شرایط ظهور-حوادث زمان ظهور ۱۳۸۶/۰۲/۱۷ - ۲۸۱ بازدید

ویرایش علمی - چرا با توجه به محوریت امام زمان(عج) در زندگی شیعیان هیچ صحبتی در مورد آقا نمی شود؟ منظورم ولادت، نام پدر و ... نیست. راجع به شرایط ظهور، عوامل تأثیرگذار در ظهور، آسیب شناسی عصر غیبت و مسائل مهم دیگر؟

اگر بخواهیم به صورت واقع بینانه و با رعایت انصاف به موضوعی که در پرسش بیان نمودید ، بپردازیم باید گفت؛ اینکه « در زندگی شیعیان هیچ صحبتی در مورد آقا نمی شود؟ راجع به شرایط ظهور، عوامل تأثیرگذار در ظهور، آسیب شناسی عصر غیبت و مسائل مهم دیگر » ، به نظر نمی رسد با واقعیات موجود و اقدامات مناسب اما ناکافی که در سطوح مختلف کشور اعم از رسانه ها ، مطبوعات ، نهادها و مراکز فرهنگی و...می شود ، سازگار باشد . برای اثبات این موضوع کافی است به برنامه های محدود اما بسیار جذاب ، مفید و پربیننده ای که در برخی شبکه های صدا و سیما پخش می شود یا اینکه مراکز آموزشی و پژوهشی یا سایت های که در زمینه ترویج فرهنگ مهدویت وجود دارد ، و ... ، توجه نمایید .بالآخره این قبیل اقدامات ارزشمند هر چند نسبت به اهمیت موضوع مهدویت و تاثیراتی که می تواند فرهنگ سازی صحیح درباره آن در زندگی شخصی و اجتماعی افراد ، رشد و تکامل مادی و معنوی جامعه و زدودن معضلات آن داشته باشد ، ناکافی است اما نمی توان مجموعه این اقدامات را «هیچ » انگاشت .
بله اگر بخواهیم از منظر آسیب شناسی و بایسته ها و ایده آل های یک جامعه اسلامی شیعی به این مساله نگاه کنیم ، واقعیت این است که علی رغم همه این اقدامات ، باز هم عقبیم و با کاستی های زیادی مواجهیم . اما اینکه علت این کاستی ها چیست ؟ عوامل متعددی در آن نقش دارد ، از مسئولین نهادها و مراکز فرهنگی دولتی و غیر دولتی گرفته تا تک تک افرادی که از توانایی هرچند محدود در این زمینه برخوردارند .
بخش مهمی از این موضوع با فقدان یک برنامه جامع فرهنگی در کشور مرتبط است که متاسفانه باعث شده در ترویج و گسترش ارزش ها و معارف اسلامی با آسیب های متعددی روبرو باشیم و تهیه چنین موضوعی وظیفه نهادهایی نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی است . همچنین فقدان استراتژی و برنامه ای جامع و مدون در زمینه فرهنگ سازی مهدویت باعث شده در بسیاری موضوعات مرتبط کارهای تکراری و موازی انجام شود و علاوه بر هدر رفتن سرمایه های انسانی و مادی ، از پرداختن به برنامه های اساسی در این زمینه غفلت شود.
