شفاعت و عدالت ۱۳۸۷/۰۲/۰۷ - ۲۴۷ بازدید

مسأله شفاعت ما را در این دنیا مغرور کرده است. آیا این مسأله با عدل خداوند سازگار است؟ چگونه به عدل خداوند ایمان بیاوریم؟

شناخت حقیقت «شفاعت» و شرایط و ویژگى هاى آن، آشکار مى سازد که اعتقاد به شفاعت، نه تنها موجب جرأت بر گناه و شانه خالى کردن از بار مسؤولیت نمى گردد؛ بلکه به عکس موجب ترغیب و تشویق به اجتناب از گناه و عمل به دستورات و وظایف دینى است. به همین جهت توجه به چند نکته بایسته است: یکم. از آنجا که شفاعت، منوط به تحقق شرایطى است، اعتقاد به شفاعت، انسان را بر مى انگیزد تا با به دست آوردن آنها، صلاحیت و قابلیت «شفاعت شدن» را پیدا کند. از این رو شفاعت تنها شامل حال کسانى مى شود که از طریق ایمان و عمل و دورى از گناه، به درجه اى از هم سنخى با شفیعان برسند. نقش عمل به دستورات و وظایف دینى، در شمول شفاعت به حدى است که در مواردى - حتى سبک شمردن و اهمیت ندادن به برخى از احکام الهى - موجب محروم شدن از شفاعت مى شود. میزان الحکمه، ج 4، ص 1472، ح 9486؛ کافى، ج 3، ص 270. در حقیقت اعتقاد به شفاعت، نه تنها موجب جرأت بر گناه نمى شود؛ بلکه عاملى سازنده در جهت ترغیب و تشویق به انجام دادن وظایف و اجتناب از گناهان است.
دوّم. با توجه به شرایط شفاعت، به هیچ فرد یا گروهى به طور مشخص در این باره تضمین داده نشده است. لذا تردید در شفاعت، سبب مى شود که اشخاص و گروه ها، همواره در حالت سازنده خوف و رجا بمانند. «رجا» به باز بودن روزنه نجات و اینکه گناهان، سرنوشت قطعى و غیر قابل تغییر براى او رقم نزده است و خوف از اینکه آیا شرایط شفاعت (مانند رضایت خداوند) را توانسته ام تحصیل کنم یا نه. این حالت مانع مى شود که شخص با آسودگى و بى تفاوتى مرتکب گناه گردد و او را به سوى وظایف و اجتناب از گناه سوق مى دهد.
سوّم. یکى از ویژگى هاى مسأله شفاعت، ابهام آن از نظر زمان وقوع شفاعت است. با توجه به مرحله ها و گذرگاه هاى گوناگون و طولانى پس از مرگ، شفاعت ممکن است پس از دیدن وحشت ها و سختى هاى برزخ و گذرگاه هاى قیامت، شامل حال بندگان شود و ممکن است حتى پس از تحمل مدت ها عذاب، قابلیت شفاعت پیدا شود. ابهام در زمان وقوع شفاعت نیز، عاملى در جهت بازدارندگى از ارتکاب گناه است. شفاعت حکم دارو و درمان را دارد؛ همان طور که امکان درمان، هیچ عاقلى را تشویق به مبتلا کردن خود به بیمارى نمى کند؛ شفاعت نیز ترغیب به گرفتار شدن در دشوارى هاى گناه را نمى کند؛ بلکه تنها به گرفتاران، امید بخشیده و راه نجات را نشان مى دهد.
شرایط شفاعت:
شفاعت اولیاى الهى در روز قیامت براى گنه کاران و واسطه شدن آنان در رساندن رحمت مغفرت و آمرزش الهى بدون حساب نیست بلکه این که کسانى مورد شفاعت قرار گیرند متوقف بر شرایطى است که در آیات و روایات بیان شده است:
1- رضایت خداوند: باید توجه داشت که شفاعت از سوى خداوند آغاز مى شود. شفاعت فیض مغفرت الهى است که مانند تمام فیوضات از جانب خدا اعطا مى شود و شفیعان اسباب و وسائط ومجارى این فیض هستند. فیاض و اعطا کننده این رحمت خداوند است. به همین جهت در آیات و روایات شرط اصلى و اساسى شفاعت این است که مورد رضایت و پسند خداوند باشد. شفیعان کسانى هستند که خداوند آنان را براى این امر پسندیده و به آنان اجازه شفاعت داده است «یومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضى له قولا؛ در آن روز شفاعت سودى ندارد مگر کسى که خداى رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد» (طه آیه 109). شفاعت شوندگان نیز کسانى هستند که مورد رضایت و پسند خداوند باشند «ولا یشفعون الا لمن ارتضى؛ (شفیعان) شفاعت نمى کنند مگر براى کسى که مورد رضایت و پسند خداوند باشد» (انبیأ آیه 28). یعنى شفاعت شفیعان در حق کسى موءثر واقع مى شود که به مقام ارتضاى الهى نایل آمده باشد. یعنى هم اصل شفاعت از سوى خداوند و اعطاى اوست و هم شفیعان را خداوند براى این مقام تعیین کرده و هم شفاعت شوندگان کسانى هستند که خداوند مى خواهد.
2- گنه کارانى مورد شفاعت قرار مى گیرند که گناهان آنان اصل ایمانشان را به خطر نیفکنده باشد. به همین جهت در منابع دینى آمده است که کافر و مشرک در روز قیامت شفاعت نمى شوند و شفاعت شفاعت کنندگان به حال آنان سودى نخواهد داشت. قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): «الشفاعة لاتکون لاهل الشک والشرک و لا لاهل الکفر والجحود بل یکون للموءمنین من اهل التوحید؛ شفاعت براى تردید کنندگان و مشرکین و کافرین نیست بلکه براى موءمن موحد است» (میزان الحکمه ج 5 ص 117).
