شرایط و چرایی استکبار ستیزی؟ ۱۳۹۱/۹/۸ - ۳۹ بازدید

سلام دانشجوی گرامی ضمن تشکر ازاینکه این مرکز در پاسخ به این سوال لازم است چند نکته را متذکر گردیم :
3_2.jpgسلام دانشجوی گرامی ضمن تشکر ازاینکه این مرکز در پاسخ به این سوال لازم است چند نکته را متذکر گردیم :
۱ – در مورد این سخن شما که فرموده اید « ما ازدین مبین اسلام،تنها مبارزه با استکبار جهانی و درافتادن با قدرتهای بزرگ را بلدیم ودوست داریم » باید بگوییم که ما فکر نمی کنیم که شما کسی را بتوانید مثال بزنید که علاقمند به اسلام باشد ولی از این دین مبین تنها یک بعد از ابعاد آن که عبارت است از استکبار ستیزی را دوست داشته باشد . چرا که اسلام دینی است با ابعاد مختلف که استکبار ستیزی نیز بخشی از آن به شمار می آید و همانگونه که نمی توان به بهانه استکبار ستیزی از سایر ابعاد آن غافل شد به بهانه سایر ابعاد دین نیز نمی توان از استکبار ستیزی غافل شد .
از طرفی همانگونه که اشاره شد استکبار ستیزی یکی از ابعاد مهم دین مبین اسلام می باشد . به عبارتی استکبار یکی از صفات مذمومه ای می باشدکه در جامعه بشری همواره وجود داشته است و یکی از مهمترین اهداف و رسالت های انبیاء نیز مبارزه با استکبار بوده است . در این زمینه بهتر است به استکبار ستیزی از منظر دین مبین اسلام اشاره ای داشته باشیم تا با دریافت جایگاه عظیم و رفیع این موضوع در دین مبین اسلام و به طور کلی تمام ادیان ، علت اهتمام به این اصل را بهتر بفهمیم :
}الف. مفهوم استکبار

در لغت «استکبار آنست که انسان اظهار بزرگی کند و آنچه را که از آن او نیست و برای او روا نیست، ابراز دارد ... [قرآن کریم] مستکبران را در مقابل ضعفا قرار داده است، به جهت آگاهی دادن به این نکته که استکبار آنان به جهت قوه و نیروی بدنی و مالی آنها بوده است و در جای دیگر مستکبران را در مقابل مستضعفان قرار داده است» (راغب اصفهانی، معجم الفاظ قرآن، ص ۴۳۸) بنابر تعریف فوق، استکبار وصف درونی است که لوازم و مظاهر مختلفی را می تواند در جامعه داشته باشد. خود بزرگ بینی و نشناختن حد خود در مقابل خداوند و مردم _و به استضعاف کشیدن آنها_ از اوصاف درونی است که شخص مستکبر به واسطه آنها موضعگیریهای خویش را تنظیم می کند: چنانکه در مورد نافرمانی ابلیس می فرماید: «ابی و استکبر و کان من الکافرین»؛ (سوره بقره، آیه ۳۴) و یا در مورد فرعون می فرماید: «واستکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق»؛ (سوره قصص، آیه ۳۹) در اصطلاح علوم اسلامی، استکبار در مصداق با واژه هایی نظیر «ظلم» ، «انما السبیل علی اللذین یظلمون الناس» ؛ (سوره شوری، آیه ۴۲) و «طاغوت» ، «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت» ؛ (سوره نحل، آیه ۳۶) همراه است. استکبار از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری و سلطه جویی و استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده های محروم می باشد. این عمل می تواند داخلی باشد به همان طریق که یک عده دیکتاتور و زورگو بر ملت های محروم تحت سلطه خود حاکمیت داشته و آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند و همچین می توانند بین المللی باشد، بدین معنا که دولت و یا کشوری سایر جوامع و ملت ها را استثمار و به استضعاف بکشاند که نمونه بارز آن در گذشته و حال اعمال سیاست های استعمارگونه و امپریالیستی قدرتهای بزرگ شرق و غرب در جهان می باشد. (سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، منوچهر محمدی، نشر دادگستر، ۱۳۷۷، ص ۳۳) امروزه در فرهنگ سیاسی دنیا، واژگانی نظیر «استعمار» و «امپریالیسم» ... نیز در رساندن مفهوم فوق بکار می رود.

