حل مشکل ازدواج دائمی و دیررس را در دنیای کنونی، پناه بردن به ازدواج موقت می دانند. از نظر عملی نیز در نظام جمهوری اسلامی، این مسئله مقبول افتاده؛ لیکن فرهنگ اجتماعی، هنوز پذیرای آن نیست. به عبارت دیگر، صیغة موقّت نیز نوعی ازدواج است. بنابراین، هر فرد واجد شرایط می تواند از شخصی که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است، خواستگاری و برای مدتی موقت ـ مانند چند ساله دوران تحصیل ـ با وی ازدواج کند. متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با کامیابی آنی اشتباه گرفته اند و همین مسئله سبب شده است این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقی خود را باز یابد. تبلیغات سوئی هم که بیش از یک قرن در جامعه ما توسط غرب گرایان انجام شده، در ضمیر مردم رخنه کرده است؛ به گونه ای که گاهی روابط نامشروع، با تسامح نگریسته می شود؛ ولی ازدواج موقت، طوری دیگر معرفی می گردد. برای حل این مشکل بایستی تلاش فرهنگی و اجتماعی گسترده ای صورت پذیرد تا جوانان از آسیب شیاطین مصون بمانند.
ب) شرایط عقد موقت
عقد موقت یا صیغه، دارای شرایط زیر است: ۱. ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، نیاز به خواندن عقد و الفاظ مخصوص دارد و با صرف رضایت قلبی درست نمی شود. ۲. فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است که در عقد موقت باید مدت ذکر شود که آیا مثلاً یک ساعت است یا ده سال. ۳. مقدار مهریه هم باید در عقد موقّت، مشخص شود و هنگام خواندن عقد، ذکر گردد. ۴. اگر دختر باکره بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جد پدری باشد؛ همان گونه که در ازدواج دائم نیز این طور است. ۵. در عقد ازدواج موقّت، بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و عده نگه دارد؛ مگر اینکه عقد، دوباره تجدید شود. اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام می شود؛ اما ازدواج دائم، فقط با طلاق یا فسخ، عقد منفسخ می شود. ۵- فرزندى که در این ازدواج به وجود مى آید با فرزند ازدواج دائمـى یکسان است وهیچ گونه تفاوتى با هم ندارند. پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مـانـنـد فرزندان ازدواج دائم نگهدارى کند و اگر فرضا در چنین موردى پدر از وظیفه خویش کـوتـاهى کند حاکم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق فرزند خویش ملزم سازد اگر بـرخـى ازمـردم نـسـبـت به وظیفه خویش , کوتاهى مى کنند , ربطى به اصل تشریع این ازدواج نداردچنانکه در ازدواج دائم نیز افرادى پیدا مى شوند که از وظایف خویش در مورد فرزندو همسر خویش سرباز مى زنند . بدیهى است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد , ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشکلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود . بنابراین روشن شد که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم در یک رتبه و مقام هستند و از نظر احکام اسلامى نیز با هم فرقى ندارند چنانکه در صدر اسلام برخى ازصحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال کسى نسبت به آنان به نظر تحقیر نمى نگریست و در احکام و شخصیت , همسطح با سایر مسلمانان بودند. در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یکسان مى باشند مثلا در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دخـتـر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند.
ج) شبهات ازدواج موقت
۱. سو استفاده از ازدواج موقت
عده ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می کنند که برای خوش گذرانی، دختری را صیغه می کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می سازد، یا مرد زن داری که بی اعتنا به خانواده اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و...!! در جواب این عده همین بس که همة آزادی های قانونی و تأسیس های حقوقی، می توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده ای است ـ از سوی عده ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره برداری کنند این امر خدشه ای به اصل آن وارد نمی کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه های قانونی و... وارد است. بنابراین نکاح موقّت از نیازهای ضروری جامعه اسلامی است؛ ولی اگر این کار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندی های لازم صورت پذیرد، بی شک عوارض نامطلوب بهداشتی و روحی برای جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهای دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً برای اکثر جوانان قابل دسترسی خواهد بود؛ ولی متأسفانه در حال حاضر چنین زمینه هایی وجود ندارد. ازسوی دیگر اگر به غرایز طبیعی انسان، به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آنها متوجه راه های انحرافی خواهد شد؛ زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامی عاقلانه نیست و به نوعی، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولی اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگی بهره برداری کنیم. اکنون این پرسش پیش می آید که در بسیاری از شرایط و محیط ها، افرادی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت های طولانی و یا مأموریت ها با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی روبه رو می شوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شکل حادتری رخ نموده است؛ چرا که سن ازدوج، بر اثر طولانی شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعی، بالا رفته و کمتر جوانی می تواند در سن پایین ـ یعنی در داغ ترین دوران غریزه جنسی ـ اقدام به ازدواج کند. با این وضع، چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبان ها و راهبه ها) تشویق کرد؟ یا اینکه آنان را در برابر بی بند و باری جنسی، آزاد گذاشت و شاهد صحنه های زننده بود؟ و یا آنکه راه سومی را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بی بند و باری جنسی را؟ «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایی جواب گوی نیازمندی های جنسی همه طبقات مردم نبوده و نیست. ما بر سر دو راهی قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها که هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابی برای این سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد ـ که با عدم تمکن مالی یا اشتغالات تحصیلی و مانند آن نسازد ـ و نه زیان های فجایع جنسی و فحشا را در بر دارد. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه (تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۳۴۱)
۲. پایه ازدواج باید بر دوام باشد ، و زوجین از اول که پیمان زناشوئی می بندند باید خود را برای همیشه متعلق بیکدیگر بدانند و تصور جدائی در مخیله آنها خطور نکند ، علیهذا ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد .
جواب : اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد بسیار مطلب درستی است ، ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نمائیم .بدون شک هنگامی که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر پیدا کرده اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می بندند .ازدواج موقت از آنجهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهائی قادر نبوده است که در همه شرائط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند . بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشوئی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمی کند .
۳.ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی که شیعه مذهب می باشنداستقبال نشده است و آن را نوعی تحقیر برای خود دانسته اند ، پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز آن را طرد میکند. جواب: اولا منفوریت متعه در میان زنان ، مولود سوء استفاده هائی است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفاده ها بحث خواهیم کرد. ثانیا انتظار اینکه ازدواج موقت باندازه ازدواج دائم استقبال شود در صورتیکه فلسفه ازدواج موقت ، عدم آمادگی یا عدم امکان طرفین با یکطرف برای ازدواج دائم است انتظار بی جا و غلطی است .
۴. نکاح منقطع بر خلاف حیثیت و احترام زن است ، زیرا نوعی کرایه دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است . ۰ خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی می گیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد .
جواب : این ایراد از همه عجیب تر است. اولا ازدواج موقت با مشخصاتی که گفتیم چه ربطی به اجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب می شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه بخود بگیرد ؟ آیا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است ؟ که اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد ، زن حیثیت انسان خود را باز یافته است؟ ما درباره مسئله مهر جداگانه بحث خواهیم کرد .از قضا فقها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچگونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند . هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است .ثانیا از کی و چه تاریخی کرایه آدم منسوخ شده است ؟ تمام خیاط ها و باربرها تمام پزشک ها و کارشناس ها ، تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه ، تمام کارگران کارخانه ها آدمهای کرایه ای هستند. ثالثا زنی که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد آدم کرایه ای نیست و کاری بر خلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است ، اگر می خواهید زن کرایه ای را بشناسید ، اگر می خواهید بردگی زن را ببینید به اروپا وامریکا سفر کنید و سری به کمپانی های فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایه ای یعنی چه؟ ببینید چگونه کمپانیهای مزبور حرکات زن ، ژست های زن ، اطوار زنانه زن ، هنرهای جنسی زن را به معرض فروش می گذارند .بلیط هائی که شما برای سینماها و تاترهای میخرید در حقیقت اجاره بهای زنهای کرایه ای را می پردازید . ببینید در آنجا زن بدبخت برای اینکه پولی بگیرد تن به چه کارهائی میدهد؟ مدت ها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف باید رموز تحریکات جنسی را بیاموزد ، بدن و روح و شخصیت خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای این که مشتریان بیشتری برای آن مؤسسه پیدا کند . سری به کاباره ها و هتل ها بزنید ببینید زن چه شرافتی بدست آورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد .زن کرایه ای آن مانکن ها هستند که اجیر و مزدور فروشندگی های بزرگ می شوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار می دهند . زن کرایه ای آن زنی است که برای جلب مشتری برای یک مؤسسه اقتصادی با هزاران اطوار که اغلب آنها تصنعی و بخاطر انجام وظیفه مزدوری است روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود و بنفع یک کالای تجارتی تبلیغ می کند .کیست که نداند امروز در مغرب زمین زیبائی زن ، جاذبه جنسی زن ، آواز زن ، هنر و ابتکار زن ، روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن ، وسیله تحقیر و ناچیزی در خدمت سرمایه داری اروپا و امریکا است ؟ و متأسفانه شما دانسته یا ندانسته زن شریف و نجیب ایرانی را بسوی اینچنین اسارتی می کشانید . من نمی دانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با یک مرد بطور موقت ازدواج کند زن کرایه ای محسوب می شود . اما اگر زنی در یک عروسی یا شب نشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایه ای محسوب نمی شود ؟ آیا اسلام که جلو مردان را از اینگونه بهره برداری ها از زن گرفته است وخود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است مقام زن را پائین آورده است یا اروپای نیمه دوم قرن بیستم ؟ اگر روزی زن بدرستی آگاه و بیدار شود و دامهائی که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد ، علیه تمام این فریب ها قیام خواهد کرد و آنوقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است و البته چنین روزی دور نیست .
۵. نکاح منقطع ، از نظر اینکه دوام ندارد ، آشیانه نامناسبی برای کودکانی است که بعدا بوجود می آیند . لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان آینده ، بی سرپرست و از حمایت پدری مهربان و مادری دلگرم بخانه و آشیانه محروم بمانند ؟
جواب : این ایراد ، ایرادی است که مجله زن روز بسیار روی آن تکیه کرده است .ولی با توضیحاتی که دادیم گمان نمیکنم جای بحث و ایرادی باشد . در مقاله پیش گفتیم که یکی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است .در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند . بر خلاف ازدواج موقت که هر دو طرف آزادند . در ازدواج موقت ، زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولی می تواند بدون آنکه لطمه ای به استمتاع مرد وارد آید مانع حاملگی خود بشود و این موضوع با وسائل ضد آبستنی امروز کاملا حل شده است . علی هذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسئولیت نگهداری و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند تولید فرزند می کنند بدیهی است که از نظر عاطفه طبیعی فرقی میان فرزند زوجه دائم با زوجه موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون آنها را مکلف و مجبور می کند همانگونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد و اگر مایل نباشند که تولید فرزند
نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از بوجود آمدن فرزند جلوگیری می کنند . همچنانکه میدانیم کلیسا جلوگیری از آبستنی را امر نامشروع می داند ولی از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعی ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تکوین فرزند بوجود آمد اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن آن را نمی دهد .اینکه فقهای شیعه می گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل است و هدف ازدواج موقت ، استمتاع و تسکین غریزه است همین منظور را بیان می کنند .
برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به : مجموعه آثار ج۱۹ ( نظام حقوق زن) ص ۵۹
د) ادله جواز ازدواج موقت
