شناخت مرزهای گناه ۱۳۹۰/۵/۱۲ - ۲۴۷ بازدید

حجت الاسلام قرائتی در کتاب گناه شناسی می فرماید: گاهی عدم شناخت مرزهای گناه موجب گناه می شود مثال هم می زنند مثلا ذلت و تواضع و ... سوال من اینه که این شناخت چطور بدست می آید. چطور می توان به این مرزها آگاهی یافت؟

معارف اسلامی از زلال ترین آموزه های بشری است. معارفی که راهنمای آدمی در بهره وری و مدیریت صحیح تر دنیا و آخرت می باشد. در این راستا شناخت صحیح صفات حمیده و نکوهیده و نیز مرزهای ظریف آنها از مهمترین و کارگشاترین معارف دینی به شمار می رود. این شناخت، مانع از هدر رفت استعدادهای انسان در مسیر پر فراز و نشیب حرکتش می گردد.
یکی از آثار مهّم اینگونه از شناخت، تأثیر آن در جهان بینی و زاویه نگاه درونی فرد به خود، جهان آفرینش و خداوند متعال می باشد. در صورتی که درک نادرستی از این صفات و مرزهایشان وجود داشته باشد، تمام اعمال آن فرد بر اساس همین دیدگاه و جهان بینی شکل می گیرد. زیرا افکار است که بن مایه رفتار می باشد. و متأسفانه آثار باقیمانده از این افکار و رفتار با حقیقت و آنچه که خداوند متعال در دین خود برای ما فرو فرستاده در تناقضی آشکار می باشد.
برای مثال به یک نمونه کاملاً ملموس و روشن توجه فرمائید. یکی از فضائل الهی در جامعه های دینی، زهد است. تعاریف گوناگون و غیر مستند باعث برداشتهای اشتباه از این عنوان شده است. امروزه بسیاری زهد را به نداشتن و ترک دنیا تغییر می کنند و انسان زاهد را آدمی می پندارند که به کلّی ترک امور دنیوی و روزمره خود کرده و گوشه خلوتی گزیده و مشغول به امور خویش و مناسک دین است. امّا با مراجعه به منابع اصیل و بی بدیل دینی و کلمات گهربار معلّمان و مفسران حقیقی دین یعنی اهل بیت گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، به نادرستی آن تعریف واقف می شویم.
امام علی علیه السّلام در تعریف زهد می فرمایند: « تمام زهد بین دو کلمه از قرآن کریم است. خدای سبحان می فرماید: « تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان نباشید. » کسی که بر آنچه از دست رفته افسوس نخورد و بر آنچه برایش در آیند می آید شادمان نگردد، بدرستیکه همه جوانب زهد را رعایت کرده است .»[۱]
تفاوت این دو تعریف با یکدیگر به روشنی و وضوح اختلاف در آثار اعتقاد به هر یک از این تعاریف را نشان می دهد. در تعریف نادرست و ظاهربینانه اوّل، شخص تنها به دنبال نداشتن و نخوردن و نپوشیدن و .... است امّا براساس تعریف صحیح دوّم، شخص باید برود نفس خویش کار تربیتی و مراقبه ای انجام دهد تا ورود و خروج امکانات در وجود او تلاطمی نیافریند و قلبش آرام گیرد. و تنها ادای انسان های بی تعلّق به دنیا را در نیاورد.
بنابراین برای درک مرزهای گناه به چند نکته مهم باید توجه داشت :
۱ـ ابتدا شناخت صحیح هر کدام از صفات حمیده و رذیله تا در سایه این معارف بتوان به تفاوتها و مرزهای باریک آن هم رسید.
۲ـ برای رسیدن به درکی صحیح و کامل نیاز است به منابع اصیل و دست اوّل در این باره مراجعه شود تا از آثار زیان بار و آسیبهای تعاریف نادرست در امان باشیم. در کتب اخلاقی شیعه- که در آخر به معرفی برخی از آنها می پردازیم ـ این دقت صورت پذیرفته و تا حدود زیادی به منظور شما پرداخته شده است.
۳ـ توجه به تبصره هایی که درباره هر کدام از این صفات وجود دارد. زیرا گاهی شرایط و موقعیتهایی سبب می شود تا حرمت یا وجوب، حسن یا قبیح و اساسا حکم یک صفت از کار بیفتد و آن صفت به حکم و عنوان دیگری متصّف شود. مثلاً حرمت دروغگویی برای هیچ کدام از ما پوشیده نیست. امّا اگر مسئله حفظ جان انسان مؤمنی پیش آید، قطعاً حفظ جان او مقدّم بر یک دروغ مصلحت آمیز است و اینجا دیگر آن دروغ متصف به حرمت نمی باشد بلکه واجب است جان مؤمن حفظ شود و یا همه می دانیم که غیبت حرام است و از زشت ترین گناهان کبیره است. امّا در مواردی مثل مشورت خواستن و تحقیق از کسی برای امر مهّم ازدواج که لازم است تمام دانسته های خود از خوب و بد را بیان کنیم. اینجا دیگر غیبت حرمت ندارد بلکه واجب است آنچه می دانیم را بگوئیم.
از این دست تبصره ها و اهم و مهّم کردن ها در این بحث وجود دارد که لازم است برای شناخت صحیح به تمام آنها واقف شد. و این وقوف و تسلّط با مطالعه فراوان و نیز مراجعه به عالمان و خبرگان دینی به دست خواهد آمد.
۴- از دیدگاه علم اخلاق شناخت مرزها ضرورت تخلق اخلاقی است و مرزهای صفات اخلاقی در کتاب های اخلاقی آمده است. مثلا شجاعت حد وسط میان دو صفت جبن و جربزه است که حد افراط و تفریط نیروی غضب هستند. بنابراین آنچه در اخلاق مهم است رسیدن به تعادل در این صفات است.
در پایان به چند نمونه از کتب اخلاقی که به شما در این زمینه کمک شایانی خواهد نمود، اشاره می کنیم :
۱ـ جامع السعادات ، مرحوم ملا مهدی نراقی
۲ ـ معراج السعادة ، مرحوم ملا احمد نراقی
۳ ـ چهل حدیث ، رهبر کبیر انقلاب امام خمینی
۱ ـ نهج البلاغه ، کلمات قصار شماره ۴۳۹.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.