صفت غفار ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ - ۲۲۷ بازدید

به نام خدا
سلام کلمه (غفور) به خدا آیابرای گناهان بسیاربزرگ هم هست (گناه نفس) مثلا؟

غفران، از صفات فعل است نه از صفات ذات. و صفات فعل از رابطه ی بین خدا و مخلوقات انتزاع می شود. مثلاً از آن جهت که مخلوقات روزی می خورند و خدا روزی آنها را می دهد، خدا را رزَاق می گویند. همچنین از آنجا که برخی مخلوقات، گناه می کنند، و خدا گناهان آنها را می پوشاند، خدا را غفَار یا غفور می گویند. لذا اگر مخلوق گناهکاری وجود نداشت، خدا را هم غفَار نمی گفتیم. چون صفات فعل، همواره از یک رابطه ی دو طرفه انتزاع می شوند. خلاصه آنکه غفَاریَت خدا، از صفات ذاتی او نیست، تا بگوییم غفَاریَت او اقتضای خلق نمودن مخلوق گناهکار را داشته است. لغت «غفر» یعنی پوشاند، پنهان کرد، خاک ریخت. وقتی حیوانی می میرد اگر در خاک دفن نشود بوی نامطبوعی از خود منتشر می کند که غیر قابل تحمل است. ولی وقتی آن لاشه در خاک شود، بوی نامطبوعش نیز از بین می رود. وقتی گناهی از انسان سر می زند در باطن بوی نامطبوعی از خود به جا می گذارد که انسان وقتی از خداوند، طلب مغفرت می کند یعنی می خواهد که خداوند بر روی گناهانش پرده اندازد تا بوی نامطبوعش از بین برود . دراصطلاح اینگونه ترجمه می شود: خدایا بر روی گناهانم خاک بریز یا روی گناهانم پرده بینداز!
عفو یعنی بخشش و گذشت کردن و نادیده گرفتن. وقتی از خدا طلب عفو می کنیم یعنی می خواهیم که گناهان ما را ببخشد و نادیده بگیرد. تفاوت بین عفو و غفران ، در عفوّ فقط گذشت است؛ ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را هم شامل حالمان نماید؛ غفران نام می گیرد. مثلاً اگر کسی زد و چشم فردی را در آورد، و آن شخص، از قصاص یا دیه گرفتن صرف نظر نمود، می گویند او را عفوّ کرد. امّا هنوز از دست آن فرد، خشنود نیست. حال اگر افزون بر گذشت، از او اظهار خشنودی هم کرد و کاری نمود که آن فرد، احساس عذاب وجدان نکند، گویی روی گناه او، پرده هم افکنده است. در این حالت، می گویند: او را مورد غفران قرار داد. پس غفران بعد از عفو و کاملتر از آن است. عفو الهی، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مى دهد و غفران الهى، به گناهکار پر و بال عطا مى کند و بالا می برد. لذاست که اگر عفو و گذشت خدا نباشد، انسان با شکست روبرو شده و کنار زده مى شود، و اگر غفران خداوند نباشد، از پیشرفت بازمانده و متوقف مى گردد. عفوّ و غفران خدا، ناشی از رحمت او می باشند؛ و زیر مجموعه ی رحمتش قرار می گیرند؛ کما اینکه بسیاری دیگر از صفات خدا نظیر رزّاقیّت او و جبّاریّت او و عطوفت و رأفت او، همگی زیر مجموعه ی رحمت خدا هستند.
هرگناهى، از جمله قتل با توبه قابل بخشش است، ولى از آن رو که حق الناس است، پشیمانى و استغفار فقط کفایت نمى کند، بلکه اگر کسى به طور عمد شخصى را به قتل رسانده باشد و بخواهد توبه کند، باید خود را تسلیم دادگاه و اولیاى مقتول کند و آن ها اختیار دارند که قصاص کنند یا دیه بگیرند و عفو نمایند. اگر از قصاص صرف نظر کردند، یعنى او را نکشتند، بر قاتل سه چیز واجب مى شود: آزاد کردن برده، سیر کردن شصت فقیر و روزه گرفتن شصت روز پى در پى. اگر برده یافت نگردد، دو تاى دیگر ساقط نمی شود.
اگر قتل عمدى نباشد، پرداختن دیه به اولیاى مقتول واجب می گردد، مگر این که عفو کنند. به علاوه یکى از سه امر مذکور به وجوب خود باقى است، یعنى اگر می تواند، برده اى آزاد کند؛ اگر نمی تواند، شصت روز روزه بگیرد؛ اگر نتواند، شصت فقیر را اطعام کند.
با توجه به اصل «تبعیت نتیجه حرکت از چگونگى حرکت»، انسان ها علاوه بر آنکه در روز قیامت، نتایج اعمال، حرکات و انتخاب خود را خواهند دید؛ به مجرد آنکه وارد عالم و نظام برزخ شدند، در ادامه مسیر حرکتى که در دنیا انتخاب و به سوى آن حرکت کرده اند، قرار خواهند گرفت و آن را ادامه خواهند داد تا نتیجه کامل را در قیامت بگیرند.

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.