حکم ازدواج موقت از دیدگاه فقهی میان فقهای شیعه و سنی متفاوت است. فقهای شیعه آن را جزو ضروریات فقه می‌دانند - و فقیهی آن را انکار نمی‌کند - ‌بلکه امری مستحبی و مورد تاکید می‌دانند. در برابر این اکثریت قریب به اتفاق علمای اهل سنت با ازدواج موقت مخالفند و معتقدند این حکم در اواخر عمر پیامبراکرم(ص) منتفی شده است. اما شیعه این حکم را تشریع شده در زمان پیامبر‌(ص) می‌داند و معتقد به انتفای آن نیست. اهل شیعه انتفای این حکم را از سوی خلیفه دوم می‌دانند که اهل سنت هم به آن قائلند. عمر بن خطاب خلیفه دوم دو متعه را حرام کرده، یکی تمتع در حج و دیگری متعه در نکاح. اما روایات معتبره‌ای از ائمه ‌شیعه موجود است که بر ازدواج موقت تاکید دارد و بعضا آن را ثواب دانسته‌اند، به‌گونه‌ای که شیعه تردیدی در آن ندارد. ازدواج موقت از نظر فقه شیعه دارای ضوابط و شرایطی است. نفقه که در ازدواج دائم از واجبات است در ازدواج موقت به عهده مرد قرار نمی‌گیرد؛ حتی اگر مدت آن طولانی باشد و چگونگی و کیفیت پرداخت نفقه مبتنی بر توافق طرفین است. البته در نفقه اولاد، تفاوتی میان ازدواج موقت و دایم نیست، چراکه فرزند، متعلق به پدر است و پدر موظف به تامین اوست. ازدواج موقت درقران دلیل روشن مشروع بودن متعه، آیه « ۲۴ سوره نساء » است: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِیْضَةً؛ پس هرگاه، از آن زنان بهره مند شدید، مزد آنان را (که مهر معین است) بپردازید. الفاظ این آیه به روشنی گواه است که در مورد ازدواج موقت وارد شده; زیرا: اولاً: واژه «استمتاع» بکار رفته، که ظاهراً در مورد «نکاح موقت» است. اگر نکاح دائم منظور بود نیاز به قرینه داشت. ثانیاً: لفظ «اُجُورَهُنَّ» به معنای «مزد آنان» بکار برده شده است که گواه روشنی برمتعه است; زیرا در مورد نکاح دائم کلماتی از قبیل «مهریه» و «صداق» بکار می رود. ثالثاً: مفسّران شیعه و سنی بر آنند که آیه یاد شده، در مورد نکاح متعه نازل گردیده است. جلال الدین سیوطی در کتاب تفسیر «در المنثور» از ابن جریر و سدی نقل می کند که آیه فوق در مورد متعه است.( دّرالمنثور، ج ۲، ص ۱۴۰، در ذیل آیه یاد شده) هم چنین، ابوجعفر محمد بن جریر طبری در تفسیر خود، از سدی و مجاهد و ابن عباس نقل می کند که این آیه در مورد نکاح موقت است.( جامع البیان فی تفسیر القرآن، جزء ۵، ص ۹) رابعاً: صاحبان صحاح و مسانید و جوامع روایی نیز این حقیقت را پذیرفته اند; به عنوان مثال مسلم بن حجاج در صحیح خود به نقل از جابر بن عبدالله و سلمة بن اکوع، روایت می کند که گفته اند: «خرج علینا منادی رسول الله(علیه السلام) فقال انَّ رسول الله قد أذن لکم أن تستمتعوا; یعنی متعة النِّساء؛ منادی پیامبر به سوی ما آمد و گفت: رسول خدا به شما اجازه استمتاع (بهره مند شدن از زنها); یعنی نکاح متعه زنان را عنایت فرمود.».(صحیح مسلم، جزء ۴، ص ۱۳۰، ط مصر) ـ روایات صحاح و مسانید در این زمینه، بیش از آن است که در این نوشتار بگنجد. بنابراین، اصل تشریع متعه در صدر اسلام و درعصر پیامبرگرامی مورد پذیرش دانشمندان و مفسران اسلامی است.(به عنوان نمونه مراجعه کنید: ۱) صحیح بخاری، باب تمتّع، ۲) مسند احمد، ج ۴، ص ۴۳۶ و ج ۳ ص ۳۵۶، ۳) الموطّأ (مالک)،ج ۲، ص ۳۰، ۴) سنن بیهقی، ج ۷، ص ۳۰۶، ۵) تفسیر طبری، ج ۵، ص ۹، ۶) نهایه ابن اثیر، ج ۲، ص ۲۴۹، ۷) تاریخ ابن خلکان، ج ۱، ص ۳۵۹، ۹) احکام القرآن (جصاص)، ج ۲، ص ۱۷۸، ۱۰) محاضرات راغب، ج ۲، ص ۹۴، ۱۱) الجامع الکبیر (سیوطی)، ج ۸، ص ۲۹۳، ۱۲) فتح الباری ابن حجر، ج ۹، ص ۱۴۱) اینک، سؤال این است: آیا مفاد آیه متعه منسوخ شده است؟ شاید کمتر کسی پیدا شود که در مورد اصل مشروع بودن متعه در زمان رسول خدا تردید کند، سخن درباره بقا و منسوخ نشدن این حکم است. روایات و تاریخ اسلام، حاکی ازآن است که عمل به این حکم الهی تا زمان خلافت خلیفه دوم در میان مسلمانان، رایج بوده و خلیفه، بنابر مصالحی از آن، نهی کرده است. مسلم بن حجاج، در صحیح خود، نقل می کند که ابن عباس و ابن زبیر، درباره متعه نسا و متعه حج، اختلاف نمودند، جابر بن عبدالله گفت: «فعلناهما مع رسول الله(صلی الله علیه وآله) ثمّ نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما، ما همراه با پیامبر(صلی الله علیه وآله) هر دو را انجام می دادیم، سپس عمر مارا از آن دو نهی کرد و از آن پس دیگر به آن دو نپرداختیم».( سنن بیهقی، ج ۷، ص ۲۰۶ و صحیح مسلم، ج ۱، ص ۳۹۵) ـ جلال الدین سیوطی درتفسیر خود به نقل از عبدالرزاق و ابوداود و ابن جریر و آنها از «حکم» روایت می کنند که از وی سؤال شد آیا این آیه «متعه» نسخ شده است؟ گفت نه، و علی(علیه السلام) فرمود: «لولا انّ عمر نهی عن المتعة ما زنی الاّ شقیّ، اگر عمر از متعه جلوگیری نکرده بود، جز افراد شقاوتمند، کسی به زنا آلوده نمی شد.».(در المنثور، ج ۲، ص ۱۴۰، در ذیل آیه متعه) ـ علی بن محمد قوشچی نیز گوید: عمر بن خطاب بر روی منبر گفت: «ایّها الناس ثلاث کنّ علی عهد رسول الله أنا أنهی عنهنّ و أحرّمهنّ و أعاقب علیهنّ و هی متعة النّساء و متعة الحجّ و حیّ علی خیر العمل، ای مردم، سه چیز در زمان رسول خدا بود که من آنها را نهی و تحریم می کنم و انجام دهنده آنها را به مجازات می رسانم. آنها عبارتند از «متعه زنان»، «متعه حج» و «حی علی خیر العمل»».( شرح تجرید قوشچی، مبحث امامت، ص ۴۸۴) ـ لازم به ذکر است که روایت در این زمینه بیش از آن است که در اینجا یادآور شویم.(برای آگاهی بیشتر، به مدارک و اسناد ذیل مراجعه فرمایید: ۱) مسند احمد، ج ۳، ص ۳۵۶ و ۳۶۳، ۲) البیان و التّبیین (جاحظ)، ج ۲، ص ۲۲۳، ۳) احکام القرآن (جصاص)، ج ۱، ص ۳۴۲، ۴) تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۳۷۰، ۵) المبسوط (سرخسی حنفی)، کتاب الحج، باب القرآن، ۶) زاد المعاد (ابن قیّم)، ج ۱، ص ۴۴۴، ۷) کنزالعمال، ج ۸، ص ۲۹۳، ۸) مسند ابی داوود طیالسی، ص ۲۴۷، ۹) تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۲، ۱۰) المستبین (طبری)، ۱۱) تفسیر رازی، ج ۳، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۰، ۱۲) تفسیر ابوحیّان، ج ۳، ص ۲۱) بنابراین، متعه در زمان پیامبر (ص) و خلیفه ی اول و تا اواسط حکومت خلیفه ی دوم در شرع مقدس اسلام بوده ( و همچنان هم هست )، اما خلیفه ی دوم به بنا به دلایلی ، آنرا حرام اعلام نمود! درحالی که متعه حکم قرانی است وحکم قرآن تا ابد پابرجاست مگر اینکه در خود قرآن نسخ شود! و