صفات مومنین ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ - ۱۲۷ بازدید

در سوره ی مومنون خداوند یکی از خصوصیات مومنان را اعراض از لغو می داند.آیا لغو یا بیهوده شامل تفریحات هم میشود؟یا مثلا ما روزی ۱۰ ساعت وقت اضاف داریم همه ی وقت را که نمی شود مطالعه و تفکر دینی کرد باید وقتمان را چه کار کنیم؟تفریحات و تنوعات عالمان و عارفان چه بوده؟

لغو یعنی بیهوده، بی هدف و بی فایده؛ کار لغو آن کارى است که فایده نداشته باشد، و بر حسب اختلاف امورى که فایده عاید آنها مى شود مختلف مى گردد. چه بسا فعلى نسبت به امرى لغو، و نسبت به امرى دیگر مفید باشد .
پس کارهاى لغو در نظر دین، آن اعمال مباح و حلالى است که صاحبش در آخرت و یا در دنیا از آن سودى نبرد و سر انجام آن، منتهى به سود آخرت نگردد مانند خوردن و آشامیدن به انگیزه شهوت در غذا که لغو است، چون غرض از خوردن و نوشیدن گرفتن نیرو براى اطاعت و عبادت خدا است. بنا بر این اگر فعل هیچ سودى براى آخرت نداشته باشد، و سود دنیایى اش هم سر انجام منتهى به آخرت نشود، چنین فعلى لغو است و به نظرى دقیقتر، لغو عبارت است از غیر واجب و غیر مستحبّ .
خداى عز و جل در وصف مؤمنین در آیه «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» نفرموده که به کلى لغو را ترک مى کنند، بلکه فرموده از آن اعراض مى کنند، چون هر انسانى غیر از معصوم هر قدر که با ایمان باشد در معرض لغزش و خطا است، و خدا هم لغزش هاى غیر کبائر را، در صورتى که از کبائر اجتناب شود بخشیده و فرموده است: «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیماً ».
به همین جهت خدا مؤمنین را به این صفت ستوده که از لغو اعراض مى کنند، و اعراض غیر از ترک به تمام معنا است . ترک امرى است عدمى و اعراض امرى وجودى، اعراض وقتى است که محرک و انگیزه اى، آدمى را به سوى اشتغال به فعلى بخواند و آدمى از آن اعراض نموده به کارى دیگر بپردازد، و اعتنایى به آن کار نکند. و لازمه اش آن است که نفس آدمى خود را بزرگتر از آن بداند که به کارهاى پست اشتغال ورزد، و بخواهد که همواره از کارهاى منافى با شرف و آبرو چشم پوشیده، به کارهاى بزرگ و مقاصد جلیل بپردازد . و از همین جا روشن مى شود که وصف مؤمنین به اعراض از لغو کنایه است از علو همت ایشان، و کرامت نفوسشان. (ر. ک: ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۹).
سرگرمی و تفریح اگر هدفمند باشد و حداقل سود و فایده ای دنیایی مانند شادابی و تنوع و بر طرف کردن خستگی ناشی از کار و فعالیت بر آن مترتب شود و زمینه ساز فعالیت دنیایی و یا آخرتی مانند عبادت باشد لغو محسوب نمی شود و اگر صرفا سرگرمی و اتلاف وقت و عمر بودن نتیجه و ثمر آن باشد بی شک لغو محسوب می شود . مثلا دیدن فوتبال گاهی به منظور رفع خستگی و ایجاد تنوع و بیرون رفتن از جو و فضای کار و فعالیت و به قصد آماده شدن برای فعالیت های مفید بعدی انجام می شود که مسلما لغو نیست و مطلوب و مناسب است اما گاهی چنین منظوری در کار نیست و صرف دیدن فوتبال خود موضوعیت دارد و هدف تنوع و تغییر حالت و بر طرف کردن خستگی روحی و جسمی نیست که در این صورت لغو محسوب می شود .
انسان موجودى است مرکب از دو بعد، جسم و روح و هر کدام نیازها و آسیب هاى خاص خودش را دارد. همان گونه که بدن انسان به انواع غذاها احتیاج دارد، روح آدمى نیز به شادابى و تفریحات سالم نیازمند است. بنابر این غذاى روحى و روانى، همواره در کنار غذاى جسم مطرح بوده است . ضرورت شادى و شادمانى: همه ى اندیشمندان (بلکه همه ى انسان ها) به این نتیجه رسیده اند که شادى ها و تفریحات سالم براى تقویت روح آدمى، از ضروریات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ایجاد استرس و عصبانیت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و کاهش شوق نسبت به زندگى کرده و موجب افسردگى و ناراحتى مى شود.