ب. ویژگی های استکبار

۱. منفعت طلبی: اصولا مبنای تمام ظلم ها و ستم های انسان چیزی جز منفعت طلبی نیست. و این موضوع در قدرت های استکباری در حد بالایی وجود دارد. و آنان به تنها چیزی که اهمیت می دهند نفع مادی و حیوانی آنان است. و لذا در صورت به خطر افتادن این منافع، حاضرند که از مردم کشور خویش نیز بگذرند و دوستان و متحدان و نوکران خود را فدا کنند تا منافع آنها تامین شود. ۲. جهان خواری و به دست آوردن سلطه جهانی دست یابی به امکانات موجود در سراسر جهان یکی از ویژگی های کشورهای استکباری است؛ از این رو، کسب سلطه جهانی و تصاحب ذخایر ملت های دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات اقتصادی جهان، از ویژگی هایی است که در تمامی مستکبران دیده می شود. ۳. عقب نگه داشتن مستضعفان از رشد واقعی یکی استراتژیهای مهم استکبار جهانی جهت حفظ سلطه و برتری خود بر جهان و ادامهء بقاء و حیات خویش، جلوگیری از پیشرفت ملت های مستضعف در جنبه های مختلف فکری، علمی، صنعت و تکنولوژی، اقتصاد و ... است. و در این جهت از انجام هیچ گونه اقدامی ، اعم از جذب نخبگان کشورهای جهان سوم و یا در حال پیشرفت، کارشکنی در برنامه های آنان، اعمال تحریم ها و محدودیت های بین المللی و ... به بهانه های مختلف ، دریغ نمی ورزند.
۴. اضطراب و ترس درونی :
استکبار همواره در صدد تجاوز به حقوق دیگران است و اصولا با تجاوز به حقوق دیگران رشد می کند. دیگرانی که حقوق آنها پایمال شده است درصدد بازگرداندن حقوق از دست رفته خود و ضربه زدن انتقامجویانه به مستکبران اند. از این رو، مستکبر همواره در خوف و اضطراب به سر می برد. از سوی دیگر، تلاش روز افزون استکبار در به دست آوردن هر چه بیشتر منافع و منابع دیگران، خواب راحت را از چشمان آنان خواهد ربود. از این جهت همواره دلهره و نگرانی با مستکبران همراه است. (اندیشه های فقهی _ سیاسی امام خمینی(ره)، کاظم قاضی زاده، ۱۳۷۷، ص ۶۰۹) استکبار جهانی جهت دستیابی به اهداف شوم خود از زمینه ها و راهکارهایی نظیر، ایجاد اختلاف بین مردم کشورهای مستضعف، ترویج فساد و فحشا منزوی کردن نیروهای کارآمد و متعهد (همان) استفاده از عناصر داخلی وابسته و روشنفکران غرب گرا استفاده می کنند.

ج . دلایل مبارزه با استکبار

هر فرد مسلمان و هر دولت اسلام بر اساس منطق و آموزه های دینی، موظف به مقابله با ظلم و استکبار جهانی است . توضیح آنکه: ۱. از نظر عقلی: نمی توان «برای حیات زیر سلطه غیر» ارزشی قائل شد زیرا «ارزش حیات به آزادی و استقلال است» (صحیفه نور، ج ۵، ص ۱۱۴) لذا حضرت امام(ره) تاکید دارند بر این که «این مطابق هیچ منطقی نیست که سی میلیون جمعیت، همیشه تحت فشار [باشد] و همیشه این جمعیت کار بکنند و حاصل کارشان را دیگران ببرند» زیرا «زندگانی ای که در آن استقلال نباشد [و یک ملتی] به زحمت کار بکنند برای استفاده دشمن ها ، این که زندگانی نیست» (همان، ج ۲، ص ۱۳۸ و ج ۶، ص ۲۳۳) ۲. از نظر شرعی : در آیات و روایات متعدد، مستضعفین یعنی کسانی که مورد ظلم و تهاجم استکبار، قرار گرفته اند، موظف به دفاع و مقابله با مستکبرین شده اند. به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید: «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»؛ (سوره نساء، آیه ۱۴۱) ؛ «و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان»؛ (سوره نساء ، آیه ۷۵) ؛ «قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لاتعتدوا» ؛ (سوره بقره، آیه ۱۹۰) و کسانی که در راه حمایت از مستضعفین کوتاهی و سستی می کنند ، مورد مواخذه قرار می دهد: «ما لکم لا تناصرون» ؛ (سوره صافات، آیه ۲۵) همان گونه که حضرت علی(ع) فرمودند: «کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا» ؛ (نهج البلاغه، نامه ۴۷) بر این اساس طبق قانون اساسی «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند» (قانون اساسی، اصل ۱۵۴) در هر صورت اصل وقوع انقلاب اسلامی برای رهایی از یوغ استکبار بود و حفظ آن و همچنین تامین اهداف و منافع کشور ادامه این مبارزه را می طلبد. عمل به آموزه های دین مبین اسلام ، حکم عقل و منطق و قانون اساسی ما را بر آن می دارد که در جهت حفظ عزت استقلال و رعایت منافع کشور خود و همچنین دستیابی به پیشرفت و توسعه همه جانبه از یکسو و دفاع از حقوق همه ستمدیدگان و مستضعفان جهان، مبارزه با استکبار جهانی را تا سر حد پیروزی نهایی ادامه دهیم. البته پر واضح است که منظور از مبارزه با استکبار، فقط مبارزه نظامی نیست. بلکه ضمن عدم مداخله در امور سایر کشورها و رعایت قوانین بین المللی، بیشترین تاکید بر مبارزه فرهنگی و تلاش برای بیداری و رشد سیاسی ملل مظلوم جهان است چنانکه حضرت امام(ره) می فرماید: «اگر ملتی بخواهد سر پای خود بایستد، لازم است که اول بیدار شود» (صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱) و در جای دیگر می فرماید: «بیدار شوید و خفتگان را بیدار کنید، زنده شوید و مردگان را حیات بخشید و در تحت پرچم توحید برای درهم پیچیدن استعمار سرخ و سیاه و خود فروختگان بی ارزش، فداکاری کنید» (همان، ج ۱،ص ۲۵۴)
۲ – یکی از پیش شرط های مبارزه با استکبار جهانی قطعا آمادگی کسانی است که می خواهند با استکبار مبارزه نمایند . اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که عدم آمادگی بخشی از مردم نباید بهانه ای برای عدم مبارزه با استکبار جهانی باشد و اساسا یکی از علل عدم آمادگی مردم در مباره با استکبار جهانی ، تاثیرات سلطه مستکبران می باشد و اگر آمادگی همه مردم برای مبارزه با استکبار شرط استکبار ستیزی بود در آن صورت نباید هیچ گونه مبارزه ای بر علیه استکبار در طول تاریخ صورت می گرفت . این در حالی است که در طول تاریخ ، انبیاء در مبارزه با استکبار گاه یک تنه و در شرایطی که تمام افراد جامعه تحت تاثیر طاغوت های زمانه از کمترین آمادگی برخوردار بودند به مبارزه با استکبار می پرداختند و مردم را نیز به تدریج به سمت خود می کشیدند . ضمن اینکه همانگونه که گفته شد مبارزه با استکبار همیشه به معنای مبارزه نظامی نمی باشد بلکه در بسیاری از مواقع این مبارزه از طرق دیگری همچون اشکال فرهنگی صورت می گیرد همانگونه که خود استکبار نیز گاه سلطه خود را از طریق فعالیتهای فرهنگی گسترده می سازد . لذا چه بسا که به دلیل تهاجمات فرهنگی مستکبران ، اکثریت مردم توان مبارزه خود را از دست داده باشند اما آموزه های دینی به ما حکم می کند که با فعالیتهای فرهنگی ، زمینه سستی مردم را در راه این مبارزه عظیم از بین ببریم . بنابر این مشروط بودن استکبار ستیزی به آمادگی همه مردم یک جامعه به معنای این است که هیچ حرکت اصلاحی در جامعه به وجود نیاید و هیچ مصلحی ظهور نیابد ، هیچ طاغوتی حتی مورد پرسش هم قرار نگیرد و ظالمان به ظلم خود در جامعه ادامه دهند و به راحتی از کنار اشاعه منکرات و بر زمین ماندن معروفات بگذریم . لذا پیش شرط مبارزه با استکبار آمادگی کسانی است که قبلا نسبت به استکبار آگاهی یافته و قصد مبارزه با استکبار را دارند اما آمادگی همه مردم و به ویژه مردمی که در اثر فعالیت های تبلیغی و تحمیلی خود استکبار هر گونه انگیزه ای را برای مبارزه با استکبار فراموش کرده و اساسا مفهوم استکبار ستیزی را نیز از یاد برده اند لزومی ندارد .