3- گنه کارانى مورد شفاعت قرار مى گیرند که مطیع دستورات خدا و رسول و امامان باشند. در منابع دینى شرط این که شفاعت شامل حال بنده گنه کار بشود عمل کردن به احکام و دستورات دین ذکر شده است. کسى که روش و بناى عملى اش اطاعت از خدا و فرستادگان او بوده لکن گهگاهى دچار لغزش و خطا شده است قابلیت و استحقاق شمول رحمت مغفرت و آمرزش الهى را در روز قیامت از طریق وسائط و مجارى آن یعنى شفاعت شفیعان خواهد داشت. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هر کس دوست دارد شفاعت شافعین در مورد او سودمند واقع شود باید در صدد جلب رضایت خداوند برآید و بدانید هیچ کس رضایت خداوند را جلب نخواهد کرد مگر با اطاعت از خدا و پیامبر و اولیاى الهى از آل محمد» (بحارالانوار ج 78ص 220). اهمیت عمل به احکام و وظایف دینى در شمول شفاعت به حدى است که حتى سبک شمردن و اهمیت ندادن به آن سبب محرومیت از شفاعت مى شود. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مى فرماید: «لاینال شفاعتى من استخف بصلوته؛ شفاعت من به کسى که نمازش را سبک بشمارد نمى رسد» (میزان الحکمه ج 5ص 117). امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «لاتنال شفاعتنا من استخف بالصلوة؛ شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد نمى رسد» (کافى ج 3 ص 270).
4- وجود رابطه روحى و معنوى میان شافع و شفاعت شونده. اگر اولیاى الهى در روز قیامت از عده اى شفاعت مى کنند و در حقیقت واسطه فیض مغفرت و آمرزش الهى مى شوند این شفاعت بى حساب و جزاف نیست. بلکه ناشى ازرابطه معنوى خاصى است که در دنیا میان شفاعت کننده و شفاعت شونده برقرار شده است. بر این اساس وقتى کسى در زندگى دنیوى با اولیاى الهى هم عقیده و هم فکر و هم راه است و تحت جذبه هدایت گرى آنان قرار گرفته وآنان را امام و پیشواى خود قرار داده است درجه اى از وحدت و هم سنخى و محبت میان آنان ایجاد شده است. این رابطه روحى و معنوى میان شفاعت کننده و شفاعت شونده در این دنیا پایه و اساس شفاعت در آخرت خواهد بود. بنابراین شفاعت اولیاى الهى شامل حال کسانى که در دنیا چنین رابطه روحى و معنوى با انبیا و اوصیا و ائمه معصومین نداشته اند نخواهد شد.
برخى از ویژگى هاى شفاعت:
1- مراتب و درجات شفاعت. شفاعت اولیاى الهى براى انسان خطاکار مراتبى دارد. این شفاعت همان گونه که در شرط چهارم شفاعت گذشت براساس رابطه معنوى میان شخص با اولیاى الهى است و هراندازه که این رابطه بیشتر باشد تأثیر بیشتر خواهد گذاشت. شفاعت ممکن است در برزخ موجب نجات شود ممکن است در قیامت و مواقف متعدد آن وممکن است حتى پس از دخول در جهنم موءثر بیافتد. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «گروهى از مردم پس از آن که در آتش جهنم مى سوزند شفاعت به سراغشان مى آید و آنها را نجات مى دهد» (میزان الحکمه ج 2 ح 2940). این خصوصیت شفاعت مانع از جرأت افراد بر ارتکاب گناه مى شود و در عین حال روزنه امید را بازمى گذارد و افراد را به سعى در تحصیل شرایط شمول شفاعت که در یک کلام در رضایت خدا و عمل به دستورات او خلاصه مى شود وامى دارد.
2- خداوند تحت تأثیر شفیعان نیست. برخلاف شفاعت مرسوم درمیان مردم که حاکم به خاطر نفوذى که شفیع نزد او دارد و متأثر از نفوذ وى مجرم را مورد عفو قرار مى دهد شفاعت فعل خداوند است. شفاعت از سوى خداوند آغاز مى شود. فیضى است که او عطا مى کند و شفیعان واسطه ایصال این فیض هستند. شفیعان تحت تأثیر خداوندند و نه بالعکس.
3- شفاعت پاداشى براى صالحان است. در کلام معصومین یکى از حکمت هاى شفاعت هدیه و جایزه به صالحین ذکر شده است. فرق است میان کسى که عمرى را به مخالفت و عصیان و کفر نسبت به خداوند گذرانده و کسى که عقیده و عملش مورد پسند خداوند بوده است. هر چند دچار لغزش ها و خطاهایى نیز شده است. شفاعت در حقیقت هدیه و جایزه اى است به چنین انسان هایى به این صورت که به خاطر عقیده و اعمال خوب آنها اعمال بدشان بخشیده مى شود.امام صادق(علیه السلام): «والشفاعة جائزة لهم اذا ارتضى الله عزوجل دینهم؛ شفاعت جایزه اى است براى موءمنین گنه کارى که دین آنان مورد رضایت و پسند خداوند است» (بحارالانوار ج 8 ص 40). با توجه به مطالب ذکر شده شفاعت امام حسین(علیه السلام) (که همان شفاعت الهى است) شامل افرادى مى شود که ارتباط روحى و عملى با آن حضرت برقرار کرده و تلاش مى کنند در راه آن امام بزرگ قدم بردارند هر چند در زندگى گاه دچار خطا و لغزش مى شوند توجه داریم که شفاعت براى هیچ کس ضمانت شده نیست پس نه مى توان جرّى بر گناه شد و نه مأیوس از رحمت حق بلکه باید تلاش نمود و امید داشت که مشمول شفاعت ائمه اطهار(علیهم السلام) خواهیم شد.
چند نکته درباره شفاعت و عدالت:

