شیطان راهنمای علم و دانش است؟ ۱۳۹۰/۷/۱۱ - ۲۹ بازدید

دانشی که شیطان معلم آن است، مجموعه‌ای از اوهام است که با تصورات واقعی نیز همراه می‌شود و بیش از آنکه واقع‌نما باشد، کارآمدی دارد و کارآیی آن بیش از آنکه مفید باشد زیانبار است و فقط به اندازه‌ای که بتواند انسان را بفریبد در آن فایده وجود دارد. دانش امروز بشر را ببینید! فایدة آن بیشتر است یا زیانش؟ آیا امروز انسان از سعادت و کمال بیشتری نسبت به چهارصد سال پیش برخوردار است؟ آیا معرفت و شعور انسان امروز از چهارصد سال پیش بیشتر شده است؟
دانشی که شیطان معلم آن است، مجموعه‌ای از اوهام است که با تصورات واقعی نیز همراه می‌شود و بیش از آنکه واقع‌نما باشد، کارآمدی دارد و کارآیی آن بیش از آنکه مفید باشد زیانبار است و فقط به اندازه‌ای که بتواند انسان را بفریبد در آن فایده وجود دارد. دانش امروز بشر را ببینید! فایدة آن بیشتر است یا زیانش؟ آیا امروز انسان از سعادت و کمال بیشتری نسبت به چهارصد سال پیش برخوردار است؟ آیا معرفت و شعور انسان امروز از چهارصد سال پیش بیشتر شده است؟
صد البته ذهن انسان امروز از تصاویر ذهنی و اطلاعات بسیار بسیار بیشتری انباشته شده،‌ اما دانش و شعور همین تصورات ذهنی و اطلاعات انبوه است؟ آیا این مفاهیم و تصورات، استعدادهای عظیم انسانی را شکوفا کرده است؟ آیا انسان را انسان‌تر از گذشته کرده است؟ دانش شیطانی به کار فریب و تسخیر و لذت طلبی و تباهی اخلاق و انسانیت می‌آید و بس. دانش شیطانی بر شالودة وسوسه‌ها و هوس‌ها استوار شده و با همین تاروپود بافته و بالیده است. و از روی نتایج و پیامدهایش و بلایی که سر انسان می‌آورد می‌توان فهمید که از سرچشمة نامحدود علم و عشق و رحمت و برکت جاری شده، یا از کانون ستم و تاریکی و تباهی.
معمولاً و نه تماماً کسانی که به دانش امروز نزدیک می‌شوند، در دنیایی از اوهام و هوس‌ها فرورفته و از خود بیگانه‌تر و نسبت به انسان‌ها بی‌تفاوت‌تر می‌شوند. هر نوع پژوهش میدانی در این رابطه که جامعة آماری آن اساتید رشته‌های مختلف، دانشمندان، برندگان جایزه نوبل و مشاهیر علمی و حتی دانشجویان باشند، این ادعا را اثبات خواهد کرد. و اساساً وضع امروز تمدن بشری که برساختة دانش جدید است، بهترین شاهد برای تباه‌گری دانش وهمناک و شیطانی روزگار ماست.
روابط انسانی تخریب شده، انسان و محیط زیستی که علیه هم اقدام می‌کنند، بیماری‌های آشکار و نهان که جسم و جان انسان را می‌آزارد، حکومت‌های فاسد، اقتصاد تبعیض آمیز و غیر انسانی، نظام آموزشی ویران‌گر، فلسفه‌های دروغ و الاهیات که به بازی با اوهام و احساسات تبدیل شده است. تمام علم امروز تبلیغات است. شما نظریاتی را در دنیا می‌بینید و می‌شنوید، که با سرمایه‌های عظیم شرکت‌های معلم الحال در نشریات و دانشگاه‌ها و محافل علمی بین المللی ترویج می‌شوند.(رک.کنترل فرهنگ) و بنابر اصول اقتصاد پژوهش توانایی بازگشت این سرمایه‌ها را به دستان بخشندة سرمایه‌داران خیّر و علم‌دوست دارند. سرمایه‌دارانی که هم در دانشگاه‌های بزرگ و موسسات پژوهشی سرمایه گذاری می‌کنند و هم در کارخانه‌های اسلحه سازی و تولید مواد مخدر و ... . کارخانه‌های اسلحه سازی با کارخانه‌های دانش سازی خویشاوندند و سرمایه‌های برادر مثل خود در شریان آنها حرکت می‌کند. همان خیرین اسلحه سازاند که جایزة صلح نوبل را به جنایت‌کاران بالفطره می‌دهند. و این دانش شیطانی است که شالوده‌های تمدن تاریک امروز را تحکیم کرده است.