علاوه بر این متاسفانه مسائل سیاسی ، دعواها و اختلافات جناحی و حزبی ، تاثیرات مخربی بر فرهنگ ، اقتصاد و...جامعه ما داشته که بخشی از این معضل در زمینه کم توجهی به فرهنگ مهدویت نمود پیدا می کند و عوامل دیگری از این قبیل . موضوع مهمی که در زمینه حل این قبیل آفات و آسیب ها قابل توجه است اینکه تا زمانی که تمامی عوامل تاثیر گذار در حوزه فرهنگی به یک وحدت و انسجام در ضرورت ترویج فرهنگ مهدویت دست پیدا نکنند ، همچنان شاهد این قبیل کاستی ها خواهیم بود و این مهم امکان پذیر نیست مگر با خواست و اراده جمعی همه مسئولین قانونگذار و اجرایی و مردمی که از نقشی مهم و تاثیر گذار در انتخاب مسئولین و جهت دهی آنان برخوردارند. در ادامه مناسب دیدیم مقاله ای مرتبط با موضوع پرسش ارائه شود: فرهنگ مهدویت عبور از « سطح » و راهیابی به « عمق » ضرورت شکستن مرزهای خرافه و جهل وجمود در ترویج مهدویت یکی از وظایف و مسئولیت های بزرگی که همواره بر دوش متولیان امور فرهنگی و رسانه های جمعی و مراکز تبلیغی سنگینی می کند گسترش فرهنگ غنی و ریشه دار مهدویت در سطح جامعه و ایجاد معرفت های اصیل دینی و بینش های ژرف اجتماعی و سیاسی در مردم است . آنچه امروز در جامعه اسلامی ما می گذرد به وضوح و صراحت نشان می دهد که این وظیفه مهم و حیاتی آنگونه که شایسته است تحقق عینی و عملی نیافته و متولیان فرهنگی و رسانه های جمعی به ویژه صدا وسیما در این امر تسامح وغفلت روا داشته اند و آنچه به آن پرداخته اند بیشتر جنبه تشریفاتی و رفع تکلیف داشته است . مشکل اساسی ما در این است که برای ترویج فرهنگ مهدویت در « سطح » مانده ایم و به « عمق » راه نیافته ایم و این ضعف و کاستی باعث شده است این فرهنگ غنی و پرمحتوا آنگونه که حقیقت آن ایجاب می کند به بهره وری نرسد و تشنگان آن همچنان عطشناک باقی بمانند و جرعه های صاف و زلالی از این چشمه سار را نیابند که در کام جان ریزند و به آرامش و اطمینان رسند.
قصور و غفلت در فرهنگ سازی صحیح درباره مهدویت علاوه بر این که راه نیل به معرفت و شناخت های جامع و اصیل درباره این فرهنگ را ناهموار می نماید بسترساز اصلی رشد و گسترش جهل و جمود و قشری گری و خرافه پرستی در جامعه می شود. با یک نگرش مجمل و موجز بر آفات و زیان های برخاسته از قصور در تعمیق فرهنگ مهدویت می توان ضعف ها و کاستی های ناشی از غفلت در این وظیفه و مسئولیت را به تامل گذاشت و نسبت به خطرات و تهدیدات آن وقوف حاصل نمود.
۱ ـ اگر فرهنگ مهدویت درسطح بماند و عمیق و جامع وکامل نشر نیابد « تحریف » و « بدعت » در قالب ها و شکل ها و ظواهر زیبا و فریبنده در آن رسوخ می کند و اصل و فلسفه و آثار ارزشمند و زندگی ساز و رهایی بخش آن را واژگون می سازد و توده های مردم در حالی سخن از این فرهنگ به میان می آورند که نه تنها نسبت به آن شناخت صحیح ندارند که باورهای غلط و نادرست را در خزائن ذهن وجان و روحشان ذخیره می سازند و کنش و رفتارهای سرچشمه یافته از این باورهای غیر اصیل و سطحی را در عرصه ها و صحنه های حیات خویش به ظهور در می آورند.
۲ ـ اگر فرهنگ مهدویت به درستی و شایستگی ترویج نشود بین « خرافه » و « حقیقت » فاصله ای فزون تر از « زمین تا آسمان » به وجود می آید و رنج ها و موانعی بر سر راه دین مبین حق ایجاد می شود که در نهایت اسلام را در « ظواهر » محدود می سازد و محتوای غنی و جامع آن را که تعالیم و معارف و قوانین و ارزش های والا و سعادت آفرین می باشد به انزوا می برد و متروک می سازد و تا آنجا در این ظلم و ستم آشکار به قرآن و اسلام شتاب و تسریع می شود که گردوغبار « غربت » بر آموزه های وحیانی وآسمانی می نشیند و توده های مردم به نام « دین » از دین می گریزند و به ادعای « مسلمانی » نامسلمانی می کنند و با انگیزه عمل به موازین اخلاق اجتماعی آبرو و حیثیت افراد مظلوم و بی گناه را هتک می کنند و جان و مال و ناموس آنان را لگدکوب می نمایند و همه این ستم ها را به « قصد قربت » انجام می دهند و به گونه ای در جهل و جمود و خرافه فرو می روند که هیچ اندیشه پاک و الهی را بر نمی تابند و در اوج تصلب و تعصب کور تازیانه جور بر پیکر هر آزاداندیش و ژرف نگر فرود می آورند و همه اسلام و مسلمانی را در دیدگاه های ضیق و متحجرانه و تنگ نظری ها و ذهنیت های بیمارگونه خویش محدود می نمایند. اینجاست که اسلام گرایان آزاده خون دل می خورند و خار در چشم و استخوان در گلو ناظر ساکت این تحجرها و خرافه گرایی ها می شوند و دست و پای خویش را برای هر تحرک بسته می بینند و گلوی خود را در بر آوردن فریادهای مظلومیت تنگ و دردناک و مجروح می یابند!
