شیعیانی که به دستگاه عباسیان کمک کردند ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ - ۳۵۰ بازدید

نام کدام امام معصوم که به یک فرد شیعه بعنوان گلایه یا تذکر درباره اشتباه کاری وی مبنی بر اینکه حضور او در دربار حکام جور باعث تضعف جبهه حق شده است

هرچند سوال شما خیلی واضح نیست اما احتمالا منظور شما یکی از این دو داستان است:قریب به این موضوع دو داستان از زمان امام موسی‌بن جعفر(ع) وجود دارد:۱- علی بن یَقْطین بن موسی بغدادی (۱۲۴-۱۸۲ق)، محدّث، فقیه، متکلّم و از بزرگان شیعه در دوران امام صادق و امام کاظم(ع). وی اهل کوفه و ساکن بغداد بود.
على بن یقطین به گواهى دانشمندان علم رجال و مورخان، على از یاران و شاگردان برجسته پیشواى هفتم بوده و از محضر آن حضرت بهره ها برده و احادیث فراوانى نقل کرده است ولى از امام صادق(علیه السلام) جز یک حدیث نقل ننموده است.(۱)
او، هم داراى شهرت و شخصیت اجتماعى بود و هم یکى از دانشمندان و رجال علمى زمان خود به شمار مى رفت و تالیفاتى به قرار زیر داشت: ۱- ما سئل عنه الصادق(علیه السلام) من الملاحم.(۲) ۲- مناظره الشّاک بحضرته.(۳) ۳- مسائلى که از محضر امام کاظم(علیه السالم) فرا گرفته بود.(۴)
على بن یقطین با استفاده از مقام و موقعیت اجتماعى و سیاسى که داشت، منشا خدمات ارزنده اى براى شیعه بود، پناهگاه استوارى براى شیعیان به شمار مى رفت. على بن یقطین با موافقت امام کاظم(علیه السلام) وزارت هارون را پذیرفت.(۵) بعدها نیز چندین بار خواست استعفا نماید، ولى امام او را از این تصمیم منصرف کرد.(۶) هدف امام از تشویق على به تصدى این منصب، حفظ جان و مال و حقوق شیعیان و کمک به نهضت سرّى آنان بود. امام کاظم(علیه السلام) به وى فرمود: یک چیز را تضمین کن تا سه چیز را براى تو تضمین کنم، على پرسید: آنها کدامند؟ امام فرمود: سه چیزى که براى تو تضمین مى کنم این است که: ۱- هرگز با شمشیر (و به دست دشمن) کشته نشوى. ۲- هرگز تهیدست نگردى. ۳- هیچ وقت زندانى نشوى. و اما آنچه تو باید تضمین کنى این است که هر وقت یکى از شیعیان ما به تو مراجعه کرد، هر کارى و نیازى داشته باشد، انجام بدهى و براى او عزت و احترام قائل شوى. پسر یقطین قبول کرد، امام نیز شرائط بالا را تضمین نمود.(۷) امام ضمن این گفتگوها فرمود: مقام تو، مایه عزت برادران (شیعه) تو است، و امید است خداوند به وسیله تو شکستگی ها را جبران و آتش فتنه مخالفان را خاموش سازد.
بارى على بن یقطین به پیمان خود وفادار بود و در تمام مدتى که عهده دار این سمت بود دژى استوار و پناهگاهى مطمئن براى شیعیان به شمار مى رفت و در آن شرائط دشوار، در تامین اعتبارات لازم براى حفظ حیات و استقلال شیعیان، نقشى موثر ایفا مى کرد. على بن یقطین، یار وفادار و صمیمى پیشواى هفتم که به رغم کارشکنی هاى مخالفان شیعه، اعتماد هارون را جلب نموده و وزارت او را در کشور پهناور اسلامى به عهده گرفته بود، با استفاده از تمام امکانات از هر کوششى در حمایت و پشتیبانى از شیعیان دریغ نمى ورزید؛ مخصوصاً در تقویت بنیه مالى شیعیان و رساندن «خمس» اموال خود (که جمعاً مبلغ قابل توجهى را تشکیل مى داد و گاهى بالغ بر صد تا سیصد هزار درهم مى شد)(۸) به پیشواى هفتم کوشش مى کرد و مى دانیم که خمس، در واقع پشتوانه مالى حکومت اسلامى است.