حلال پیامبر(ص) تا قیامت حلال و حرام پیامبر(ص) تا قیامت حرام است. خلیفه دوم نمی تواند احکام الهی را نسخ کند. در تفسیر فخر رازى آمده است: روایت شده که عمر بر منبرگفت: دو متعه در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله مشروع بوده است که من از هر دوى آنها بازمى دارم؛ متعه حج ومتعه زنان. فخر رازى مى افزاید: این از سوى او تصریحى است بر آن که متعه نکاح در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله موجود بوده است واین سخن عمر: )من ازآن دو باز مى دارم( دلالت بر آن دارد که پیامبر آن را نسخ نکرده است واین عمر بوده که به نسخ آن پرداخته است. حال که این ثابت شدمى گوییم چنین کلامى دلالت بر آن دارد که متعه در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله ثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسیله عمر، وهرگاه این ثابت تلقى شودباید که منسوخ به شمار نیاید، زیرا آنچه در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله ثابت بوده وشخص پیامبر آن را نسخ نکرده نمى تواند با نسخ عمر منسوخ دانسته شود، واین همان برهانى است که عمران بن حصین به آن استشهاد کرد وگفت: خداوند درباره متعه آیه اى فرو فرستاد وآن را باآیه دیگرى نسخ نکرد، وپیامبر ما را بدان خواند واز آن باز نداشت،سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش گفت: )یعنى عمر ازآن نهى کرد.(تفسیر رازی، ج ۳، ص ۲۰۱، ۸) ه) تفاوت عقد موقت باروابط جنسی آزاد عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غریزه جنسى درچهار چوب شریعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودرچهار چوب پیمانى استوار عقد که دو طرف را به پذیرش شرایط واجب قانونى ونیز شرایط فردى مورد نظر، ملزم مى کند وبا فحشا وروابط جنسی تفاوت های اساسی دارد که به برخی از آن ها اشاره می گردد: ۱. صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى گیرد. ۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان کارى ها صورت مى پذیرد. ۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده( ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه کمتر نیست) نگه داردیعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند ؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد. ۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد. ۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام مند و قانونى، پاسخ داده مى شود، در حالى که در زنا ضابطه اى وجود ندارد و غیرقانونى است. ۷. اعتبار زن در زنا از بین می رودواو به موجودی بی ارزش ودر دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد ۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است ۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است ۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است ۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد ۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند بدین ترتیب متعه با فحشا تفاوت مى یابد که تنها کار فحشاء برآوردن نیاز جنسى است بدون هیچ گونه التزامى نسبت به وظایف مترتب بر آن که مهمترین آن، سرنوشت نسل است کما اینکه دوستى میان دخترها وپسرهاى جوان که معمولاً در حاشیه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورت مى پذیرد( با ازدواج متعه، تفاوت ریشه اى دارد، زیرا رفیق بازى به هیچ روى تابع قانونى نیست که زیر نظر نظام اجتماعى باشد و دوطرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستیهاى دیگر، وبه همین سبب، به دلیل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى درزمینه امور جنسى مردود است.«درست است که در مسئله فحشا و متعه هر دوی این ها در برابر پرداختن مبلغی تن خود را عرضه می کنند . اما ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی شود. بلکه همانند ازدواج دائم مقرراتی دارد . در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است. ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس. کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود . شرایطی را که اینک یادآور می شویم در نکاح «متعه» بسان «ازدواج دائم» معتبر است: ۱ ـ زن و مرد باید مانع شرعی در ازدواج; از قبیل نسب و سبب و دیگر موانع شرعی، نداشته باشند و گرنه عقد آنان باطل است. ۲ ـ مهریه مورد رضایت طرفین باید در عقد ذکر شود. ۳ ـ مدت ازدواج معین باشد. ۴ ـ عقد شرعی اجرا گردد. ۵ ـ فرزندی که از آنان متولد می شود، فرزند مشروع آنان است. همانگونه که برای فرزندان متولد شده بانکاح دائم، شناسنامه گرفته می شود، باید برای فرزندی که درنتیجه نکاح موقت متولد می گردد، شناسنامه اخذ گرددو دراین مورد نیز تفاوتی بین عقدا دائم و موقت وجود ندارد. ۶ ـ نفقه فرزندان، بر پدر است و اولاد از پدر و مادر ارث می برند. ۷ ـ آنگاه که مدت ازدواج به پایان رسید، اگر زن در حد یائسه نباشد، باید عده شرعی نگه دارد و اگر در اثنای عده روشن شود که باردار است، باید از هر نوع ازدواج خودداری کند تا وضع حمل نماید. همچنین، سایر احکام ازدواج دائم باید درمورد متعه رعایت شود تنها تفاوت این است که چون ازدواج متعه برای رفع ضرورت ها تشریع شده است، هزینه زن بر عهده شوهر نیست و در صورتی که زن به هنگام عقد، شرط میراث ننماید، از شوهر خود ارث نمی برد. و روشن است که این دو تفاوت، تأثیری درماهیت نکاح ندارند. ز) اهمیت ازدواج موقت همگی معتقدیم که آیین اسلام، شریعت جاودانی و خاتم است که پاسخگوی تمام نیازها می باشد. اینک می گوییم جوانی که به منظور ادامه تحصیلات خود باید سالهای متمادی در یک کشور و یا شهر غریب به سر ببرد و به علت امکانات محدود، نمی تواند به ازدواج دائم دست یابد، در برابر خود سه راه مشاهده می کند که باید یکی از آنها را انتخاب کند: الف ـ به همان حالت عزب باقی بماند. ب ـ در منجلاب فحشا و آلودگی ها سقوط کند. ج ـ در چهارچوب شرایط یاد شده، با زنی که ازدواج او شرعاً جایز است، برای مدت معینی ازدواج نماید. در مورد