۳ ـ اگر فرهنگ مهدویت به طور کامل و در همه جلوه ها و ابعاد و جنبه های آگاهی بخش و حرکت زا به ظهور و غیبت نرسد راه برای فعالیت های مخرب شیادان و اغواگرانی که مدعی ارتباط با امام زمان می شوند وبا روش های گوناگون توده های عوام را به گرد خویش جمع می آورند تا با دادن آدرس های اشتباه و سرگرم سازی آنان به بافته ها و خرافه ها به اهداف و آمال سیاسی و اقتصادی خویش نائل آیند هموار می شود و این « دشمنان آگاه » با پل عبور قرار دادن « دوستان ناآگاه » تا آنجا پیش می روند و در دل قشری گرایان و متنسکین جاهل نفوذ می کنند که حتی قدرت و توان معرفی امام زمان های ساختگی را نیز به دست می آورند!
۴ ـ اگر درباره مهدویت فرهنگ سازی صحیح نشود و با ناآگاهی ها و انحراف ها مقابله ای صورت نگیرد تفکراتی به نام مهدویت نضج می گیرد و گسترش می یابد که به خمودی و سکون دعوت می کند و به جدایی دین از سیاست ترغیب می نماید و جهاد و مبارزه با دشمنان دین و استقلال کشور را نفی می نماید و امر به معروف و نهی از منکر در عصر غیبت را صحیح و روا نمی داند و صریح ترین احکام و قوانین سیاسی و حکومتی اسلام را طرد می کند و تشکیل حکومت در دوره غیبت امام زمان (ع ) را باطل و حرام می داند و در این هرج و مرج اعتقادی و فکری و اخلاقی و سیاسی همه ظلم و جور و فساد وفحشا و تباهی و گناه وقتل و غارت و خیانت و جنایت های حکومت های باطل و وابسته به قدرت های استعماری جهان توجیه شرعی می شود و برای زمینه سازی و تسریع در ظهور قائم موعود واجب و لازم معرفی می گردد!
۵ ـ اگر در ترویج فرهنگ مهدویت در سطح بمانیم و به عمق نرسیم و به امور ظاهری و تشریفاتی گرایش یابیم اصیل ترین و غنی ترین دستورالعمل ها و وظایفی که ائمه دین (ع ) برای منتظران راستین تبیین و تعیین کرده اند عملا بر زمین می ماند و « انتظار » که اصل مقدس مکتب تشیع و عامل بیداری و رهایی و عزت و اقتدار است به ابزاری برای تکسب و به خود مشغولی و وقت گذرانی تبدیل می شود و در این سهل انگاری و مسامحه بزرگ منتظرانی که باید امام زمان را بشناسند و نسبت به او معرفت و شناخت کسب کنند تا از سربازان و سپاهیانش محسوب شوند پرورش نمی یابند. همچنین در اثر قصور در فرهنگ سازی کامل درباره مهدویت انتظار فرج به صورت برترین و والاترین عمل امت اسلامی تحقق نمی یابد۲ و منتظرانی در انتظار می نشینند که به دلیل فقدان معرفت صحیح نسبت به این اصل مقدس « یاور قائم » محسوب نمی شوند۳. و نیز در اثر غفلت در تعمیق فرهنگ مهدویت بنیادی ترین وظیفه و مسئولیت و تکلیف منتظران که تبلیغ اسلام و دعوت مردم به این دین مبین در نهان و پنهان است تحقق عینی نمی یابد۴.