پسر على بن یقطین مى گوید: امام کاظم(علیه السلام) هرچیزى لازم داشت یا هر کار مهمى که پیش مى آمد، به پدرم نامه مى نوشت که فلان چیز را براى من خریدارى کن یا فلان کار را انجام بده ولى این کار را به وسیله «هشام بن حکم» انجام بده، و قید همکارى هشام، فقط در موارد مهم و حساس بود.(۹)
در سفرى که امام کاظم(علیه السلام) به عراق نمود، على از وضع خود به امام شکوه نموده گفت: آیا وضع و حال مرا مى بینید (که در چه دستگاهى قرار گرفته و با چه مردمى سر و کار دارم؟) امام فرمود: خداوند مردان محبوبى در میان ستمگران دارد که به وسیله آنان از بندگان خوب خود حمایت مى کند و تو از آن مردان محبوب خدایى.(۱۰)
بار دیگر که على، در مورد همکارى با بنى عباس، از پیشواى هفتم(علیه السلام) کسب تکلیف نمود، امام فرمود: اگر ناگزیرى این کار را انجام بدهى مواظب اموال شیعیان باش. على بن یقطین فرمان امام را پذیرفت، و روى همین اصل، مالیات دولتى را برحسب ظاهر از شیعیان وصول مى‌ کرد، ولى مخفیانه به آنان مسترد مى نمود(۱۱) و علت آن این بود که حکومت هارون یک حکومت اسلامى نبود که رعایت مقررات آن بر مسلمانان واجبباشد. حکومت و ولایت از طرف خدااز آن موسى بن جعفر(علیه السلام) بود که پسر یقطین به دستور او امول شیعیان را مسترد مى کرد.
۲- صَفوان بن مهران بن مغیره اسدی کاهلی راوی از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) که نامش در سلسله اسناد روایات، زیارات و ادعیه‌ای مانند زیارت اربعین، زیارت وارث و دعای علقمه وجود دارد. صفوان به جهت اینکه شترانی داشت و آنها را اجاره می‌داد، به جمّال معروف بود.
از جملهٔ روایات مهمی که درباره صفوان آمده و حکایت از ایمان و اطاعتش از ائمه دارد، روایتی است که ماجرای کرایه‌دادن شترها به هارون عباسی را نقل می‌کند:
صفوان شتر زیادی داشت که از کرایه دادن آنها، معیشت و زندگی خود را می‌گذراند و از همین جهت به او "جمال" می‌گفتند. روزی خدمت حضرت امام کاظم(ع) رسید. آن حضرت به او فرمود: همه چیز تو خوب و نیکو است جز یک چیز! سؤال کرد: فدایت شوم آن چیست؟ امام فرمودند: اینکه شتران خود را به این مرد (یعنی هارون خلیفه وقت) کرایه می‌دهی. صفوان گفت: من از روی حرص و سیری و لهو چنین کاری نمی‌کنم. چون او به راه حج می‌رود، شتران خود را به او کرایه می‌دهم. خودم هم خدمت او را نمی‌کنم و همراهش نمی‌روم، بلکه غلام خود را همراه او می‌فرستم. امام فرمودند: آیا از او کرایه طلب داری؟ گفت آری. امام فرمود: آیا دوست داری او باقی باشد تا کرایه تو به تو برسد؟ صفوان گفت: آری. حضرت فرمودند: کسی که دوست داشته باشد بقای آنها را، از آنان خواهد بود و هر کس از آنان (دشمنان خدا) باشد، جایگاهش جهنم خواهد بود.
صفوان جمال بعد از این گفتگو با امام کاظم(ع)، تمامی شتران خود را فروخت. وقتی این خبر به هارون رسید، او را خواست و به او گفت: به من گزارش داده‌اند که تو شترهای خود را فروخته‌ای، چرا این کار را کردی؟ او گفت: چون پیر و ناتوان شده‌ام و غلامانم از عهده این کار برنمی‌آیند. هارون گفت: هرگز! می‌دانم که تو به اشاره موسی بن جعفر(ع) شتران خود را فروختی، اگر حق مصاحبت تو با من نبود، ترا می‌کشتم.[۱۲]
به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌ا...العظمی مکارم شیرازی و ویکی شیعه
پی نوشت:
(۱). نجاشى، فهرست اسماء مصنفى الشیعه، قم، مکتبه الداورى، ص ۱۹۵.
(۲). پیشگویی هاى امام صادق(علیه السلام) از حوادث و فتنه هاى آینده در پاسخ سؤالاتى که در این زمینه از آن حضرت شده بود.
(۳). مناظره با یکى از شکّاکان در حضور امام.
(۴). شیخ طوسى، الفهرست، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ص ۲۳۴.
(۵). طوسى، اختیار معرفه الرجال، تحقیق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ص ۴۳۳.
(۶). مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیّه، ۱۳۸۵ ه.ق، ج ۴۸، ص ۱۵۸.
(۷). مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۵ ه.ق، ج ۴۸، ص ۱۳۶؛ طوسى، اختیار معرفه الرجال، تحقیق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ص ۴۳۳.
(۸). طوسى، اختیار معرفه الرجال، تحقیق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ص ۴۳۴.
(۹). همان، ص ۲۶۹.
(۱۰). همان، ص ۴۳۳.
(۱۱). مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۵ ه.ق، ج ۴۸، ص ۱۵۸.
(۱۲). رجال الکشّی، ج۲، ص۷۴۰، ح۸۲۸.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.