صورت نخست باید گفت که غالباً با شکست روبرو می شود، هر چند افراد انگشت شماری می توانند قید هر نوع عمل جنسی را بزنند و صبر و بردباری پیشه سازند ولی این روش، برای همه قابل اجرا نیست. فرجام کسانی که راه دوم را برگزینند نیز تباهی و بیچارگی است و از دیدگاه اسلام عملی است حرام. و اندیشه تجویز آن به بهانه ضرورت، نوعی گمراهی فکری و کج اندیشی می باشد. بنابراین، تنها راهِ سوم متعین می شود که اسلام آن را پیشنهاد نموده و در زمان پیامبر نیز به آن عمل می شد و بعدها مورد اختلاف واقع گردید. دراینجا از یادآوری یک نکته ناگزیریم و آن این که: کسانی که از نکاح متعه هراس دارند و آن را نامشروع می پندارند، باید توجه داشته باشند که همه فقها و محققان اسلامی، نظیر آن را ازنظر معنا، در عقد دائم پذیرفته اند، و آن این که زوجین، عقد دائم ببندند ولی نیت هر دو آن باشد که بعد از یک سال و یا کمتر و بیشتر، به وسیله طلاق از هم جدا گردند. روشن است که چنین پیوندی، به حسب ظاهر دائمی و در حقیقت موقت است و تفاوتی که این گونه نکاح دائم بامتعه دارد این است که متعه، در ظاهر و باطن، محدود و موقت است ولی این نوع ازدواج دائم، به ظاهر پیوسته و همیشگی و در باطن محدود می باشد. کسانی که این نوع از ازدواج دائم را، که مورد پذیرش همه فقهای اسلامی است، تجویز می کنند، چگونه از تشریع و تجویز نکاح متعه بر خود بیم وهراس راه می دهند؟ پس فلسفه ورازجوازمتعه از آن روست که غریزه جنسى از نیرومندترین غریزه هاست وخداوند سبحان آن را چنین قرار داده است تا پیوندهاى میان زن ومرد محکم واستوار گردد، واستمرار همیارى آنها در ساختن خانواده ورویارویى بادشواریهاى زندگى، ضمانت یابد وزیر ساز کوچک جامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود این غریزه از اختیارقانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار کردن پیوندهاسودى نخواهد داشت، بلکه موجب گسستن ساختار متین خانواده نیز مى گردد. رفیقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پیوندى است از دیدگاه قانون نابسامان، در حالى که ازدواج دائم یا موقت پیمانى است میان دو شخص که قانون آن را زیر نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبه ونظارت دارد. البته :« این یک قانون کلی است که اگر به غرائز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخی داده نشود برای اشباع آن ها متوجه راه های انحرافی خواهد شد. این یک حقیقت آشکار است که نمی توان جلوی غرائز طبیعی را گرفت. این موضوع قابل انکار نیست که غریزه جنسی یکی از مهمترین و نیرومندترین احساس های آدمی است. اکنون این سئوال پیش می آید که در بسیاری از شرایط و محیط ها افراد فراوانی هستند که در شرایطی قرار دارند که قادر به ازدواج دائم نیستند یا افراد متاهل در مسافرت های طولانی که با عدم ارضای غریزه جنسی خود رو به رو هستند. آیا باید این غرائز را سرکوب کرد. یا این که آن ها را در مقابل بی بند و باری های جنسی گذاشت. در این زمان است که راه سوم توسط فقهای شیعه پیشنهاد شده است که به تعبیر آن ها نه مشکلات ازدواج دائم را دارد نه باعث فساد می شود. »(جلد سوم تفسیر نمونه صفحه ۳۴۱ ) رواج نوع خاصی از ازدواج و ارتباط جنسی مردان عرب که از سوی برخی مقامات سعودی «ازدواج های سریع گردشگری» (الزواج السیاحی السریع)، نامیده می شود، در حال تبدیل به یک معضل است خودحاکی ازضرورت ازدواج موقت است. به گزارش فرارو و به نقل از العربیه، رئیس یک سازمان خیریه سعودی به نام حفظ و کمک به خانواده های عربی خارج از کشور گفت هزینه ای که گردشگران سعودی برای «ازدواج های سریع گردشگری» خود در هفت کشور عربی و شرق آسیا در طول ۳۶ ماه پرداخت کرده اند، بالغ بر ۱۰۰ میلیون ریال سعودی برای ده هزار ازدواج بوده است. این مبلغ خرج مهریه و هدیه و مسکن و غذا شده است. عبد الله حمود در این رابطه می گوید: در عربستان سعودی، همچون بسیاری از کشورهای مسلمان غیر شیعه، «متعه» یا ازدواج موقت غیرقانونی و غیر شرعی شناخته می شود، اما زمزمه هایی مبنی بر لزوم صدور فتاوایی برای شرعی اعلام کردن این نوع «ازدواج های گردشگری» آغاز شده است. وی به به دلایلی اشاره کرده است که در فرودگاه ها و هتل ها و مراکز تفریحی کشورهای خارجی در کمین مردان عرب هستند و بعضا خدمتکاران و حتی روسپیان را برای ازدواج به مردان عرب معرفی می کنند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلام و وقت بخیر سوالی دارم؟ آیا همه مردان می توانند ازدواج دوم و همسر صیغه ای اختیار کنند؟ مردی که می گوید همسر اول من هیچ گونه مشکلی ندارد و من چون تنوع طلب هستم می خوام ازدواج موقت داشته باشم. و همسر این زن وقتی می داند شوهرش با زنان زیادی ارتباط دارد آیا می تواند خود را منع کند؟ من بعید می دانم خدا به مصلحت جامعه فکر نکند و حکمی را روانه کند؟ با عقل کم من از خدا وند همچین چیزی بر نمی آید.آیا یک مرد بدون داشتن شرایط می تواند زن صیغه ای اختیار کند؟ می خواهم جواب این سوال را بدانم که مردان در چه صورت می توانند همسر صیغه ای بگیرند؟ شوهر من تا حالا که من با شما حرف می زنم ۶ تا زن صیغه ای گرفته و بعد از مدتی رها می کند و این عمل خود را شرعی می داند و این را هم بگویم از تمام وقت و انرژی و مال خود می زند و به این زنان می دهد ولی پای من به میان می آید می گوید حوصله ندارم، خودت برو کار کن، فلان جا خودت برو، ولی دیدم که زن صیغه ای را از شرق تهران تا فرودگاه امام راهی می کند. و در یک ماه گذشته آنها را به سفر شمال برده ولی نوبت به من که می رسد می گوید ترافیکه حوصله رانندگی ندارم. شما را به خدا جواب من را بدهید من با این مرد باید چه کنم؟ چه رفتاری داشته باشم؟ هر کاری که شما فکرش را بکنید از اول ازدواج تا همین حالا برای جذبش انجام دادم ولی نتیجه نگرفتم چون می گویند تو هیچ مشکلی نداری حتی از تمام زنانی که با ایشان بوده ام بهتر و بالاتری ولی چون تو انتخاب مادرم بودی و من هیچ علاقه ای به تو نداشتم الان هم باید بپذیری و هیچ جوره طلاق هم نمی دهند،با این گونه مردان که تنوع طلبی خود و هرزه گری را در پشت حکم و توصیه خدا پنهان کرده اند چه کنیم؟ آیا هر مردی می تواند بدون داشتن مشکل صیغه کند؟ من می دانم که در روابط جنسی هم از پوشش استفاده نمی کنند؟ تکلیف من چیست؟ و گرنه من کی باشم که بخوام جلوی دستور و قوانین الهی بایستم
