صفات سلبی خداوند-صحیفه سجادیه ۱۳۸۷/۱۲/۱۶ - ۹۷۸ بازدید

آیا حدیث معروف « خدایا! من در کلبه فقیرانه خود، چیزی دارم که تو در عرش کبریائی ات نداری. من چون تو خدائی را دارم ولی تو همچون خودت را نداری!» که گفته می شود از امام سجّاد(علیه السّلام)است؛ یک حدیث ضعیف نیست؟ چرا که نداشتن را به خدا نسبت داده است؟ اگر می شود کمی توضیح بفرمائید و در صورت امکان، منبع دقیق این حدیث را نیز مرقوم بفرمائید ... .

مشهور است که کلام مطرح شده در پرسش حضرت عالی ، فقره ای از نیایشهای صحیفه ی سجّادیّه می باشد ؛ که اگر این انتساب حقیقت داشته باشد در اعتبار آن خدشه ای نخواهد بود ؛ چرا که صحیفه ی سجّادیّه از معتبرترین کتب شیعه می باشد ؛ لکن تا آنجا که ما تفحصّ نمودیم چنین تعبیری را در این صحیفه ی نورانی نیافتیم. البته چه این جمله از معدن عصمت و ولایت باشد یا نه ، در هر حال مضمون حقیقی آن خالی از هر گونه امر باطل است.
آنچه نسبت دادن آن به خدا اشکال دارد ، نداشتن کمالی از کمالات وجودی است نه فقدان امری که نشان نقص می باشد ؛ لذا به هنگام شمارش صفات سلبیّه خدا گفته می شود: خدا جسم ندارد ؛ روح نیست ؛ فرزند و والدین و شریک ندارد ؛ از خور و خواب و حرکت و تکامل بی بهره و فاقد فکر و اندیشه است و ... . در این تعابیر ما فقدان و ناداری را به خدا نسبت می دهیم ؛ امّا چون این امور از صفات مخلوق و علائم نقص و نیازند ، نداشتن آنها به معنی کمال و منزّه بودن از نقص می باشد . در آن تعبیر لطیف عارفانه نیز نداشتن خالق و فرادست به خدا نسبت داده شده که عین اثبات کمال محض بودن خداست ؛ چرا که داشتن خالق و بالادست به معنی مخلوق و فرودست بودن است و مخلوقیّت و فرودستی از علائم نقص وجودی است. لذا معنی تعبیر مطرح شده در سوال این است که: خدایا من مخلوق و محتاج به خالقی هستم و تویی خالق من ؛ ولی تو چون من مخلوق نبوده از داشتن خالق بی نیازی. به عبارت دیگر این جمله در حقیقت نوعی برداشت از آیه ی « أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید » و آیه ی « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ » می باشد ؛ در این آیات می فرماید: ای مردم شما همه نیازمند خدایید در حالی که خدا بی نیاز و ستوده است و هیچ چیزی مثل و مانند خدا نیست و در تعبیر یاد شده گفته شده: من به عنوان وجود فقیر و محتاج که سراپا نیاز به خدایم ، خالق و خدایی دارم ولی خدا مثل و مانند چیزی نیست و مثل من مخلوق نبوده ، خالق ندارد. لیکن این حقیقت در نیایش یاد شده با بیانی ناز آمیز ، لطیف و دلنشین ذکر شده که در زبان عرفانی به آن غنج می گویند.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.