شفاعت مصداق شفاعت در دنیا ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ - ۱۵۲ بازدید

می خواستم بدانم که آیا شفاعت در دنیا هم مصداقی دارد و اگر دارد به نام شفاعت شناخته شده یا نام دیگری و کلا مقام شفاعت چه مقامی است؟

در ابتدادر مورد ماهیت و چیستی شفاعت به گفتگو می نشینیم و در پایان بحث نیر از زمان وقوع شفاعت سخن به میان می آوریم.
معنا و حقیقت شفاعت
تعریف شفاعت : «شفاعت» در لغت، به معناى وساطت و میانجى گرى است. در گفت وگوهاى روزمره، به وساطت و میانجى گرى شخص مورد اعتماد در نزد بزرگى - به منظور عفو مجرمى یا برآوردن حاجت کسى - شفاعت گفته مى شود. این معنا برآمده از ریشه لغوى این کلمه است؛ زیرا شفاعت از ماده «شفع» به معناى زوج - در مقابل «وتر» به معناى فرد - گرفته شده است. (المقاییس فى اللغة، ماده شفع، ج ۳، ص ۲۰۱؛ مفردات راغب اصفهانى، ماده شفع، ص ۲۶۳؛ فیروزآبادى، قاموس المحیط، ماده شفع، ج ۳، ص ۴۵( گویا شخصى که متوسّل به شفیع مى شود، نیروى خود را به تنهایى براى رسیدن به مقصود کافى نمى بیند؛ بدین جهت نیروى شفیع و میانجى را به آن ضمیمه مى کند تا به مقصود خود نایل آید. در اصطلاح «شفاعت، واسطه شدن یک مخلوق، میان خداوند و مخلوق دیگر، در رساندن خیر یا دفع شر - خواه در دنیا و خواه در آخرت - است».
جایگاه شفاعت. در بینش توحیدى، خداوند مبدأ هستى است و همه موجودات از او، وابسته به او و پرتو فیض الهى اند.
خداوند، عالم هستى را بر اساس «نظام اسباب و مسببات» بنیان نهاده است و تحقق هر پدیده و پیدایش هر نوع اثرى در این عالم، از طریق سبب و علّت خاصى صورت مى گیرد؛ یعنى، اراده حکیمانه او به تحقّق امور، از طریق اسباب معیّن، تعلق گرفته است. امام صادق(ع) مى فرماید: «ابى اللّه ان یجرى الاشیاء الاّ بأسباب، فجعل لکل شى ءٍ سبباً» : «خداوند ابا دارد از اینکه امور را جز از طریق اسباب فراهم آورد، پس براى هر چیزى سببى قرار داده است» (میزان الحکمه، ح ۸۱۶۶، ج ۳، ص ۱۲۳۱)
در نتیجه: عالم هستى - که یک پارچه تجلّى فیض و عطاى خداوند است - مجموعه اى به هم پیوسته از اسباب و مسبب ها است. خداوند فیض خود را - اعم از مادى و معنوى - از طریق سبب ها و علّت ها اعطا مى کند و اینها واسطه هاى فیض او است. «نقش اسباب و علل، وساطت در رسیدن فیض الهى(شفاعت) به مخلوقات است». به تعبیر دیگر «شفاعت»، همان سبب بودن و تأثیرگذارى اسباب بر طبق نظام حاکم بر عالم هستى است. ## در حقیقت، در نگرش توحیدى، فیض الهى وقتى به اسباب و واسطه ها نسبت داده مى شود، «شفاعت» است. سبب بودن جمیع علّت ها و اسباب طبیعى (همچون: سوزندگى آتش، روشنى و حرارت بخشیدن خورشید، درخشندگى ماه) و نیز سببیّت و تأثیرگذارى علل معنوى (مانند: سبب بودن توبه و استغفار براى آمرزش گناهان و نقش پیامبران و کتاب هاى آسمانى در جهت هدایت انسان ها) همگى شفاعت نامیده مى شود.
این اسباب و علت هاى طبیعى و معنوى، شفیعان و واسطه هاى فیض الهى اند.
۳. اقسام شفاعت : با توجه به تعریفى که ارائه شد، شفاعت داراى سه قسم است: ۱) شفاعت تکوینى : با توجه به نگرش توحیدى، اسباب و علل در اصل وجود و نیز در علّت بودن و تأثیر گذاریشان بر معلولات خود، وابسته به «علة العلل» (خداوند) و واسطه فیض او به مخلوقات اند. این وساطت «شفاعت تکوینى» نامیده مى شود. ۲) شفاعت رهبرى : یکى از معارف مربوط به اصل معاد، انگاره «تجسّم اعمال» است. بر اساس آیات و روایات، همان گونه که باطن و حقیقت اعمال، افکار، اوصاف و اخلاق انسان به صورت حقیقتى عینى، در آخرت تجلّى مى کند؛ حقیقت روابط معنوى میان انسان ها نیز در آخرت به صورت ملکوتى خود، مجسم مى شود. وقتى شخصى، سبب هدایت یا گمراهى انسانى باشد، این رابطه رهبرى و دنباله روى در روز رستاخیز، مجسّم شده و «رهبر» پیرو خود را به دنبال خویش وارد بهشت یا جهنم مى کند. قرآن کریم مى فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(اسراء (۱۷)، آیه ۷۱) : «روزى (رستاخیر) که هر گروهى را با رهبر و پیشوایشان فرا مى خوانیم» و در مورد فرعون مى فرماید: «یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»(هود (۱۱)، آیه ۹۸ ) : «روز قیامت، پیشاپیش پیروانش حرکت مى کند؛ پس آنان را وارد دوزخ مى کند». مقصود از شفاعت رهبرى، جلوه گرى رابطه هدایت میان امام و مأموم (رهبر و پیرو) است. امام همان گونه که در دنیا، واسطه هدایت پیرو خویش است، در آخرت نیز واسطه ورود پیرو خویش به بهشت مى شود و او را با خود به آنجا وارد مى کند. ۳) شفاعت مغفرت : مغفرت و آمرزش نیز همانند هر رحمت و فیض دیگرى، از طریق مجارى خاص و بر اساس نظام اسباب و مسببات به بندگان مى رسد؛ یعنى، خداوند امورى را به عنوان سبب هاى آمرزش و بخشش قرار داده است. با توجه به تعریف شفاعت، نقش این اسباب (واسطه هاى فیض مغفرت)، شفاعت مغفرت نامیده مى شود.