۳ – مبارزه با استکبار ، اهداف متعددی را دنبال می کند که اصلاح رفتارهای مستکبران و یا نابودی آنها بخشی از اهداف آن می باشد که البته هدف مهمی نیز به شمار می آید اما آنچه در حال حاضر و در مرحله نخست برای ما مهم است نه اصلاح رفتار استکباری آمریکا بلکه صرفا دفاع از منافع و حقوق خودمان و حمایت از حقوق ملت های دیگر می باشد . به عبارتی آنچه در حال حاضر در جریان استکبار ستیزی ملت ما برای ما اهمیت دارد بیش از آنکه اصلاح رفتار استکباری غرب و به ویژه آمریکا باشد ، نیل به حقوق اولیه خود ما می باشد . به ویژه اینکه تجربه نشان می دهدکه رفتار استکباری آمریکا به راحتی قابل تغییر نمی باشد و با توجه به این مساله ، اگر استکبار ستیزی و رسیدن به حقوق اولیه ملت ها منوط به اصلاح آمریکا بود در آن صورت هیچ ملتی نباید به فکر به دست آوردن حقوق اولیه اش باشد و سخن گفتن از حقوق اساسی ملت ها نیز بی معنا بود . این در حالی است که از طریق استکبار ستیزی اگر چه شاید نتوان به این زودی غرب و آمریکا را اصلاح کرد اما می توان آنها را مجبور به تغییر حداقل بخشی از رفتارهای خود نمود و از این طریق به حقوق خود دست یافت . چنانکه در پیش گرفتن همین رویه باعث شده است تا غربی که روزی حاضر نبود حتی اصل دست یابی ایران به فناوری هسته ای را بپذیرد مجبور شود تا اصل این حق و بخشی از فرایند مربوط به این فناوری را بپذیرد و بارها آن را در رسانه های خود اعلام نماید هر چند هنوز بر سر به رسمیت شناختن بخش های دیگری از حقوق ایران در این زمینه همچنان مقاومت می کند .
۴ – در بخشی از نامه خود چنین گفته اید که « اکثریت مردم دیگر تحمل تحریم ها را ندارند و رفاه وآسایش اقتصادی را بیش از مبارزه با ظلم دوست دارند » که در این زمینه نیز گفتنی است در اینکه انسانها ذاتا خواستار رفاه و آسایش اقتصادی اند شکی نیست . اما از لحن سخنان شما چنین بر می آید که شما تصور نموده اید ملت ایران در رفاه و آسایش اقتصادی بوده و عده ای به نام مسئولان نظام جمهوری اسلامی با علم کردن مبارزه با استکبار ، آسایش اقتصادی آنان را بر هم زده و باعث به وجود آمدن تحریم ها و سایر عوامل مخل رفاه و آسایش اقتصادی شده اند و این در حالی است که چنین شرایطی هرگز در کشور ما وجود نداشته است و ملت ما به علل متعددی از جمله به تاراج رفتن سرمایه های مادی و معنوی شان و فقر ، بدبختی و عقب ماندگی عظیمی که در سایه سلطه رژیم وابسته به استکبار برایشان حاصل شده بود کاسه صبرشان لبریز شده و به امید زندگی بهتر و رشد وپیشرفت همه جانبه در سایه حکومت اسلامی ، بر علیه طاغوت و حامیان آن از جمله آمریکا قیام کرده و شرایط امروز را رقم زده اند و تجربه این سالها نیز نشان داده است که همواره حاضر به پرداخت هزینه های آن نیز شده اند و با توجه به حاکمیت فرهنگ عاشورایی در میان مردم می توان به راحتی دریافت که این مردم هرگز حاضر به بازگشت به زندگی ذلیلانه سابق نیستند . از طرفی دیگر یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی مردم ایران ، این است که در سایه خود اتکایی و پیشرفت همه جانبه ، بهترین زندگی ها برای مردم رقم زده شود به گونه ای که هم پیشرفت و رفاه در آن وجود داشته باشد و هم عزتمندی مردم حفظ شود . نه اینکه به اندازه ای وابسته باشیم که اگر هم رفاهی موقت وجود داشته باشد به اندازه ای شکننده باشد که با کوچکترین ابراز مخالفتی نسبت به سیاست های استکباری غرب ، آنها از این اهرم برای تحمیل خواستهای خود و بر هم زدن آسایش ظاهری استفاده نمایند و در واقع از این ابزار برای به ذلت کشاندن ملت ها بهره برداری نمایند . در واقع نتیجه ایستادگی در برابر تحریم ها ، آسایش و رفاه دائمی و غیر قابل نفوذ می باشد و حال آنکه در عقب نشینی از آرمان ها و تن دادن به خواست های استکباری ، حتی اگر رفاه و آسایشی ظاهری هم برای ما فراهم شود این آسایش خرد و شکننده و البته ذلت بار و تحقیر آمیز خواهد بود که در نهایت به سوهان روح ملت ها تبدیل خواهد شد و آیندگان را به لعن و نفرین مسئولان امروز جامعه وا خواهد داشت .