اما دانشی که انسان به راستی می‌تواند به آن برسد و بلکه بر اهل ایمان واجب است که برای کسب آن بکوشند. چیست؟ علامه طباطبایی مفهوم علم را در ادبیات قرآن چنین تعریف کرده‌اند: «اصولاً علم در زبان قرآن عبارت است از یقین به خدا و آیات او» (المیزان.ج۱۶ص۳۰۹) و البته تمام آفرینش و پدیده‌های عالم آیات اوست. در جای دیگر نوشته‌اند: قرآن مجید به فراگیری این علوم طبیعی دعوت می‌کند به شرط اینکه به حق و حقیقت رهنما شوند و جهان بینی حقیقی را که سرلوحه آن خدا شناسی است، در برداشته باشند. و گرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقیقت بازدارد، در قاموس قرآن مجید با جهل مرداف است.(قرآن در اسلام. ص۹۴(
در قرآن کریم دو کارکرد عمده برای علم معرفی شده است: نخست معرفت الهی با ثمراتی که درپی دارد. و دیگر تسخیر طبیعت به منظور بهره برداری مادی. در واقع علم هم حیات مادی را آباد می‌کند ، و هم مایة حیات معنوی است .«سخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعاً منه ان فی ذالک الآیات لقوم یتفکرون» آنچه در آسمان‌ها و زمین است در اختیار شما قرار داد و در آنها نشانه‌هایی برای اهل تفکر است.(جاثیه/۱۳) در این آیه به هر دو کارکرد منفعت و معرفت اشاره شده است.
ادارک رابطة پیوستة ماده و معنا و دنیا و آخرت به صورت ظاهر و باطن.(روم/۸) این دو کارکرد را همراه هم قرار داده می‌دهد اگر شناخت ظاهر عالم مومنانه و باطن نگر باشد، خود کلید گشایش ابواب برکات آسمان وگنجینة نعمات زمین است.(اعراف /۹۶) این مطلب بدین ترتیب قابل تعلیل است: یکم همة علم از آن خداست و اگر رابطه با او اصلاح شود، رشد دانش بهبود می‌یابد.
دوم: عالم واقعاً و حقیقتاً الاهی است و اگر شناخت انسان غیر از این باشد علم او را در مقام نظر نادرست بوده و در مقام عمل هم چندان کامیاب نخواهد شد. پس اگر عالم را چنانکه هست، الهی بشناسیم و هر کدام از تجربه و عقل و وحی را در جای خود و کنار هم بنشانیم و تمامی امکانات شناخت را بکار زنیم، آنگاه آثار علم از جمله تسخیر و تسلط بر طبعیت، تنظیم روابط انسانی، تدبیر جوامع بشری، سلامت تن و روان و سلوک معنوی و تقویت ارزش‌های اخلاقی بسیار شایسته‌ترتحقق می‌یابد. چنانکه در مدت کمی پس از ظهور حضرت حجت (عج) که حیات طبیة تحقق می‌پذیرد دانش بشری پیشروی چشم گیری خواهد یافت. (بحار.ج۵۲ص۳۳۶(
علت سوم آن که طبیعت شعور و شناخت داشته و به تسبیح ذات احدی مشغول است. به عبارت دیگر لشگر خدا و در خدمت اوست،(فتح/۴و۷) پس در برابر علوم سکولار و کفرآمیز فروتنی نکرده و منابع خود را بیرون نمی‌ریزد. در عصر ظهور با رشد صحیح دانش همانطور که در روایات آمده زمین گنجینه های خود را برای آن حضرت آشکار می‌سازد.(بحار.ج۵۱ص۶۶(
غفلت زدگی و تجاوزگری از ویژگی‌های بارز علوم سکولار است. انسان با این علوم در گام نخست روی آیت بودن و نشانه‌گری علم را به فراموشی سپرد و ساحت قدس الهی را مورد تعرض قرار داد، بعد به مصداق آیه «نسوا الله فانسیهم انفسهم»(حشر/۱۹) خویش را فراموش کرد و بر هستی خود تعدی ورزید و آن را به افکار و رفتار و آمال شیطانی آلود پس از آن به طبیعت و جوامع انسانی روی آورد و با غفلت از حقیقت و حقوق آنها تجاوزگری را پیشه کرد.