«چگونه برنامه ریزی کنیم؟»
امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرماید: «بکوشید که اوقات شما چهار قسمت باشد؛ بخشی را برای مناجات با خدا، بخشی را برای کار و زندگانی و معاش و قسمتی را برای معاشرت با افراد مورد اعتماد که عیوب شما را به شما می فهمانند و از صمیم قلب به شما اخلاص می ورزند و قسمتی از وقتتان را نیز اختصاص دهید به بهره وری از لذتهای حلال» و در پایان حضرت می فرماید: «و بوسیله این بخش آخر است که بر انجام وظایف آن سه بخش نیز توانا می شوید .» ( تحف العقول، ص۴۳۳، حکمت ها و مواعظ امام موسی کاظم (علیه السلام).
اگر بخواهیم از سخن گهربار امام معصوم بهره بیشتری ببریم و راهکارهای عملی مناسبی را برگیریم باید بخشهای چهارگانه گفتار و توصیه امام را تبیین کنیم . همان طور که بیان شد امام (علیه السلام) اوقات شبانه روزی را به چهار قسمت تقسیم می کند. یک قسمت مربوط به امور عبادی می شود که تقریبا مشترک بین همه سطوح سنی نوجوان، جوان، میان سال و پیر می باشد و منظور از عبادات همان نمازهای یومیه واجب و مستحبات مانند خواندن ادعیه، تلاوت قرآن و کلا پرداختن به امور معنوی و عبادی است. اما قسمت دوم که امام می فرماید بخشی از وقت خود را صرف کار و زندگانی و معاش کن، این قسمت در مورد جوانان دانشجو به معنای همان تحصیل و جدیت در امر دانش افزائی است زیرا بیشتر دانشجویان در این سنین اولا مجرد هستند ثانیا به کاری غیر از تحصیل مشغول نیستند. بنابراین معنای این بخش از سخن امام در مورد دانشجو این است که بخشی از اوقات خود را صرف کار که همان تحصیل باشد کن زیرا شغل دانشجو همان تحصیل و گذراندن دوره دانشجوئی است. اما قسمت سوم که امام می فرماید قسمتی از وقت خود را صرف معاشرت با افراد قابل اعتماد کن، بسیار مهم است زیرا در این سنین (دوره جوانی) نقش دوست و همنشین در زندگی انسان فوق العاده زیاد است و بیشترین تأثیر پذیری را از دوستان و هم سن و سال های خود دارد . بنابراین دانشجو باید دوستانی را برای خود برگزیند که اخلاق، رفتار و افکار آنها موجب پیشرفت و رشد او شود و از انتخاب دوستانی که او را به بیراهه سوق می دهند و موجب اتلاف وقت و هدر رفتن انرژی او می شوند اجتناب کند.
و قسمت چهارم اینکه امام می فرماید بخشی از وقت خود را صرف لذات حلال کن و مهمتر اینکه امام می فرماید اگر از این بخش چهارم بهتر استفاده کنید روی بهره برداری سه بخش دیگر نیز تأثیر می گذارد. طبیعی است که انسان یک سلسله نیازها دارد که باید این نیازها به موقع تأمین شود و الا نیرو و توان برای ادامه کار و حرکت به سوی موفقیت امکان پذیر نیست. از جمله این لذات حلال خواب، استراحت، تفریح، غذا خوردن، ... می باشد. بنابراین برنامه کاری و اوقات شبانه روزی خود را به گونه ای طراحی کنید که خواب به اندازه کافی و تفریح و ورزش به خوبی در آن لحاظ شده باشد. اگر کسی این سخن گهربار امام (علیه السلام) را سرلوحه زندگی خود قرار دهد، بطور قطع به همه امور زندگی خود می تواند بپردازد و از اوقات شبانه روزی خود و همچنین امکاناتی که در اختیار دارد اعم از امکانات مادی و معنوی بیشترین بهره را می تواند ببرد و به سر منزل مقصود که همان قرب و رضوان الهی است دست یابد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.