صدای بلند امربه‌ معروف و نهی از منکر ابوذرغفاری ۱۳۹۹/۰۸/۲۱ - ۲۴۴ بازدید

میشود چند تا ازبرخورد های تندی که جناب ابوذر داشت با عثمان را عرض کنید

خروش ابوذر علیه بیداد، شُهره تاریخ است. او اسراف، تبذیر و بخشش هاى ناهنجار خلیفه سوم را برنتابید و علیه آنها خروشید و تحریف هایى را که مى خواستند براى پشتوانه سازى این حاتم بخشى ها درست کنند، تحمل ننمود و بر خلیفه و توجیه گرى کعب الأحبار، طعن زد و خلیفه، این فریادِ رساى عدالتخواهى را به شام ـ که دیارى تازه مسلمان و ناآشنا به فرهنگ اسلام بود ـ تبعید کرد.(۱)
معاویه نیز از فریادهاى ابوذر در امان نماند،(۲) و بدین سان به عثمان نوشت که اگر ابوذر در شام بماند، آن جا را به آشوب خواهد کشید. عثمان نیز دستور داد که ابوذر را به مدینه بازگردانند،(۳) و با سخت ترین و رنج آمیزترین شکل چنین کردند.
ابوذر به مدینه آمد. نه شیوه عثمان دگرگون شده بود و نه موضع ابوذر ! پس اعتراض بود و فریاد کردن، حق گویى بود و افشاگرى؛ و چون تطمیع ها و تهدیدهاى دستگاه حکومت، کارگر نیفتاد، شیوه برخورد حکومت به گونه اى دیگر شد: تبعید او به ربذه،(۴) بیابان خشک و سوزان، و بخش نامه خلیفه که هیچ کس حق ندارد ابوذر را بدرقه کند.(۵)
على (علیه السلام) آن بخش نامه را برنتابید و با فرزندان و تنى چند از صحابیان، ابوذر را بدرقه کرد و در جملاتى سنگین، مظلومیت ابوذر را بیان فرمود. دیگران نیز سخن گفتند تا مردمان بدانند که ابوذر، این صحابى بزرگ را حقگویى و ستم ستیزى اش به ربذه مى فرستد، نه چیزهاى دیگر.
تبعید ابوذر، از جمله زمینه هاى شورش علیه عثمان بود. او به ربذه رفت با دلى شاد از این که از زیر بار مسئولیت حقگویى، شانه خالى نکرده است و با قلبى آکنده از غم که تنهایش گذاشتند، و او را از مرقد مطهّر حبیبش پیامبر خدا جدا ساختند.
عبد الله بن حواش کعبى مى گوید: ابوذر را در ربذه دیدم، نشسته در سایه سایبانى، تنهاى تنها. گفتم: هان، ابوذر! تنهایى؟
گفت: هماره امر به معروف و نهى از منکر، شعارم بود و حقگویى شیوه ام و این همه، همراهى برایم باقى نگذاشت.
ابوذر به سال ۳۲ هجرى زندگى را بدرود گفت و آنچه را که پیامبر خدا در آینه زمان دیده بود و گفته بود که: «یَرحَمُ اللهُ أباذَرٍّ، یَعیشُ وَحدَهُ، ویَموتُ وَحدَهُ، ویُحشَرُ وَحدَهُ»؛ (خدا رحمت کند ابوذر را ! تنها زندگى مى کند، تنها زندگى را بدرود مى گوید و در هنگامه قیامت، تنها برانگیخته مى شود)،(۶) جامه واقعیت پوشید.
گروهى از مؤمنان، از جمله مالک اشتر، پس از مرگ آن صحابى بزرگ فرا رسیدند و با تجلیل و احترام، پیکر نحیف آن حقگوى روزگار را به خاک سپردند. (۷)
برگرفته از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی پی نوشت:
(۱). أنساب الأشراف، ج ۶، ص ۱۶۶؛ مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۴۹؛ شرح نهج البلاغة، ج ۸، ص ۲۵۶، ح ۱۳۰.
(۲). أنساب الأشراف، ج ۶، ص ۱۶۷؛ شرح نهج البلاغة، ج ۸، ص ۲۵۶، ح ۱۳۰؛ الشافی، ج ۴، ص ۲۹۴.
(۳). الطبقات الکبرى، ج ۴، ص ۲۲۶؛ أنساب الأشراف، ج ۶، ص ۱۶۷؛ سیر أعلام النّبلاء، ج ۲، ص ۶۳، الرقم ۱۰؛ تاریخ الطبری،ج ۴، ص ۲۸۳؛ الأمالی للمفید، ص ۱۶۲،ح ۴.
(۴). الکافی، ج ۸، ص ۲۰۶، ح ۲۵۱؛ الأمالی للمفید، ص ۱۶۴، ح ۴؛ أنساب الأشراف، ج ۶، ص ۱۶۷؛ الطبقات الکبرى، ج ۴، ص ۲۲۷.
(۵). مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۵۱؛ شرح نهج البلاغة، ج ۸، ص ۲۵۲، ح ۱۳۰؛ الأمالی للمفید، ص ۱۶۵، ح ۴.
(۶). الإصابة، ج ۷، ص ۱۰۹؛ کنز العمّال، ج ۱۱، ص ۶۴۴، ح ۳۳۱۳۲؛ رجال الکشی، ج ۱، ص ۹۸، الرقم ۴۸؛ بحار الأنوار، ج ۲۲، ص ۳۴۳، ح ۲.
(۷). گردآوری از کتاب: دانش نامه امیرالمومنین، محمد محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، چاپ اوّل، ج ۱۳، ص ۳۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ب نظر من ابوذر فقط بدنبال گرفتن جایگاه اون یارو با استفاده از شعار های عامه پسند و تحریک احساسات مردم ناآگاه بوده و بس
پرسمان
سلام علیکم، نظرتون واضح نیست ساده و شفاف‌تر بگویید.
هرچند برخلاف نظر من و شما قبلا پیامبر اکرم(ص) ابوذر را معرفی کرده است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.