۶ ـ اگر به ترویج جامع فرهنگ مهدویت اهتمام نورزیم به مرور « اسلام ناب » که حاوی تعالیم و قوانین کامل و رهایی بخش در همه شئون حیات مادی و معنوی می باشد و در همه صحنه ها و عرصه های سیاسی اجتماعی حکومتی اخلاقی تربیتی فرهنگی اقتصادی نظامی ومدیریتی حضور دارد و راه می نمایاند به اسلام ذکر و ورد و خواب و رویا خلاصه و محدود می شود و اگر چه « ذکر » در مفهوم صحیح و مصداق های کامل خود حقیقتی بزرگ است و زیباترین تجلی نیاز انسان محسوب می شود همه اسلام در تفکر سطحی گرایان معتقد به مهدویت یکسویه در این موضوع محدود و محصور می شود و واقعیت خواب و رویا نیز که در جایگاه خود دارای ارزش و اعتبار می باشد و به صحیح و ناصحیح و قابل تعبیر و فاقد تعبیر تقسیم بندی می شود ملعبه دست این و آن قرار می گیرد تا هر روز کسی از گوشه ای برخیزد و بر اساس خواب و خیال های ناصحیح یا خودساخته بازاری گرم کند و متاع باطلش را به فروش برساند۵. ۷ ـ اگر در عمق بخشی به فرهنگ مهدویت نکوشیم و در سطح و ظاهر باقی بمانیم ترویج این فرهنگ منحصر و محدود می شود به چراغانی و دست افشانی و مداحی های فاقد ژرفا و بدون محتوا و ارائه آثار سطحی و نامنطبق با منزلت مهدی موعود و فقط ذکر و صلوات و سلام و شیرینی و شادمانی و آنچه مهجور ومغفول می ماند نشر معارف و تعالیم و آموزه های آگاهی بخش و تحول زا درباره مهدویت است . این در سطح ماندن و از عمق و ژرفا گریختن به « هنر اصیل و متعهد دینی » به ویژه « شعر » نیز ضربات فراوان وارد می سازد به گونه ای که بزرگداشت ها خلاصه می شود در ارائه شعرهای ضعیف و کم محتوا و فاقد هدف و جهت متعالی که فقط به کار سرتکان دادن و کف زدن های ممتد می آید و اثر بزرگی برای تحول و تحرک و بینش یابی های اصیل بر جای نمی نهد۶. آفت های هفتگانه ای که غفلت و قصور در تعمیق فرهنگ مهدویت به وجود می آورد. مرزها و سدها و موانعی هستند که تا شکسته نشوند نشر صحیح و جامع و کامل این فرهنگ سترگ و رهایی بخش امکان پذیر نمی باشد. تامل در آفت هایی که از نظر گذشت و هر آفت و مرز و مانع دیگری که قابل تصور است و در عینیت جامعه مصداق و نمونه دارد و سریان آن رو به فزونی و تزاید می باشد « فرهنگ سازی » را اصلی حیاتی می نمایاند و وظیفه و مسئولیتی غیرقابل اجتناب برای همه متولیان فرهنگی و رسانه های جمعی به ویژه صدا و سیما و مطبوعات در گسترش فرهنگ جامع مهدویت ایجاد می کند.
اگر در تعمیق فرهنگ مهدویت نکوشیم اسلام و در « ظواهر » محدود می شود و قوانین و ارزش های والای آن به انزوا می رود و متروک می گردد و گرد و غبار در « غربت » برآموزه های وحیانی و آسمانی می نشیند و توده های مردم به نام « دین » از دین می گریزند و به ادعای « مسلمانی » نامسلمانی می کنند و با انگیزه عمل به موازین اخلاق اجتماعی آبرو و حیثیت افراد مظلوم و بی گناه را هتک می کنند و همه این ستم ها را به « قصد قربت » انجام می دهند. رسانه های جمعی و نویسندگان و پژوهشگران آگاه و جامع اندیش در فرهنگ سازی صحیح در موضوع مهدویت و تعمیق و گسترش آن نباید دچار مصلحت اندیشی های مبتنی بر « منافع فردی و جناحی و گروهی » شوند و نیز نباید به « ملاحظه سیاسی » روی آورند و در دام بازیگران سیاسی گرفتار آیند که این دو آفت و ضعف مانع تشریح و تبیین جامع فرهنگ مهدویت می شود و حقایق و واقعیت ها را در گورستان نفسانیت های فردی و حزبی و سیاسی دفن می کند. اگر فرهنگ غنی و جامع مهدویت آنگونه که حقیقت آن ایجاب می کند به بهره وری نرسد تشنگان آن همچنان عطشناک باقی می مانند و جرعه های صاف و زلالی از این چشمه سار نمی یابند که در کام جان ریزند و به آرامش و اطمینان رسند.