پرسمان
اگرچه براساس شرع و قانون و بر اساس مصالح و مفاسد واقعی مردان می توانند در کنار همسر دائمی، همسری دیگری را اختیار کنند و یا با زنی ازدواج موقت نمایند، اما مرد در ازدواج مجدد مطلق العنان نيست؛ بلكه بايد با رعايت عدالت و حفظ حقوق زن اول و در صورت وجود ضرورت عقلی از اين اختيار استفاده كند. حال اگر برخی از مردان به خاطر تنوع طلبی، زیاده خواهی، هوس رانی و زن بارگی و... از این قضیه سوءاستفاده می کنند ربطی به قانونگذار ندارد. ازدواج موقت براي مواقع ضروري و براي كساني است كه عوامل گوناگون، آنها را از دسترسي و امكان به ازدواج دايم باز مي دارند و نبايستي بهانه اي براي زياده طلبي و هواپرستي شود. سياست حقوقي در قانون ازدواج موقت اين نبوده است كه هوسبازان به صورت گسترده و بي حساب در شهوات و هوي و هوس ها غرق شوند و چنان با اين حكم الهي بازي نمايند كه دوست و دشمن از آن تنفر پيدا كنند و آن را مساوي با زنا و فحشا بدانند؛ بلكه هدف از جعل و تشريع ازدواج موقت، حفظ كردن افراد نيازمند از آلودگي به گناه و فحشا است. ازدواج موقت براي جلوگيري از انحرافات و روابط نامشروع تشريع شده است، تا بدين وسيله عفاف و پاكدامني حفظ شود نه اينكه خود آن زمينه ساز زياده خواهي جنسي شود. در روایات متعددی، ائمة معصومین (علیهم السلام) پیراوان شان را از ازدواج موقت در غیر مواقع ضروری نهی می فرمودند: امام رضا (علیه السلام) به برخي از پيروان می نويسند: «لَا تُلِحُّوا عَلَى الْمُتْعَةِ إِنَّمَا عَلَيْكُمْ إِقَامَةُ السُّنَّةِ» (1)؛ «از اصرار ورزيدن بر متعه بپرهيزيد كه بر شماست اقامه سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) كه ازدواج دائم است را بر پاي داريد». و بعد از تأكيد بر عدم تحريص در آن می فرمايد: «فَلَا تَشْتَغِلُوا بِهَا عَنْ فُرُشِكُمْ وَ حَرَائِرِكُمْ فَيَكْفُرْنَ وَ يَتَبَرَّيْنَ وَ يَدْعِينَ عَلَى الْآمِرِ بِذَلِكَ وَ يَلْعَنُونَا» (2)؛ «با پرداختن به متعه از همسران خويش غافل نشويد تا آنان از دين خدا روي گردانند و از دوستي ما منصرف شوند و بر پايه گذار اين امر (متعه) متعرض شوند و بر ما نفرين كنند». اين كلام كاملاً اشعار دارد به اينكه بي توجهي بعضي از مسلمين و سوء استفاده از آن و دامن زدن بدون توجه به ساير احكام و شرايط، امام را بر آن می دارد كه حد و مرزها را تبيين نمايد و تألّم خود را از رفتار بعضي از افراد به نام اسلام، اعلام دارد. دسته ديگري از روايات هستند كه نسبت به شرايط متعه، جايگاه آن و خاص بودن حكم آن می باشد مثلاً علي بن يقطين می گويد از امام هفتم، موسي بن جعفر (علیهما السلام) سؤال كردم از متعه «قَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ وَ قَدْ أَغْنَاكَ اللَّهُ عَنْهَا» (3)؛ «تو را با متعه چكار است و حال آنكه خداوند تو را از آن بي نياز ساخته است». در روايت ديگر امام (علیه السلام) می فرمايد: «هِيَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ يُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِيجِ» (4)؛ «متعه حلال مباح مطلق است براي كسي كه خدا او را به واسطه ازدواج بی نياز نساخته است». استاد شهيد مطهري هم با توجه به اين روايت می فرمايند: «آنجا كه ائمه اطهار مردان زن دار را از اين كار منع كرده اند به اعتبار حكمت اوّلي اين قانون است، خواسته اند بگويند اين قانون براي مرداني كه احتياجي ندارند وضع نشده است، بلكه اين كار براي كسي رواست كه خداوند او را با داشتن همسري از اين كار بی نياز نكرده است. و اما كسي كه داراي همسر است، فقط هنگامي می تواند دست به اين كار بزند كه دسترسي به همسر خود به هر طریقی نداشته باشد». (5) با این حساب، کاملاً مشخص می شود که ازدواج موقت اگر در جایگاه و موقعیت خویش با توجه به شرایط و احکامش مورد استفاده قرار گیرد نوعی ضرورت فردی و اجتماعی و امری بسیار پسندیده و مشروع است، اما اگر در جایگاه خود استفاده نشود و دست آوریزی برای رسیدن به تمتعات نفسانی افراد قرار گیرد، طبیعتاً مطلوب خدا و دین نیست. توصیه می شود این نکات را در یک فضای آرام و صمیمی با شوهرتان مطرح کنید تا اگر وی تمایل به چنین کاری دارد از خواسته خود منصرف شود و به زندگی اش برسد. اگر هم اختلافی و مشکلی بین شما و شوهرتان وجود دارد این مسئله را از طریق مشاوره پیگیری نمایید تا حل گردد. پی نوشت ها: 1. وسايل الشيعه، باب 5، از ابواب متعه، ح4. کليني، محمد بن يعقوب، فروع کافي، ج5، ص452. 2. وسايل الشيعه، ح1 و 2. 3. همان. 4. همان. 5. مطهرى، مرتضي، مجموعه آثار، تهران: صدرا، ج19، ص83.
میهمان
شما در متن خود اورده اید که مردان متاهل که درر مسافرت طولانی هستند به دلیل مشکل ارضا نکردن غریزه جنسی مجاز به ازدواج موقت میباشنداما سوال من این است که زنان این مردان متاهل نیز چنین غریزه ای دارند پس چرا هیچ قانونی برای این زنان و غریزه شان نیست؟؟
پرسمان
مسئله ای که شما مطرح نموده اید به نوعی به بحث عدالت جنسی بر می گردد و این شبهه را در ذهن می پروراند که خداوند در امور جنسی، تماماً نفع مردان را در نظر گرفته و عدالت جنسی را بین زن و مرد رعایت نکرده است. شکی در این نیست که در احکام فقهی، در موضوع روابط جنسی، نوعی تبعیض در میان زن و مرد وجود دارد؛ اما این تبعیض عادلانه است نه ظالمانه! تبعیض وقتی ناعادلانه و ستمکارانه است که دو فرد، که از هرجهت در وضعیت یکسان قرار دارند، بهرة نامساوی دریافت کنند و نصیب نامتوازن ببرند؛ اما اگر تبعیض بر اساس حکمت و با ملاحظة تفاوتی است که با هم دارند، نه تنها ناعادلانه نیست که عین عدالت و انصاف خواهد بود! پاسخ به این شبهه بارها داده شده است که در ادامه به برخی از آن اشاره می شود: 1. زنان به صورت معمول، هریک ماه، یک بار، یک دورة جنسی را تجربه می کنند؛ این دوره با لکه بینی یا خون ریزی مهبلی آغاز می شود و تا آغاز خون ریزی