دانش بسیار مقدس است اما وقتی دست مایة شیطان و شیطنت‌های انسان قرار می‌گیرد، تقدس خود را از دست داده و بلکه عامل تقدس زدایی می‌شود. دانش معاصر روح عبودیت را در انسان تقویت نکرده و به جای ایجاد آرامش، در خدمت مصرف‌گرایی و توسعة زخارف دنیوی و لذت طلبی بوده است. زندگی انسان معاصر را در تاروپود توهمات و اعتبارات پوچ فروپیچیده و البته فوایدی هم داشته که براستی در برابر مضراتش قابل ذکر نیست.
مشکل اصلی درک ماهیت دانش معاصر و داوری دربارة کاکردهای آن این است که شیطان همیشه زندگی دنیا را زینت می‌دهد(فاطر/۵و۶) و اگر پلیدی‌های آن نیز بر انسان آشکار شود آن را از یاد او می‌برد و انسان می‌پندارد که نیکو می‌سازد و مشغول اصلاح زندگی خویش است. اما اگر معیارهایی مثل آرامش، عبودیت و تقوا و بهبود روابط انسانی را به جای، زرق و برق، رفاه ظاهری و لذت‌های سطحی و موهوم و توهمات نظام یافته ذهنی و تهی از معارف الاهی در نظر بگیریم، حق به روشنی آشکار می‌شود.
مسألة دانش معاصر این نیست که گاهی از آن سوء استفاده می‌شود و در نتیجه شاهد مفاسدی در رسانه‌ها یا تولید تسلیحات کشتار جمعی و یا تخریب محیط زیست هستیم. مهم این است که این پدیده‌ها با ساختار علم و تمدن جدید کاملاً سازگار است و نه تنها از لوازم آن به شمار می‌آید بلکه کاملاً حمایت می‌شود و برترین دانشمندان در خدمت پیش برد این امور هستند. از نظریه پردازی‌های روان‌شناسان و جامعه شناسان و دانشمندان اخلاق دربارة شخصیت هم‌جنس‌گرا گرفته تا لبة دانش و تکنولوژی در صنایع هوافضا و صنایع هسته‌ای که موتور محرک پیشرفت در سایر شاخه‌های دانش است. از پژوهش‌های فنی مهندسی و مطالعات علوم انسانی وابسته به وزارت دفاع آمریکا گرفته تا گروه‌های نخبگانی که انقلاب‌های رنگین را در کشور‌های مختلف جهان با عنوان آزادی و دموکراسی دنبال می‌کنند. از تولید خودروهای لوکس که چرخ‌های آن روی شکم‌های گرسنگان جهان می‌چرخد تا ادیان نوظهوری که می‌خواهد آرامش را در بیست دقیقه بر ذهن و روان مردم دنیا حاکم کند. تمام اینها و هزاران انحراف و توهم دیگر محصول دانش جدید است.
دانشی که فاحشة پیر دنیا را بسیار زیباتر از آنچه هست به نظر ما جلوه می‌دهد، همانطور که ساحران فرعون ریسمان‌های پوسیدة خویش را مارهای خوش خط و خال و زنده جلوه دادند. و عجیب اینجاست که با این همه رنج و ناکامی تشخیص نمی‌دهیم که منشأ رنج چیست و جرأت نمی‌کنیم که آن را انکار کنیم. زیرا شیطان کسانی را که ولایت و سلطة او را می‌پذیرند، از فقر و بدبختی می‌ترساند، تا از تغییر مسیر بازبمانند و با ترغیب به فحشا و منکر سرگرم می‌سازد، تا احساسی سطحی و تهی از خوشی را تجربه کنند.(بقره/۲۶۸)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.