شرک وهابیت و... ۱۳۹۰/۶/۱۰ - ۵۳ بازدید

آیا وهابیت مشرکند؟

وهابیان مشرکند!وهابیهامشرکند, زیرا مى گویند: خداوند داراى جسم است
در هـمـه ادیـان الـهى - خصوصا اسلام - توحید مهمترین اصل است .
خداوند متعال ,پیامبران را بـرانگیخت و سرلوحه دعوت آنان را تبلیغ یکتاپرستى وتبیین توحید قرارداد.
این اصل , در قرآن و سنت پیامبر (ص ) به روشنى تبیین شده است و هر مسلمانى باید, توحید را از این منابع زلال بگیرد تامل در اعتقادها و اندیشه هاى وهابیون نشان مى دهد که آنان در این اصل اساسى به کلى از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافى که محکمات قرآن و سنت معرفى مى کند (۱) قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان , خداوند در بالاى عرش و یا در آسمان ,محدود و محاط بوده و محتاج به مکان است (۲) ابـن تـیـمـیة , رهبر وهابیها, در کتابهایش به این اعتقادات اعتراف نموده و به آیات متشابه قرآن و احادیثى مجعول متوسل گشته و از محکمات قرآن و احادیث قطعى نبوى چشمپوشى کرده است .
او در اثبات عقایدش به این حدیث متوسل شده است که مى گوید: خـدا هـر شـب و یـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـیـن فـرود مـى آیـد و صـبـح آن شـب , بـه عرش برمى گردد (۳) در حالى که شب در زمین دائمى است , یعنى هر لحظه , مکانى در حال شب شدن ومکانى در حال صـبح شدن است و همیشه نصف کره زمین شب است و قسمتى از کره زمین , ثلث آخر شب است .
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براى یک بار هم به زمین فرود بیاید دیگر براى همیشه در زمـین باقى مى ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمین تا قیامت برقرار است .
و لحظه اى نیست که شب یا ثلث آخر شب در کره زمین تمام شود و نباشد در نتیجه این حدیث , خودش را تکذیب مى کند, زیرا ممکن نیست خداوند هر شب به زمین بیاید و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود این است که خداوند یکبار به زمین مى آید و دیگر به عـرش بـرنـمـى گـردد و یـا ایـنکه لااقل تا قیامت برنمى گردد, باز هم عرش از وجود خدا خالى مى گردد.
در حالى که به اعتقاد وهابیها, خدا در عرش است بـه هـر حـال , ابـن تیمیه و پیروانش در کتاب خود به این عقیده که از آن یهودیان درخداشناسى اسـت , اعـتـراف و افـتخار مى کند و این شاید عجیب نباشد.
چون آنهایهودیان را موحد مى دانند و ذبـیـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند (۴).
آنان به قدرى به انحراف عقیده دچار گشته اند که حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسک مى جویند (به این صورت که مى گویند: از آنـجـا کـه فـرعـون معتقد بود که خداى موسى در آسمان است و لذا به وزیرش هامان دستور داد چیزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببیند.
پس خدا در عرش است اگـر کـسى بگوید خدا همچون انسان است , یعنى محدود و محتاج به مکان است , به شهادت آیات مـحـکـمـات قرآن , کافر است .
جریرى در کتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـیـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب کفر و معتقد به آن را کافر و مشرک مى داند الـبته عجیب این است که ابن تیمیه خودش مى گوید: اعتقاد به اینکه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زیرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند که خداوندجسم نیست سرانجام همین نظرات مشرکانه وى درباره خدا و انکارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد کـه به حکم قضات حنفى , مالکى و شافعى دستگیر گردید و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حکمى که درباره او از طرف سلطان مسلمین صادر شده آمده است : وکـان الشقی ابن تیمیة فی هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان کلمه , ونص فی کلامه على امـور ومـنـکـرات , واتـى فی ذلک بما انکره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف فی ذلک علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا فی حق اللّه بالتجسیم
۱- از جمله در قرآن , درباره خداوند آمده است : (هو معکم اینما کنتم ) سوره حدید, آیه ۴.
(کان اللّه بکل شى ء محیطا) سوره نساء, آیه ۱۲۶). (اقرب الیه من حبل الورید) سوره ق , آیه ۱۶.
۲- از کتابهایى که در آنها به این عقاید تصریح شده عبارت است از رسالة العقیدة الحمویة , رسالة العقیدة الواسطیة , الفتاوى الکبرى و منهاج السنة تالیف ابن تیمیة
۳- کتاب مجموعة الرسائل لابن تیمیة ـ در رساله الوصیة الکبرى و کتاب الصواعق المرسلة ابن قیم
۴- ر.ک. الفتاوى الکبرى از ابن تیمیه , ج ۲, ص ۱۸۰, چاپ بیروت .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام، من در ایام محرم پارسال حدیثی از یکی از روحانیون منبری شنیدم با این مضمون که خداوند هر هفته به زیارت قبر امام حسین میرود.میخواستم بدانم آیا این حدیث درست است یا خیر؟ در صورت صحت آیا با این که خدا همه جا هست در تضاد نیست وبرای خدا جسم قائل نمیشود؟

پاسخ
کاربر گرامی کلامی را که به نقل از یکی از روحانیون ذکر کردید در هیچ یک از منابع روایی شیعه وجود ندارد ولذا از دو حال خارج نیست یا اینکه آن روحانی بزرگوار این حدیث را به اشتباه نقل کرده و در نقل و سخنش اشتباهی رخ داده که این امر طبیعی است یا اینک شما اشتباه شنیده اید و منظور و کلام ایشان چیز دیگری بوده است چرا که احادیثی شبیه به این در متون روایی ما زیاد دیده می شود که این نیز یک امر طبیعی می باشد.
با تشکر مدیریت سایت پرسمان وهابیت

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.