مهبلی جدید ادامه یافته و موجب بروز نوسانات و شرایط متفاوتی در جسم و روان زنان می شود؛ زنان اغلب از روزهای نزدیک به عادت ماهانه، به سبب کاهش شدید پروژسترون، دچار اضطراب، تشویش، آشفتگی، کم حوصلگی، کاهش شدید میل جنسی و حتی دردهای عضلانی، حالت تهوع، ... می شوند و این حالات گاهی تا پایان ایام قاعدگی ادامه می یابد؛ از آنجا که وجود هرمون پروژسترون نقش مهمی در تمایلات جنسی زنانه دارد، کاهش شدید آن، موجب کاهش و افت امیال جنسی زنان می شود؛ حتی برخی از زنان در ایام قاعدگی از رفتارهای جنسی متنفر می شوند و از درخواست های جنسی همسر احساس کلافگی و بیزاری می کنند؛ پس از پایان ایام عادت، و با افزایش هورمون پروژسترون، حالات خلقی زنان رو به بهبودی نهاده و به موازات آن، امیال جنسی آن ها هم رو به افزایش می گذارد و تقریباً در روزهای چهارده، پانزده و شانزده هم دورة جنسی، به اوج خود می رسد؛ با گذشت روزهای میانی دوره، در صورتی که زن باردار نشده باشد، حالات خلقی و امیال جنسی زن دوباره سیر نزولی خود را آغاز می کند تا رسیدن به ایام قاعدگی جدید ادامه می یابد؛ در مقابل، مردان هیچ گاه چنین نوسانات خلقی مداوم و منظم را تجربه نمی کنند و میل جنسی آن ها همواره نقد و آماده فعالیت است؛ مردان از آمیزش جنسی کنونی فازغ نشده به آمیزش جنسی بعدی می اندیشند! زنان در روزهای قاعدگی از نظر جسمی و روانی و در روزهایی که از لحاظ خلقی آمادگی ندارند، توان پاسخ گویی کامل و رضایت بخش به نیاز جنسی مردان را ندارند؛از این رو نیاز جنسی مردان فراوانی بیشتری دارد و اسلام هم که دین فطرت است به آنان اجازه داده است تا به نیاز طبیعی و مداوم خود پاسخ دهند و از گناه و فساد دور مانند؛ اساساً حتی با نگاه طبیعی و تکاملی اگر به جنس نر و ماده توجه کنیم، جنس نر از لحاظ فیزلوژیک جنسی، تفاوت چشم گیری با جنس ماده دارد؛ زنان در هر دورة جنسی، اغلب یک تخمک، و به ندرت دو یا چند تخمک را بارور کرده و برای لقاح آماده می کنند و این تخمک به خودی خود، تنها توانایی ایجاد یک فرد انسانی را داراست؛ در حالی که مردان در هرآمیزش، بیش از چهارصد میلیون اسپرم آزاد می کنند که هرکدام از این اسپرم ها، صلاحیت ایجاد یک انسان را دارد! جنس نر به صورت طبیعی فاعل است و میل دارد اسپرم های خود را منتشر و تکثیر کند و جنس ماده منفعل و گیرنده است و منتظر می ماند تا جنس نر او را برای جفت گیری انتخاب کند! 2. بر اساس تحقیقات روانشناختی، مردان و زنان از لحاظ محرک های جنسی هم با یکدیگر تفاوت قابل توجهی دارند: محرک های جنسی مردان، اغلب از راه چشم، گوش و حس بویایی فعال است در حالی که زنان، اغلب از طریق حس لامسه و پس از آن حس شنوایی تحریک جنسی می شوند؛ بر این اساس و به سبب فزونی فوق العاده محرکات بصری (خصوصاً در زمانة ما) مردان در سطح بسیار وسیع تری نسبت به زنان، تحریکات جنسی را تجربه می کنند؛ عدم پاسخ گویی مشروع و بهنجار به نیاز جنسی می تواند مردان را به سمت فساد و جنایت های جنسی سوق دهد؛ در حالی که زنان اغلب مادام که از طریق حس لامسه یا محرکات سمعی خاص جنسی، تحریک نشوند، میل جنسی را تجربه نمی کنند؛ 3. در پژوهش های روان شناختی مربوط به تفاوت های فردی، به اثبات رسیده است که امیال جنسی زنان شدیداً تحت تأثیر هیجانات و احساسات عاطفی آن هاست؛ زنان اغلب در رابطة جنسی به دنبال تقویت عشق و تعمیق روابط عاطفی هستند؛ زنان (جز روسپیان که بیمار و سرد مزاج هستند) نمی توانند با مردی که به او علاقه ای ندارند یا از دست او دلخور و آزرده خاطر هستند، رابطة جنسی رضایت بخشی برقرار کنند؛ زنی که می خواهد تن خود را در اختیار لذت جویی مردی قرار دهد، ابتدا باید دل به او باخته باشد و گرنه قادر به ایجاد رابطه ای ارضا کننده و آرامش بخش نیست؛ تحقیقات روان شناختی می گوید زنان اغلب در روابط جنسی هنگامی به ارگاسم و اوج لذت جنسی می رسند که پیش از آن، از لحاظ هیجانی و عاطفی به سطح مطلوبی رسیده باشند؛ فراوان زنانی را سراغ داریم که به سبب ناخرسندی از ازدواج و انتخاب خود یا به سبب مشکلات ارتباطی باهمسر، در طول سال های ازدواج، موارد اندکی از تجربة ارگاسم (اوج لذت جنسی) را گزارش می کنند؛ این در حالی است که میل جنسی مردان به صورت مؤثری تحت تأثیر حالات عاطفی آن ها قرار ندارد؛ مرد می تواند با زنی که اصلا او را دوست ندارد و حتی از او متنفر است، رابطة جنسی برقرار کند و از او کام گیرد! از این واقعیت باید به حقیقت مهمی نقب بزنیم و آن این است که بدون تردید، زن محور و قلب خانواده است و باید تمام احساسات و عواطف خود را در محیط خانه و در ارتباط با همسر و فرزندانش متمرکز کند و اعضای خانواده را از مهربانی و محبت خود سیراب کند؛ ایجاد و ابراز علاقه و عشق زن به مردی غیر از همسر، به معنای مرگ تدریجی خانواده به است؛ از آنجا که زن مادامی که دل به مردی نسپارد، نمی تواند رابطة جنسی رضایت بخشی را با او تجربه کند، علاقة به غیرهمسر و ایجاد رابطه جنسی با او، مهر پایانی بر وجود و کارآیی خانوادة اوست! زیرا زنان هرگز نمی توانند در آن واحد، دو مرد را دوست بدارند و به هر دو وفادار بمانند و از هر دو کام بستانند؛ علاقة به غیرهمسر مساوی با بی علاقگی و نفرت از همسر است و نفرت از همسر، یعنی فروپاشی خانواده است! اسلام به موضوع خانواده توجه ویژه دارد و خانواده را بهترین و مؤثرترین محیط برای پرورش استعدادهای الهی و انسانی، انسان و مقدمه ای ضروری و جایگزین ناپذیری برای ساختن جامعه ای سالم و پویا می داند؛از این رو هرچیزی که به بنیان خانواده آسیب رساند و آن را دچار اختلال کند را بر نمی تابد و با آن مخالفت کرده و می ستیزد؛ زن، قلب خانواده است و تنها می تواند و باید برای یک خانواده بتپد و آرامش و عشق و امید را در آن بر پا نگه دارد! 4. در مواردی كه زن به علت ناتوانی جنسی همسر و یا شرایط خاص او، از جمله برخی از شغل ها كه مستلزم سفرهای متعدد و طولانی است و زن از محرومیت های جنسی رنج می برد، می تواند درخواست طلاق كرده و در صورتی كه مرد نخواهد یا نتواند شرایط رضایت بخشی برای او مهیا كند، از او جدا شود و با مرد دیگری ازدواج كند.