یکى از اسبابى که خداوند براى آمرزش قرار داده، درخواست اولیاى الهى در آخرت است؛ یعنى، خدا، آنان را واسطه در رسیدن فیض بخشش و مغفرت، به بندگانى خاص قرار داده است. بدین جهت اولیاى الهى، همانند سایر اسباب و علل، «شفیعان» نامیده مى شوند و به نقش وساطت آنان در رسیدن فیضِ «مغفرت و بخشش الهى» به بندگانى خاص، «شفاعت» مى گویند.
در حقیقت شفاعت اولیاى الهى در آخرت، یکى از مصادیق «شفاعت مغفرت» است. شهید مطهرى مى نویسد: «شفاعت » مقصود، شفاعت مغفرت است ، همان مغفرت الهى است که وقتى به خداوند نسبت داده مى شود، با نام «مغفرت» خوانده مى شود و هنگامى که به وسایط و مجارى رحمت منسوب مى گردد، نام «شفاعت» به خود مى گیرد» )مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۵۹ ) در حقیقت، خداوند اراده کرده است بندگان خود را از رحمت مغفرت خویش بهره مند سازد؛ لکن براى اعطاى آن، مانند سایر فیض هاى خویش، اسباب خاصى قرار داده و شرایطى قائل شده است. بر این اساس، خداوند، اولیاى الهى را به عنوان شفیعان و واسطه هاى فیض معین کرده تا آنان براى بندگانى که در دنیا با اعمال خویش، شایستگى بهره مندى از این رحمت الهى را پیدا کرده اند، درخواست مغفرت کنند.
قرآن کریم فرموده است: «در آن روز شفاعت نمى کنند، مگر کسانى که خداوند به آنان اذن دهد» (طه (۲۰)، آیه ۱۰۹ ) و «شفاعت نمى کنند مگر براى کسانى که خداوند مى خواهد آنان را ببخشاید» (انبیاء (۲۱)، آیه ۲۸( بنابراین، شفاعت اولیاى الهى، چیزى جز فیض الهى و جلوه گرى خواست و اراده خداوند نیست. در حقیقت شفاعت، قانونى است که خداوند واضع آن است. بر طبق این قانون، اولیاى الهى - که از سوى خداوند به عنوان سبب هاى فیض مغفرت نصب شده اند - بر اساس شرایطى، براى عده اى خاص از گنه کاران، درخواست مغفرت مى کنند؛ یعنى، آنان واسطه فیض مغفرت الهى اند. توضیحات بایسته: یکم. این بخشش و آمرزش، بى حساب و گزاف نیست؛ بلکه شامل حال بندگانى مى شود که با عمل خود در دنیا، استحقاق آن را پیدا کرده اند. دوم. قرار دادن اولیاى الهى به عنوان اسباب و واسطه هاى مغفرت، بر اساس حکمت و حساب است. سوم. شفاعت، به معناى ضمیمه شدن درخواست اولیاى الهى با عمل و تلاش خود آدمى است. در حقیقت، شفاعت جزء علت و تمام کننده سبب است و به تنهایى مستقل در تأثیر نیست سید محمدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۱۵۸.؛ بلکه تلاش و قابلیت شفاعت شونده نیز مهم است. چهارم. با توجه به اینکه معناى شفاعت در لغت، وساطت است، از توسّل به اولیاى الهى نیز با عنوان شفاعت تعبیر مى شود. پس مباحث مربوط به شفاعت اخروى، نباید با شفاعت به معناى توسّل، خلط و اشتباه شود.
ازآنچه گفتیم به خوبی بدست آمد که:
۱. اسباب طبیعی درهمین دنیا همچون سوزندگی آتش، روشنی و حرارت بخشیدن خورشیدو...علل معنوی همچون سبب بودن توبه و استغفاربرای آمرزش گناهان ودرخواست پیامبر خاتم برای بخشش گناهان شفاعت نامیده میشود .
۲. اسباب و علل طبیعی و معنوی و شفیعان واسطه های فیض الهی اند ، منتهی شفاعت درتکوین را اسباب و شفاعت تکوینی می گویند و بقیه را شفاعت رهبری و مغفرت .
۳.شفاعت به معنایی که گذشت در همین دنیا هست ولی بروز وظهوراصلی آن درآخرت است.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.