یک. استحقاق شفاعت


شفاعت یکى از مظاهر رحمت گسترده الهى است و به اراده خدا و رضایت او، شفیعان اجازه شفاعت دارند؛ یعنى، بر خلاف پارتى بازى است که شخص مجرم واسطه اى پیدا مى کند و از طریق پول و قدرت، او را وادار مى کند تا بر قاضى و حاکم تأثیر بگذارد. در شفاعت، همه چیز تنها و تنها برخاسته از اراده حکیمانه خداوند است و او به شفیع اجازه مى دهد تا بر اساس اراده و خواست الهى، در مورد برخى بندگان - که استحقاق عفو الهى را دارند - شفاعت کنند.
شفاعت اولیاى الهى، بى حساب و گزاف نیست. تأمّل و درنگ در شرایط شفاعت و شفاعت شوندگان، آشکار مى سازد که شفاعت در حقیقت، پاداش و جایزه الهى به کسانى است که در دنیا اهل ایمان و عمل صالح بوده اند؛ یعنى، بر خلاف پارتى بازى - که امرى ناروا و ناحق است و بر پایه استحقاق افراد نیست - شفاعت بر مبناى استحقاق و قابلیت افراد استوار است. آنان این قابلیت را به واسطه عقیده و عمل خویش در دنیا، تحصیل کرده اند.

دو. قانون شفاعت


شفاعت قانونى حکیمانه و بر اساس رحمت و فضل الهى است و مقدم بر قانون کیفر و عذاب مجرمان است.
به عنوان مثال در قوانین کشورها، طبق یک ماده قانونى، کسى که مرتکب جرم خاصى شود، باید پنج سال زندانى بکشد و طبق ماده قانونى دیگر هر مجرمى که واجد شرایط عفو باشد، قبل از تحمل دوره کامل حبس، مورد عفو قرار گرفته و آزاد مى شود.
عفو چنین مجرمى، نه تبعیض است و نه نقض قانون؛ بلکه بر اساس قانون دیگرى است که مقدم و حاکم بر قانون اولیه کیفر مجرمان و برخاسته از قابلیت شخص مجرم است.

سه. عدم تبعیض در شفاعت


خداوند با هیچ کس رابطه قوم و خویشى ندارد و بین بندگان در امکان بهره مندى از قانون شفاعت، تبعیضى قائل نمى شود.
هر انسانى قادر است با تحصیل شرایط، از شفاعت بهره مند شود و خود را در معرض بخشش و عفو اخروى قرار دهد؛ یعنى، شفاعت، قانونى عام و فراگیر و با اعلام قبلى است؛ بر خلاف پارتى بازى که به صورت گزینشى، فردى، غیرفراگیر و نامبتنى بر پایه استحقاق است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.