میهمان
شما در متن خود اورده اید که مردان متاهل که درر مسافرت طولانی هستند به دلیل مشکل ارضا نکردن غریزه جنسی مجاز به ازدواج موقت میباشنداما سوال من این است که زنان این مردان متاهل نیز چنین غریزه ای دارند پس چرا هیچ قانونی برای این زنان و غریزه شان نیست؟؟
پرسمان
از دیدگاه اسلام، مرد متاهل مي تواند براي رفع نياز اقدام به ازدواج موقت كند ولي زن متاهل نمي تواند. حكمت اين امر موانع متعددي است كه در مسير چند همسري زنان وجود دارد. جواب تفصيلي: حكمت هاي عدم جواز تعدد شوهرازدواج و تشكيل خانواده داراي مصلحت و كاركردهاي فراواني است كه روابط جنسي و ارضاء شهوت يكي از كاركردهاي غير اصلي و تبعي ازدواج است. ارضاء غريزه جنسي در حقيقت يك سوق دهنده و محرك براي رسيدن به اهداف اصلي ازدواج(توليد نسل،تشكيل خانواده، تربيت نسل،تكامل فردي و اجتماعي و...) مي باشد. ازطرفي ممنوعيت تعدد شوهر به لحاظ حكمت ها و دلايل متعددي است كه به برخي از آن ها اشاره مي نماييم.1. يكي از مهمترين حكمتهايي كه مي توان براي ممنوعيت تعدد شوهر نام برد اقتضاي طبيعي و طبع زن و غيرت و طبيعت مرد است كه از چنين امري رويگردان است. پيشرفت علم و صنعت نه تنها منكر اين حقيقت نيست بلكه پژوهش هاي تجربي در حوزه علم روانشناسي ان را ثابت كرده است.[1]غيرت مرد نسبت به همسر و مادر بر اساس خلقت و طبيعت او و مطابق با مصلحت انسان است. اين مساله امري اعتباري نيست تا بتوان با رشد علم و دانش با آن مخالفت و بر خلاف مقتضاي ان رفتار نمود. اين در حالي است كه از نظر رواني تفاوتى اساسى بين ساختار روانى و گرايش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقدند كه زنان به طور طبيعى «تك شوهرگرا» ) Monoandrous) مى‏باشند و فطرتا از تنوع همسر گريزانند، و خواستار پناه يافتن زير چتر حمايت عاطفى و عملى‏يك مرد مى‏باشند و تنوع گرايى در زنان نوعى بيمارى است؛ ولى مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن‏گرا» ) Poly gamous) مى‏باشند.[2] چنان كه مى‏دانيد احكام اسلام همه متناسب با نيازهاى واقعى و ويژگى‏ها و خصلت‏هاى ذاتى انسان‏ها وضع گرديده است. به همين دليل اجازه چند همسرى به مردان با روحيه زنان منافاتى ندارد؛ بلكه حساسيت زنان نسبت به چند همسرى شوهرشان بيشتر ناشي از حس تماميت خواهي و حسادت و ... است؛ يعنى اين حساسيت، ذاتى زنان نيست؛ مردى كه همسر دوم برمى‏گزيند در واقع همسر اولش حساسيت نشان داده و مخالفت مى‏كند اما همسر دوم كه او هم زن است چنين حساسيتى را ندارد يعنى زنان براى جلوگيرى از ورود زنى‏ديگر به زندگيشان حساسند اما نسبت به ورود خود در زندگى ديگران حساس نيستند. پس بايد ريشه اين مخالفت را جستجو كرد و آن را كه معمولاً بخل و خودبينى و تماميت خواهي است درمان نمود.2.حكمت بهداشتي:بي شك ارتباط جنسي مي تواند زمينه مناسب براي شكل گيري بيماري ها و عفونت هاي مختلف و انتقال آن را فراهم آورد اين احتمال در ارتباطات متعدد جنسي بيشتر و خطرناكتر است. در اين ميان زن به لحاظ ساختار جسمي و فيزيكي (داشتن رحم كه محل تجميع ترشحات مرد است) و هم به خاطر فعل و انفعالات طبيعي رحمي (حيض و نفاس و...) قابليت بيشتري براي دريافت ، پرورش و انتقال بيماري ها و عفونت ها به همسر و فرزندان را دارد. اسپرم مي تواند باكتري ها را منتقل سازد باكتري هايي از اندام تناسلي مرد يا زن كه به طور منظم خود را به دنباله اسپرم مي چسبانند. باكتري ها با اين چرخش آزاد در طي رابطه جنسي زن و مرد نه تنها به واژن منتقل مي شوند بلكه وارد رحم و لوله هاي رحم مي شوند و به وجود اورنده سلول هاي غير ايمن مي گردند.[3] تك همسري در زنان ضمن اينكه از نظر بهداشتي زمينه شكل گيري عفونت هاي خطرناك ( كه به وسيله ارتباط مكرر جنسي ممكن است در زن حاصل شود) را منتفي مي كند زمينه انتقال آن به مرد ديگر يا فرزندان و ... نيز منتفي مي نمايد.3. مصلحت حفظ نسل :تك همسري در مورد زن نوعي جلوگيري از مخلوط شدن نطفه‏ها در رحم زن و جلوگيري از اسيب هاي حقوقي ،رواني ، عاطفي و تربيتي در مورد نسل است . با تك همسري اگر فرزندي متولد شد، به طور يقين مشخص مي شود كه مربوط به چه كسي است و در نتيجه محارم، و حقوق و تكاليف پدر و بستگان(ارث، نفقه ، ازدواج . ..) اين فرزند معلوم مي شود. اين مطلب كه با پيشرفت علوم ژنتيك و پزشكي و ... امكان تشخيص فرزند در رحم يا نسب فرزند وجود دارد نيزنمي تواند مجوز چند همسري زنان باشدچرا كه اولا اين يكي از حكمت هاي ممنوعيت چند همسري زنان است نه همه ان و نه علت آن.ثانيا تشخيص پزشكي و علمي اموري خطاپذير بوده كه همواره امكان خطا در مورد آن مي رود.ثالثا علوم تجربي با تمام پيشرفت خود امكان اثبات بي ضرر بودن رابطه متعدد جنسي زن را براي جنين شوهر اول يا دوم ندارد. 4.مصلحت اعضاء خانواده:خانواده اجتماعي كوچك است كه زيربناي اصلي تعالي فرد و اجتماع بشر را تشكيل مي دهد از اين رو اهميت بسزايي در انديشه اسلامي دارد و از سازوكار ظريف و پيچيده اي تبعيت مي كند كه تمام جوانب مصالح فردي و خانوادگي و اجتماعي اعم از مصالح دنيوي و اخروي در ان لحاظ شده است. تربيت و پرورش فرزندان و زمينه سعادت و شقاوت دنيوي و اخروي آنها در خانواده شكل مي گيرد. از طرف ديگر تقسيم كار ويژه اي براي اعضاء خانواده در نظر گرفته شده است كه در ضمن آن وظايف و اختياراتي براي پدر و مادر پيش بيني شده است . تعدد شوهر ضمن انكه نقض كننده حقوق و اختبارات اوست در تربيت و تعالي روحي و رواني و تربيتي فرزندان تاثير منفي بسزايي خواهد داشت. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر. ك : 1- نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى 2- زن در آيينه جلال و جمال آيةاللَّه جوادى آملى 3- تفسير الميزان، ج 4 علامه طباطبايى. 4 اسلام،زن و جستارى تازه. سيد محمدحسين فضل‏الله. ص‏264، قم، دفتر تبليغات اسلامى. 5 زن از منظر اسلام، فريده مصطفوى، ص‏84، چ اول، دفتر تبليغات اسلامى، قم، 1382.[1] . زمينه روانشناسي هيلگارد. ج1.فصل 10 ص 692[2] .مراجعه كنيد به ؛ زمينه روانشناسي هيلگارد. ج1.فصل 10[3] . براي مطالعه بيشتر مراجعه كنيد به :جانت شيبلي هايد، روان شناسي زنان . ترجمه دكتر اكرم خمسه.ص347

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.