صادر و عقل اول و صدور کثرت و ترکیب مادی انسان ۱۴۰۱/۰۲/۲۶ - ۹۱ بازدید

چند سوال فلسفی ۱) عقل اول غیرمادی هست و خودش عامل خلقت هستی بعد از خداست. اگر حضرت محمد، عقل اول باشد، چطور به صورت یک انسان (موجود مادی) بدنیا امده است؟ ۲) اگر خدا و بعد او عقولات و روح و جسم باعث به وجود امدن ما شدند، الان ما، ترکیبی از چی هستیم؟ خدا و عقولات و روح و جسم؟
۳) علم خدا تا چه حد است؟ از لحاظ مقیاسی، حتی الکترون ها و اتم های کل هستی را هم اگاه است؟
۴) ایا خدا از جهان هستی لذت می برد؟ او که به همه چیز اگاه است، دیگر موجودات گذشته و اینده برایش جدید نیستند که جذاب هم باشند.

جواب پرسش اول:
فلاسفه اسلامی در تبیین عالم گفته اند اوّلین مخلوقی که از خداوند متعال صادر شد عقل اول بود که اشرف مخلوقات(حقیقت محمدیه) بوده و جمیع کمالات مخلوقات را داراست و آن گاه از عقل اول عقل دوم پدید آمد و از عقل دوم عقل سوم؛ و به همین ترتیب ادامه یافت و آخرین عقل از این عقول را عقل فعّال گویند ــ توجه : این عقل با عقل جزئی انسان اشتباه نشودــ. تعداد این عقول طولیه که بین آنها رابطه علّی و معلولی برقرار است از نظر حکمای مشائی ده تاست ؛ ولی ملاصدرا و اتباع او معتقدند که تعداد عقول را نمی توان با برهان اثبات نمود. هر چه این عقول پایین تر می آیند از شدت وجودی آنها کاسته شده و بر جهات محدودیت آنها افزوده می شود و جهات کثرت در آنها افزایش می یابد و چون عقل فعال دارای جهات بسیار زیادی است، می تواند منشأ پیدایش موجودات بسیار زیادی شود.
ــ توجه : یک قاعده فلسفی می گوید : از یک موجود جز یک موجود نمی تواند پدید آید؛ لذا آخرین عقل در ذات خود باید دارای کثرت جهات باشد تا از هر وجهی ــ وجه عقلی مراد است ــ یک معلول پدید آیدـــ..
اما اینکه موجودات مادی از عقل فعّال به چه نحو پدید می آیند، بین حکما اختلاف نظر است. افلاطون و حکمای اشراقی و صدرالمتأهلین(ملاصدرا) معتقدند که عقل فعال آخرین عقل از عقول طولیه، عقول فراوانی را انشاء می کند که تعداد آنها به تعداد انواع موجودات عالم ماده است. این عقول همگی معلول عقل فعالند ولی بین خود آنها هیچ گونه رابطه علّی و معلولی وجود ندارد لذا این عقول را عقول عرضیه می نامند ــــ توجّه رابطه طولی در فلسفه به معنی رابطه علّی و معلولی است ــــ در حکمت افلاطونی عقول عرضیه را «مُثُل» و «مُثُل معلّقه» و در حکمت اشراقی آنها را «ارباب انواع» و «انوار قاهره» گفته اند. از عقول عرضیه به عقول مدبّره و ملائک مدبّر نیز تعبیر می شود. به نظر قائلین به وجود عقول عرضیه انشاء انواع مادی و تدبیر آنها بر عهده عقول عرضیه است. در مقابل این قول، قول حکمای مشائی است که معتقدند منشأ کثرات مادی و مدبر آنها خود عقل فعال است؛ علامه طباطبایی نیز معتقد است که براهین قائلین به عقول عرضیه برای اثبات این عقول کافی نیست. ایشان می فرمایند چه اشکالی دارد که عقل فعال موجودات مثالی(برزخی) را انشاء کند و به واسطه آنها کثرات مادی پدید آیند(ر.ک: نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله 12، فصل20 و بدایه الحکمه، مرحله 12، فصل 12و13 و اسفار اربعه ج9، ص249). برای آگاهی بیشتر ر. ک: مرضیه رمضانی، صادر نخستین از منظر امام خمینی.
جواب پرسش دوم:
عارفان بخاطر وجود حقایق برتر هستی(روح و عقل، بدن مثالی و مادی) انسان را کون جامع می گویند، یعنی ترکیبی از همه عوالم و جواهر هستی که خود نشان از عظمت خلقت انسان دارد. جواب پرسش سوم:
علم خدا همچون ذات الهی بینهایت و مطلق است. علم الهی به معنای احاطه وجودی و حضوری بر وجود اشیا و تار و پود آنها، بلکه وجود همه اشیا به نحو جمع الجمع در ذات و حقیقت هستی فانی و مستغرق هستند. این احاطه وجودی همان حقیقت علم الهی است که به احاطه قیومی تعبیر شده است.
جواب پرسش چهارم:
تعبیر به لذت در مورد خدا صحیح نیست. خداوند بخاطر ذات و صفات کمالش که همه در نهایت جمال و زیبایی و کمال قرار دارند، دارای بهجت ذاتی است، یعنی از ذات بی نهایت خود به تعبیری در کمال سرور قرار دارد. علم خدا به اشیا و ظاهر و باطن آنها چه اشیای پیشین و پسین از زیبایی و کمال تجلیات و مظاهر ذات الهی چیزی نمی کاهد و بنابراین خداوند بخاطر نهایت حسن و زیبایی دارای بهجت ذاتی است.

نظرات

میهمان
ممنونم 💔
پرسمان
سلام علیکم، در پناه دعاهای امام عصر ارواحنا فداه همیشه موفق و پیروز باشید .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.