ضمن اینکه نتیجه تن دادن به خواستهای غرب همواره آسایش و رفاه ظاهری و مادی هم نبوده است و غرب تنها در راستای اهداف نامشروع خویش به برخی کشورها اجازه داشتن رفاه و آسایش و پیشرفت ظاهری را می دهد به گونه ای که منافع آن در نهایت به خود غرب باز می گردد و در مورد سایر ملت ها هرگز قدمی در مسیر آسایش و رفاه آنان بر نمی دارد که نمونه بارز آن دهها کشوری هستند که با غرب در ارتباط بوده و جزء اقمار آمریکا به شمار می آیند ولی فاقد کمترین آسایش ، رفاه و پیشرفتی هستند همچون اکثر کشورهای آفریقایی و کشورهای بلوک شرق سابق که به جرگه آمریکا پیوستند ولی نتیجه این وادادگی ها جز فقر و بدبختی ملت های آنها نبوده است .
مطلب آخر در این بخش نیز این است که تجربه کشورهایی همچون لیبی - که کلیه فناوری هسته ای خویش را سوار کشتی کرده و به آمریکا فرستاد و به تمام خواست های غرب تن در داد ولی در مقابل ، غرب ، نه تنها از تحریم ها عقب نشینی نکرد بلکه به تعهداتی که در مقابل این کار لیبی داده بود عمل نکرد - باید درس عبرتی باشد برای اینکه بدانیم غرب هرگز قابل اعتماد نیست و نباید عقب نشینی را مساوی با برداشته شدن تحریم ها و فشارها دانست . همچنین تجربه جمهوری اسلامی ایران در ایستادگی بر سر حقوق خویش که باعث شده است تا حتی غربی ها هم مجبور شوند از کنار آمدن با ایران هسته ای سخن به میان آورند و از حق ایران در داشتن فناوری هسته ای صلح آمیز دفاع کنند نشان دهنده این است که صحنه نظام ناعادلانه بین المللی و تمدن مادی گرا و منفع طلب غرب ، به گونه ای است که در آن حق را باید با ایستادگی و با چنگ و دندان گرفت و هیچ کس هیچ تعهدی برای دادن حقوق ملت های دیگر در درون خود احساس نمی کند .
۵ – در مورد دیدگاه خود نسبت به مردم نیز بهتر است تامل بیشتری نمایید چرا که متهم کردن مردم به نفاق و دورویی کار درستی نمی باشد و ما معتقدیم ملت ایران نجیب ترین و پاک ترین ملت ایران هستند و ایستادگی آنها نیز کاملا واقعی است و مطابق با فرهنگ عزتمندانه و ذلت ستیزانه ای است که در میان آنان رواج دارد و به همین دلیل حتی نیازی به استدلال دیگری برای اثبات صداقتشان در ایستادگی ها وجود ندارد و اعتراضاتی که به برخی امور همچون بروز گرانی و امثال اینها ممکن است از آنها مشاهده شود هرگز به معنای عدم اعتقاد به کلیت نظام و یا ایستادگی در برابر کسانی که حقوق آنها را از دستشان گرفته اند نمی باشد بلکه این قبیل انتقادات امری طبیعی است که در هر جامعه ای رخ می دهد و جهت گیری آن نیز گاه به سمت کسانی است که با همراهی با دشمن به اخلال در امور اقتصادی کشور می پردازند و گاه به سمت سوء مدیریت در بخشی از بدنه دولت می باشد و گاه به سمت خود استکبار می باشد که با حربه تحریم قصد اخلال در وضعیت داخلی کشور دارد و از سویی دیگر نیز گاه از سر آگاهی صورت می گیرد و گاه از سر ناآگاهی از واقعیت ها صورت می گیرد (مثل انتقاداز گرانی جنسی که منشا آن گرانی ماده خام آن در بازار جهانی می باشد ولی وی آن را ناشی از قیمت گذاری دولتی می داند) که در هر صورت هر چه هست ربطی به عدم اعتقاد به ایستادگی در برابر استکبار ندارد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.