پاورقی :
۱ ـ اشاره به این کلام از حضرت امام جعفر صادق (ع ) که می فرماید : « هر کس امام خود را بشناسد و پیش از قیام او بمیرد مانند کسی است که در گروه سپاهیان وسربازانش نشسته باشد . » (بحارالانوار ج ۵۲ ص ۱۴۱ )
۲ ـ تصریح به این سخن از پیامبر گرامی اسلام که فرمود : « انتظار فرج برترین و بافضیلت ترین عمل امت من است . » (بحار ج ۵۲ ص ۱۲۸ )
۳ ـ حضرت امام جعفر صادق (ع ) می فرماید : « هر کس به انتظار بزید و بمیرد بسان کسی است که قائم را یاوری کرده است . » (مکیال المکارم ج ۲ ص ۲۱۰ )
۴ ـ اشارتی است روشن ونمایان به این روایت از حضرت امام زین العابدین (ع ) که فرمود : « معتقدان به مهدی موعود به منتظران ظهور او در عصر غیبت ... در پنهان و آشکار مردمان را به دین خدا فرا می خوانند . » (کمال الدین شیخ صدوق ص ۳۲۰ )
۵ ـ اصل « خواب و رویا » در مفهوم واقعی آن با مستندات قرآنی و روائی همراه است چنان که در داستان حضرت یوسف (ع ) قرآن کریم به این حقیقت تصریح می کند و مصداق و نمونه ای از آن را خواب پادشاه مصر و تعبیر صحیح حضرت یوسف (ع ) معرفی می نماید که عین آنچه این پیامبر الهی به دلیل داشتن علم تعبیر خواب مطرح می کند به طور کامل به وقوع می پیوندد . (رجوع شود به آیات ۴۲ تا ۴۸ سوره یوسف )
۶ ـ این دیدگاه درباره مدح و مداحان تنافی و تعارضی با مدیحه سرایی های صحیح و زیبا و غنی و راهگشا ندارد که این نوع مدیحه سرایی ها بسیار لازم و مفید و سازنده می باشد و تداوم آن ضروری است . همچنین این دیدگاه نافی فعالیت های سالم وخالصانه و صادقانه مداحان فکور و بصیر و آگاه نمی باشد که این تلاش های فرهنگی لازم است و این مداحان متعهد خود در جهت مخالفت با مداحان ناآگاه و تهی از معرفت و شناخت دینی حرکت می نمایند. اگر در تعمیق فرهنگ مهدویت نکوشیم اسلام و در « ظواهر » محدود می شود و قوانین و ارزش های والای آن به انزوا می رود و متروک می گردد و گرد و غبار در « غربت » برآموزه های وحیانی و آسمانی می نشیند و توده های مردم به نام « دین » از دین می گریزند و به ادعای « مسلمانی » نامسلمانی می کنند و با انگیزه عمل به موازین اخلاق اجتماعی آبرو و حیثیت افراد مظلوم و بی گناه را هتک می کنند و همه این ستم ها را به « قصد قربت » انجام می دهند.
رسانه های جمعی و نویسندگان و پژوهشگران آگاه و جامع اندیش در فرهنگ سازی صحیح در موضوع مهدویت و تعمیق و گسترش آن نباید دچار مصلحت اندیشی های مبتنی بر « منافع فردی و جناحی و گروهی » شوند و نیز نباید به « ملاحظه سیاسی » روی آورند و در دام بازیگران سیاسی گرفتار آیند که این دو آفت و ضعف مانع تشریح و تبیین جامع فرهنگ مهدویت می شود و حقایق و واقعیت ها را در گورستان نفسانیت های فردی و حزبی و سیاسی دفن می کند. اگر فرهنگ غنی و جامع مهدویت آنگونه که حقیقت آن ایجاب می کند به بهره وری نرسد تشنگان آن همچنان عطشناک باقی می مانند و جرعه های صاف و زلالی از این چشمه سار نمی یابند که در کام جان ریزند و به آرامش و اطمینان رسند. (منبع : روزنامه جمهوری اسلامی ۱۵/۰۶/۱۳۸۵ صفحه عقیدتی) چند سایت مفید : http://ejlasmahdi.com www.mouood.org www.hazratmahdi.com

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.